my soul...
رفتن به کانال در Telegram
خودم : https://t.me/SendHarfBot?start=976aba209475
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
217
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+1430 روز
آرشیو پست ها
217
سرتاسر زندگی خلاصه میشه تو دووم آوردن. دووم آوردن موقع راه رفتن های طولانی، دووم آوردن تو شب قبل امتحان، دووم آوردن تو دقایقی که چند بار زنگ زده ای به مامان و جواب نداده، دووم آوردن تو نگه داشتن رژیمت، دووم آوردن تا آخر ماه با حقوقت، دووم آوردن تو حفظ زندگی روزمره و زنده موندن.
217
شده تا حالا حس کنین یک چیزی درونتون بوده که دیگه نیست؟ یک موجود بالنده که ساکن شده، یک پرنده که دیگه نمیپره، یک صدا که دیگه شنیده نمیشه، یک ستاره که سوسو نمیزنه، یک نبض که هرچی میگیری پیدا نمیشه.
حس میکنم درون من یک کودک بوده که از بس ندیدمش مرده.
217
انگار از یه سفر طولانی برگشتم و هیچکس به استقبالم نیومده، انگار خبر سرطانم رو دکتر مجبور شده به خودم بگه، انگار چند تا استخون جای بچم از جنگ برگشته باشه؛ همنقدر غمگینم.
217
اگه میتونستم میزان غم فعلی وجودم رو علامت بذارم براتون، مثلا بگم تا زانوم غم دارم، یا تا کمرم، یا تا گردنم، اگه میتونستم اینجوری علامت بذارم، یه خط میکشدم دو وجب بلندتر از قدم، و میگفتم تا اینجا غمگینم.
217
راستش را بخواهی من به حیوانات بیش از آدمیزاد اعتماد دارم! چرا که آن ها دغل باز، هزار رنگ، ناجنس و نمک نشناس نیستند! وانمود نمی کنند، فقط همانند که هستند
- نازنین صفرپور
217
تو شفاگر خودت بودی! خودت زخماتو بستی؛ دست کسی جز خودت رو شونه ت نبود؛ چی از این سخت تر؟ چی از این باشکوه تر؟
- لاادری
217
بهم محبت کردی؟ منم همینکارو میکنم
ایگنور کردی؟ منم همین کارو میکنم
واسم وقت نذاشتی؟ منم همینکارو میکنم
وقتی نیاز داشتم نبودی؟ منم نیستم
پس یادت نره هر رفتاری میبینی انعکاس رفتار خودته، مخصوصا اگه قبلش بارها و بارها صبوری کرده باشم.
217
یکی از تلخ ترین چیزایی که آدم تو بزرگسالی میفهمه اینه که حتی وقتی داغونی، بازم باید ادامه بدی. غمگینی؟ بازم باید بری. دلت شکسته؟ بازم باید حاضر شی. خسته ای و دیگه جون نداری؟ زندگی کاری به حالت نداره. زندگی صبر نمیکنه تا حالت خوب شه، همچنان جلو میره، و تو هم یاد میگیری با همون زخم ها حرکت کنی.
217
بیرحمانهترین حالتِ زیستن
اینجاست که ما؛
هرچقدر هم که غمگین و
خشمگین و سوگوار باشیم،
و سوگِ ما هر آنقدر هم که موجه باشد،
زندگی کاری به این حرفها ندارد!
ادامه دارد..!
و ما بیرحمانه، گستاخانه و
ناگُزیر ادامه پیدا میکنیم.
با اندوهِ عظیمی بر دل؛
همچنان راه میرویم،
نفس میکشیم و کار میکنیم.
و من روزی برایِ تو خواهم گفت که:
چقدر سخت بود اینگونه زیستن،
و اینگونه دوام آوردن...
217
نه آنقدر خستهام که دست بکشم،
نه آنقدر مطمئن که آسوده بمانم.
جایی میانِ رفتن و ماندن ایستادهام؛
نه لحظهٔ سقوط است، و نه نقطهٔ تعادل.
217
همهی مردم، هر روز زندگی میکنند،
تا یک روز بمیرند...
ما هر روز میمیریم،
تا یک روز زندگی کنیم!
- محمدعلی فردین
217
و این است حکایت ما در جامعه :
(قصه ها برای بیدار کردن )
ما نوشته شده اند
اما تمام عمرما برای خوابیدن از آن ها استفاده کردیم ..
