fa
Feedback
برای فردا.🌱

برای فردا.🌱

رفتن به کانال در Telegram

من اینجام: t.me/BluChtBot?start=61a7af00b8dda38d8e

نمایش بیشتر
إيران138 409دسته بندی مشخص نشده است
306
مشترکین
-124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-1230 روز
تعداد پست‌ها

در حال بارگیری داده...

واکنش‌ها
نظرات
ستاره‌های تلگرام
بهترین پست‌ها بر اساس

در حال بارگیری داده...

تجزیه و تحلیل انتشار
پست ها
ديناميک بازديد ها
چون امروز حتی خریدهای یک مهر هم نتونست خوشحالم کنه!
چون امروز حتی خریدهای یک مهر هم نتونست خوشحالم کنه!
1060011برای مشاهده آمار وارد شوید
بیایین آهنگای گریه‌دارتونو بفرستین اینجا دور هم گوش بدیم گریه کنیم.
108000برای مشاهده آمار وارد شوید
من نمیدونم اصلاً چرا ما تو یخچالمون شیربادام! داشتیم و چرا تر که من ریختمش تو قهوه امروزم، ولی به هرحال اصلاً خوشمزه نشد و شم
من نمیدونم اصلاً چرا ما تو یخچالمون شیربادام! داشتیم و چرا تر که من ریختمش تو قهوه امروزم، ولی به هرحال اصلاً خوشمزه نشد و شما هرچیزی امتحان نکنید!
123104برای مشاهده آمار وارد شوید
آدم میتونه همزمان نتونه! مثلاً همین من، در حالی که دیروز صبحش برای اولین بار به عنوانِ دانشجو پامو تو همون دانشگاهِ همیشگی گذ+3
آدم میتونه همزمان نتونه! مثلاً همین من، در حالی که دیروز صبحش برای اولین بار به عنوانِ دانشجو پامو تو همون دانشگاهِ همیشگی گذاشتم و ظهر کار کردم و عصر هم رفتم قردادکاری جدیدمو امضا کردم، و تو طول روز تونستم همزمان از پسِ چندین نقش به عنوان یه دخترِ مستقل و قوی بربیام، شبش یهو نتونستم، انقدی نتونستم که از وسطِ خیابون برگشتم تو خونه، و همونجا جلوی در ورودی نشستم کفِ زمین و تا میتونستم گریه کردم! این یعنی من ضعیفم؟! نه. یعنی من خیلی قویم؟! بازم نه. فقط بعضی وقتا میتونم و بعضی وقتا هم اصلاً نمیتونم که از پسِ انسان بودن بربیام، همینقدر ساده.
1272016برای مشاهده آمار وارد شوید
نشونه‌ی اصلی اومدن پاییز نه سرد شدن هواست، نه زرد شدن برگا، نشونه‌ی اصلیش مریض شدن منههه! (تقریباً هیچ آخر شهریوری رو سالم نیستم)
140005برای مشاهده آمار وارد شوید
از دفتر نشریه، یه تعداد از کتابم رو برام ارسال کردن، همینجوری که داشتم به این فکر میکردم که الان میخوام با این همه جلد از کتا
از دفتر نشریه، یه تعداد از کتابم رو برام ارسال کردن، همینجوری که داشتم به این فکر میکردم که الان میخوام با این همه جلد از کتابم چیکار کنم، یه جرقه تو ذهنم زد و رفتم سراغ ویژن بردم، دو سال پیش که داشتم میساختمش درباره تک تک جزئیاتش به ثمین توضیح داده بودم، تو ویسم بهش گفته بودم ثمین این منم که تکیه دادم به کتابایی که بعد از دوسال تلاش بلاخره چاپ شده، در ادامه گفتم اینکه اصلاً این همه جلد از کتاب پیش من چیکار میکنه رو نمیدونم، فقط میخوام یه نشونه از این باشه که زحمتم نتیجه داده و من چند جلد از کتابم رو دارم! =)) ‌ عه، زندگی چقدر جالبناکه، من الان چند جلد از کتابم رو دارم که هنوز تصمیم نگرفتم باهاشون چیکار کنم، فقط گذاشتم تو قفسه‌ای که جلوی تختمه، که هی نگاش کنم و یادم بیاد زحمت‌ها بلاخره نتیجه میدن.
1941016برای مشاهده آمار وارد شوید
اتفاقاً بذار بشکننت عزیزم، فداسرمون اگه تیکه پاره شدیم، هی بکوب و از نو بساز ویرونه‌های وجودت رو، تهش با همیناست که من بودنمون معنی پیدا میکنه دیگه مگه نه؟! ما که نمیخواییم یه نسخه تکراری از حضور بقیه آدما باشیم.
211308برای مشاهده آمار وارد شوید