𝘛𝘦𝘦𝘯 𝘴𝘱𝘪𝘳𝘪𝘵 .⋆ check
رفتن به کانال در Telegram
𝟎𝟎:𝟎𝟎✰... ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ɞ -ᴇsꜰᴊ ✧ ᴀɴ ᴀʀᴛɪsᴛ ✺ 📩 ♤ https://t.me/XBCHATBot?start=sec-eeebgdgbf
نمایش بیشتر932
مشترکین
-124 ساعت
+97 روز
+4730 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+145
در 87 کانالها
ژوئیه '26
+167
در 113 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+196
در 71 کانالها
Get PRO
مه '26
+65
در 35 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+117
در 84 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+11
در 19 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+222
در 76 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+177
در 87 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+212
در 82 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+223
در 65 کانالها
Get PRO
اوت '25
+222
در 56 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+371
در 88 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+183
در 39 کانالها
Get PRO
مه '25
+124
در 31 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+119
در 57 کانالها
Get PRO
مارس '25
+151
در 83 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+292
در 71 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+337
در 72 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+247
در 71 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+252
در 77 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+133
در 59 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+79
در 47 کانالها
Get PRO
اوت '24
+110
در 49 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+117
در 57 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+100
در 44 کانالها
Get PRO
مه '24
+86
در 42 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+91
در 50 کانالها
Get PRO
مارس '24
+78
در 50 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+51
در 38 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+64
در 53 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+50
در 29 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+66
در 30 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+342
در 16 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 27 اوت | +3 | |||
| 26 اوت | +7 | |||
| 25 اوت | +6 | |||
| 24 اوت | +1 | |||
| 23 اوت | +4 | |||
| 22 اوت | +22 | |||
| 21 اوت | 0 | |||
| 20 اوت | +3 | |||
| 19 اوت | +5 | |||
| 18 اوت | +8 | |||
| 17 اوت | +3 | |||
| 16 اوت | +8 | |||
| 15 اوت | +5 | |||
| 14 اوت | +1 | |||
| 13 اوت | +2 | |||
| 12 اوت | +27 | |||
| 11 اوت | +2 | |||
| 10 اوت | +2 | |||
| 09 اوت | +15 | |||
| 08 اوت | 0 | |||
| 07 اوت | +7 | |||
| 06 اوت | +3 | |||
| 05 اوت | +5 | |||
| 04 اوت | 0 | |||
| 03 اوت | +1 | |||
| 02 اوت | +3 | |||
| 01 اوت | +2 |
پستهای کانال
| 2 | 🏴 : این پیام رو فور کنید تا بگم چند درصد green flag
Red flag
هستید !؟
935!? 🏴 | 47 |
| 3 | sticker.webp | 18 |
| 4 | 💋 : میشه پنج تا خوشگل بیان اینجا رند شیم !؟ | 139 |
| 5 | چند نفر میاد اینور؟ | 25 |
| 6 | میشه چهارنفر بیان اینجا 1635 شیم ؟
عدد بزارین فور میکنم | 22 |
| 7 | به ماهم 9 نفر میدین 400 بشیم؟ | 20 |
| 8 | دوتا قشنگ میان اینجارو رند کنن؟ | 18 |
| 9 | sticker.webp | 31 |
| 10 | شب، آن منطقهٔ متروکه را از جهان جدا کرده بود.
انبار در دل تاریکی ایستاده بود؛ ساختمانی عظیم با دیوارهای نمکشیده، پنجرههای شکسته و سقفی بلند که تیرگیاش در هیچ نوری تمام نمیشد. بیرون، هیچ خانهای روشن نبود. هیچ ماشینی عبور نمیکرد. هیچ صدای انسانی از کیلومترها دورتر به گوش نمیرسید.
فقط باد بود که گاهی از شکافهای دیوار عبور میکرد و صدایی شبیه زمزمهای خفه در راهروهای خالی میساخت.
میان آن تاریکی ایستاده بود.
یا بهتر بود گفت، دیگر ایستادن برایش معنایی نداشت. تمام توانش را در ماههایی جا گذاشته بود که دویده بود؛ شبهایی که بدون خواب گذرانده بود، خیابانهایی که با وحشت از آنها عبور کرده بود، درهایی که پشت سرش بسته بود و هر بار با شنیدن صدای قدمی، قلبش برای چند ثانیه از کار افتاده بود. اما حالا دیگر جایی برای رفتن نبود.
نفسش لرزید و به اطراف نگاه کرد.
سایهها میان ستونهای انبار کش آمده بودند؛ بعضی ثابت، بعضی لرزان، بعضی آنقدر دور که نمیشد فهمید واقعاً انساناند یا بازی چراغهای ضعیف با تاریکی.
یک صدا آمد.
تق.
از جا پرید. چیزی نیفتاده بود. چند ثانیه گذشت.
تق. این بار از سمت دیگری.
سرش را چرخاند. هیچکس نبود. اما ترس، دیگر به چیزی احتیاج نداشت که دیده شود. در تمام بدنش پخش شده بود؛ سردیِ دستها، خشکی گلو، لرزش زانوها و آن احساس وحشتناکی که میگفت چیزی در تاریکی ایستاده و فقط منتظر است او متوجه حضورش شود و بعد، صدای قدمها آمد.
آهسته. یکی. مکث. یکی دیگر. و بعد چند قدم همزمان.
عقب رفت تا اینکه پشتش به دیوار خورد؛ دیگر نمیتوانست بدود.
چشمهایش در تاریکی میگشتند، و آنوقت دیدشان.
آدمهایی که از میان سایهها بیرون نمیآمدند؛ فقط کمکم معلوم میشدند.
آنها از ابتدا آنجا بودند.
منتظر. ساکت. بیعجله.
یکی از آنها قدمی برداشت.
دیگر عقب نرفت فقط نگاه کرد، وحشت در چهرهاش دیگر شبیه ترس نبود؛شبیه کسی بود که تمام امیدهایش را یکییکی از دست داده و حالا فقط منتظر آخرین نشانه است تا بفهمد کابوسی که ماهها از آن فرار کرده، واقعاً به پایانش رسیده است. کابوسی که پایانش حکم پایان زندگی ناچیزش را داشت
اما در آن سوی سالن، جایی که نور چراغی ضعیف تنها بخشی از تاریکی را میشکافت، صندلیای قرار داشت.
یک صندلی ساده، قدیمی. تنها یک صندلی بود و همین آن را ترسناک تر میکرد. انگار تمام آن انبار بزرگ برای یک نفر ساخته شده بود که قرار بود همانجا بنشیند و تماشا کند.
در انتهای سالن، تاریکی آرام تکان خورد، ابتدا صدای قدمهایش شنیده شد؛ شمرده، آرام و با وقاری که انگار تمام انبار به حضورش عادت داشت.
کتوشلوار تیرهاش بینقص بود. قامتش صاف و چهرهاش آرام؛ آنقدر آرام که ترسناکتر از هر خشمی به نظر میرسید. از کنار او گذشت، بیآنکه حتی نگاهی به او بیندازد. به صندلی نیمهروشن انتهای سالن رسید. لحظهای ایستاد، کت خود را مرتب کرد و با همان وقار آرام نشست، پا روی پا انداخت و دستش را روی دستهٔ صندلی گذاشت.
سپس سر بلند کرد با چشم هایی که اطمینان را فریاد میزدند به او نگاه کرد.
چند ثانیه سکوت کرد و بعد آرام گفت. | 18 |
| 11 | بدون متن... | 16 |
| 12 | sticker.webp | 22 |
| 13 | این پست +این پیام رو فور کنید؛
۲-۳ تا از پست های موردعلاقم
از چنلتون رو فور کنم. | 15 |
| 14 | 𓂃 𓈒𓏸
𝗶𝗍'𝗌 𝖺̄𝗅𝗋𝗂𝗀𝗁𝗍 𝗂𝖿 𝗒𝗈𝗎 𝖼𝖺𝗇'𝗍 𝗄𝖾𝖾𝗉 𝗎𝗉
𝗀𝗂𝗏𝖾 𝗆𝖾 𝖺𝗅𝗅 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗅𝗈𝗏𝖾 𓂃
𝗮𝗹𝗹 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 ⋆。°✩
𝗄𝗂𝗆 𝗍𝖺̄𝖾 𝗃𝖾𝗈𝗇 𝗃𝗄̄ | 8 |
| 15 | فور کنید؛
چنل های جدید پیدا کنم
-فیو هامو جوین میشم. | 8 |
| 16 | sticker.webp | 16 |
| 17 | میشه یکی خوشگل بیاد اینجا رند شیم!؟؟ | 31 |
| 18 | دوتا رز به مدفن سرخ تعلق میگیره برم ادامه؟! | 11 |
| 19 | 🚩 پاکسازی ، اگر اینجا حضور دارید و متقابل حمایت میکنید این پیام رو فور کنید جوین بمونم . | 17 |
| 20 | sticker.webp | 20 |
