نشانیِ سوّم
الذهاب إلى القناة على Telegram
کلمههایی که از ما بهجا خواهد ماند، بیخوابیِ عجیبی خواهند کشید... بیخوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راههایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175
إظهار المزيد807
المشتركون
-1024 ساعات
+117 أيام
-12030 أيام
أرشيف المشاركات
799
تولدت مبارک خوش وایب ترین و مهربون ترین ادمی ک تاحالا دیدممم
خیلی خوشحالم ک فرصت اینو داشتم بشناسمت و هفته ای چنساعت باهات وقت بگذرونم
از خدا میخوام هرچی اون قلب مهربونت میخواد و برات براورده کنه
تو لایق بهترینایی اسمان
799
Repost from Humint.
به نام خدای رنگین کمان؛
بچهها نخندین.. درود به ملت شریف ایران، من هم فرزند کسی هستم. مبین مامان، اومدم مامان. سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم. اگرم هر بلایی سرم اومد میخوام خبرش مثل بمب بترکه. سپهر من کجایی بابا؟ من نمیترسم، چهل و هفت ساله مردم. من این حور و پری رو بیست و سه سال خودم پروردم، تو قبر نگاش کنم؟ مانی بابا تو برو منم میام. مگه ما چی هستیم که برای ما تانک میارن؟ ما اگه پول داشتیم اسلحه بخریم خب میرفتیم نون میخریدیم. اگر آزاد شد.. خوشحالی کن به جای من. ما تو این شهر غریبیم. به رونیکا چی بگم؟ بچهام هشت سالشه. به مامان چیزی نگو. عزیز اینا برای ورزشه. اینا برای طناب دارشون دنبال گردن میگردن. الهی تیکه تیکه بشی، مرگ بر خامنهای. وای محسن. سهم بچهی من توی مملکت من پنج تا گلوله بود. سکوت ما خیانت است. آقا اونور هم جنازه هست؟ اوه تا دلت بخواد. حیدر حیدر کنان به بچهی من شلیک کردن. پهلوونمو اینجا کشتن. هواپیما آتیش گرفته. ندا نترس، ندا بمون. بچه ها تیر خوردم؟ نمیرم فقط. آقا این خطو میشناسی؟ تیر خورده. نفس نمیکشه. خامنهای الان حکومت کن. رو خون بچههامون حکومت کن. ما را به خاطر بیاور که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم. متهم ابراز پشیمانی نکرد. بچهها کمک، ناموساً کمک. شما خودتونم میدونید با آبان نابود شدید و این آبان ادامه داره..
799
دیروز برایِ اولین بار تو عمرم، قیچی رو خودم زدم به موهام! فکر میکردم با این همه وسواسی که تو این کار دارم، اولین باری که خودم دست به موهام بزنم حتما بعد از دیدنِ چهار تا فیلم یوتویوب و سیصد تا سوال از چت gpt باشه. اولین بار رسید و نه یوتویوب باز میشد و نه پیام چت gpt میرفت. و من بدونِ هیچ راهنمایی موهامو قیچی کردم.
چتریامو کوتاه تر زدم. و خوب شد. =)
799
اینروزا بود که زهرا بهم گفت بالآخره بعد از چهار سال، رفت پیِ آرزوهاش.
از دانشگاه انصراف داد. رفت هنر. =)
799
من از این زندگی چیزی به جز مردن نفهمیدم
نمیدانم ندارد معنیای یا من نفهمیدم
دو دستی داشتی من را به قبرم هدیه میکردی
تو هم تسلیم مرگم کرده بودی، من نفهمیدم
تو تابوتم شدی هروقت هم من را بغل کردی
و مقصودت از این آغوش را هم من نفهمیدم
به ناگه آنچنان از پرتگاه غم هلم دادی
که چیزی غیر برخورد زمین با تن نفهمیدم
تو آن زخمی که روی ساعد واماندهام ماندی
به غیر از زخم بعدی راهِ پوشاندن نفهمیدم
نفهمیدم تو اصلا دوستم میداشتی یا نه
من از این زندگی چیزی به جز مردن نفهمیدم.
- مشکات شیخ حسینی
799
Repost from علی نور✍🏼
… تصاویر، از جلویِ چشمانم پاک نمیشوند. شبِ اول، از خدا میخواستم کاش کور بودم و تنِ خونی را در فرغون نمیدیدم. دومین شب میخواستم کَر باشم تا صدایِ گلولهها را نشونم. سومین شب میخواستم «نباشم.» اما نبودن خودخواهانهترین خواستهست. سیگارم را در قوریِ چایِ مانده از دیروز خاموش میکنم. وصیتنامهای که نوشته بودم را دوباره میخوانم:« بهنامِ خدایی که او را در جهانم زنده نگه داشتم.» بیشک او بهتر از من میخوابد! دندانهایم را رویِ هم میفشارم. معدهام دارد از پای درم میآورد. قرص دوم را هم میخورم. اعصابی دیگر نمانده، اما جانهایی که دیگر نیستند چه؟ پایم تیر میکشد. من تیر خوردهام یا تو؟ دهانم مزهی تلخی گرفته. اسکرولِ اینستاگرام، اشک، سیگارِ بعدی. من دود میشوم و میسوزم یا او؟ دلم نمیخواهد کسی را ببینم. فقط دلم میخواهد زنده باشند. اشکهایم را پاک میکنم. اخبار میگوید: «تروریستها باز هم شکست خوردند.» من تروریستم یا تو؟ خانه را دود گرفته، شبیهِ خیابانهایِ آن شبها. بهکجا رسیدهایم که همگی مشتاقِ موشک شدهاند؟ من میترکم یا تو؟ اگر نوشتن آرامم میکرد، تمامِ روز باید مینوشتم. دوباره اینستا میروم. اسکرول، اشک، دود سیگار. من زنده ماندم یا تو؟
799
اشکهایم چک چک میریزند روی گلهایِ قالی. هر کدامشان به این فکر میکنند که چرا در این دنیا کسی تا به حال نبوده است که بترسد مرا از دست بدهد.
چه وقتی که ماندم
چه وقتی که رفتم.
