حرة
رفتن به کانال در Telegram
تو را در راه خدا آزاد کردم؛ أنتِ حرة لوجهالله. - اینجا یک دفترچه یادداشت کاملا شخصی است و نه چیزی بیشتر. جاحرفی؛ https://t.me/HarfChatBot?start=6f4dbd7ff7a9
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
204
مشترکین
-724 ساعت
-87 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
204
خانه، برای من دو تصویر دارد؛
کوکیهای نرم سیب و دارچین پخته شده در یکی از عصرهای شهریورماه.
و کتلتهای با عطر ملیح شنبلیله برای اولین وعدهی غذایی مسافرتهای یکهویی.
204
عیشها دارم در این آتش که بینی دم به دم
کاندرونم گرچه میسوزد منور میشود
قول مطبوع از درون سوزناک آید که عود
چون همیسوزد جهان از وی معطر میشود
-سعدی.
204
انسانِ حوصلهمندی نیستم که راجع به معنای ماهی و دریا و... هم بنویسم. همین چند خط را بارها خواندم و از معنا و تفسیری که پشتش بود حظ کردم. واقعا به معنای واقعی کلمه حظ کردم. ولی زیاد نوشتن و توضیح دادن اهانت به مخاطب است و نویسنده، باید گذاشت هرکسی هرطوری که دلش میخواهد یک کلمه را هجی کند و بفهمد. همان هرکسی از ظن خود شد یار من. ولی من با تصور این صحنه و بازی با نمادها، دستکم پس از مدتها از نوشتن یک متن حظ کردم.
این متن را، یعنی چنین متنی را مدتها قبل نوشته بودم اما گمش کردم، مثل باقی چیزهایی که نوشتم و گمشدند، اما با وفاداری به مضمون باز کلمات را کنار هم جفت کردم، اما چیزی که قبلا نوشته بودم را بیشتر دوست داشتم فصل مشترکی که داشتند، حظ کردن در هر دو بار بود. پارادوکسیکال بودنش، رفتن و انتظار و تمام نمادهایی که توی آن چند خط پنهان شده است.
204
تلاشهای نیمه شب برای نوشتن.
سپیدار؛
درخت سپیدار نماد عدم ثبات، تردید و همچنین دوگانگی است، زیرا برگهای آن در باد به راحتی حرکت میکنند و گاهی پشت و رو میشوند.
نیلوفر؛
پاکی و بیگناهی:
نیلوفر آبی از آب گلآلود برمیخیزد اما گلبرگهایش تمیز و درخشان باقی میمانند. این ویژگی آن را به نماد پاکی، تهذیب نفس و رهایی از آلودگیها تبدیل کرده است.
تولّد دوباره و شکوفایی:
این گل از دلِ لجن و تاریکی سر برمیآورد و شکوفا میشود. این فرآیند، نمادی از رستاخیز، تولد دوباره و توانایی رشد و شکوفایی در شرایط سخت است.
قدرت روحانی و معنوی:
در بسیاری از سنتها، نیلوفر آبی با رشد معنوی، خرد و رسیدن به روشنگری مرتبط است.
خوشبختی و صلح:
به ویژه در فرهنگ چینی، گل نیلوفر نماد صلح، آرامش و ظرافت روحانی است.
باروری و زندگی:
در آیین هندو، نیلوفر آبی نماد زندگی و زایندگی است. در ایران باستان نیز این گل نماد باروری و ایزدبانوی آبهای روان، آناهیتا، بود.
مرغ ماهیخوار؛
پیغامآورنده مرگ و سفر روح:
نماد مرغ ماهیخوار در اسطورههای ژاپنی با مرگ و عبور روح انسان از جهانی به جهان دیگر پیوند دارد.
خودمتکی و استقلال:
مرغ ماهیخوار نشاندهنده فردی است که به تواناییهای خود متکی است و مستقل عمل میکند.
آزادی و اراده:
این پرنده نماد فردی است که برای رسیدن به آزادی و تحقق آرزوهایش، سرسختانه تلاش میکند و با چالشها کنار میآید.
-زن ماهی کوچک را از ترسِ مرغهای ماهیخوار پنهان کرده بود.
204
من هم شبیه باقی آدمها زیاد منتظر نمیمانم. منتظر ماندن شبیه کله پا ایستادن است. منتظر ماندن شبیه برعکس آویزان شدن از شاخهی نازکِ تنهی سپیدار است. حالا درِ خانهای که پنجرهاش روبه دریا باز میشد را بستهام و خانه را همانطور که بود برای همیشه ترک کردهام. اما اگر روزی بازگشتی و زنی را دیدی که در مشتهای گره کردهاش ماهی کوچکی داشت که قبلش هنوز میتپید و نیلوفرهای پیرهنش را موجها غرقآب کرده بودند، و به مرغهای ماهیخوار چشم دوخته بود، آن زن، منم.
204
ابن مشغله را که میخواندم، ماجرای ازدواجشان را ابراهیمی توضیح میدهد. کتاب الان تهران نیست که عین جملات را بنویسم. اما ابراهیمی اجازه نمیدهد هیچکس هدیهای برای ازدواجشان بدهد. خودش و همسرش عهد میکنند اگر چیزی دارند با همان زندگی میکنند و اگر ندارند هم هیچچیزی از کسی قبول نکنند و البته آن اوایل سختی هم میکشند اما نه از انتخابی که کردهاند.
204
من هم کتابِ «مثل خون در رگهای من» شاملو را خواندهام هم «چهل نامهی کوتاه به همسرم» ابراهیمی را، حالا نه تماما اما آنقدر خواندهام که جنسِ دوست داشتنِ هر دو نویسنده را بفهمم. اما دقیقا نمیدانم چون قلمِ نادر ابراهیمی را بسیار دوست دارم اینطور فکر میکنم یا واقعا جنسِ دوست داشتنِ ابراهیمی و نامههایش اصیلتر است. به عشق به ما هو عشق، نزدیکتر است. محترمتر است. نجیبتر است؛ و آدم باید در دوست داشتن بسیار نجیب باشد.
204
دورهمی فعالان حوزه کودک و نوجوان
چهارشنبه 5 شهریور
ساعت 8 الی 12:30
میزبان: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
+ اکران انیمیشن فرمانروای آب
ثبت نام:
Dorehami.net/koodak/event25
204
بار قبل شجاعتر بودم.
شبیه زنانی که تفنگ به دست،
پشتِ پرچینها منتظرند تا سوار نظام دشمن را از زین به زیر بیندازند و اسب و اسلحه را به غرامت ببرند، چیزی شبیه امید داشتن نسبت به فردای جنگ، شاید!
اما حالا، سخت، میترسم...
204
این بار از جنگ میترسم،
حتی با صدای ساییده شدن موتور بر روی آسفالت خیابانها از جا میپرم،
این بار خیلی از جنگ میترسم،
جنگِ دوازده روزه برای من بسیار فرساینده بود،
من، این بار را، خیلی میترسم...
اینها را میگذارم به پای بیایمانیام،
اما در پس این بیایمانی، ذبح شجاعتم دلیل دیگری دارد...
من این بار را بسیار میترسم...
204
جواب پیام کسی که پیام داده بود را میدهم. مینویسم ببخشید دیر پاسخ دادم و باقی ماجرا، بعد دقیقتر که زمان دریافت پیام قبل را میبینم متوجه میشوم همین دیروز بوده. پیام را اصلاح میکنم. انگار که زمان بسط پیدا کرده باشد و هر ثانیهاش بیاغراق هزارسال طول بکشد. نمیفهمم چرا در لحظاتی که انسان باید بدود، اینچنین روح مایل است بنشیند، توقف کند و ساعتها به گوشهای خیره شود و وقت تلف کند. و نمیفهمم که فردای این روزها زندگی در مشتهای گره کردهاش چه چیزی پنهان کرده؛ همهچیز به قاعده است اما این قاعده در هزار حجاب افتاده و انسان حتی برای رد شدن از عرض یک خیابان هم مستأصل میشود.
-به در خانههایی که صاحبانشان را نمیشناخت نگاه میکرد و منتظر بود؛ زنی که در بین بوتههای آفتابگردان دور دستها را نگاه میکرد.
204
خانهها،
جادههای حاشیهی رود،
روشنیهای سرخ و لکهلکهی جاهایی که هست،
اندوهِ فرو نشسته و ناگفتهی ما.
دستهایمان را میپیچیدیم و
از یک زندگی رها میکردیم و
خاموش بودیم
اما خون در قلبهایمان میجهید،
نه دیگر شیرینیای بود،
نه دیگر چشم پوشیدن از جادهی حاشیهی رود،
نه دیگر مبتلا بودیم،
و آموختیم که تنها باشیم و زندگی کنیم.
-چزاره پاوزه؛
ترجمهی محمد مختاریزاده، اضطراب جهان.
204
شکر حق را کان دعا مردود شد
من زیان پنداشتم آن سود شد
بس دعاها کان زیانست و هلاک
وز کرم مینشنود یزدان پاک
مصلح است و مصلحت را داند او
آن دعا را باز میگرداند او
-مولوی.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
