fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

رفتن به کانال در Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot https://www.instagram.com/ophelia0100?stkn=MWg1Y2MwaWNiMXQ3ag==

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
412
مشترکین
-124 ساعت
-147 روز
+1430 روز
آرشیو پست ها
Googoosh - Mano Gonjeshkaye Khooneh - ir-Music.ir.mp37.65 MB

"گفت: هر وقت روانم فرسوده می‌شود و دیگر توان تحمل ندارم، غیب می‌شوم؛ می‌روم تا خودم را دوباره سرهم کنم. اما مدتی‌ست فاصله‌ی میان غیب‌شدن‌هایم کمتر شده. انگار خانه‌ای قدیمی و نم‌کشیده خریده باشم؛ خانه‌ای که هر بار فقط دیوارهایش را رنگ می‌زنم و خیال می‌کنم تعمیر شده. بعد، یک روز پله‌ای زیر پایم می‌شکند، روزی دیگر چوبی از رطوبت می‌پوسد، سقفی ترک می‌خورد و من دوباره باید چیزی را از نو بسازم. فکر می‌کنم دیگر مسئله رنگ دیوارها نیست؛ خانه از پایه فرسوده است. و من هر بار، به جای اینکه از آن بیرون بیایم، بیشتر هزینه می‌کنم تا بتوانم چند روز دیگر در آن زندگی کنم."

این پست رو فور کنید چنلتون(لطفاً ریپلای نکنید!) و بعد اینجا بهم پیام بدید لینک چنلتون+نیتی که دارید رو بفرستید تا براتون فال تاروت بگیرم.🧚🏻‍♀✨
چک کنید خط نخورده باشه.🎐🫧
لطفاً جوین باشید.🤍🌱

چالش🍋 این پیامو فور کنید و ی پست قیشنگ‌مشخص کنید بزارم اینجا.

آوارگی چو ریگ روان هم‌عنان ماست
- صائب تبریزی

Potk (New Song 2026) شروین پتک Shervin.m4a2.57 MB

«دردناک بود وقتی فهمیدم مدت‌هاست تخیلم را گوشه‌ی کمد گذاشته‌ام؛ مثل شیئی بی‌مصرف که دیگر دلیلی برای نگه‌داشتنش نداشتم. در را بستم و به زندگی برگشتم، غافل از اینکه شاید همان چیز، تنها راهی بود که هنوز می‌توانستم با این زندگی کنار بیایم.»

کلماتی که از دل برمی‌آیند، هرگز بیان نمی‌شوند، در گلو گیر می‌کنند و تنها در چشم‌ها خوانده می‌شوند.
-ژوزه ساراماگو

در من انگار كسي در پي انكار من است يك نفر مثل خودم تشنه‌ی ديدار من است

Bezan Baran Habib.mp34.12 MB

"غرقِ رویا نشو؛ حتی اگر آن بیرون چیزی برای زندگی‌کردن نمانده باشد، حتی اگر واقعیت آن‌قدر سنگین باشد که خواب را از چشمانت بگیرد. رویا پناهگاه امنی نیست؛ فقط دیواری‌ست که برای فرار از واقعیت ساخته‌ای. دیر یا زود، واقعیت از پشت همان دیوارها سر برمی‌آورد، آوارشان می‌کند و تو را زیرِ رویایی دفن می‌کند که روزی برای نجاتت ساخته بودی."

Repost from دومآن.
چو رنج بوده فقط سهمم از جهان شما؛ خوشا به کنج اتاقم، خوشا جهان خودم.