my soul...
Open in Telegram
https://t.me/SendHarfBot?start=976aba209475
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
202
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
202
چه کَـج رفتـاری،
اِی چــرخ
چـه بَـد کِـرداری،
اِی چــرخ
سَـــرِ کیـن داری،
اِی چــرخ
نه دیـن داری،
نه آییـن داری!
نه آییـن داری،
اِی چـــرخ...
202
میگویند هرکسی شبیه به جایی میشود
که به آن تعلق دارد؛
پس من شبیه به وطنم شدهام،
غمناک، خسته، رنجیده، زخمی
و در عمقِ نااُمیدی، اُمیدوار...
202
توی فیلم پری داریوش مهرجویی،
سکانسی هست که خسرو شکیبایی بیاختیار توی تاکسی میزنه زیر گریه؛ و مسافرها و راننده، بیاینکه بدونن چرا، یکییکی باهاش گریه میکنن.
این روزها انگار همهی ما مسافر همون تاکسیایم.
202
جوانیِ ما تو ایران،
حکایتِ یخفروشیه که ازش پرسیدن:
«فروختی؟»
گفت: «نه، ولی تمـوم شُـد.»
202
چـهها که بَـر سـرِ مـا رفـتو
کَـس نــزد آهــی...
به مَردمـی که جـهان
سخـت ناجوانمـرد اسـت
2:34
202
نه ریرا جان!
نامهام باید کوتاه باشد،
ساده باشد،
بیحرفی از اِبهام و آینه!
از نو برایت مینویسم:
«حـالِ همـهیِ مـا خـوب اسـت
امــا تــو بـاور نکـن...»
202
ما حیف بودیم عزیزِ من.
اُمیدوار بودیم،
مسئولیتپذیر بودیم، زیبا بودیم،
شادی را بلد بودیم،
از خودگذشتگی داشتیم،
ولی حیف بودیم؛
اِنگار این زمانه و این خاک
قدرِ ما را ندانست.
ما حیف بودیم...
- وحید عیسوی
202
گوشه دفترش نوشته بود:
مـن این روزهـا پنـج واژهام؛
«خسته، سوگوار، فرسوده، درمانده، تنها.»
- علی کشاورز
202
میدونی چی بدتر از دیدن یه اتفاق تلخ، یه غم، یه سانحه، یه حادثهست؟فردا صبح اون اتفاق وقتی که از خواب بیدار میشی و میفهمی که اون اتفاق واقعا افتاده و حالا تو باید باهاش کنار بیای.
202
این روزا حوصله هیچ کسو ندارم
صداها رو مغزم راه میرن
شلوغی خستم میکنه
استرس تمام وجودمو گرفته
ذهنم انقد پره که حتی یک لحظه هم خالی نمیشه
حساس شدم انگار کافیه یکی یه حرف کوچیک بزنه تا کامل برم تو خودم
حتی کارایی که دوستشون داشتم هم حالمو خوب نمیکنه
بیشتر از هر چیزی این اذیتم میکنه که دیگه نتونم اون آدم سابق باشم...
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
