fa
Feedback
بابونه

بابونه

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
240
مشترکین
-124 ساعت
-67 روز
-1330 روز
آرشیو پست ها
حافظ از جورِ تو حاشا که بگرداند روی من از آن روز که دربند توام آزادم.

می‌‌توانستم درخت باشم؛ و پرنده‌های بسیار بر شاخه‌هایم لانه بسازند، یا پرنده باشم؛ و از دست‌ِ آدم‌های بسیار دانه بگیرم. اما کس
می‌‌توانستم درخت باشم؛ و پرنده‌های بسیار بر شاخه‌هایم لانه بسازند، یا پرنده باشم؛ و از دست‌ِ آدم‌های بسیار دانه بگیرم. اما کسی بودم؛ که دلش می‌خواست تنها در چشم «تو» زیبا باشد.

Repost from دُژَم
یک شعر وقتی نشر و عمومی می‌شود، بعد از نشر شعر، شاعرش تنها کسی نیست که بتواند روی آن شعر ادعای مالکیت کند. یعنی منظورم این است که وقتی یک شعر نشر و عمومی می‌شود، آن شعر از آنِ جامعه می‌شود و به جمعِ دارایی‌های فرهنگی اضافه می‌شود. البته، منظورم شعرهایی است که واقعن شعرند و حس‌وحال شاعرانه دارند و ارزش این را دارند که دارایی فرهنگی محسوب شوند. پس وقتی که شعر از آنِ جامعه شد، آدم‌های آن جامعه می‌توانند که آن شعر را بخوانند، نقد کنند، تعبیر کنند، برایش فلسفه ببافند، حتا می‌توانند با آن شعر شوخی کنند؛ البته، در صورتی که تمام این نقدها و شوخی‌ها و تعبیرها سالم باشند و هدف تخریب نداشته باشند. وقتی شعری مورد نقد و تعبیر و توصیف و شوخی قرار می‌گیرد، یعنی آن شعر هنوز زنده است، جان‌دار است و نفس می‌کشد. اگر شعرهای بیدل، مولانا، حافظ، سعدی و خیام، دست‌مایهٔ شوخی، طنز، نقیضه، بازآفرینی یا تعبیر و توصیف قرار گرفته‌اند، بیشتر به این دلیل است که شعرهای این گرامی‌ها هنوز در بطن جامعه و جهان زنده‌اند و نفس می‌کشند. من هنوز بلد نیستم که با شعرها شوخی کنم و یا روی شعری، حرف و چیزی طنزی بنویسم. اما برای یک بیت شعر بیدل، چند کلمه شوخی می‌کنم.
درین ویرانه تا کی خواهی احرام هوس بستن جهان جایی ندارد گر توانی در دلی جا کن
گویا احرامِ هوس بستن یعنی همان وقتی که جیب بیدل از نیت او پاک‌تر بود و احتمالن از صاحب‌خانهٔ دل هم اخطار گرفته بود. . . #یادداشت_روزانه

راه گریزی نیست زمین از آنچه گمان کرده‌ام، تنگ‌تر است... _عدنان الصائغ

. هرچه می‌کُشند، یک نفر ادامه دارد و... یک پرنده که بدون پر ادامه دارد و... مادران انتظار و مادران داغدار گریه‌های ما که پشت در ادامه دارد و... شب همیشه صبح می‌شود، ولی چه فایده؟! تا همیشه ابتذال شر ادامه دارد و... روزنامه‌ای نوشت: نسلتان شکست خورد! خشم ما در آخر خبر ادامه دارد و... عاشقانه نیست این غزل که نوحه‌خوانی است نوحه‌ای که عاشقانه‌تر ادامه دارد و... خسته‌ایم و هرچه می‌رویم‌تر نمی‌رسیم! خسته‌ایم و شوق این سفر ادامه دارد و... ریشه کرده‌ایم و «ما دوباره سبز می‌شویم» گرچه نارفیقی تبر ادامه دارد و... هرچه که شب است، رفتنی‌ست! می‌نویسم و این ترانه تا خود سحر ادامه دارد و... می‌کشندمان و یک‌به‌یک تمام می‌شویم می‌کشندمان ولی هنر ادامه دارد و... مهدی موسوی

آیا فکرهای پی‌هم و مشوشِ شما هم با وضاحت و کیفیتِ دقیق و فول اِچ دی در خیالتان پخش می‌شود یا فقط من به این عارضه مبتلا هستم؟

Repost from [.Aviothic.]
می‌دانستم زهر است و چشیدم. _شمس•

باز شب اُفتاد و ما را دل همان جا شد که بود... #امیرخسرو_دهلوی

« ‏إنها في نفسي أكثرُ مني.» «او بیشتر از من در من است.» #عربیات

sticker.webp0.86 KB

من شما را به شکلی درك ناشدنی، به شکلی غیر قابل ِتوضیح، آن‌چنان که حتی خودم از بزرگی ِ آن در هراس افتاده‌ام، دوست می‌دارم ...!

_من، نامه افتاده به خاك از كفِ خويشم…

- من؛ قفلِ زنگ‌ خورده‌یِ جا مانده بر دَری .

«پنهان شدن می‌تواند لذت‌بخش باشد، اما اگر هیچ‌کس پیدایت نکند، فاجعه است.»

هر کس نقطه ضعفی دارد و تنها عیب پدر این است که روزی می میرد محمد لوطیج

آیا کسی را دارید که غمِ مانده در نگاه‌تان را بفهمد؟

هر از گاهی عاشق آنم که همچون پرندگان ما‌ه‌های آغازین پاییز گم و گور شوم. می‌خواهم دنبال وطن جدیدی بگردم که هیچ‌کس ساکن آن نیس
هر از گاهی عاشق آنم که همچون پرندگان ما‌ه‌های آغازین پاییز گم و گور شوم. می‌خواهم دنبال وطن جدیدی بگردم که هیچ‌کس ساکن آن نیست. - نزار قبانی

همیشه فکر می‌کردم کسی باید باشد که من را بفهمد، اما نبود. #بزرگ_علوی

این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم! یعنی تو باور می کنی؟ شمرده ای؟ کی شمرده است؟ جز سیاستمدارها دیده ای کسی آدم بشمرد؟ باور نکن نارنجی! باور نکن سبز آبی کبود من! باور کن همه ی دنیا فقط تویی و برخی دوستان بقیه هم تکراری اند. #عباس_معروفی

از دوستداشتنی ها🌿