uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

حوالی‌ افکارم

حوالی‌ افکارم

Kanalga Telegram’da o‘tish

آنقدر از تو می‌نویسم تا فارسی تمام شود.

Ko'proq ko'rsatish
Eron164 948Toif belgilanmagan
617
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-127 kun
+430 kun

Ma'lumotlar yuklanmoqda

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Noy '26
Noyabr '26
+4
5 kanalda
Oktabr '26
+87
12 kanalda
Get PRO
Sentabr '26
+78
12 kanalda
Get PRO
Avgust '26
+178
38 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+105
11 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+749
40 kanalda
Get PRO
May '260
0 kanalda
Get PRO
Aprel '260
0 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '260
4 kanalda
Get PRO
Yanvar '260
1 kanalda
Get PRO
Dekabr '250
2 kanalda
Get PRO
Noyabr '250
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+149
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
07 Noyabr0
06 Noyabr0
05 Noyabr0
04 Noyabr+1
03 Noyabr+2
02 Noyabr0
01 Noyabr+1
Kanal postlari
1:42 من همه چیزو یادمه؛میکردی چه سفت بغلم.

2
میونِ هیاهوی کلافه‌کننده‌ی پیاده‌رو، سوز سرمای قطره‌های درشت بارون که عین شلاق می‌خورد رو گونه‌هام، زمان رو متوقف کرد؛ درست همون‌جا که دستام رو مثل بال‌های بی‌وزن رو به آسمونِ سربی باز کردم و چشمام رو بستم تا شلوغیِ تارِ چترهای مشکی و تنه زدن‌های بی‌امونِ آدمای در حال عبور رو نبینم. می‌خواستم فقط حس سنگین و خنک آب رو روی پوست داغ صورتم لمس کنم؛ انگار سوار بر موجِ اون اقیانوس جمعیت، توی یه جزیره‌ی دورافتاده بودم؛ جایی که با هر نفسِ حبس‌شده، حس رهایی و بوی خاک نم‌خورده می‌رفت توو ریه‌هام. یه حالِ ناب و بی‌نظیر؛ لایِ جای خالیِ خیلی‌ها. مخفیگاه من
86
3
حیف آن‌ همه من ، برای این‌ همه هیچ.
1
4
انگار همه‌چیز توی پاییز یه پسوند "تر" داره؛ آهنگ‌ها آهنگ‌ترن ، قهوه‌ها قهوه‌تر‌ن ، دلتنگی‌ها‌ دلتنگی‌ترن ، عشق‌ها عشق‌ترن و غم‌ها غم ترن.
15
5
مرسی از احساس تک تکتون خیلی برام با ارزشه 🤍 بقیه هم بگید لطفا:)))
38
6
sticker.webp
1
7
مرسی واقعا از این همه استقبال🚶‍♀
33
8
چی شد که توی نوشته‌ها ، آهنگ‌ ها یا حال‌وهوای اینجا باعث شد موندگار باشید و دکمه لفت رو نزنید؟ دوست دارم بی‌تعارف و ناشناس جواب بدید؛ دلم می‌خواد بدونم این گوشه‌ کوچیک از دنیای من ، برای شما چه معنایی داره. 🤍 http://t.me/HidenChat_Bot?start=8133838320
120
9
اینجا رو برنمی‌گردونید رو ۷۰۰؟
17
10
دلش جای دگر بود غمش کنج دل ما.
66
11
این طبیعیه که یه احساسی پیدا کردم دلم میخواد چنلو پاک کنم و بعد کنکور شاید دوباره بزنم؟
1
12
شب، شکل دیگه‌ی منه. این من رو توی شب بیشتر دوست دارم. شب بیشتر توی دیوارهای خونه فرو میرم. هر چقدر به نیمه‌شب نزدیک میشم بیشتر حس می‌کنم دارم با اشیای خونه یکی میشم. شب‌ها بین من اون آینه و اون کمد و اون گلدون خیلی فرقی نیست. همه‌مون ساکتیم و هم‌دیگه رو نگاه می‌کنیم. این یکی شدن رو دوست دارم، این ساکت بودن و کاری به کار هم نداشتن رو عاشقم.
1
13
وقتی گریه ‌می‌کنی ، وقتی از درد روی زانوهایت افتاده‌ای ، وقتی همه‌چیز برایت تاریک است ، وقتی شب‌ها را جای سکوت صدای گریه‌ی تو پُر می‌کند ، وقتی زخمی هستی و کسی ترکت کرده ، زندگی هنوز هم هست؛ چرا که زندگی منتظر ما نمی‌ماند ، ادامه دارد حتی وقتی ما شکسته‌تر از همیشه هستیم.
61
14
.
459
15
ک
448
16
و حالا چنین غریبه شده‌ایم که حتی خبر از احوال هم‌دیگر نداریم. عزیزم، آیا حالا از این دوری راضی هستی؟
455
17
می‌دانی عزیزم؟ بعضی غم‌ها را نمی‌شود تاب آورد. بعضی غم‌ها می‌شوند گریه‌ی ناگهانیِ حین خنده، می‌شوند ساکت شدن‌های ناگهانی و فرو رفتن در فکر، می‌شوند چشم‌های غمگین و دست‌های لرزان.
565
18
به دستِ کوتَهِ من، دامنِ تو کِی رسد ای گل؟ که پای خسته‌ی من، عمری از پیِ تو دویده هوشنگ ابتهاج
480
19
«‏صبح تا شب به هر نحوی می‌گذشت؛ اما وقتی که شب می‌آمد، همه‌ی غصه‌ها و رنج‌ها می‌آمدند.» ‏ عباس معروفی
468
20
«اما من دلتنگِ توام؛ شعر می‌نویسم و واژه‌هایم را کنار می‌زنم که تو را ببینم!...» شمس لنگرودی
516