fa
Feedback
مهدی حاجی؛

مهدی حاجی؛

رفتن به کانال در Telegram

تحلیلگر و پژوهشگر رسانه🔺 مدیر مدرسه رسانه ای میم رِ🔺 مسئول گروه جهادی رسانه تراز انقلاب اسلامی🔺

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
203
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+31
در 3 کانال‌ها
اوت '260
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '260
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+2
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مه '260
در 3 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '260
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '260
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+42
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '250
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+17
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+117
در 2 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
10 سپتامبر0
09 سپتامبر+1
08 سپتامبر0
07 سپتامبر0
06 سپتامبر0
05 سپتامبر0
04 سپتامبر0
پست‌های کانال
به‌نام خدا فرکانس سپیده | ولایت شیطان در این مسطور، تعارفات را کنار گذاشته ام تا صریح حرف بزنم! تو که خودت را در جبهه‌ی حق می‌دانی، یک لحظه از پشت واژه‌های مقدس بیرون بیا و به عملت نگاه کن. واقعاً برای ولیّ خدا کار می‌کنی؟ یا فقط دوست داری آدمِ خوبی به نظر برسی؟ گاهی شیطان تو را سمت گناه نمی‌برد؛ سمت بی‌عملی می‌برد. نمی‌گوید نمازت را رها کن؛ می‌گوید وقتی تکلیف سخت شد، فعلاً کاری نکن. نمی‌گوید علیه حق موضع بگیر؛ می‌گوید ساکت باش. نمی‌گوید به جبهه‌ی حق ضربه بزن؛ می‌گوید خودت را کنار بکش. و تو برای این عقب‌نشینی، یک مشت کلمه‌ی قشنگ ردیف می‌کنی: «دوری از گناه» «مصلحت» «بصیرت» «تقوا» و چه اسم‌های شیکی برای انجام ندادن وظیفه! تو میدان را خالی کرده‌ای و اسمش را گذاشته‌ای «مصلحت»؛ از تکلیف فرار کرده‌ای و اسمش را گذاشته‌ای «تقوا»؛ در لحظه‌ای که باید کنار حق می‌ایستادی، کنار کشیده‌ای و اسمش را گذاشته‌ای «بصیرت». چه کسی تو را این‌قدر راحت قانع کرده که خیانت به تکلیف، با عوض کردن اسمش، تبدیل به عبادت می‌شود؟ این همان ولایت شیطان است. شیطان همیشه نمی‌خواهد تو دشمنِ حق باشی؛ گاهی فقط می‌خواهد در روزی که ولیّ خدا سرباز می‌خواهد، هیچ‌کاره باشی، یک تنبل بی خاصیت! لازم نیست تو را از قرآن دور کند؛ کافی است قرآن را بخوانی، از آن حرف بزنی، به آن استناد کنی، اما درست همان لحظه که باید به فرمانش عمل کنی، زمینش بگذاری. لازم نیست از ولایت فاصله بگیری؛ کافی است از ولایت بگویی، اما وقتی هزینه‌اش رسید، عقب بنشینی. تلخ است، اما باید پرسید: اگر ولیّ خدا اقدام می‌خواهد و تو حجاب را بهانه می کنی؛ عمل می‌خواهد و تو تقواسنجی می‌کنی؛ حضور می‌خواهد و تو غیبت می‌کنی؛ واقعاً فرمان چه کسی را اجرا می‌کنی؟ از دشمن بیرونی نترس؛ از روزی بترس که شیطان، تو را برای متوقف کردن کار خدا به کار بگیرد و تو هنوز خیال کنی داری برای خدا کار می‌کنی. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه جمعه ۲۰ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir

2
به‌نام خدا فرکانس سپیده | نفوذ ما دشمن را معمولاً از آخرِ قصه می‌شناسیم؛ از خاکریز و تانک و موشک و صدای انفجار. اما شاید دشمن، درست از جایی که حرکتِ انسان متوقف می‌شود شروع می شود. انسان هر لحظه با انتخاب‌هایش خود را می‌سازد؛ و دو راه بیشتر ندارد! یا به سوی حقیقت صعود می کند، یا در کثرتِ خود سقوط می کند. دشمن همین «شدن» را نشانه می‌رود. توحید بر زبان داریم! اما برای کارهایمان با آدم‌ها و قدرت‌های دیگر عهد و مذاکره می‌کنیم؛ نبوت را دوست داریم، اما در حد شعر و شور و هیجان! نه به‌عنوان رسانه‌ی توحیدی و راهنمای حرکت انسان؛ ولایت را می‌ستاییم! اما در حد جشن تولد و سرود و مداحی؛ نه آن حقیقت زنده‌ای که باید از آن، عمل به بیانیه گام دوم و ساختن جامعه بیرون بیاید. اینجاست که فاصله‌ای باریک، اما خطرناک، پدیدار می‌شود: زبان، از ایمان می‌گوید؛ اما زندگی، چیز دیگری را روایت می‌کند. و دشمن از همین وارونگی نفوذ می‌کند. چرا؟ چون جامعه‌ای که ایمانش در وجودش حرکت نکرده، در لحظه‌ی هزینه دادن، گرفتارِ تردید می‌شود؛ و جایی که تردید ریشه بدواند، جهاد کم‌کم از صحنه عقب می‌رود. هزینه دادن این نیست که در خیابان‌ها پرچم گردانی کنیم. هزینه دادن برای ولایت یعنی گذشتن از آسایش و خانواده و اموالت برای ساختن حلقه‌های میانی. پس دشمن همیشه با لشکر نمی‌آید؛ گاهی با سست‌کردنِ اراده، سبک‌کردنِ ایمان و سرگرم‌کردنِ مؤمن به ظاهرِ دینداری می‌آید. آن روز، سقوط از مرز آغاز نمی‌شود؛ از درونِ انسان غلبه آغاز شده است. آی امتِ مبعوث؛ ایمان را از گفتن به شدن، از شور به شعور، از شعار به صحنه و از ستایش به ساختن برسانیم؛ تا پیش از آن‌که دشمن سرزمینمان را شکست دهد، در ساحتِ جانمان، سهمی از سلطه نداشته باشد. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه پنج‌شنبه ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
103
3
اینبار نوبت آقایِ سَلامیِ! #نویز؛ ➕ @mimre_media
اینبار نوبت آقایِ سَلامیِ! #نویز؛ ➕ @mimre_media
6
4
🔹اما چگونه می‌توان به این مهم دست یافت❓ 📌انجام این ماموریت مهم الهی، نیازمند یک سری ابزار و موارد مختلف است. 🔸مومن نمی‌توا
🔹اما چگونه می‌توان به این مهم دست یافت❓ 📌انجام این ماموریت مهم الهی، نیازمند یک سری ابزار و موارد مختلف است. 🔸مومن نمی‌تواند به مسئولیت خود جامه‌ی عمل بپوشاند، مگر با تقوا. 🔸امام خامنه ای در مفهوم تقوا می‌فرمایند: خود را مرتبا مراقبت کردن و مواظب بودن. مراقب خودتان باشید، که دچار یاس و ناامیدی و اینکه نمی‌شود و فایده‌ای ندارد و مانند این حرف‌ها نشوید. #طرح_کلی_اندیشه_اسلامی @tarazmedia_ir
15
5
به‌نام خدا فرکانسِ سپیده | مبعوثِ طاغوتی برای امام جشن تولد گرفتید؟ آفرین! بیانیه‌ی گام دوم چطور؟ تا حالا یکبار خوانده اید؟ برای ولیِ جامعه پرچم می‌گردانیم؛ اما نمی‌دانیم از ما برای جامعه‌سازی چه می‌خواهد. برای امام شعار می‌دهیم؛ اما وقتی پای فهمِ مکتب، مطالعه، کار و مسئولیت می‌رسد، شعور نداریم! عکس ولی را قاب می‌کنیم، اما منویاتش را عمل نمی کنیم! برای پیروزی جبهه‌ی حق ذوق می‌کنیم، اما خودمان حاضر نیستیم یک مهارت یاد بگیریم، یک مسئله را حل کنیم، یک حلقه میانی بسازیم، یک نوجوان را تربیت کنیم، یک گره از کار مردم باز کنیم! این دیگر ولایت‌مداری نیست؛ این، هواداریِ کم‌هزینه از ولایت است. ولایت را تا جایی دوست داریم که برایمان هزینه نداشته باشد. هر عاملی که انسان را به عدم جدیت و عدم تلاش کردن، به تنبلی به راحت طلبی و عافیت جویی تشویق و ترغیب کند، طاغوت است! ولایت، مراسم نیست؛ مسئولیت است. پرچم نیست؛ بار است. هشتگ نیست؛ حرکت است. اگر ولی از علم گفت، باید بخوانی. اگر از اقتصاد گفت، باید بسازی. اگر از جوان گفت، باید برای جوان کاری کنی. اگر از جامعه‌سازی گفت، باید یک گوشه از جامعه حلقه میانی بسازی. وگرنه ممکن است سال‌ها «آقا» بگویی و حتی یک‌بار هم در مسیر خواسته‌ی او قدم برنداری. خطرناک‌تر از مخالفِ ولایت، کسی است که نام ولایت را دارد اما سبک زندگی‌اش با منطق ولایت بیگانه است. مبعوثِ طاغوت کسی نیست که حتماً در برابر خدا بایستد؛ گاهی کسی است که آن‌قدر به راحتی، تنبلی، عادت و بی‌مسئولیتی خو کرده که فرمان حق را می‌شنود، اما از جا بلند نمی‌شود. برای امام سینه می‌زنیم؛ کاش گاهی هم برای آرمانش عرق می‌ریختیم. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه چهار‌شنبه ۱۸ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
142
6
با پختگان گوییم سخن سوزش نباشد خام را🪴
24
7
به‌نام خدا فرکانسِ سپیده | مهاجر کشتیِ بی‌قطب‌نما، هرچه دریا را بشکافد، به ساحل نمی‌رسد؛ پیمودنِ راهِ بی‌قبله، تنها صورتِ دیگری از سرگردانی است. و ولایت، تنها راه رهایی از این منجلاب. گذار از دنیایِ «خودمحوری»، به افقی که در آن، حقیقت تنها معیار و میزانِ حرکت است. اما حلول حال ولا در حسن سیرت انسان، به سختی جاده‌ی عشق است. و اینجاست که جناب حافظ می فرماید: اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها چرا که میانِ «من» خفته در رفاه‌ و عافیت‌طلبی، و آن افق نورانی، کوهی از تعلقات ایستاده است! عادت‌ها خواسته‌ها ترس‌ها دلبستگی‌ها و آن تصویری که سال‌ها از خویش ساخته‌ایم! برای رسیدن، باید از خواستن‌ها گذشت و از بعضی «من»ها دل کند. گاهی مسیر آن‌قدر تنگ می‌شود که جز با بریدن از خود نمی‌توان از آن گذشت! گویی باید پوستِ عادت را شکافت تا جان، هوای تازه‌ی حقیقت را نفس بکشد. آری؛ سخت‌ترین هجرت، هجرتِ کالبد از یک سرزمین نیست؛ هجرتِ جان از خویشتن است. و انسان، درست در همین وادیِ بی‌پناهی است که از نو متولد می‌شود؛ سبک‌تر از تعلقات، رها از خویش، و آماده‌ی آنکه در مدارِ حقیقت قرار گیرد. از اینجا به بعد، دیگر محبت به‌تنهایی کافی نیست. مثلا برای حسین فقط گریستن، کافی نیست؛ فقط سیاه پوشیدن، کافی نیست؛ نماز و روزه و ذکر، اگر اقامه نشوند و قیام در تو نسازند، و اگر از حرکت بازبمانند، هنوز تمامِ حقیقتِ ولایت نیستند. ای مهاجر مبعوث، ولایت، یعنی حرکتِ مؤمنانه. ولایت یعنی آنچه را فهمیدی، زیست کنی؛ آنچه را شناختی، در میدان به کار بگیری؛ و وقتی ولی، راه را نشان داد، تو نیز از جای خود برخیزی. تو‌ اگر مبعوثی، دیگر از تماشای حقیقت باید دست برداری و برای حقیقت به راه افتی. و آن‌گاه، قبله دیگر فقط در دوردستِ آسمان نیست؛ در تمامِ جهتِ زندگی تو جاری است. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه سه‌شنبه ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
26
8
دشمن هرگز نفهمید که ولایت را نمی‌شود کشت، و هرگز پرچم ولایت بر زمین نمی‌ماند..!
12
9
به‌نام خدا فرکانس سپیده | سکاندار گفتیم که «ولایت»، آن پیوندِ وجودی و جوهری است که کثرتِ امت را به وحدتی نفوذناپذیر بدل می‌کند. بدون این محورِ مرکزی، جامعه تنها مجموعه‌ای از اجزایِ پراکنده است که با کوچک‌ترین ضربه‌یِ بیرونی از هم می‌پاشد. در این میان، نقشِ «ولی‌فقیه» فراتر از یک مدیریتِ ساده‌یِ سیاسی است. او دیده‌بانِ استقلالِ بنیادینِ امت است؛ سکانداری که با «تیغِ توحید»، مرزهایِ نامرئیِ نفوذ را خط‌کشی می‌کند. اصلِ رکنیِ ولایت در ساحتِ سیاستِ خارجی، بر یک قاعده‌یِ تغییرناپذیر استوار است: «امتِ اسلامی هرگز نباید ذیلِ ولایتِ غیر خدا قرار گیرد.» امام باقر (علیه‌السلام) در ماجرایِ تهیه سکه های حکومت اسلامی از کشور روم، در استثنائی ترین حالت ممکن، به دستگاه فاسد خلیفه اسلامی روی خوش نشان می دهد و اصول ضرب سکه را می آموزند تا وابستگی حکومت اسلامی به بیگانگان را حذف کنند. به دستگاهِ خلافت نهیب می زنند تا از «مدل‌سازیِ بیگانه» برایِ اقتصادِ امت پرهیز کند! امروز نیز ولی‌فقیه، نظامِ محاسباتیِ حکومت را از هرگونه «استحاله‌یِ درونی» حفظ می‌کند. اوست که تعیین می‌کند کدام تعامل، «عزتمندانه» است و کدام یک، «تضعیف‌کننده‌یِ ریشه‌ها». تمایز میانِ یک حکومتِ مستقل و یک تابعه‌یِ سیاسی، در «نحوه‌یِ پیوند» نهفته است. اگر کلیدِ تصمیم‌سازی‌ها—چه در اقتصاد، چه در دیپلماسی—به جایِ محورِ ولایت، در دستانِ بیگانه تنظیم شود، حکومت «تهی» شده است؛ حتی اگر پرچمش بر بلندترین قله‌ها در اهتزاز باشد. ای امتِ مبعوث! فرمانِ ولی، امتدادِ اراده‌یِ شماست. او در میدانِ سیاست، تنها تا جایی مقتدرانه پیش می‌راند که شما در میدانِ حضور، محکم ایستاده باشید. اگر امت از معرکه‌یِ حق عقب بنشیند، آن بازویِ مقتدرِ امامت نیز در تنظیمِ روابطِ جهانی، به ناچار به سمتِ «مصلحتِ اضطرار» می‌رود. بترسید از روزی که حاکمیت، مرزهایِ جغرافیایی‌اش را حفظ کند، اما در مناسباتِ جهانی، «ذیلِ» اراده‌یِ بیگانه قرار گیرد. اوجِ انحطاطِ یک ملت، آن‌جاست که پرچمدار، مرزهایِ عزت را بشناسد، اما اراده‌یِ همراهی، در میانِ امت به لرزه افتاده باشد. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه دوشنبه ۱۶ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
165
10
🔲 شرط اوّلِ غلبه‌ نهایی حق بر باطل 🗒 مروری بر نکات کلیدی درباره «وحدت اسلامی» برگرفته از پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت
🔲 شرط اوّلِ غلبه‌ نهایی حق بر باطل 🗒 مروری بر نکات کلیدی درباره «وحدت اسلامی» برگرفته از پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته وحدت | ۸/شهریور/۱۴۰۵ #️⃣ #یکپارچه_درمقابل_کفر 🖨 نسخه کیفیت اصلی 💻 Rahbar.ir  | 📲 @Rahbar_ir
19
11
مفهوم ولایت در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی، وجود مبارک امام شهید بود https://x.com/mahdihaji_iran/status/2096528414832246969?s
مفهوم ولایت در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی، وجود مبارک امام شهید بود https://x.com/mahdihaji_iran/status/2096528414832246969?s=46&t=3x9Bs5HUbyvDhDVM9rUTvA ➕ @mahdihaji_ir
23
12
به‌نام خدا فرکانسِ سپیده | صبح سرخ خنجرکین گمان کرد می‌تواند با آتش، صدای یک راه را خاموش کند؛ در آن صبح سرخ، وقتی طوفانِ فولاد و آتش، سقفِ خانه‌یِ امام را شکافت، جهان در بهت فرو رفت و در میانه‌یِ آن خاک و خاکستر، فرکانس سپیده به بلندای تاریخ فریاد سر داد: «بَدا بَینَنا وَ بَینَکُمُ العَداوَةُ وَ البَغضاء» این کلامِ یحیی‌بن‌ام‌طویل بود در مسجدِ مدینه، زمان امام سجاد علیه‌السلام، و حالا کلامِ مکتومِ او در غبارِ نهمِ اسفند شده بود. قبلا در کتاب طرح کلی گفته بود: ولایت، پیوندِ «حق» و «باطل» را قطع می‌کند. و همان شد! گفته بود : اگر کسی از ترس یا طمع، دنبالِ دشمن برود، از «جبهه‌یِ ولایت» خارج شده است. و همان نشد! آن روز، او «مصداقِ زنده»یِ همین کلمات شد. او در آن صبح سرخ، «یحیای زمانه» شد. همان یحیایی که حجاج‌بن‌یوسف، دست و پایش را برید، زبانش را برید، اما او تا آخرین دم، دست از «ولایت» برنداشت. امام خامنه‌ای نیز، در آن لحظه‌یِ عظیم، تمامِ داشته‌هایِ دنیوی‌اش را در راهِ استواریِ ولایت، تقدیم کرد، اما او نه تنها نلرزید که بر «عهد» خویش ایستاد، یعنی آن «کَفَرنا بِکُم» که در کتابش نوشته بود، دیگر کلمه نبود؛ «خون» بود. او با شهادتش، ولایت را «زنده» کرد. شاید تا پیش از آن، ولایت برایِ ما یک مفهومِ ذهنی بود؛ او با «بریدنِ از خویش» و «وصل شدن به حق»، آن را به «مُدرکِ حواس» تبدیل کرد. او ثابت کرد که «یحیی‌بودن» نه در زمانِ امام سجاد (ع)، که در هر عصری، ممکن است. ای امتِ مبعوث! شاید بتوان پیکرها را به خون نشاند، اما عهد را نه. یحیی با خونش ایستاد تا ستون‌های تشیع فرو نریزد؛ و یحیای زمان ما، ایستاد، با جان و فرزند و نوه‌ی چندماهه‌اش تا پایه‌های حکومت جهانی مهدوی استوار گردد. دشمن هرگز نفهمید که ولایت را نمی‌شود کشت، و هرگز پرچم ولایت بر زمین نمی‌ماند؛ ما، هنوز ایستاده‌ایم؛ با همان عهد، بر همان فرکانس، تا طلوع آن روز موعود. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه یکشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
71
13
به‌نام خدا فرکانس سپیده | اشتدادِ وجودی نبوت، «علتِ فاعلی» است؛ بارانِ نوری است که از منبعِ غیب، بر پهنه‌ی جامعه می‌تابد تا جهتِ حرکت را روشن کند. اما ولایت، «علتِ صوری» است؛ آن رشته‌ی نامرئی که این کثرت‌های پراکنده را به هم می‌دوزد تا در یک «واحدِ وجودی» به نام «امت» متجلی شوند. لذا مفهوم امت و امامت همواره کنار هم معنا پیدا می کند. آیه‌ی اول سوره‌ی ممتحنه، نه یک نهیِ ساده، که یک هشدارِ وجودی است: «لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ». چرا؟ چون هر ولایتی، یک «صورت» به جوهره‌ی تو می‌بخشد. اگر به جبهه‌ی حق گره بخوری، وجودت از جنسِ «نور» می‌شود و اگر به جبهه‌ی باطل، وجودت در تاریکی‌های کثرت، مستحیل می‌گردد. در، جامعه‌ی اسلامی: تو وقتی «ولایت‌مدار» می‌شوی، که به جایِ آنکه مسجون در «منِ» تنهایِ خود شوی، قطعه‌ای از پیکرِ واحدِ آن کالبد بزرگی. ولایتمدار، آن کسی است که «پیوندهایِ وجودی‌اش» را با جبهه‌ی حق آن‌قدر عمیق کرده که گویی دیگر نمی‌توان او را از پیکرِ امت جدا کرد. اگر در «شدنِ» خود، به «وحدت» نرسیده ای، در خود درنگ کن! تا توانی پا مَنِه اندر فِراق اَبْغَضُ الْاَشْیاء عِندی، اَلْطََّلاق امام، «کاروان‌سالار بیداری» است و همین نکته‌ی عیان، نهفته در دیدگان تاریک ماست: توَحُّد شایسته اوست و انسان محتاج دیگری! باید دست‌ها را در هم گره زد، که «ما»، از درونِ این «من»های پراکنده، در یک «حقیقتِ واحده» متولد شود. تا اشتداد وجودی صورت گیرد و امت مبعوث به سوی الله روان شود. این، معنای دقیقِ «ولایت» است: شدت یافتنِ پیوندی که تو را از بندِ خودخواهی، به وسعتِ امت می‌رساند. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه شنبه ۱۴ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
151
14
به‌نام خدا فرکانس سپیده | کوچ ما ساکنان اقلیم سکون و مسکنت گزیدگان سرزمین سنگی نیستیم! ما مسافرانی برای اوییم و به سوی او در حال «شدن» گاهی ماندن، یعنی مرگِ تدریجی؛ می دانی رفیق!؟ اهالی هجرت و کوچ، مبعوث می شوند، نه زندانیان بهت و سکون! بگذارید ساده‌تر بگویم؛ بعثت یعنی،از پوسته‌یِ محدودِ خود بگذری، تا به معنایِ حقیقت برسی. باید از آنچه هستی، عبور کنی، تا به آنچه باید باشی، برسی. حضرت مولانا نوش کن: صورت خود چون شکستی، سوختی صورتِ کل را شکست، آموختی بعد از آن هر صورتی را بشکنی همچو حیدر، بابِ خیبر بر کنی باید کوچ کرد از بندهایی که تو را در مرتبه‌یِ پایینِ زندگی حبس کرده‌اند؛ از حسادت، از کینه، از دروغ و… از عادتی که ذره‌ذره اراده‌ات را می‌خورد، و از آن «منِ» دروغینی که راه را بر تجلیِ فرمان خدا در جانت بسته است. هجرت، یعنی کندنِ ریشه‌هایی که تو را به ولایتِ غیرِ خدا دوخته‌اند؛ این روزها هزاران عاشق کوچنده از دیار ظلمت خویش را به سوی نور در انبوه ملت مبعوث دیده‌ایم. نه؟ هزاران هم وطن عاشق که ناگهان از خویشتن پلاسیده‌ی پوچ، کوچ به او را برگزیدند و مبعوث شدند. رازِ ایمان در همین است: کوچ! تا از کالبدِ عادت‌ها بیرون نیایی، هنوز مسافرِ مسیرِ بعثت نشده‌ای. قرآن وقتی از «مؤمنِ حقیقی» سخن می‌گوید، ایمان را تنها در مرزِ باور رها نمی‌کند؛ بلافاصله از هجرت و جهاد می‌گوید و بعد به نقطه‌ای می‌رسد که گویی مُهرِ اعتبار بر پیشانی انسان می‌زند: «أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا». فرکانس سپیده، از لحظه‌ای شروع می‌شود که تو، جرأتِ کوچ از تاریکیِ خویش را بیابی و «شدن»، را آغاز کنی و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه جمعه ۱۳ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
163
15
💢موانع وحدت اجتماعی برداشته شد. پیامبراکرم صلوات الله علیه میثاقی نوشتند که‌ مورد قبول همه قرار گرفت و در ادامه، ایجاد اخوت
💢موانع وحدت اجتماعی برداشته شد. پیامبراکرم صلوات الله علیه میثاقی نوشتند که‌ مورد قبول همه قرار گرفت و در ادامه، ایجاد اخوت کرد. #انسان_۲۵۰_ساله 💠رسانه تراز انقلاب اسلامی 💠 💠 @tarazmedia_ir 💠
21
16
به‌نام خدا فرکانس سپیده | امضا «أشهد أن محمداً رسول‌الله»؛ این فقط یک جمله نیست که در تکرارِ اذان، به عادتِ لب‌خوانی بدل شود. این یک قراردادِ نانوشته است؛ امضای تو پای‌نامه‌ای که پیامبر نوشت، اما هنوز به انتهای خط نرسیده است. ببین! نبی، نیامده بود تا فقط یک باورِ شخصی را در صندوقچه دلت حبس کند. او معمار بود؛ معمارِ جامعه‌ای که می‌خواست «ایمان» را از خلوتِ محراب بیرون بکشد و در رگِ روابطِ انسانی تزریق کند. او آمد تا عدالت را از ورقِ کتاب‌ها به استخوان‌بندیِ جامعه بیاورد. حالا تو میعوث شده و اینجایی؛ در عصرِ پس از او. وقتی شهادت می‌دهی، یعنی اعتراف کرده‌ای که این بنا هنوز نیمه‌تمام است. یعنی پذیرفته‌ای که این رسالت، روی دوشِ تو سنگینی می‌کند. اما حقیقتِ تلخِ ماجرا همین‌جاست: تو کجای این بنا ایستاده‌ای؟ آیا با دست‌هایت، آجرِ تازه‌ای بر این دیوارِ نیمه‌تمام می‌گذاری یا فقط تماشاگرِ سقوطِ سنگینی بر دوشِ نبی هستی؟ آیا حضورت، ادامه‌یِ ریل‌گذاریِ اوست یا فقط طنینِ لرزانِ نامِ او در فضایِ خالیِ زیستنت؟ امتِ مبعوث، به «شاهدان» پرشمار نیاز ندارد؛ به «متعهدانِ» جان‌سخت محتاج است. شاهدِ صرف، راه را تماشا می‌کند؛ متعهد، راه را می‌سازد. حالا گوش کن فرکانسِ سپیده را؛ شب‌هنگام که سر بر بالین می‌گذاری از خود بپرس: «امروز، کدام قطعه از این بنایِ عظیم، به دستِ من چیده شد؟» و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه پنجشنبه ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
76
17
سَحَرم دولتِ بیدار به بالین آمد گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد مژدگانی بده ای خلوتیِ نافه‌گشای که ز صحرایِ خُتَن آهویِ مُشکین آمد گریه آبی به رخِ سوختگان بازآورد ناله فریادرَسِ عاشقِ مسکین آمد مرغِ دل باز هوادارِ کمان‌ابروییست ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست که به کامِ دلِ ما آن بشد و این آمد رسمِ بدعهدیِ ایّام چو دید ابرِ بهار گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد چون صبا گفتهٔ حافظ بشنید از بلبل عَنبرافشان به تماشایِ ریاحین آمد ➕ @mahdihaji_ir
30
18
یک پند ز من بشنو، خواهی نشوی رسوا من خمره‌ی افیونم، زنهار سرم مگشا آتش به من اندر زن، آتش چه زند با من؟ کاندر فلک افکندم، صد آتش و صد غوغا حضرت حافظ لسان الغیب بماند به یادگار از غوغای ۱۱ شهریورماه @mahdihaji_ir
31
19
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما.. منت خدای را عزوجل که توفیق خدمتگزاری در آستان مقدس و نورانی حضرت ابالحسن
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما.. منت خدای را عزوجل که توفیق خدمتگزاری در آستان مقدس و نورانی حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء نصیب حقیر گردید. علاقمندان جهت مطالعه کتاب زیست رسانه‌ای از طریق آدرس زیر در کتابخانه دیجیتال آستان قدس رضوی اقدام نمایند. https://digital.aqr.ir/newindex.aspx?pid=6&ID=7634527&Complete=1&CBNID=a17969d3-4b9e-4fdd-8fe6-3edc44fbef2d @mahdihaji_ir
36
20
به‌نام خدا فرکانسِ سپیده | بودن یا نبودن چرا بعضی نواها در «اقلیمِ زمان» می‌مانند و بعضی، پیش از رسیدن به مقصد، در هیاهوی تکراریِ تاریخ گم می‌شوند؟ راز، شاید در «بلندیِ صدا» نباشد؛ در عمقِ اتصال باشد. جریان‌های میرا، به صدا تکیه دارند؛ جریان‌های مبعوث، به اتصال. صدا آدم‌ها را کنار هم می‌آورد، اما اتصال، آن‌ها را به هم گره می‌زند. یک نفر می‌تواند جرقه باشد؛ اما امت، آتشی است که هر شعله، سوختنِ شعله‌ی دیگر را سوختنِ خویش می‌بیند. فرکانسِ ضعیف، شنونده می‌سازد؛ فرکانسِ مبعوث، حاملِ رسالت. امت با کنار هم ایستادنِ آدم‌ها شکل نمی‌گیرد؛ با به‌هم‌رسیدنِ جان‌ها متولد می‌شود. آنجا که بارِ دیگری را بارِ خویش می‌بینی، رنجِ او در جانت انعکاس می‌یابد و نفس‌ها در یک ریتم به حرکت درمی‌آیند، دیگر با یک جمع روبه‌رو نیستی؛ با یک وجودِ جمعی مواجهی. بسیاری از نهضت‌ها زیرِ آتشِ دشمن فرو نریختند؛ از درون، رشته‌ی اتصال‌شان گسست. گیرنده‌ها هنوز روشن بود، صدا هنوز می‌آمد، اما دیگر کسی روی موجِ دیگری نبود. حالا شش ماه است که فرکانسِ سپیده در خیابان‌ها طنین دارد. پرسش اینجاست: این صدا قرار است در ازدحامِ عصرِ پرنویز گم شود، یا از تکرارِ صدا به تکثیرِ رسالت برسد؟ برادر، مسئله فقط شنیده‌شدن نیست؛ مسئله، متصل‌ماندن است. و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام / ۹:۴۰ دقیقه چهارشنبه ۱۱ شهریورماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی 🇮🇷 پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
31