برای فردا.🌱
Open in Telegram
306
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1230 days
Number of Posts
Data loading in progress...
Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by
Data loading in progress...
Publication analysis
Posts | Views dynamics | |||||
ما هممون داریم تلاش میکنیم؛
هر کدوممون به نوعی، به طریقی، به شیوهای داریم چنگ میزنیم که راکد نباشیم و امتدادِ خودِ ادامهدهندهمون باشیم.
هیچ کسی، مطلقاً هیچ کسی، با هیچ جایگاهی، حق اینو نداره که تلاشهای انسانِ دیگهای رو زیر سوال ببره!
ما هممون داریم تلاش میکنیم فقط جنسِ تلاشهامون متفاوته، یکیمون چنگ زدیم به درس، یکیمون چنگ زدیم به کار، یکیمون چنگ زدیم به زندگی!
باید به قدری مراقب واژههایی که در مقابل دیگران به کار میگیریم باشیم که مشت هیچ کسی باز نشه و سقوط کنه به قعرِ چاه ناامیدی، عزیزم اگه بقیه نگفتن من بهت میگم که تلاشهات چقدر بوسیدنی و ستودنیه، مخصوصاً اگه به عنوانِ یک زن داری تو جامعه تلاش میکنی که راکد نباشی.🫂💕 | 84 | 3 | 0 | 12 | Sign in to view analytics | |
بله عزیزم، هیچ کس به قدری برام مهم نیست که بتونه لذتِ بهرهمندی از اولین روز پاییز و طعم قهوهی پاییزی و خرید کتاب جدید رو ازم بگیره.🎀🍁 | 77 | 1 | 0 | 9 | Sign in to view analytics | |
دیروز یه آدمِ ۴۰ ساله خیلی بیدلیل تصمیم گرفت رزومه خودشو با رزومه من مقایسه کنه و تمام تلاشهای منو زیر سوال ببره!
نشسته بودم داشتم غصه میخوردم که یهو به خودم گفتم به خودت بیا زن، اینجوری نگاش کن که یه آدمِ ۴۰ ساله توعه ۲۸ ساله رو رقیب خودش دیده که وارد بُعد مقایسش شدی، اون با این کارش بیشتر خودشو زیر سوال برده تا تو رو.
در نتیجه رفتم خیلی محترمانه نوشتم تلاشهای شما برای جمعآوری این رزومه درخشان برای من ستودنیه، ضمنِ اینکه این رزومه حاصل تلاشِ یک و نیم سالهی منه، از اونجایی که شما فرصت بیشتری نسبت به من داشتین، من میرم ۶ سالِ دیگه تلاش میکنم تا مقایسه عادلانهتری صورت بگیره.🎀 | 77 | 2 | 0 | 12 | Sign in to view analytics | |
چون امروز حتی خریدهای یک مهر هم نتونست خوشحالم کنه! | 107 | 0 | 0 | 11 | Sign in to view analytics | |
بیایین آهنگای گریهدارتونو بفرستین اینجا دور هم گوش بدیم گریه کنیم. | 110 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
من نمیدونم اصلاً چرا ما تو یخچالمون شیربادام! داشتیم و چرا تر که من ریختمش تو قهوه امروزم، ولی به هرحال اصلاً خوشمزه نشد و شما هرچیزی امتحان نکنید! | 124 | 1 | 0 | 4 | Sign in to view analytics | |
آدم میتونه همزمان نتونه!
مثلاً همین من، در حالی که دیروز صبحش برای اولین بار به عنوانِ دانشجو پامو تو همون دانشگاهِ همیشگی گذاشتم و ظهر کار کردم و عصر هم رفتم قردادکاری جدیدمو امضا کردم، و تو طول روز تونستم همزمان از پسِ چندین نقش به عنوان یه دخترِ مستقل و قوی بربیام، شبش یهو نتونستم، انقدی نتونستم که از وسطِ خیابون برگشتم تو خونه، و همونجا جلوی در ورودی نشستم کفِ زمین و تا میتونستم گریه کردم!
این یعنی من ضعیفم؟! نه.
یعنی من خیلی قویم؟! بازم نه.
فقط بعضی وقتا میتونم و بعضی وقتا هم اصلاً نمیتونم که از پسِ انسان بودن بربیام، همینقدر ساده. | 127 | 2 | 0 | 16 | Sign in to view analytics | |
نشونهی اصلی اومدن پاییز نه سرد شدن هواست، نه زرد شدن برگا، نشونهی اصلیش مریض شدن منههه!
(تقریباً هیچ آخر شهریوری رو سالم نیستم) | 144 | 0 | 0 | 5 | Sign in to view analytics | |
از دفتر نشریه، یه تعداد از کتابم رو برام ارسال کردن، همینجوری که داشتم به این فکر میکردم که الان میخوام با این همه جلد از کتابم چیکار کنم، یه جرقه تو ذهنم زد و رفتم سراغ ویژن بردم، دو سال پیش که داشتم میساختمش درباره تک تک جزئیاتش به ثمین توضیح داده بودم، تو ویسم بهش گفته بودم ثمین این منم که تکیه دادم به کتابایی که بعد از دوسال تلاش بلاخره چاپ شده، در ادامه گفتم اینکه اصلاً این همه جلد از کتاب پیش من چیکار میکنه رو نمیدونم، فقط میخوام یه نشونه از این باشه که زحمتم نتیجه داده و من چند جلد از کتابم رو دارم! =))
عه، زندگی چقدر جالبناکه، من الان چند جلد از کتابم رو دارم که هنوز تصمیم نگرفتم باهاشون چیکار کنم، فقط گذاشتم تو قفسهای که جلوی تختمه، که هی نگاش کنم و یادم بیاد زحمتها بلاخره نتیجه میدن. | 196 | 1 | 0 | 16 | Sign in to view analytics |

