fa
Feedback
سَـمفونـےِ مَهتـآب '

سَـمفونـےِ مَهتـآب '

رفتن به کانال در Telegram

‍ "وخـداےِمن‌آن‌ݼـشـمانـےست‌؛ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ڪه‌سَـمفونـےِنگاهـش،مَهتـآب‌رابـه‌وجـد‌مـے‌آورد " ‌ @ian0_bot t.me/HidenChat_Bot?start=6368757033

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
911
مشترکین
-1524 ساعت
+1747 روز
+20530 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
❀ ‌ ͡‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌www. #Bay's‌‌ ‌number ‌ @ ‌1 🐨 cooking ͜

Repost from N/a
دیوانه و دل بسته‌ی اقبال خودت باش سرگرم خودت، عاشق احوال خودت باش یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری راضی به همین چند قلم مال خودت باش دنبال کسی باش که دنبال تو باشد این گونه اگر نیست ، به دنبال خودت باش پرواز قشنگ است ولی بی غم و منت منت نکش از غیر و پروبال خودت باش صد سال اگر زنده بمانی، گذرانی پس شاکر هر لحظه و هرسال خودت باش!

Repost from N/a
Best Day Ever☀️🌱
+8
Best Day Ever☀️🌱

Repost from N/a
✦آب خوردن در طول روز چه تأثیری روی بدن و صورت دارد❓🏓
₊⊹امروز تو این پست قراره بفهمیم که چقدر آب خوردن برای بدن و صورتمون مفید هست و یاد بگیریم که طول حتما روز باید آب بخوریم.❗️🎸
. ݁ ٬٬ ࣪فواید آب در بدن     ؛       🪭 -خارش پوست را برطرف می‌کند ⏝ִ︶⏝ ୨  ୧ ⏝ִ︶⏝ پوست خشک تمایل به خارش دارد، حتی در مواردی به دلیل کمبود رطوبت، حتی پوسته‌ها و ترک‌های خشکی روی پوست ایجاد می‌شود. در همین راستا مصرف آب کافی تضمین می‌کند که پوست شما خشک نشود و طبیعتا خارش هم نداشته باشد. - پوست را سفت نگه می‌دارد ⏝ִ︶⏝ ୨  ୧ ⏝ִ︶⏝ با افزایش سن یا کاهش وزن به شکل قابل توجه، پوست شما ممکن است شروع به افتادگی کند. نوشیدن آب کمک می‌کند تا خاصیت ارتجاعی پوست احیا و از افتادگی آن جلوگیری شود. نوشیدن آب کافی به ويژه در مناطقی که مستعد افتادگی هستند، مانند بالای بازوها، کمر، ران‌ها و خط فک نقش پررنگ‌تری دارد. - تعادل pH شما را حفظ می‌کند ⏝ִ︶⏝ ୨  ୧ ⏝ִ︶⏝ شما می‌توانید با کمک فواید نوشیدن آب برای صورت، پوست حساس، آکنه‌دار یا لکه‌دار را با آب به یک نسخه سالم بازگردانید. اگر آب کافی بنوشید تا سطح pH بدنتان متعادل شود، پوست شما درخشان و عاری از لک می‌شود. - از جوش‌های پوستی مرتبط با گرما جلوگیری می‌کند ⏝ִ︶⏝ ୨  ୧ ⏝ִ︶⏝ آب با تنظیم دمای بدن از گرم شدن بیش از حد بدن جلوگیری می‌کند. نوشیدن مقادیر کافی آب تضمین می‌کند که وقتی هوا گرم می‌شود یا فعالیت بدنی دارید، جوش و بثورات روی پوستتان ایجاد نشود . رنگ پوست را بهبود می‌بخش ⏝ִ︶⏝ ୨  ୧ ⏝ִ︶⏝ نوشیدن آب به مقدار کافی به بدن کمک می‌کند تا ناخالصی‌ها را از بین ببرد و در عین حال پوست سالم‌تری برای شما به ارمغان می‌آورد. نوشیدن بیش از دو فنجان آب می‌تواند جریان خون را در پوست افزایش دهد و در نتیجه‌ی آن پوستی با رنگی شفاف و صاف را به شما هدیه دهد. - از پیری زودرس جلوگیری می‌کند ⏝ִ︶⏝ ୨  ୧ ⏝ִ︶⏝ هیدراته نگه داشتن پوست به افزایش خاصیت ارتجاعی پوست کمک می‌کند. چرا که پوست را برای مدت طولانی‌تری مرطوب نگه می‌دارد و ظهور افتادگی پوست، چین و چروک و خطوط ریز را به تاخیر می‌اندازد. - زخم‌های شما زودتر بهبود پیدا می‌کند ⏝ִ︶⏝ ୨  ୧ ⏝ִ︶⏝ نوشیدن آب می‌تواند روند بهبود بیماری‌هایی مانند آفتاب سوختگی و عفونت های ویروسی را تسریع کند. همچنین با خوردن آب زیاد، پوست قابلیت بهبود زخم‌ها را به شکلی سریع‌تر به دست می‌آورد. - پف پوست صورت را کاهش می‌دهد ⏝ִ︶⏝ ୨  ୧ ⏝ִ︶⏝ هنگامی که پوست صورت شما پف کرده به نظر می‌رسد، اساساً به این علت است که پوست آب را نگه می‌دارد تا در صورت عدم مصرف آب کافی از شما در برابر کم آبی محافظت کند. بنابراین طبیعی است که افزایش سطح هیدراتاسیون باعث کاهش پف صورت شما می‌شود. بنابراین یکی دیگر از فواید آب نوشیدن برای پوست، کاهش پف صورت است. - از آکنه جلوگیری می‌کند ⏝ִ︶⏝ ୨  ୧ ⏝ִ︶⏝ از جمله فواید آب برای بدن و پوست این است که نوشیدن مقدار زیادی آب، محتوای آب و چربی روی پوست صورت شما را متعادل نگه می‌دارد، از تجمع چربی اضافی جلوگیری می‌کند و در نتیجه منافذ مسدود شده و جوش‌های پوستی را کاهش می‌دهد. به یاد داشته باشید که این روزها به دلیل سبک زندگی پرمشغله، آلودگی هوا و عدم تمرکز بر هیدراتاسیون، آکنه در بین بزرگسالان شایع‌تر شده است. بنابراین برای داشت چهره‌ی صاف‌تر نوشیدن آب را فراموش نکنید. - روده سالم و پوستی شفاف‌تر ⏝ִ︶⏝ ୨  ୧ ⏝ִ︶⏝ مصرف آب کافی به حفظ سلامت روده‌ها و کمک به هضم مناسب غذا کمک شایانی می‌کند. درواقع آب با کمک به تنظیم حرکات روده، ضایعات را از بدن شما دور می‌کند و کمک می‌کند تا دفع بهتری داشته باشید. در ادامه پوست شما شفاف و بدون مشکل باقی می‌ماند
. ݁ ٬٬ ࣪توضیح کلی در مورد فواید نوشیدن اب    ؛     📮 درواقع این پوست است که عملکرد بدن را، وقتی آب کافی دریافت نمی‌کند، نشان می‌دهد. به همین دلیل هم نوشیدن یک یا دو لیوان آب اضافی در روز ضرری ندارد. ❣
@Personal_development_0

Repost from N/a
photo content

𝘔𝘰𝘯 𝘤𝘩𝘦𝘳 𝘢𝘮𝘰𝘶𝘳, 𝘵𝘰𝘯 𝘳𝘦𝘨𝘢𝘳𝘥 𝘮’𝘦𝘯𝘤𝘩𝘢î𝘯𝘦 𝘥𝘰𝘶𝘤𝘦𝘮𝘦𝘯𝘵🌹, 𝘦𝘵 𝘥𝘢𝘯𝘴 𝘵𝘰𝘯 𝘴𝘪𝘭𝘦𝘯𝘤𝘦, 𝘫𝘦 𝘵𝘳𝘰𝘶𝘷𝘦 𝘭’é𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵é🤩. #𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸

Repost from N/a
𝛅𑜰𑜀𝖾𝗍𝗂𑜀𝖾𝗌, ꪒ𝗅𝗅 𝚰𝗍 𝚻𝖺𝗄𝖾𝗌 𝚰𝗌 𝐎𝗇𝖾 𝚮𝖺𝗇𝖽 𝚪𝖾𝖺𝖼𝗁𝗂𝗇𝗀 𝐎𝗎𝗍 𝚻𝗈 𝛅𝖺𝗏𝖾 ꪒ 𝛅𝗈𝗎𝗅 𝗅𝛐𝗌𝗍 𝚰𝗇 𝚻𝗁𝖾 𝚪𝗎𝗂𝗇𝗌.

Repost from N/a
We loved like wildflowers quietly, freely, and against all odds.
We loved like wildflowers quietly, freely, and against all odds.

Repost from N/a
𝚴𝖺𝗆𝖾 : ‌ 𝖢𝖺𝗌𝖾 𝖱-𝟣𝟥 / 𝖱-𝟣𝟥 پرونده ‌ 𝖯𝖺𝗋𝗍 4 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖠𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇,𝖢𝗋𝗂𝗆𝗂𝗇𝖺𝗅,𝖾𝗑𝖼𝗂𝗍𝗂𝗇𝗀, 𝗉𝖺
𝚴𝖺𝗆𝖾 : ‌ 𝖢𝖺𝗌𝖾 𝖱-𝟣𝟥 / 𝖱-𝟣𝟥 پرونده ‌
𝖯𝖺𝗋𝗍 4
𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖠𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇,𝖢𝗋𝗂𝗆𝗂𝗇𝖺𝗅,𝖾𝗑𝖼𝗂𝗍𝗂𝗇𝗀, 𝗉𝖺𝗋𝖺𝖽𝗈𝗑𝗂𝖼𝖺𝗅,𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝗍𝗂𝖼, 𝖡𝖫 𝖤𝗑𝗉𝗅𝖺𝗇𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌 : 𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃 — 𝖠 𝗌𝗎𝗌𝗉𝖾𝗇𝗌𝖾𝖿𝗎𝗅 𝗍𝖺𝗅𝖾 𝖻𝗎𝗋𝗂𝖾𝖽 𝖽𝖾𝖾𝗉 𝗐𝗂𝗍𝗁𝗂𝗇 𝖺 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖿 𝗈𝖿 𝗌𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍𝗌,𝗆𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒,𝖺𝗇𝖽 𝖻𝗅𝗈𝗈𝖽𝗌𝗁𝖾𝖽. 𝖳𝖠𝖯 𝖳𝖮 𝖱𝖤𝖠𝖣 𝖳𝖧𝖤 𝖲𝖳𝖮𝖱𝖸 𝖶𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 𝖭𝗂𝗑 , 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅

Repost from N/a
𝚴𝖺𝗆𝖾 : ‌ 𝖢𝖺𝗌𝖾 𝖱-𝟣𝟥 / 𝖱-𝟣𝟥 پرونده ‌ 𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟥 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖠𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇,𝖢𝗋𝗂𝗆𝗂𝗇𝖺𝗅,𝖾𝗑𝖼𝗂𝗍𝗂𝗇𝗀, 𝗉�
𝚴𝖺𝗆𝖾 : ‌ 𝖢𝖺𝗌𝖾 𝖱-𝟣𝟥 / 𝖱-𝟣𝟥 پرونده
𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟥
𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖠𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇,𝖢𝗋𝗂𝗆𝗂𝗇𝖺𝗅,𝖾𝗑𝖼𝗂𝗍𝗂𝗇𝗀, 𝗉𝖺𝗋𝖺𝖽𝗈𝗑𝗂𝖼𝖺𝗅,𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝗍𝗂𝖼, 𝖡𝖫 𝖤𝗑𝗉𝗅𝖺𝗇𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌 : 𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃 — 𝖠 𝗌𝗎𝗌𝗉𝖾𝗇𝗌𝖾𝖿𝗎𝗅 𝗍𝖺𝗅𝖾 𝖻𝗎𝗋𝗂𝖾𝖽 𝖽𝖾𝖾𝗉 𝗐𝗂𝗍𝗁𝗂𝗇 𝖺 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖿 𝗈𝖿 𝗌𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍𝗌,𝗆𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒,𝖺𝗇𝖽 𝖻𝗅𝗈𝗈𝖽𝗌𝗁𝖾𝖽. 𝖳𝖠𝖯 𝖳𝖮 𝖱𝖤𝖠𝖣 𝖳𝖧𝖤 𝖲𝖳𝖮𝖱𝖸 𝖶𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 𝖭𝗂𝗑 , 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅

You didn’t realize you had crossed the point of no return.

Не стесняйся, ты теперь мой сын.

. آخرین سحرگاهِ بی‌پروا. آن شب را با خنده‌هایت صبح کردم ، از زیباییِ ماه می‌گفتی ولی من ماه را در تیله‌های چشمانت خلاصه می‌کر
+1
. آخرین سحرگاهِ بی‌پروا. آن شب را با خنده‌هایت صبح کردم ، از زیباییِ ماه می‌گفتی ولی من ماه را در تیله‌های چشمانت خلاصه می‌کردم . گفتی چشمانم غمگین است ، خسته است . روحم زخمی است و در آخر گفتی تک‌تک زخم و غم‌هایم را می‌بوسی تا خوب شوند ولی نمیدانستی من در کنار تو همه چیز را فراموش می‌کردم. گاه آن شب را نفرین می‌کنم و گاه یادم می‌افتد آن شب چقدر بی‌پروا بودیم ؛ انگار هیچ فردایی وجود نداشت. آن شب گفتی مانند ققنوسی هستم که بعد از هر زخم دوباره از خاکسترم متولد می‌شوم، قوی‌تر از قبل . حال کجایی لیلیوم خونی‌ام…من بدون لبخند‌هایت چگونه شب‌ها را سحر کنم.
آنقدر سوختم که از خاکسترم هم نمی‌توانم برخیزم.

. مدی که به جزر رسید. در روزهایی که هر دو زیر آوار خودمان مانده بودیم. آن‌قدر خسته و بی‌امید بودیم که یافتن یکدیگر، راهی بود
+1
. مدی که به جزر رسید. در روزهایی که هر دو زیر آوار خودمان مانده بودیم. آن‌قدر خسته و بی‌امید بودیم که یافتن یکدیگر، راهی بود که گمان می‌کردیم دیگر وجود ندارد. کم‌کم یاد گرفتیم بر شانه‌های زخمی یکدیگر نفس بکشیم. گاه ناخواسته یکدیگر را می‌رنجاندیم، اما دوباره مرهمِ زخم‌های هم می‌‌شدیم. من زخم می‌زدم، می‌پذیرم. اما تو هم مرهم نبودی. لیلیوم خونی من… این‌بار می‌خواستم مقابلِ هر کسی که بخواهد آزارمان دهد یا میانمان دیوار بکشد بایستم. اما آن‌قدر غافل شدم که با خنجر نگینی‌ات زخمی عمیق بر قلبم نشاندی.
و حالا دیگر کسی نمانده که از من دفاع کند؛ حتی خودم.

Repost from N/a
photo content

Repost from N/a
«من او را سه بار دیدم، یکبار بر سر پدرش می‌گریست، یکبار بر سر همسرش. بعد سه روز بعد دوباره او را دیدم، اما اینبار نگریست به من نگاه کرد و گفت "برویم".»

- نامهٔ سوخته - ۱۰ جولای، سال ۱۹۸۶
عطر خاکستر وجودت تمام حواسم را میان باد به رقص درآورده است، اما تمام تلاشم را می‌کنم تا بهترین وداع را داشته باشم... پس، برای تو می‌نویسم، باشد که آخرین کلماتم روح خسته ات را نوازش کنند. عزیز من، مدتی از خاموش شدن برق چشم هایت می‌گذرد. اگر درست به یاد داشته باشم... دو سال و شش ماه و پانزده روز است که رفته ای. نه آنقدر زیاد که فراموشت کنم، نه آنقدر کم که هر روز را به یادت ببارم. زمان، مرا میان تاریک‌ترین مرز ممکن قرار داده است؛ مرزی بین وهم و حقیقت. چیزی که عقلم را سلب کرده و کرم های آزاردهنده اش را بین ورق هایم چپانده. با این حال، ته مانده های روحم را برایت مرکب این نامه می‌کنم، تا بدانی همیشه تو را به یاد داشته ام. من همه چیز را به یاد دارم. نه فقط خیالت را، من دست های آشفته ای که برای سکوت التماس می‌کردند را به یاد دارم. تمام آن لبخند های گیج و مبهوت، کلمات نامرتب در هم پیچیده... همه چیز را مرور می‌کنم. گمان می‌کنی حرف های تلخم چندان شباهتی به خداحافظی ندارند، نه؟ بیش از حد برای تو تلخ و سرد هستند... اگر با خواندنشان شکسته‌تر بشوی چه؟ راستش را بخواهی، تا به حال هیچ یک از افرادی که می‌شناختم و می‌شناسم برایم آنچنان عزیز نبوده است که بخواهم در آخرین دقایق باقی‌مانده از عمرم برایش چیزی بنویسم و با او سخن بگویم؛ برای همین است که پریشان‌تر از کودکی گم گشته به دور خود چرخ می‌زنم. اما پس از تو.. درست بعد از دیدن تو.. حتی اینکه تن نحیفت میان دانه های خاک جا خوش کرده، مانع علاقه ام نسبت به نوشتن برای تو نمی‌شود، می‌خواهم برایت بگویم و تو گوش فرا دهی... بگویم که حتی گذشت زمان هم نتوانست صدای خنده های دلربایت را از سرم بیرون کند، که خاک نتوانست سیمای شیرینت را از پشت پلک هایم پاک کند، که باد نتوانست عطر موهایت را از سلول به سلول تنم جدا کند. که هیچ چیز نتوانست تو را آنطور که اشک هایم سقوط کردند، از صخرهٔ خاطراتم بیاندازد. باید با چنین زخمی چه کنم؟ زخمی که شیرین‌ترین مخلوق عالم با شهدش برجای گذاشته، زخمی که هیچ مرهمی جز پایان ندارد! آه.. درد بی‌پایان من، لرزش دست های فرسوده و خسته ام مانع از این می‌شود که با خطی خوش برایت بنویسم، دیوار می‌شود که نتوانم بیشتر از این کلماتم را ردیف کنم؛ درک می‌کنی مگر نه؟ جز برای خودت.. همیشه درک زیادی داشتی! به دنبال آخرین جمله ای می‌گردم که قادر باشد طغیان اشک چشمانم را آبی زلال کند؛ آبی که قایق چوبی خاطرات تو را به دور دست ها ببرد.
دور دست ها، جایی در زیر یک درخت تنها!