fa
Feedback
حوالی‌افکارم

حوالی‌افکارم

رفتن به کانال در Telegram

آنقدر از تو می‌نویسم تا فارسی تمام شود.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
634
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-647 روز
-10630 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+10
در 3 کانال‌ها
ژوئن '26
+749
در 34 کانال‌ها
Get PRO
مه '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '260
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '260
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '250
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+149
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
05 ژوئیه0
04 ژوئیه+3
03 ژوئیه+5
02 ژوئیه+2
01 ژوئیه0
پست‌های کانال
نمی‌دونم مثلا برام آهنگ بفرست، هیچی هم نگفتی نگو.. من خودم می‌فهمم چی میخواستی بگی.

2
نمی‌دونم مثلاً عکستو بفرست و بگو برای تو گرفتم...
19
3
نمیدونم مثلا برام آهنگ بفرست بگو دلم برات تنگ شده بود.
12
4
.
1
5
نمیدونم مثلا برام آهنگ بفرست بگو دلم برات تنگ شده بود.
12
6
نمی‌دونم مثلا برام آهنگ بفرست و بگو امروز این آهنگ رو گوش دادم و یادِ تو افتادم.
126
7
نمی‌دونم مثلا برام آهنگ بفرست و بگو امروز این آهنگ رو گوش دادم و یادِ تو افتادم.
1
8
نمی‌دونم مثلا برام آهنگ بفرست و بگو: امروز این آهنگ رو گوش دادم و یادِ تو افتادم.
3
9
نمی‌دونم مثلا برام آهنگ بفرست و بگو: امروز این آهنگ رو گوش دادم و یادِ تو افتادم.
1
10
[سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی‌‌ها را، تو هم هرگز نپرسیدی.] ‌
54
11
گفتند تنهایی پر از تاریکیست، من چیزی جز نور ندیدم.
51
12
میدونم تجربه شد ولی واقعا هرگز نیازی به این تجربه نداشتم.
1
13
داشتم تورو دلداری می‌دادم، در حالی که خون از بازوهام می‌چکید و چشم‌هام از شدت اشک و خستگی سرخ شده بود. وفاداریم و هیچوقت زیر سوال نبر.
52
14
[ ماذا لَو عاداً معتذراً؟ [لا مکانً لهُ و لَو جاءً بثُقل الأرض نَدَماً] - اگر عذر خواهانه برگشت چه؟ +حتی اگر به وزن زمین پشیمان باشد؛ دیگر جایی (نزد من) ندارد. ‌
1
15
همیشه دارم خودم رو آماده می‌کنم برای زندگی کردن اما هیچ‌وقت زندگی نمی‌کنم. همیشه تو فکر بعدشم. "بعدش" هم "حال" رو ازم گرفت هم همون "بعد" رو. فکر کنم آخرین سوال زندگیم همین "بعدش؟" باشه. اون لحظه‌ای که مغزم داره دونه دونه لامپ‌های روشن اعضاء و جوارحم رو خاموش می‌کنه، یه صدای احمقانه توی دالون سرم می‌پیچه که خب، بعدش؟ اون‌جاست که چشمای مغزم گرد میشه، یه لحظه مردن رو متوقف می‌کنه، پقی میزنه زیر خنده و به حال خودش و به حال آدمی که هیچ‌گاه نفهمید قاه قاه می‌خنده و چراغ آخر رو خاموش می‌کنه.
24
16
گرچه همه چیز را پذیرفته ام و کنار آمده‌ام . اما از اعماق قلبم میخواستم همه چیز طور دیگری بود ..
30
17
فورواردای چنل چند روزه کم شده ناراحتم.
15
18
و شب بخیر به تویی که شب‌ها با قلبی خسته به خواب می‌روی، و صبح‌ها انگار که چیزی نشده بیدار می‌شوی و برای زندگی‌ات می‌جنگی.
89
19
«از دستِ من میری، از دست ِ تو میرم تو زنده میمونی، منم که میمیرم» ‌
88
20
خوابیدن برای ما راهی برای استراحت نبود، خوابیدن برای ما راه فرار بود، دوری از فکر و خیال بود، گریز موقتی از مشکلات بود. -
1