fa
Feedback
میم‌رِ ؛

میم‌رِ ؛

رفتن به کانال در Telegram

میم چه رِ ای؟!😶‍🌫️ مهم نیست کجای کاری؛اینجا یاد میگیری صحنه رو بشناسی!🔍 “به مدرسه رسانه ای میم رِ خوش اومدی🎥💗” 🎯 ادمینمون : @mimre_admin

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است

📈 تحلیل کانال تلگرام میم‌رِ ؛

کانال میم‌رِ ؛ (@mimre_media) بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 21 327 مشترک است و جایگاه را در دسته متفرقه دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 21 327 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 10 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -729 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -30 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 0.14% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 0.07% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 30 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 14 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 6 است.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
میم چه رِ ای؟!😶‍🌫️ مهم نیست کجای کاری؛اینجا یاد میگیری صحنه رو بشناسی!🔍 “به مدرسه رسانه ای میم رِ خوش اومدی🎥💗” 🎯 ادمینمون : @mimre_admin

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 11 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته متفرقه تبدیل کرده‌اند.

21 327
مشترکین
-3024 ساعت
-3297 روز
-72930 روز
آرشیو پست ها
به‌نام خدا فرکانس سپیده / یک نفر همه چیز از یک نویزِ بی‌صدا آغاز می‌شود؛ لرزشی نامحسوس در عمیق‌ترین لایه‌هایِ وجود. در این میانه، مبعوث، آن کسی است که از حصارِ پارازیت‌های نفسانیِ فردی فراتر می‌رود تا به «طول‌موجی» پیش‌برنده بدل شود. او همان حلقه‌یِ میانی است که نویزِ تنهایی را می‌گیرد و آن را به پژواکِ جمعیِ یک «امت» بدل می‌کند. علتش این است که بعثت، حادثه‌ای نیست که در جان انسان متوقف بماند و مبعوث نمی تواند نوری که در جانش طلوع کرده را، به دیگری نرساند. نبی در مقام نبوت، انسانی است که نور در او به حرکت درآمده؛ و رسالتش با خویشتن تمام نمی‌شود. باید آنچه در درونش رخ داده را به بیرون بکشاند؛ یک انسان را به انسان دیگری پیوند بزند و از میان این پیوندها، رشته‌هایی بسازد که بتوانند بار جامعه را بر دوش بکشند. اینجاست که هنر بزرگترین انسان رسانه‌ی بشریت خود را نشان می دهد. حکومت بر، دلهایِ جدا از هم. علی (ع) را در حجاز، اویس قرنی از یمن، سلمان فارسی از ایران، ابوذر از مدینه و عمار از مکه را چنان به همدیگر وصل می کند که هیچ تحریم و تهدید و تبعید و شکنجه‌ای این دلها را از هم جدا نمی کند! هرکدام، چراغی برای دیگری می شوند. این‌ها همان حلقه‌های میانی‌اند؛ فاصله‌ی میان «فرد مبعوث» و «جامعه مبعوث». در راستای این منطق، جامعه‌ی توحیدی یک‌باره ساخته نمی‌شود؛ از تکثیر انسان‌های متحول ساخته به وجود می آید. هر انسان بیدار، سرچشمه‌ی یک جریان؛ هر پیوند، مجرای یک نور؛ و هر حلقه، بخشی از پیکره‌ای که صورت اجتماعی توحید را آشکار می‌کند. آری، نبوت از یک انسان آغاز می‌شود، اما برای یک انسان نیست؛ اگر مبعوث شده‌ای، تو همان “حلقهٔ میانی” هستی؛ همان معبرِ بی‌واسطه که نور را از منبعِ جانِ خویش، به شریان‌هایِ اجتماع می‌کشانی. تو «فرکانسِ سپیده‌ای»؛ مبعوثی که در تپش‌هایِ وجودت، از حصرِ “من” می‌رهی و در کثرتِ “ما” جاری می‌شوی تا این خاکِ خفته را با نَفَسِ مهدوی، به رقصِ قدسیِ امت درآوری. عصاره‌ی کلام اینکه؛ یک نفر، اگر واقعاً مبعوث شده باشد، هرگز یک نفر نمی‌ماند، بلکه قطعا یک حلقه میانی می شود. حلقه میانی شده‌ای یا فقط مشغول پرچم‌گردانی هستی؟! و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه شنبه ۷ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir

📝خداقوت رهبر معظم انقلاب به دولت چهاردهم بابت اقدامات شایسته در شرایط تشدید تحریم‌ها و محاصره‌ها ▪️امسال دولت جمهوری اسلامی
📝خداقوت رهبر معظم انقلاب به دولت چهاردهم بابت اقدامات شایسته در شرایط تشدید تحریم‌ها و محاصره‌ها ▪️امسال دولت جمهوری اسلامی ایران مفتخر است که ایّام هفته‌ی دولت، مقارن با ایّام ولادت با سعادت و پر برکت دو مولود ربیع‌الاوّل صلوات‌الله و سلامه‌علیهما و آلهما است. ▪️به همه‌ی کارکنان و مدیران فعّال دستگاههای دولتی و به‌خصوص رئیس‌جمهور صادق و دلسوز دولت چهاردهم تبریک و خداقوّت میگویم. خصوصاً با توجّه به اقدامات شایسته‌ای که به‌رغم محدودیتها و دسیسه‌های گوناگون دشمن امریکایی ـ صهیونی و تشدید تحریمها و محاصره‌ها، در طول جنگ تحمیلی سوّم و پس از آن در مسیر تأمین کالاها و انواع خدمات مورد نیاز مردم، ترمیم نقاط مهمّ آسیب‌‌دیده و مدیریت انرژی صورت داده‌اند. ✍ بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب به‌مناسبت هفته دولت | ۶/شهریور/۱۴۰۵ #️⃣ #ایران_هرچه_قوی_تر #بسته_خبری | متن کامل پیام 💻 Rahbar.ir  | 📲 @Rahbar_ir

نقد ها هم باید عادلانه و منصفانه باشه!! نظر شما راجب این تحولات چیه؟! @mahdihaji_ir

رسانه، در سیره پیامبر اعظم (ص)، تنها در «صدای واحد» ایشان خلاصه نمی شد. پیامبر (ص) به عنوان کانون مرکزی «روایت»، به خوبی می دانست که برای عبور از سد انحصار رسانه ای قریش، نیازمند تکثیر این پیام است. اما این تکثیر نه از طریق نسخه برداری مکانیکی، بلکه از طریق ساخت «حلقه های میانی» اتفاق افتاد. این حلقه های میانی، در حقیقت همان انسان هایی بودند که پیام مرکزی (وحی و سیره) را دریافت، در جان خود هضم، و سپس با «زبان قوم خود» بازتولید کردند. چرا حلقه های میانی، بزرگ ترین دستاورد رسانه ای نبوی بودند؟ تبدیل «مخاطب» به «رسانه»: در راهبرد پیامبر، پیروان ایشان صرفاً «مصرف کننده» محتوا نبودند. او هر یک از یاران خود را به یک «رسانه زنده» تبدیل کرد. هر فرد با ظرفیت، جایگاه اجتماعی و زیست منحصر به فردش، پیام اصلی را به گوش لایه هایی از جامعه می رساند که شخص پیامبر (به دلیل محدودیت های زمانی و مکانی) به آن ها دسترسی مستقیم نداشت. وحدت در کثرت (جلوه اعجاز ارتباطی): این همان هنر نبوی است؛ یک پیام واحد (توحید)، اما با «بیان های متکثر». سلمان فارسی، بلال حبشی، حمزه و… هر کدام به زبان و سیاق خودشان حامل همان پیام واحد بودند. این حلقه ها باعث شدند که دین، نه به عنوان یک «فرهنگ بیگانه»، بلکه به عنوان «حقیقت گمشده هر قبیله و گروه» بازنمایی شود. ایجاد «شبکه اعتماد انسانی»: قریش بر «رسانه های صوتی و تصویری» خود (شاعران، بت ها، شایعه سازان) تکیه داشت، اما پیامبر بر «رسانه انسانی» سرمایه گذاری کرد. حلقه های میانی، شبکه ای از اعتماد ساختند که در میان هیاهوی دروغ، مانند جزایر آرامش عمل می کردند. مردم نه فقط به «کلمه»، بلکه به «حامل کلمه» اعتماد می کردند و این، عمیق ترین سطح نفوذ رسانه ای است. ➕ @mimre_media

_عکاس اگر عبد نباشد عکس هر چقدر هم زیبا باشد بازهم چیزی جز تصویر غفلت نخواهد بود… “آ سید مرتضی آوینی” ➕ @mimre_media
_عکاس اگر عبد نباشد عکس هر چقدر هم زیبا باشد بازهم چیزی جز تصویر غفلت نخواهد بود… “آ سید مرتضی آوینی” ➕ @mimre_media

رسانه پیامبر (ص) در ابتدای بعثت، دو گام راهبردی داشت: ۱. گفت‌وگوی چهره‌به‌چهره: نفوذ عمیق و صبورانه در دل‌ها بر پایه عقلانیت و فطرت، به دور از جنجال‌های توخالی. ۲. روایت‌گری شجاعانه: ایستادن بر فراز کوه صفا و به چالش کشیدن وجدان عمومی جامعه در برابر هیمنه بت‌ها. رسالت نبوی نشان داد کار رسانه‌ای، بازی با کلمات نیست؛ بلکه «هنر جاری ساختن نور در تاریکی و نجات انسان از سلطه روایت‌های تحمیلی» است ➕ @mimre_media

به نام خدا فرکانس سپیده / انبعاث مبعوث، آدمِ ماندن نیست؛ و بعثت، با سکون بیگانه است. کسی که طعم بعثت را چشیده باشد، نمی‌تواند در حاشیه‌ی جهان بنشیند و تماشاگرِ عبورِ روزها باشد. پیامبر(ص)، پیش از آنکه جامعه را دگرگون کند، در خویش دگرگون شد؛ بعثت، نخست تعالی یافتن یک انسان در خویشتن است و سپس تعالی یک انسان در تاریخ. یک انسانِ متحول، رسانه‌ای متحول می‌زاید؛ و رسانه‌ای که از جانِ یک انسانِ مبعوث می‌جوشد، می‌تواند جانِ یک جامعه را به حرکت آورد. امری سخت، کاری نشدنی اما ماموریتی الهی است. جامعه‌ی توحیدی، با نبوت(رسانه) متحول می‌شود، اما نه هر رسانه‌ای. رسانه وقتی تاریخ‌ساز می‌شود که از انسانی تاریخ‌ساز بجوشد؛ رسانه وقتی جامعه‌ساز می‌شود که خود، پیش از جامعه، در آتشِ بعثت پخته شده باشد. پیامبر (ص) با کلام، با دعوت، با رسانه و با برانگیختنِ دفینه‌های عقل، سکونِ یک عصر را شکست و جامعه‌ای تازه ساخت. رسانه‌ی مبعوث، صدایی نیست که فقط شنیده شود؛ جرقه‌ای است که در جان می‌افتد و انسان را از خودِ پیشینش بیرون می‌کشد. مبعوث، خودش را از خاکِ عادت بیرون می‌کشد؛ از پیله‌ی خودخواهی می‌گسلد و از تماشای جهان به ساختنِ جهان می‌رسد. در جان او، «من» آن‌قدر کوچک می‌شود که «ما» مجالِ روییدن پیدا می‌کند. آری؛ انبعاث، یک بیداری در جان است؛ یک حرکت در جهان، و رسانه، پلِ میان این دو. و در نهایت باید گفت: مبعوث کسی نیست که فقط به مقصد ایمان دارد؛ ایمانش را به حرکت و حرکتش را به رسانه تبدیل می‌کند. او می‌جوشد، می‌تراود و راه می‌افتد؛ تا از یک قلب، یک صدا؛ از یک صدا، یک جریان؛ و از یک جریان، یک جامعه متولد شود. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه پنجشنبه ۵ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir

رسانه پیامبر؛ شکستن سکوت در عصر تخدیر پیش از بعثت، مکه در محاصره «روایت‌های باطل» بود؛ شعر جاهلی و خرافات قبیله‌ای، رسانه‌های مسلطی بودند که عقل‌ها را تخدیر و ظلم را توجیه می‌کردند. پیامبر اعظم (ص) رسالت خود را با یک جهاد رسانه‌ای آغاز کرد؛ نه برای هیاهو، بلکه برای شکستن انحصار این روایت‌ها. او نخستین اصل رسانه حق را پایه‌گذاری کرد: «اعتبار راوی پیش از صدور پیام». سال‌ها زیستن با صفت «امین»، سرمایه اصلی رسانه‌ای بود که می‌خواست افکار عمومی منجمد را بیدار کند. ➕ @mimre_media

👌 اقدامات پسینی، مشکل نظام رسانه‌ای در کشور است ⭕مهدی حاجی تحلیلگر رسانه در گفتگو با تلویزیون روایت فردا: دشمن در جنگ ابتدا با رسانه افکار عمومی را آماده اقدام می‌کند #RFT ⭕ @revayatfarda ◀️

میم رِ ؛ قرار نسل مبعوثِ..! اینبار دهه هشتادی ها آمده اند و دشمن باید خودشو آماده کنه! @mimre_media

✍در یک محیط کاری، افراد به محض ورودشان به آن حیطه‌ی شغلی اولین سوالی که در ذهنشان نقش می‌بندد این است که: چه کاری باید انجام
✍در یک محیط کاری، افراد به محض ورودشان به آن حیطه‌ی شغلی اولین سوالی که در ذهنشان نقش می‌بندد این است که: چه کاری باید انجام داد؟ 🧔حال انسان، خلیفه‌ی خداوند بر زمین در زمان حیاتش در دنیای مادی چه وظیفه ای دارد❓ این وظیفه را پروردگار که انسان را خلق کرده و معرفت و شناخت کامل نسبت به او دارد از ابتدای خلقت معین نموده است.او را منجی و مسئول بر زمین قرار داده. او را مامور کرده تا در زمانی که دریای فساد آدمی را غرق می‌کند، مومن او را نجات دهد. #طرح_کلی_اندیشه_اسلامی 💠رسانه تراز انقلاب اسلامی 💠 💠 @tarazmedia_ir 💠

به نام خدا فرکانس سپیده / فزونی این روزها، یأس و ترس و بدگمانی چه واژه‌های بیگانه‌ای هستند در ایران اسلامی؟! اگر خوب بیاندیشیم ترس، آن‌گاه در جان آدمی خانه می‌کند که میان خود و مبدأ قدرت، فاصله‌ای افتاده باشد؛ وگرنه مؤمنی که خدا را «کافی» یافته است، از کثرتِ قدرت‌های جهان چه باک دارد؟ خمینی(ره) کبیر خاطرتان هست؟ می فرمودند: «توحیدمان ضعیف است که آمریکا را ابرقدرت می‌دانیم» قصه تنگه أحُد را خوانده‌ای؟ قصه‌ی مؤمنانی را که به آنان گفتند: جمعیتی بزرگ برای جنگ با شما فراهم شده، از آنان بترسید. اما مومنان، به جای آنکه چشمشان به بزرگیِ دشمن باشد، نگاهشان را به عظمتِ مبدأ دوختند: «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ» و همین یک جمله، نسبتِ آنان را با جهان عوض کرد. دشمن آمد تا ترس بیافریند؛ اما ایمان فزونی یافت. و تهدید آمد تا قدم‌ها را سست کند؛ اما مومنان استوارتر شدند. این شاید یکی از اسرار بعثت باشد؛ اینکه امتِ مبعوث، در هنگامه‌ی بیم، تنگه را رها نمی کند و هراسی از دشمن به دل راه نمی دهد و ایمانش را قوی تر می‌کند. آری؛ اینجاست که توحید در جامعه جاری شده است! پیروزی، همیشه آن لحظه‌ای نیست که پرچم دشمن فرو می‌افتد. گاهی پیروزی، همان لحظه‌ای است که در میان آتش و تهدید، ایمان تو فزونی می یابد. «فَزَادَهُمْ إِیمَانًا»؛ این، منطقِ امتِ مبعوث است. و مگر پاداشِ چنین ایمانی جز این است که پس از عبور از میدان، آن‌گاه که گرد و غبار فرو نشست، مؤمن بایستد و ببیند آنچه دشمن می‌خواست از او بگیرد، همان چیزی است که اکنون در جانش ریشه‌دارتر شده است؟ و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه دوشنبه ۲ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه ➕ @mahdihaji_ir

سفرنامه اربعین کاروان فرکانس سپیده اربعین ۱۴۴۸ قمری ۱۴۰۵ شمسی قسمت پایانی حدود ساعت ۳ بامداد بود که به مرز مهران رسیدیم تا آخرین نقطه خاک عراق هم هموطنان عراقی مان ما را همراهی کردند حس و حال موکب های لب مرز عجیب بود تا آخرین نقطه آمده بودند تا رسم مهمان نوازی را به جا بیاورند بعضی هایشان فارسی را خوب متوجه نمیشدند‌ و نمی توانستند صحبت کنند اما بنری توجهم را جلب کرد از جمله بندی اش مشخص بود که خود فارسی بلد نبودند و از نرم افزار های ترجمه ای استفاده کردند نوشته بودند اگر در خدمت به شما کوتهایی کر دیم مارا ببخشید ... آری آنها تمام زندگی خود را وقف زائر کرده بودند اما باز هم شرمنده بودند که نکند کوتاهی کرده باشند وارد سرزمینم شدم .پا در خاک ایران نهادم و حس غرور و افتخار داشتم که من ایرانیم.... مهر بر پاسپورت برایم هم سخت بود هم شیرین. سختیش‌ به آن دلیل بود که دیگر مطمئن شدم کیلومتر ها از شهر عشق فاصله گرفته ام و فرصت دیدار مجدد معلوم‌ نیست چه زمانی باشد. اما خوشحال بودم که به سرزمینم باز گشته ام ‌. من در این آب و خاک ریشه دارم . من دختر ایرانم... به سمت اتوبوس ها حرکت کردیم . برعکس رفتن که ساعت ها منتظر اتوبوس بودیم برگشت خیلی معطل نشدیم و اتوبوس ها به موقع رسیده بودند. نماز صبح را خواندیم و حدود ساعت ۶ صبح بود که سوار اتوبوسی شدیم که ما را به تهران برساند ... همه خسته بودیم و تا اتوبوس حرکت کرد به خوابی عمیق فرو رفتیم . ظهر بود که به موکبی در شهر همدان رسیدیم برای ادای نماز و صرف ناهار . در ابتدای ورود با شربت خنک و چای از ما پذیرایی کردند . ابتدای درب ورود مزین‌ شده بود به عکس شهدا . وارد شدیم و به سمت چپ برای وضو گرفتن رفتیم . درب ورودی موکب در انتهای آن محوطه قرار داشت . وارد شدیم و بر سر سفره نشستیم. خادمان موکب با خوشرویی و زیارت قبول از ما استقبال کردند . غذا را در سینی های استیل برایمان آوردند و چه قیمه لذیذی بود . پس از صرف غذا سوار اتوبوس ها شدیم تا به تهران برسیم . هنوز چند ساعتی از سفر باقی مانده بود . پایان سفر بود و وقت حلالیت طلبیدن ها . ابتدا استاد حاجی شروع کردند و از زحماتی که خانم طباطبائی برای این سفر کشیده بودند تشکر کردند . و صحبت های پایانی را برایمان به یادگار گذاشتند. مرور خاطرات کردند . سپس خانم طباطبائی صحبت کرد و از همراهی بچه ها تشکر کرد . و حلالیت گرفت. دیگر همه زبان ها صحبتشان با هم همین بود که سفر خوبی بود حلال کنید. به مقصد نزدیک میشدیم و من دلتنگ تمامی لحظاتش میشدم . دلتنگ تک تک بچه ها . دلتنگ تمامی لحظات ناب و معنوی که در این سفر بود . سفر ما در ساعت ۲۰ روز ۱۱ مرداد ماه ۱۴۰۵ در ترمینال جنوب به پایان رسید. به پایان آمد این سفر اما راه حسین بن علی جاری ست... پایان ➕ @mimre_media

امشب، در شب آغاز امامت حضرت صاحب‌الزمان (عج) و عید بزرگ بیعت، بیش از هر زمان دیگری به این می‌اندیشیم که بیعت با امام، یک مسیر است، یک عهد است و یک مسئولیت. در دنیایی که روایت‌ها می‌توانند حقیقت را روشن یا پنهان کنند، بیعت ما با امام زمان (عج)، عهدی دوباره با حقیقت، آگاهی و صداقت در رسانه است. ما در مدرسه رسانه‌ای میمرِ، بار دیگر با امام عصرمان بیعت می‌کنیم و عهد می‌بندیم که قلم، دوربین و روایت‌هایمان را در مسیر حق به کار بگیریم؛ صحنه را درست بشناسیم، حقیقت را صادقانه روایت کنیم و با تربیت و کنشگری رسانه‌ای، قدمی در راه زمینه‌سازی ظهور حضرتش برداریم. اللهم اجعلنا من أنصاره و أعوانه آغاز امامت حضرت ولی‌عصر (عج)، عید بیعت و تجدید عهد با امام زمانمان، بر همه منتظران و کنشگران رسانه مبارک باد. 🌱 ➕ @mimre_media

به نام خدا فرکانس سپیده / ژرفای بعثت تا به حال از خود پرسیده‌اید که چرا تمامِ نظاماتِ مادی، با هر ادعایِ آزادی‌خواهانه‌ای که آغاز می‌شوند، در نهایت به «طبقه‌بندی» انسان‌ها ختم می‌شوند؟ چرا هر تمدنی که بر مدارِ غیرتوحیدی شکل گرفته، ناگزیر است عده‌ای را «خودی» و عده‌ای را «غیر» تعریف کند؟ آیا این سرنوشتِ محتومِ تاریخ است که یکی فرمان‌روا باشد و دیگری فرمان‌بردار، یا ما در نقطه آغازِ تعریفِ «انسان»، به یک خطایِ راهبردی دچار شده‌ایم؟ پاسخ در یک دوگانه‌یِ بنیادین نهفته است: تمدنِ مادی، تاریخ را از «کثرت» شروع می‌کند. آن‌ها با ساختنِ بت‌هایِ متکثر از جنسِ نژاد، طبقه و جایگاه، انسان را تکه‌تکه می‌کنند تا بتوانند بر آن مسلط شوند. در این هندسه، عدالت تنها یک «قراردادِ اجتماعی» است؛ قراردادی شکننده که هر آن ممکن است به نفعِ صاحب‌قدرت مصادره شود. اما بعثت، نقطه‌یِ مقابلِ این هندسه است. بعثت، تاریخ را از «وحدت» آغاز می‌کند. وقتی ندایِ «اعبُدوا رَبَّکُم» طنین‌انداز شد، اسلام با یک ضربه، تمامِ بت‌هایِ طبقاتی را شکست و اعلام کرد: «اصلِ انسان، یکی است». در نظامِ توحیدی، دیگر «حق» چیزی نیست که حاکم به رعیت ببخشد؛ حق، ریشه‌ای است که از همان مبدأِ یگانه در جانِ همه‌یِ انسان‌ها دمیده شده. « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ». « تمدنِ توحیدی، نگاهِ به «مبدأ» است؛ و عدالت،شالوده‌ی ایمان به یگانگیِ خدا. وقتی انسان را از ریشه‌ای مشترک ببینیم، شجاعت و شهادت و شرافت در جهان می‌شکفد؛ و شرارت و شقاوت، شکستنِ شأنِ انسانِ شریف و شرکی در ساحتِ وجود می شود.» و ای انسان؛ بیاندیش که اگر ما ادعایِ «امتِ مبعوث» داریم، چرا هنوز در ساختارِ رسانه‌ها، اقتصاد و روابطِ اجتماعی‌مان، انسان‌ها را با مترِ «جایگاهِ اجتماعی» وزن می‌کنیم؟ به راستی؛ اگر امروز بت‌هایِ طبقاتی را از چهره‌یِ جامعه پاک کنیم، آیا چیزی از مناسباتِ فعلیِ ما باقی می‌ماند، یا تمامِ بنایِ قدرتِ ما فرو می‌ریزد؟ آری؛ فرکانسِ سپیده عبور از کثرتِ بت‌ها برای رسیدن به وحدتِ حقیقت است. و سلام بر امت مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام/۹:۴۰ دقیقه جمعه ۳۰ مردادماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیگر رسانه @mahdihaji_ir

سفرنامه اربعین کاروان فرکانس سپیده اربعین ۱۴۴۸ قمری ۱۴۰۵ شمسی قسمت هجدهم ساعت حدودِ دوِ ظهر بود که راه افتادیم سمتِ حرم برای زیارتِ وداع. از همان اول، دلَم حالِ عجیبی داشت. آدم وقتی برای دیدار می‌رود، یک شوقی زیرِ دلش هست؛ اما این‌بار ماجرا فرق می‌کرد. این‌بار هر قدمی که برمی‌داشتیم، سنگینیِ خداحافظی بیشتر رویِ دل می‌نشست. در مسیرِ حرم، دسته‌های عزاداریِ زیادی را دیدیم که آمده بودند محضرِ امام عرضِ ادب کنند. صدای نوحه و سینه‌زنی در فضا پیچیده بود و هر طرف را که نگاه می‌کردی، جمعیتی بود که با دلِ شکسته آمده بودند. دیدنِ این صحنه‌ها، حالِ آدم را زیر و رو می‌کرد. انگار همه‌چیز دست به دست هم داده بود که دلت بیشتر بلرزد. هر چه به حرم نزدیک‌تر می‌شدیم، بغض هم بیشتر گلویم را می‌گرفت. دیگر نمی‌شد خودم را نگه دارم. گریه امان نمی‌داد. از آن گریه‌هایی که آدم هر چه می‌خواهد آرامش کند، نمی‌شود. اشک می‌آمد و با خودش یک عالمه حرفِ نگفته را بیرون می‌ریخت. انگار دلَم نمی‌خواست این لحظه را قبول کند؛ نمی‌خواست بپذیرد که وقتِ رفتن رسیده. زیارتِ وداع، واقعاً تلخ است. تلخی‌اش هم به این است که تو تازه حس می‌کنی دلت جایی بند شده که دیگر کندنِ آن آسان نیست. ایستاده بودم و نگاه می‌کردم، اما درونم انگار به هم ریخته بود. آدم در آن لحظه فقط می‌خواهد بماند. فقط می‌خواهد این چند دقیقه کش بیاید و تمام نشود. اما می‌داند که باید برود، و همین دانستن، گریه را سخت‌تر می‌کند. آن روز، بیشتر از هر چیز، اشک مجال نمی‌داد. نه برای فکر کردن، نه برای حرف زدن، نه حتی برای مرتب دعا خواندن. فقط می‌سوختم و گریه می‌کردم. وداع، برای من بیشتر از آنکه در کلمه‌ها بگنجد، در همان اشک‌هایی بود که بند نمی‌آمد. انگار دل نمی‌خواست از حرم جدا شود و گریه، تنها کاری بود که از دستش برمی‌آمد زمان جدایی فرا رسیده بود و مجبور به رفتن بودیم اما من قلبم‌ را گوشه ای از بین الحرمین به امانت سپردم هرقدم‌ که از حرم دور میشدیم باز برمی گشتم و یک نگاهی به گنبد های طلایی می انداختم دوست داشتم تا جایی که میشود آن را ببینم و در ذهنم ثبت کنم به سمت محل قرارمان با بچه های کاروان رفتیم اذان مغرب شد و این آخرین نمازی بود که در شهر عشق می خواندیم نماز را خواندیم و سوار بر اتوبوس شدیم تا ما را به سمت مرز ببرد خیلی خسته بودیم اما دلمان از همین الان برای این جا تنگ شده بود... ادامه دارد ... ➕ @mimre_media

به نام خدا فرکانس سپیده / مدار ما، امتِ مبعوث، از کدام مدار حرکت می کنیم؟ آیا در این مسیر، هنوز چشممان به سرچشمه‌ی نور است؟ اصلاً از خود پرسیده‌ایم که این بعثت، ما را از کدام نور برمی‌گیرد و به سوی کدام نور می‌برد؟ باید توجه کرد که در خلقت هیچ مخلوقی، و در عالم هیچ ذره‌ای از «نورِ مبدأ» خالی نیست و کثرتِ و تلون موجودات عالم، چیزی جز تابش‌های متکثرِ یک حقیقتِ واحد نیست. اجازه دهید تعریف جدیدی از عبارت را حضورتان هدیه کنم. پیوندِ «جانِ مشتاق» با «مرکزِ ثقلِ هستی» را عبادت، می گویند و هرجا که این پیوند گسسته شود و آدمی سر به فرمانِ قدرتی غیر از «حقِ مطلق» بسپارد، مشرک است و شرک رخ داده است؛ چه آن قدرت در هیبتِ حاکمی مستبد باشد، چه در لباسِ رسانه‌ای فریبنده، و چه در شهوتِ سرکشِ نفس. ما در جهانِ کثرت‌ها زندگی می‌کنیم، اما حقیقتِ بندگی در آن است که این صداهای متکثر را به وحدتِ مقصد گره بزنیم. اطاعتِ از غیر، خروج از مدارِ حقیقت و سقوط در ظلمتِ «استقلالِ کاذب» است!! آن‌کس که به هر ناطقی و غیر ناطقی دل می‌سپارد و هر عملی را بی‌سنجش با «نورِ حق» می‌پذیرد، در واقع در حالِ ساختنِ بت‌هایی از جنسِ صدا و سیما و سیاست است! در هندسه‌ی توحیدی، هیچ‌کس مالکِ دیگری نیست؛ اما همه مملوک « او » هستند. قدرت، «امانتِ مقید» به نورِ عدالت است و رسانه، « پژواک » رابطه‌یِ حضرت دل با حضرت حق. انسانِ مبعوث، در عینِ حضور در کثرتِ روابطِ اجتماعی، «مسافرِ کاروانِ بعثت» است؛ که از نور بعثت به نور توحید در حرکت است. پس نور توحید، «فرکانسِ سپیده» است؛ نوری که طول موجِ حقیقتِ بندگی را از مصباح الهدی تا نهانخانه دل‌های عاشق رهنمون است. آری؛ ما مبعوثیم تا در اقلیمِ حضور، چنان بر مدارِ حق بگردیم که هیچ بندی، جز بندِ اتصال به «او»، بر پایِ جانمان نماند. چه اگر این شد، متابعت و مفاعله با امام صورت می گیرد و هرگز دغلِ شیاطین راهی به جایی نخواهد برد. و سلام بر امت مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام/۹:۴۰ دقیقه پنجشنبه ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیگر رسانه @mahdihaji_ir

وقتی انسان رسانه ای مثل حاج آقای رمضانی دچار خطا میشه..! @mahdihaji_ir

سفرنامه اربعین کاروان فرکانس سپیده اربعین ۱۴۴۸ قمری ۱۴۰۵ شمسی قسمت هفدهم شلوغی بسیار بود و توان ماندن را کم کرده بود به ناچار به سمت موکب برگشتیم بنا بود که با ماشین های عتبه حسینیه روز جمعه به زیارت سامرا کاظمین و سید محمد برویم اما بلیطی نصیبمان نشد تا راهی شویم و زائر کوی شان باشیم جمعه را مقداری استراحت کردیم هر شب پس از نماز مغرب و عشاء در اسکان آقایان مراسم روضه برپا بود جمعه رزقمان‌ مراسم روضه بود از نماز مغرب شروع شد و با زیارت عاشورا سلامی محضر حضرت ارباب عرض کردیم و سپس سخنران از عظمت سیدالشهدا سخن گفت از سبک عزاداری گفت و مداح روضه را برایمان خواند و مقداری سینه زدیم شب آخری بود که محضر حضرت ارباب تنفس میکردیم از همین الان دلم این شب ها تنگ میشود پس از مراسم استاد مارا به گعده ای دیگر مهمان کرد گعده ای که به بیشتر سوال های عمرمان پاسخی زیبا داده شد ... از نحوه حاجت خواستن نزد امام برایمان گفت که به اندازه کرم امام از او بخواهیم نه به اندازه ظرف کوچک و محدود خودمان زندگی خود را به امام بسپاریم تا هر آنچه صلاح میداند برایمان مقدر سازد ما آخرت را از او بخواهیم و امام با کرم و عنایت خود دنیای به ما بدهد که زمینه ساز آخرتی خوب باشد از حدیث امام علی برایمان گفت که اندازه هر آدمی به اندازه تمام آن چیزی ست که دوست میدارد هرگونه که پروردگار را ببینیم او هم همان گونه خواهدبود اگر او را رحیم و بخشنده و کریم بدانیم‌ او هم در های رحمت و کرامت خود را می گشاید اگر او را عادل بدانیم از در عدالتش عمل میکند صحبت طولانی شد و به دوران ظهور حضرت حجت کشید . ازظهور حضرت حجت گفتند و امام شناسی را ادامه دادیم از بین ۱۲ امام تنها ۲ امام معصوم یعنی علی ابن ابی طالب و امام حسن مجتبی علیه السلام فقط حکومت کردند ۱۰ معصوم دیگر مشغول مبارزه با طاغوت های زمان خود بودند و به همین دلیل است که هنگام ظهور سایر امام های معصوم به همراه حضرت می آیند تا پس از حکومت جهانی حضرت حجت یکی پس از دیگری از امام حسین تا امام حسن عسگری علیه السلام حکومت کنند و اسلام بر جهان حاکم شود از نیکان و صالحان گفتند که در روز رجعت همراه حضرت خواهند آمند‌ و حکومت جهانی اسلام که پر از عدل و داد خواهد بود را درک خواهند کرد... به فکر فرو رفتم کاش اگر ما آن روز نیستیم نسلی‌ صالح از ما باقی مانده باشد تا حکومت آن خورشید عالم تاب را درک کند .... صحبت هایمان انقدر شیرین و پر معنا بود که متوجه گذر زمان نبودیم در همان موکب ساده که عطر چای و هیاهوی زائران توی هم گره خورده بود سخن چنان دراز شد که شب بیصدا از میان حرفهایمان گذشت و رفت تا ناگهان اذان صبح از دل شهر کربلا سر برآورد لحظه لحظه اش را ذخیره کردم استراحت کردیم چون فردا مسیر طولانی و سختی در انتظار ما بود شنبه فرا رسید و ساعات پایانی حضور ما در بهشت روی زمین کوله بارمان را جمع کردیم و ساعت حدود ۱۴ بود که به سمت حرم حرکت کردیم ادامه دارد ... ➕ @mimre_media

می بینید این بنده‌خدای ضعیفه ای که زیر روضه های حسین علیه‌السلام می خندد؟ اینها باز ماندگان همان نسلی هستند که وَ هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ و باید به اینان گفت اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذابَ الاَْليمَ @mimre_media