fa
Feedback
نُـکتـورا | بـانـوامـیـری

نُـکتـورا | بـانـوامـیـری

رفتن به کانال در Telegram

«عاشقِ هنر، و شیفته‌ی نوشتن؛ تا آن‌جا که جان را فدا کنم بر سرِ معشوقِ کلمات.» سخنِ شما🧚🏻‍♀️ @bano_writer_Bot پیج انستاگرام 🧚🏻‍♀️ https://www.instagram.com/writer_banoo_amiri?igsh=MWQ0djBsa2k3Zjl6eg==

نمایش بیشتر
1 447
مشترکین
+324 ساعت
+287 روز
+4630 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+65
در 20 کانال‌ها
اوت '26
+296
در 44 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+489
در 31 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+149
در 43 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+104
در 40 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+124
در 50 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+183
در 57 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+534
در 61 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+137
در 20 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+722
در 48 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+811
در 25 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+1 228
در 24 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+1 319
در 24 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+482
در 21 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+235
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+250
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+261
در 8 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+284
در 49 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+135
در 127 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+89
در 18 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+84
در 9 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+138
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+141
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+101
در 19 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+127
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اوت '240
در 14 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+46
در 17 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
06 سپتامبر0
05 سپتامبر+9
04 سپتامبر+4
03 سپتامبر+9
02 سپتامبر+39
01 سپتامبر+4
پست‌های کانال
2
سخنی؟ @bano_writer_Bot
17
3
....
47
4
این ریکشن 😐 را بگذار اشکالی نداره! فقط متن را خوانده بعد بگذار نه ناحق؛
26
5
الهی شکر به تعدادِ دانه‌ای باران.🤍
42
6
چرا ما باید همیشه تا مرزِ فروپاشی برویم تا کسی جدی‌مان بگیرد؟ یعنی باید آن‌قدر گریه کنیم تا باور کنید واقعاً درد داریم؟ باید آن‌قدر بی‌حال باشیم تا بفهمید خسته‌ایم؟ باید از پا بیفتیم تا اجازه بدهید بگوییم: "دیگر نمی‌توانیم." شاید شما آن‌قدر به درد کشیدنِ ما عادت کرده‌اید که دیگر درد را نمی‌بینید. #بـانـو_امـیـری
117
7
اینکه 🤗 عزیز من است... و اینم 😐 اخموی عبوس است...
75
8
مثلاً من از شما ریکشن های رنگی رنگی می‌خواهم😌🫧
80
9
در دو راهی مانده‌ام. نه از آن دو راهی‌های قشنگی که در شعرها می‌نویسند؛ که یک طرفش جاده‌ای باریک است و طرف دیگرش جنگلی مه‌آلود و آدم باید با قلبش انتخاب کند. نه! دو راهی من شبیه چهارراهی کثیف وسط شهری‌ست که ساعت سه صبح، حتی سگ‌های ولگردش هم حوصله‌ی پارس کردن ندارند. ایستاده‌ام. دست‌هایم در جیبم. سرم پایین و نمی‌دانم کدام طرف بروم. ذهنم دیگر کار نمی‌کند. قبلاً زیاد فکر می‌کردم. آن‌قدر زیاد که گاهی برای یک تصمیم ساده، سه شب خوابم نمی‌برد. حالا اما به چیزها نگاه می‌کنم و هیچ. یک فنجان قهوه روی میز. یک پنجره‌ی نیمه‌باز. صدای ماشینی که از خیابان رد می‌شود. پیامی که جوابش را نداده‌ام. و یک زندگی که باید ادامه پیدا کند. اما من دیگر نمی‌دانم چطور. خنده‌دار است آدم یک عمر فکر می‌کند مشکلش پول است، عشق است، تنهایی است، آدم‌های اشتباه‌اند، خانواده‌اند، گذشته است، آینده است بعد یک شب می‌فهمد مشکل اصلی خودش است. خودش! همان آدمی که هر صبح از تخت بلند می‌شود و همان صورت خسته را در آینه می‌بیند. مدتی‌ست حتی از آینه هم خوشم نمی‌آید. چون آینه دروغ نمی‌گوید. نمی‌گوید: همه‌چیز درست می‌شود. نمی‌گوید: تو قوی هستی. فقط نگاهت می‌کند. و آن‌وقت می‌فهمی چقدر پیرتر از سنّت شده‌ای. چقدر چیزها درونت مرده‌اند. چقدر از حرف‌هایی که یک روز برایشان هیجان داشتی، حالا فقط شانه بالا می‌اندازی. عشق؟ نمی‌دانم! آینده؟ ولش کن! موفقیت؟ چه شوخی بدی! آدم وقتی از درون خالی می‌شود، حتی رؤیاهای خودش هم مزاحمش می‌شوند. یک زمانی برای خودم نقشه داشتم. صبح‌ها بیدار می‌شدم و می‌گفتم: یک روز... یک روز فلان می‌شوم. یک روز بهمان جا می‌رسم. یک روز کسی می‌آید. یک روز کسی می‌ماند. یک روز می‌فهمم چرا این‌همه درد کشیدم. "یک روز." چه عبارت خطرناکی. آدم می‌تواند تمام عمرش را داخل همین دو کلمه دفن کند. یک روز! اما یک روز آمد و دیدم هنوز همان‌جا هستم. با همان زخم‌ها. با همان سؤال‌ها. با همان حماقت‌ها. فقط کمی خسته‌تر. کمی ساکت‌تر. و خیلی کمتر امیدوار. گاهی دلم می‌خواهد کسی بیاید و بگوید: ببین، لازم نیست قوی باشی. فقط همین! نه نصیحت. نه سخنرانی. نه جمله‌های انگیزشی. فقط یکی بنشیند کنارم و بگوید: می‌فهمم. امروز هم خراب شد فردا را بعداً فکر می‌کنیم. اما آدم‌ها بلد نیستند کنار آدمِ خسته بنشینند. همیشه می‌خواهند تعمیرت کنند. می‌گویند: مثبت فکر کن. لعنت به مثبت فکر کردن! وقتی سقف خانه‌ات چکه می‌کند، نمی‌گویی: چه زیبا! آب دارد از آسمان وارد خانه‌ام می‌شود. یک سطل می‌گذاری زیرش. تمام! بعضی چیزها فقط خراب‌اند. نه فلسفه دارند، نه درس زندگی، نه پایان الهام‌بخش. فقط خراب‌اند. و تو باید صبح بلند شوی و جمع‌شان کنی. من هم مدتی‌ست دارم خودم را جمع می‌کنم. تکه‌تکه. مثل لیوانی که افتاده روی زمین و کسی حوصله ندارد خرده‌شیشه‌هایش را دور بریزد. گاهی یک تکه از خودم را پیدا می‌کنم و می‌گویم: آه، این هم من بودم. آن آدمی که می‌خندید. آن آدمی که دل می‌بست. آن آدمی که برای فردا لباس کنار می‌گذاشت. آن آدمی که وقتی باران می‌آمد، کنار پنجره می‌ایستاد. حالا باران می‌آید و من فقط به خیابان نگاه می‌کنم. نه خوشحالم. نه ناراحتم. فقط نگاه می‌کنم. این بدترین قسمت ماجراست. غم، حداقل چیزی دارد. اشک دارد. فریاد دارد. درد دارد. اما پوچی پوچی حتی زحمت گریه کردن هم به خودش نمی‌دهد. می‌نشیند کنارت. سیگارش را روشن می‌کند. و می‌گوید: خب؟ و تو نمی‌دانی چه جوابی بدهی. در دو راهی مانده‌ام. یک طرفش ماندن است طرف دیگرش رفتن. و من برای اولین بار فهمیده‌ام که گاهی آدم نه به خاطر اینکه نمی‌داند چه می‌خواهد، بلکه چون از بهای انتخابش می‌ترسد، سر جایش می‌ماند. من هم می‌ترسم. خیلی! اما شاید ترسیدن عیب نباشد. شاید فقط نشانه‌ی این باشد که هنوز چیزی برای از دست دادن دارم. پس امروز انتخاب نمی‌کنم. می‌نشینم. قهوه‌ام را می‌خورم. به سقف نگاه می‌کنم. به صدای شهر گوش می‌دهم. و اجازه می‌دهم این ذهن لعنتی برای چند ساعت ساکت باشد. فردا نمی‌دانم! فردا اگر آمد، با او کنار می‌آیم. فعلاً همین کافی‌ست. برای آدمی مثل من، که مدت‌هاست از خودش هم خسته است، زنده ماندنِ یک شب دیگر، گاهی خودش یک طور پیروزی‌ست. #بـانـو_امـیـری
163
10
بدون متن...
149
11
بدون متن...
1
12
فور کن چنلت 𝟣𝟢𝟢+ جذب رایگان بت بدم🎀🧘🏾‍♀ اینجا و اسپانسر جوین باش حتما❕ چنلو پین کن شاتشو بده باتم📌 شات فور زدن بنر و جوین چنل اصلی و چنل اسپانسر + تگ چنلتون بدید باتم. ι𝖽 𝖬ᥱᥣι : @fldermelibot خرید ممبر اسپانسری مِلے جهت رشد چنلت کلیک کن↗️🐰 گپ تب‌جفج حمایت از چنلاتون🩰🧸
134
13
🎁 فـور کـن چـنـلـت ایـنـجـا و اسپـانـسـر جـویـن بـاش تـوی فـولـدر بـزارمـت +𝟣𝟢𝟢 جـذب تـقـدیـمـتـون کـنـم🎁 شات جوینیتون توی اسپانسر + تگ چنلتون رو حتما بفرستید این بات .
151
14
این پیامو فوروارد کنید تا یه فولدر درست کنم🤏🏻 جوین باشین=متقابل میام:)🪴
108
15
من تمام آن روزهایی را که خیال می‌کردم آخرین روزند، پشت سر گذاشته بودم. تمام شب‌هایی را که فکر می‌کردم صبح نخواهند شد، صبح شده بود. تمام آدم‌هایی را که خیال می‌کردم نبودنشان مرا نابود می‌کند، روزی نبودند و من، با تمام ناباوری‌ام، باز هم زنده مانده بودم... #بـانـو_امـیـری
162
16
نمی‌دانم چرا تو. از میان این همه مردی که می‌توانستم دوست‌شان داشته باشم، چرا قلبم تو را انتخاب کرد؟ #بـانـو_امـیـری
3
17
أنا لا أعرف لماذا أنت من بين كل الرجال الذين كان من الممكن أن أحبهم، لماذا اختارك قلبي؟ نمی‌دانم چرا تو. از میان این همه مردی که می‌توانستم دوست‌شان داشته باشم، چرا قلبم تو را انتخاب کرد؟ #بـانـو_امـیـری
1
18
بعضی مهمان‌ها که می‌آیند، آدم نمی‌فهمد مهمان آمده یا کمیسیون تحقیق تشکیل شده! از لباس و قیافه‌ات گرفته تا ازدواج و درآمد و درس و کار و زندگی‌ات را می‌پرسند؛ آخرش هم یک نظر کارشناسی می‌دهند که اصلاً درخواستش نکرده بودی.😒 عزیز جان، مهمانی آمده‌ای، نه آمده‌ای پرونده‌ی زندگی ما را تکمیل کنی! یک چای بخور، کمی بنشین، لبخند بزن و سالم برو خانه؛ همین خودش رسم مهمان‌داری و مهمان‌بودن است!
35
19
خب درست، مهمان حبیب خداست؛ ولی بعضی چیزها را هم آدم باید یاد بگیرد که نپرسد! خانه‌ی مردم که اتاق بازجویی نیست؛ هر چیزی دیدی، لازم نیست بپرسی این چیست؟ چرا اینطوری است؟ کی خریدی؟ چقدر شد؟ 😐 مهمان باش، عزیز باش کارآگاه نباش! 😒
47
20
باید برای ‌شان گفت: خب درست است قدم‌هایتان روی چشم بیایید، اما آداب مهمان بودن را بجا آورید!
45