برای فردا.🌱
رفتن به کانال در Telegram
من اینجام: t.me/BluChtBot?start=61a7af00b8dda38d8e
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
234
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
234
البته خدا سوسکم کنه، منم به مامانم گفتم رسیدم تهران نگران نباش و بخواب، در صورتی که هنوز یه ساعت دیگه هم تو راهم؛ البته من چون میدونستم مامانم از شدت نگرانی اینکه الان دزدهای تهران منو میخورن خوابش نمیبره مجبور شدم دروغ بگم!🦦
234
تو اتوبوس پسری که پشت سرم نشسته از ساعت ۸ تا الان، داره آدرسهای مختلفی به مامانش میده، چند ساعت پیش جلوی پارک وی تهران بود، بعدش رفتن دنبال علی، الانم از خونه دوستش دارن برمیگردن، در صورتی که تمام این مدت تو جادهی اصفهان-تهران بود، کاش شماره مامانشو داشتم!🦦
234
+4
📍: اصفهان؛ زایندهرود. میدونی، این روزای سخت به تجربههای قشنگش میارزه؛ به دیدن مریم و نشستن کنار زایندهرود، به تجربههای جدید تو سفرهای تنهاییِ پی در پی، به دیدن اصفهان زیبا، به آشنایی با آدمهای رندوم و خوب.🪷 بله عزیزم، تجربه کن، تجربه بخشی از مسیره.🪐✨
234
وقتی داشتم میرفتم رفتم باهاش خدافظی کردم، پرید محکم بغلم کرد گفت میشه بازم بیای؟ بله دختر کوچولو، نمیدونم دقیقاً کجا، اما بازم میام.🫂
234
📍: دانشگاه هنر اصفهانمیتونم درباره این حجم از استرسی که این روزا از شونصد و بیست و پنج جهت مختلف تجربه میکنم گریه کنم، اما گریه کار خوبی نیست پس به جاش غر میزنم.✨
234
وای یه دختر خیلی ناز اومد یکم نگام کرد، بعد یهو بهم گفت چقدر تو قشنگی.😭💕
اجازه بدین برم بمیرم ممنونم.😭
234
اما بیایین برای حفظ انرژی زنانه سافت و مهربون باشیم و نهایتاً از گرما خشمگین باشیم!🙏🏻✨
234
اما خب به هر حال باید تحمل کنیم و ذوب نشیم، چون اگه ذوب بشیم نمیتونیم برسیم اصفهان!🙏🏻✨
234
سلاااام، این کوچولو یک ماهه رو من درحالی که حالش خیلی بد بود و مریض بود پیدا کردم، دکتر بردمش، سرم و انتی بیوتیک و اکسیژن استفاده کرده و حالا دیگه حالش خوب شده و یاد گرفته بدون شیشه شیر غذاشو بخوره.خیلی بامزه و شیطونو دوست داشتنیه و نیاز به مراقبت خونگی دائم داره و چون خودم شرایط نگهداری تو خونه رو ازش ندارم میخوام بسپارمش به یه خانواده ی مهربون و مسئولیت پذیر.
اگه شرایط نگهداری از بچه رو دارین بهم پیام یا زنگ بزنین.
09902830584
09134476198
تهران
234
+3
اتاق نگین و ثمین این روزا حتی وقتایی که خودشون نیستن برام حکم پناهگاهو داره؛ من این روزا تو اتاق نگین دارم زندگی میکنم و اتاق ثمینم مهمون میام. =))
ثمین رو اتاقش خیلی حساسه، ولی امروز وقتی داشت میرفت بیرون اومد صدام کرد و گفت صدف تو برام فرق داری و میتونی بیای تو اتاق من زندگی کنی، همه جا رو برام تو قشنگترین حالت ممکنش چید که من تو اتاقش راحت کار کنم و حتی تهشم بهم پیام داد و یادآوری کرد شمعا رو روشن کنم.🥲
نگین و ثمین من واقعاً دوستون دارم و خدافظ.🫂💕
234
و تا لحظهی آخری که من منتظر بودم نوبتم بشه، هر چند دقیقه یه بار اومد و بهم یادآوری کرد تا یادم نره آقایی که عصاشونو چرخوندن پدربزرگ ایشون بودن!🦦
234
اصلاً جو دانشگاه خیلی عجیب غریب بود، یهو رندوم یه آقایی از جلومون رد شد، یه آقای دیگه بدو بدو اومد سمتمون گفت مگه شما بچههای هنر نیستید؟ گفتیم بله هستیم، گفت پس چرا ایشونو نشناختین؟ ایشون کارگردان فیلم “دیوانهای از قفس پرید” بودن. و اگه این فیلمو دیدین، اون سکانسی که یه پیرمرد میاد و عصاشو میچرخونه میره پدربزرگ من بود. =))))
234
تو مصاحبه دانشگاه صداوسیما ازم پرسیدن آخرین فیلمی که دیدی چی بوده؟! گفتم یه فیلم ساخت ترکیه! =)))
و امیدوارم که داوران تحت تاثیر صداقتم قرار بگیرن.🙏🏻
234
+1
امروز هم رفتم کنار بز معروف دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران باهم مشقامونو بخونیم.🐐✨
234
+1
کلاً تا همیشه من از اون آدمهای خوششانسیم که هرجا برم و هرجایی که باشم انسانهای خوب تو مسیرم قرار میگیره و حتی درود به این جزئیات قشنگ زندگی.🪴✨
234
خوشمزهترین املت زندگیم رو، کنار بهترین آدمهای دنیا خوردم و درود بر این لحظههای باکیفیت و انسانهای این چنین ارزشمند و دکتر انصاری دوستداشتنی.🥹💕✨
