fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

نشانیِ سوّم

نشانیِ سوّم

رفتن به کانال در Telegram

کلمه‌هایی که از ما به‌جا خواهد ماند، بی‌خوابیِ عجیبی خواهند کشید‌‌... بی‌خوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راه‌هایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175

نمایش بیشتر
807
مشترکین
-1024 ساعت
+117 روز
-12030 روز
آرشیو پست ها
تولدت مبارک خوش وایب ترین و مهربون ترین ادمی ک تاحالا دیدممم خیلی خوشحالم ک فرصت اینو داشتم بشناسمت و هفته ای چنساعت باهات وقت بگذرونم از خدا میخوام هرچی اون قلب مهربونت میخواد و برات براورده کنه تو لایق بهترینایی اسمان

تولدت مبارکککک🤍 امیدوارم بهترین اتفاق ها برات رقم بخوره دختر قشنگگ🫂🤍

انقدرم دعوا نکنیم امسال واقعا بس.

سال خوبی باشه

تولدت مبارک

مگه امروز تولدته؟

https://t.me/neshani_ha/861 تولدت مبارک دختر قشنگ 🤍

تولدم مبارک. لبخندِ ملایم*

photo content

Repost from Humint.
به نام خدای رنگین کمان؛ ‏بچه‌ها نخندین.. درود به ملت شریف ایران، من هم فرزند کسی هستم. مبین مامان، اومدم مامان. سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم. اگرم هر بلایی سرم اومد میخوام خبرش مثل بمب بترکه. سپهر من کجایی بابا؟ من نمی‌ترسم، چهل و هفت ساله مردم. من این حور و پری رو بیست و سه سال خودم پروردم، تو قبر نگاش کنم؟ مانی بابا تو برو منم میام. مگه ما چی هستیم که برای ما تانک میارن؟ ما اگه پول داشتیم اسلحه بخریم خب می‌رفتیم نون می‌خریدیم. اگر آزاد شد.. خوشحالی کن به جای من. ما تو این شهر غریبیم. به رونیکا چی بگم؟ بچه‌ام هشت سالشه. به مامان چیزی نگو. عزیز اینا برای ورزشه. اینا برای طناب دارشون دنبال گردن می‌گردن. الهی تیکه تیکه بشی، مرگ بر خامنه‌ای. وای محسن. سهم بچه‌ی من توی مملکت من پنج تا گلوله بود. سکوت ما خیانت است. آقا اونور هم جنازه هست؟ اوه تا دلت بخواد. حیدر حیدر کنان به بچه‌ی من شلیک کردن. پهلوونمو اینجا کشتن. هواپیما آتیش گرفته. ندا نترس، ندا بمون. بچه ها تیر خوردم؟ نمیرم فقط. آقا این خطو می‌شناسی؟ تیر خورده. نفس نمی‌کشه. خامنه‌ای الان حکومت کن. رو خون بچه‌هامون حکومت کن. ما را به خاطر بیاور که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم. متهم ابراز پشیمانی نکرد. بچه‌ها کمک، ناموساً کمک. شما خودتونم می‌دونید با آبان نابود شدید و این آبان ادامه داره..

دیروز برایِ اولین بار تو عمرم، قیچی رو خودم زدم به موهام! فکر می‌کردم با این همه وسواسی که تو این کار دارم، اولین باری که خودم دست به موهام بزنم حتما بعد از دیدنِ چهار تا فیلم یوتویوب و سیصد تا سوال از چت gpt باشه. اولین بار رسید و نه یوتویوب باز می‌شد و نه پیام چت gpt می‌رفت. و من بدونِ هیچ راهنمایی موهامو قیچی کردم. چتریامو کوتاه تر زدم. و خوب شد. =)

این‌روزا بود که زهرا بهم گفت بالآخره بعد از چهار سال، رفت پیِ آرزو‌هاش. از دانشگاه انصراف داد. رفت هنر. =)
این‌روزا بود که زهرا بهم گفت بالآخره بعد از چهار سال، رفت پیِ آرزو‌هاش. از دانشگاه انصراف داد. رفت هنر. =)

بعضی آدم ها در چنان برزخی شب را سحر می‌کنند که دردش برایِ یک زندگیِ تمام کافی باشد.

من از این زندگی چیزی به جز مردن نفهمیدم نمی‌دانم ندارد معنی‌ای یا من نفهمیدم دو دستی داشتی من را به قبرم هدیه می‌کردی تو هم تسلیم مرگم کرده بودی، من نفهمیدم تو تابوتم شدی هروقت هم من را بغل کردی و مقصودت از این آغوش را هم من نفهمیدم به ناگه آنچنان از پرتگاه غم هلم دادی که چیزی غیر برخورد زمین با تن نفهمیدم تو آن زخمی که روی ساعد وامانده‌ام ماندی به غیر از زخم بعدی راهِ پوشاندن نفهمیدم نفهمیدم تو اصلا دوستم می‌داشتی یا نه من از این زندگی چیزی به جز مردن نفهمیدم. - مشکات شیخ حسینی

Emilio Piano - Maison.mp36.59 MB

امشب هر چه در را باز کردیم هوایِ اتاق گرم نشد.

… تصاویر، از جلویِ چشمانم پاک نمی‌شوند. شبِ اول، از خدا می‌خواستم کاش کور بودم و تنِ خونی را در فرغون نمی‌دیدم. دومین شب می‌خواستم کَر باشم تا صدایِ گلوله‌ها را نشونم. سومین شب می‌خواستم «نباشم.» اما نبودن خودخواهانه‌ترین خواسته‌ست. سیگارم را در قوریِ چایِ مانده از دیروز خاموش می‌کنم. وصیت‌نامه‌ای که نوشته بودم را دوباره می‌خوانم:« به‌نامِ خدایی که او را در جهانم زنده نگه داشتم.» بی‌شک او بهتر از من می‌خوابد! دندان‌هایم را رویِ هم می‌فشارم. معده‌ام دارد از پای درم می‌آورد. قرص دوم را هم می‌خورم. اعصابی دیگر نمانده، اما جان‌هایی که دیگر نیستند چه؟ پایم تیر می‌کشد. من تیر خورده‌ام یا تو؟ دهانم مزه‌ی تلخی گرفته. اسکرولِ اینستاگرام، اشک، سیگارِ بعدی. من دود می‌شوم و می‌سوزم یا او؟ دلم نمی‌خواهد کسی را ببینم. فقط دلم می‌خواهد زنده باشند. اشک‌هایم را پاک می‌کنم. اخبار می‌گوید: «تروریست‌ها باز هم شکست خوردند.» من تروریستم یا تو؟ خانه را دود گرفته، شبیهِ خیابان‌هایِ آن شب‌ها. به‌کجا رسیده‌ایم که همگی مشتاقِ موشک شده‌اند؟ من می‌ترکم یا تو؟ اگر نوشتن آرامم می‌کرد، تمامِ روز باید می‌نوشتم. دوباره اینستا می‌روم. اسکرول، اشک، دود سیگار. من زنده ماندم یا تو؟

غمگین‌ترینم این روز‌ها. خانه‌مان آن قدر دور هست دوستانم نتوانند بیایند نجاتم دهند.

اشک‌هایم چک چک می‌ریزند روی گل‌هایِ قالی. هر کدامشان به این فکر می‌کنند که چرا در این دنیا کسی تا به حال نبوده است که بترسد مرا از دست بدهد. چه وقتی که ماندم چه وقتی که رفتم.

sticker.webp0.13 KB