fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

خان زِنّیرَه

خان زِنّیرَه

رفتن به کانال در Telegram

سلام بر آنها که مهربانی شان، سیاست نیست، سبک و سیاقِ زندگی شان است. سخن زِنّیرَه🌱 @Khan_Zanirahbot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
251
مشترکین
-424 ساعت
-297 روز
-4230 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
خان زنیره، قرینِ وژمه در عشوه‌گر؛ مجذوب کننده، شکست‌ناپذیر و مرموز ✨🎀

《مُردیم و من هنوز گمانم که زنده‌ام》

Repost from N/a
دختری زیرِ باران ایستاده بود، نیمه‌های شب بود، قطرات باران و اشک درهم گره خورده بودند، چهره‌اش زیر نور ماه می‌درخشید. هاله‌ای از ماه چهره‌اش را پوشانده بود. کمی به خود لرزید، قامتی بلند داشت و گیسوانش افشان و پریشان میان باران می‌رقصیدند... پس از اینکه باران آرام گرفت، خشمش فرو نشست. دلش می‌خواست از آنجا فرار کند و برود اما انگار با غل و زنجیری پایش را بسته بودند. چشمانی سیاه داشت و صورتی کشیده، زیر چشمانش گود بود، گویا پشت میله‌های زندان بود و تقلا برای آزادی داشت...
https://t.me/KhanZanirah

شب‌ ها یکی پس از دیگری می‌گذرند، و روزها نیز پی‌ درپی سپری می‌شوند؛ اما باید بدانیم که این شب و روز نیست که می‌گذرد، بلکه عمر من و شماست که در حال گذر است. اینجاست که این سؤال برایم پیش می‌آید، آیا این گذر زمان به میل ماست یا خیر؟!
هستی_شایان

دوباره همان سخنان، همان درد سر ها سراغم را گرفته اند، عجب صبح با شکوهی...!💔

این بغض امانم را بریده است....💔

دنیا به جایی خواهد رسید که افراد باهوش از حرف زدن منع می‌شوند تا باعثِ رنجش احمق‌ها نشوند... اکنون دقیقاً همان دوران است!
#داستایوفسکی

اَللّهُمَّ صَلَّ عَلیَ مُحَمَّدٍ وَّ عَلیَ الِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلیَ اِبرَاهِیمَ وَعَلیَ الِ اِبرَاهِیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.🤍🌱

Repost from N/a
سولِسترا_نور و شکوه. https://t.me/KhanZanirah

موج از این بار چنان کشتی طاقت بشکست که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود
#سعدی

نوریه است نامم و نوراحمدم بخوان خوبم، ولی تو هرچه توانی، بدم بخوان مردانه‌پوش گشته‌ که پنهان کنم غمی در راه و رسم خویش، بیا م
نوریه است نامم و نوراحمدم بخوان خوبم، ولی تو هرچه توانی، بدم بخوان مردانه‌پوش گشته‌ که پنهان کنم غمی در راه و رسم خویش، بیا مرتدم بخوان من رفته‌ام ز کیش تو بیرون، به صد زبان از نو بیا به زور تفنگ، اشهدم بخوان در پیکرم هزار پری لانه کرده است پروا مکن، تو خانه‌ی دیو و ددم بخوان ما را بکش به حکم کتابی که آنِ توست یک چند سوره باز سر مرقدم بخوان حدّ زنان به خاک شما، تلخ‌مردن است از حد گذشته‌ام، به خدا بی‌حدم بخوان فرخنده‌وار، جسم مرا ریز ریز کن شاعر، بیا و مرثیه بر مشهدم بخوان

💔❤️‍🩹.

مژگان_عظیمی_خريدند_تنت_را_و_بريدند_كفنت_را48k.m4a1.83 MB

من اصلاً نفهمیدم جوانی یعنی چه؟ من یک راست از بچگی به سن کهولت رسیدم...!
ژان پل سارتر

بر سر آنم که گر ز دست برآيد دست به کاری زنم که غصه سر آيد
#حافظ

صبرها کردم که شاید کار آسان می‌شود گاه انسان از صبوری‌ها پریشان می‌شود
#سید_تقی_سیدی

یک ثانیه خورشیدم و یک ثانیه ابرم، ‏تلفیق غم و شادی و دلتنگی و صبرم.
#سیدتقی_سیدی

من خسته‌ام از توضیح دادن. خسته‌ام از اینکه مدام باید ثابت کنم قلب دارم، احساس دارم، می‌شکنم، می‌ترسم، دلتنگ می‌شوم. خسته‌ام از آدم‌هایی که فقط وقتی لبخند می‌زنم باورم می‌کنند و وقتی سکوت می‌کنم، خیال می‌کنند مغرور شده‌ام. نه، من مغرور نیستم؛ فقط دیگر توان جنگیدن برای فهمیده شدن را ندارم! #بـانـو_امـیـری

Repost from N/a
زن اگر شاعر شود،اندوهی باران دیدنی‌ست راز‌های پشتِ آن چشمانِ گریان دیدنی‌ست در سکوتش یک جهان فریاد، پنهان کرده است زیر سقفِ ب
زن اگر شاعر شود،اندوهی باران دیدنی‌ست راز‌های پشتِ آن چشمانِ گریان دیدنی‌ست در سکوتش یک جهان فریاد، پنهان کرده است زیر سقفِ بی‌کسی، اوجِ دل و جان دیدنی‌ست مثلِ یک کوه است اما قلبِ او از جنسِ شیشه انعکاسِ درد‌ها در قلبِ انسان دیدنی‌ست می‌رود تا گم کند در مِه،مسیرِ غصه‌اش قدم زدن‌هایش در آغوشِ خیابان دیدنی‌ست رنج را لبخند می‌سازد برای دیگران در دلِ طوفان، ثباتِ این گلستان دیدنی‌ست دست‌هایش بوی نان و بوی مِهر و بوی عشق خط به خطِ سرنوشتش در زمستان دیدنی‌ست طاقتش سنگین‌تر از فهمِ تمامِ شهرِ ماست صبر او در هجمهٔ آوار و طوفان دیدنی‌ست خسته‌ است از حرف‌های پوچ و تکراریِ دهر در نگاهی ساکتش، جادویِ کتمان دیدنی‌ست آسمان هم پیشِ پای همتش زانو زده است اوجِ این پرواز، در قیدِ زندانی دیدنی‌ست گر‌ چه تاریخ از شُکوهی رنجِ او چیزی نگفت شعرِ ما امشب برای او به دیوان دیدنی‌ست
#نساء_عاصی