my soul...
رفتن به کانال در Telegram
خودم : https://t.me/SendHarfBot?start=976aba209475
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
217
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+1430 روز
آرشیو پست ها
217
من دیگه بیش از حد برای کسی تلاش نمیکنم.
تا جایی که تو من رو ببینی منم تورو میبینم، تاجایی که تو با من حرف بزنی منم با تو حرف میزنم، به همون اندازه درگیرت میشم که تو درگیر منی.
217
تاحالا براتون پیش اومده تو مغزتون داد بزنید، همهی ظرفا رو بشکونید، میزا رو برگردونین، همهچیو بهم بریزین و برین، در حالیکه آروم نشستین و به یه نقطه خیره شدید؟
217
به یه دور شدن اساسی نیاز دارم.
دور شدن از خونه و خانواده، دور شدن از دوست و آشنا، دور شدن از غم، دور شدن از دلتنگی، دور شدن از استرس و اضطراب، دور شدن از درس و امتحان ، دور شدن از گوشی و آدما؛ من واقعا به یه دور شدن اساسی و آرامش چند روزه نیاز دارم.
217
چاره چه بود؟ باید خودمان را جمع و جور میکردیم و ادامه میدادیم. باید نفس عمیقی میکشیدیم، صداهای توی مغزمان را ساکت میکردیم، سوالاتِ پیشآمده را هل میدادیم زیر فرش و خیلی عادی به مسیر زندگی بر میگشتیم. باید دوباره کار میکردیم و دوباره دخلمان را با خرجمان هماهنگ میکردیم و دوباره تلاش میکردیم تا آرام باشیم و زندگی کنیم. به جز این چه میشد کرد؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
217
داخل سرم خالی شده
خالی از خاطرات
خالی از مردم
خالی از لحظه ها
خالی از احساسات
خالی از محبت
خالی از خشم
خالی از خوشحالی
خالی از ناراحتی
دیگ هیچی حس نمیکنم.
217
از یک جایی به بعد تنهایی است عزیز دلم، تنهایی را یاد بگیر! از یک جایی به بعد میفهمی که هیچکس را نداری، میفهمی با طناب لطف هیچکس نمیشود از دره ی اندوه بالا آمد و به نیمه ی راه نرسیده رها نشد و بیشتر از قبل نشکست و بیشتر از قبل آسیب ندید! از یک جایی به بعد خودت هستی و خودت! تنهایی را یاد بگیر و تنها بودن را بپذیر و تنها دوام آوردن را تمرین کن
217
من هم پر حرف ترین آدم دنیام؛ هم ساکت ترین.
هم مهربون ترین آدم دنیام؛ هم بی اعتنا ترین.
هم باحال ترین آدم دنیام؛ هم ضد حال ترین.
هم خوشحال ترین آدم دنیام؛ هم غمگین ترین.
هم حساس ترین آدم دنیام؛ هم بی احساس ترین.
هم خوش برخورد ترین آدم دنیام؛ هم سرد ترین.
و همه ی اینا بستگی داره که تو کی باشی.
217
زیادی خوب بودن؛ خوب نیست
زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی
میشوی مثل شیشه ای تمیز؛
کسی شیشه تمیز را نمیبیند...
همه به جای شیشه
منظره بیرون را میبینند...
سیمین بهبهانی
217
این منم، گاهی شادم گاهی غمگین، گاهی مضطرب، گاهی آرام، گاهی شتابزده، گاهی صبور...
این منم که گاهی از سادهترین ناملایمتیها بههم میریزد و گاهی از سختترین ضربهها و شکستها و تلخیها، خم به ابرو نمیآورد. گاهی قویترینم و گاهی شکنندهترین عنصر موجود در سیارهی آدمها.
من دارم جهانِ طبیعیِ یک انسان را زیست میکنم و قرار نیست همیشه روی یک مدار و یک مسیر و یک احساس قدم بردارم، قرار نیست همیشه حالم خوب باشد یا نقاب یک انسانِ دائما شاد و آرام را بزنم؛ درحالی که طبیعتِ جهانم دائما در حال تغییر است و طبیعیست که احساسات و نگرشم نسبت به اتفاقات و آدمها تغییر کند و طبیعیست که هر بار حال و روحیات متفاوتی را تجربه کنم،
این منم! فرقی نمیکند که امروز خوشحالم یا غمگین، آرام یا خشمگین؛ مهم این است که احساسات طبیعیام در مواجهه با هر موقعیتی را انکار نخواهمکرد،
من در صلحم با خویش، حتی با آن بخش از وجودم که گاهگاهی تنهایی میطلبد و از جمع، فاصله میگیرد. حتی با آن بخش از وجودم که رنجیده یا زخمیست و التیام میخواهد... حتی با آن بخش از وجودم که هنوز کودک مانده و نیاز دارد با او مهربان باشم و به او فرصت بدهم و از او مراقبت کنم...
چه کسی میتواند ادعا کند که هیچ زخمی ندارد یا تماما بهبود یافته؟
