برای فردا.🌱
Открыть в Telegram
306
Подписчики
-124 часа
Нет данных7 дней
-1230 дней
Количество постов
Загрузка данных...
Реакции
Комментарии
Telegram Stars
ТОП постов по
Загрузка данных...
Анализ публикаций
Посты | Динамика просмотров | |||||
چون امروز حتی خریدهای یک مهر هم نتونست خوشحالم کنه! | 106 | 0 | 0 | 11 | Войдите, чтобы посмотреть аналитику | |
بیایین آهنگای گریهدارتونو بفرستین اینجا دور هم گوش بدیم گریه کنیم. | 108 | 0 | 0 | 0 | Войдите, чтобы посмотреть аналитику | |
من نمیدونم اصلاً چرا ما تو یخچالمون شیربادام! داشتیم و چرا تر که من ریختمش تو قهوه امروزم، ولی به هرحال اصلاً خوشمزه نشد و شما هرچیزی امتحان نکنید! | 123 | 1 | 0 | 4 | Войдите, чтобы посмотреть аналитику | |
آدم میتونه همزمان نتونه!
مثلاً همین من، در حالی که دیروز صبحش برای اولین بار به عنوانِ دانشجو پامو تو همون دانشگاهِ همیشگی گذاشتم و ظهر کار کردم و عصر هم رفتم قردادکاری جدیدمو امضا کردم، و تو طول روز تونستم همزمان از پسِ چندین نقش به عنوان یه دخترِ مستقل و قوی بربیام، شبش یهو نتونستم، انقدی نتونستم که از وسطِ خیابون برگشتم تو خونه، و همونجا جلوی در ورودی نشستم کفِ زمین و تا میتونستم گریه کردم!
این یعنی من ضعیفم؟! نه.
یعنی من خیلی قویم؟! بازم نه.
فقط بعضی وقتا میتونم و بعضی وقتا هم اصلاً نمیتونم که از پسِ انسان بودن بربیام، همینقدر ساده. | 127 | 2 | 0 | 16 | Войдите, чтобы посмотреть аналитику | |
نشونهی اصلی اومدن پاییز نه سرد شدن هواست، نه زرد شدن برگا، نشونهی اصلیش مریض شدن منههه!
(تقریباً هیچ آخر شهریوری رو سالم نیستم) | 140 | 0 | 0 | 5 | Войдите, чтобы посмотреть аналитику | |
از دفتر نشریه، یه تعداد از کتابم رو برام ارسال کردن، همینجوری که داشتم به این فکر میکردم که الان میخوام با این همه جلد از کتابم چیکار کنم، یه جرقه تو ذهنم زد و رفتم سراغ ویژن بردم، دو سال پیش که داشتم میساختمش درباره تک تک جزئیاتش به ثمین توضیح داده بودم، تو ویسم بهش گفته بودم ثمین این منم که تکیه دادم به کتابایی که بعد از دوسال تلاش بلاخره چاپ شده، در ادامه گفتم اینکه اصلاً این همه جلد از کتاب پیش من چیکار میکنه رو نمیدونم، فقط میخوام یه نشونه از این باشه که زحمتم نتیجه داده و من چند جلد از کتابم رو دارم! =))
عه، زندگی چقدر جالبناکه، من الان چند جلد از کتابم رو دارم که هنوز تصمیم نگرفتم باهاشون چیکار کنم، فقط گذاشتم تو قفسهای که جلوی تختمه، که هی نگاش کنم و یادم بیاد زحمتها بلاخره نتیجه میدن. | 194 | 1 | 0 | 16 | Войдите, чтобы посмотреть аналитику | |
اتفاقاً بذار بشکننت عزیزم، فداسرمون اگه تیکه پاره شدیم، هی بکوب و از نو بساز ویرونههای وجودت رو، تهش با همیناست که من بودنمون معنی پیدا میکنه دیگه مگه نه؟!
ما که نمیخواییم یه نسخه تکراری از حضور بقیه آدما باشیم. | 211 | 3 | 0 | 8 | Войдите, чтобы посмотреть аналитику |

