حوالی افکارم
الذهاب إلى القناة على Telegram
617
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-127 أيام
+430 أيام
جارٍ تحميل البيانات
القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
نوفمبر '26نوفمبر '26
نوفمبر '26
+4
في 5 قنوات
أكتوبر '26
+87
في 12 قنوات
Get PRO
سبتمبر '26
+78
في 12 قنوات
Get PRO
أغسطس '26
+178
في 38 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+105
في 11 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+749
في 40 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 4 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '250
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+149
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 07 نوفمبر | 0 | |||
| 06 نوفمبر | 0 | |||
| 05 نوفمبر | 0 | |||
| 04 نوفمبر | +1 | |||
| 03 نوفمبر | +2 | |||
| 02 نوفمبر | 0 | |||
| 01 نوفمبر | +1 |
منشورات القناة
| 2 | میونِ هیاهوی کلافهکنندهی پیادهرو، سوز سرمای قطرههای درشت بارون که عین شلاق میخورد رو گونههام، زمان رو متوقف کرد؛ درست همونجا که دستام رو مثل بالهای بیوزن رو به آسمونِ سربی باز کردم و چشمام رو بستم تا شلوغیِ تارِ چترهای مشکی و تنه زدنهای بیامونِ آدمای در حال عبور رو نبینم. میخواستم فقط حس سنگین و خنک آب رو روی پوست داغ صورتم لمس کنم؛ انگار سوار بر موجِ اون اقیانوس جمعیت، توی یه جزیرهی دورافتاده بودم؛ جایی که با هر نفسِ حبسشده، حس رهایی و بوی خاک نمخورده میرفت توو ریههام. یه حالِ ناب و بینظیر؛ لایِ جای خالیِ خیلیها.
مخفیگاه من | 86 |
| 3 | حیف آن همه من ، برای این همه هیچ. | 1 |
| 4 | انگار همهچیز توی پاییز یه پسوند "تر" داره؛ آهنگها آهنگترن ، قهوهها قهوهترن ، دلتنگیها دلتنگیترن ، عشقها عشقترن و غمها غم ترن. | 15 |
| 5 | مرسی از احساس تک تکتون خیلی برام با ارزشه 🤍
بقیه هم بگید لطفا:))) | 38 |
| 6 | sticker.webp | 1 |
| 7 | مرسی واقعا از این همه استقبال🚶♀ | 33 |
| 8 | چی شد که توی نوشتهها ، آهنگ ها یا حالوهوای اینجا باعث شد موندگار باشید و دکمه لفت رو نزنید؟
دوست دارم بیتعارف و ناشناس جواب بدید؛ دلم میخواد بدونم این گوشه کوچیک از دنیای من ، برای شما چه معنایی داره. 🤍
http://t.me/HidenChat_Bot?start=8133838320 | 120 |
| 9 | اینجا رو برنمیگردونید رو ۷۰۰؟ | 17 |
| 10 | دلش جای دگر بود غمش کنج دل ما. | 66 |
| 11 | این طبیعیه که یه احساسی پیدا کردم دلم میخواد چنلو پاک کنم و بعد کنکور شاید دوباره بزنم؟ | 1 |
| 12 | شب، شکل دیگهی منه. این من رو توی شب بیشتر دوست دارم. شب بیشتر توی دیوارهای خونه فرو میرم. هر چقدر به نیمهشب نزدیک میشم بیشتر حس میکنم دارم با اشیای خونه یکی میشم. شبها بین من اون آینه و اون کمد و اون گلدون خیلی فرقی نیست. همهمون ساکتیم و همدیگه رو نگاه میکنیم. این یکی شدن رو دوست دارم، این ساکت بودن و کاری به کار هم نداشتن رو عاشقم. | 1 |
| 13 | وقتی گریه میکنی ، وقتی از درد روی زانوهایت افتادهای ، وقتی همهچیز برایت تاریک است ، وقتی شبها را جای سکوت صدای گریهی تو پُر میکند ، وقتی زخمی هستی و کسی ترکت کرده ، زندگی هنوز هم هست؛ چرا که زندگی منتظر ما نمیماند ، ادامه دارد حتی وقتی ما شکستهتر از همیشه هستیم. | 61 |
| 14 | . | 459 |
| 15 | ک | 448 |
| 16 | و حالا چنین غریبه شدهایم که حتی خبر از احوال همدیگر نداریم. عزیزم، آیا حالا از این دوری راضی هستی؟ | 455 |
| 17 | میدانی عزیزم؟ بعضی غمها را نمیشود تاب آورد. بعضی غمها میشوند گریهی ناگهانیِ حین خنده، میشوند ساکت شدنهای ناگهانی و فرو رفتن در فکر، میشوند چشمهای غمگین و دستهای لرزان. | 565 |
| 18 | به دستِ کوتَهِ من، دامنِ تو کِی رسد ای گل؟
که پای خستهی من، عمری از پیِ تو دویده
هوشنگ ابتهاج | 480 |
| 19 | «صبح تا شب به هر نحوی میگذشت؛ اما وقتی که شب میآمد، همهی غصهها و رنجها میآمدند.»
عباس معروفی | 468 |
| 20 | «اما من دلتنگِ توام؛ شعر مینویسم و واژههایم را کنار میزنم که تو را ببینم!...»
شمس لنگرودی | 516 |
