fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Coconut diaries

Coconut diaries

رفتن به کانال در Telegram

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
261
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
08 Lettre d'amour.mp38.18 MB

آدم مگه از زندگی چی می‌خواد؟
+1
آدم مگه از زندگی چی می‌خواد؟

مستند “ترانه علیدوستی” ساخته پگاه آهنگرانی رو دیدم و واقعا متحول شدم. چقدر این زن شجاع و تاثیرگذاره، چقدر فوق‌العاده‌است، چقدر جامعه ما همچین زن‌هایی رو کم داره.

یکی از آداب اجتماعی که کمتر کسی بهش پرداخته، زل نزدنه.

Repost from N/a
بعضی روز‌ها بزرگ‌ترین قدمی که می‌تونی برداری اینه که فقط تصمیم بگیری ادامه بدی، حتی اگه اون روز هیچ اتفاق خاصی نیفته، همین‌ که تسلیم نشی و ادامه بدی یعنی تو برنده‌ای!

داشتم فکر می‌کردم که احتمالا آقای اندی آهنگ “ای خدا ای آسمون عیده میرم به خونه‌مون” رو از روی این آهنگ نوشته:)))))

۳ دی، به این فکر می‌کردم که شاید آدم‌های امنی که از زندگی می‌خواستم رو پیدا کردم، همین آدم‌هایی که تعدادشون از انگشت‌های دست هم کمتره، ولی تا بی‌نهایت امن‌اند.

از اون‌جایی که من تصمیم‌گیرنده خوبی نیستم، و از اونجایی که تعدادی ممبر عاقل و بالغ دارم، ای کاش می‌شد کل تصمیمات زندگیمو بریزم همین وسط با رای گیری کارو دربیاریم.

این برای توئه، برای اینکه روزات آسون بگذره و زودتر برگردی پیشم.

هودی اصلا لباس ایرانی فرندلی‌ای نیست. ترکیبش با مقنعه و شال خیلی زجرآوره.

نمی‌دونم چرا دنیا با ما همچین کرد، ما، آدم‌های معمولی‌ای که آرزوهای معمولی داشتیم.

تمام راه‌هایی که پیموده‌ام مرا به خود بازگرداند. گویی چیزی نبوده‌ام جز نامه‌ای به خویشتن!
-سوزان علیوان

رو به روی کافه‌ای که همیشه میریم یه کافه جدید باز شده که ظاهر جذابی داره، امروز درحالی که سعی می‌کردم صورتم رو با گوشیم بپوشونم، وارد کافه جدید شدم و تا جای ممکن پشت به پنجره نشستم. خبر بد برای کافه قبلی، این یکی کافه رو هم دوست داشتم!

من همیشه و در هر مناسبت در حال نجات خودم بودم.

من از خدا روزهای ۴۸ ساعته می‌خوام.

یک چیزی بعضی روزها من رو قلقلک میده که لینک چنل رو توی بایوی تلگرامم بذارم ولی جلوش رو می‌گیرم.

از آدمایی که ذوق زندگی کردن دارن خوشم میاد.

امروز داشتم به این فکر میکردم که حالا که کلاسامون تموم شده و همه برمیگردن شهرشون، بمونم چندروز اینجا بیشتر یا منم برم؟ بعد دیدم با وجود این علاقه‌ای که به اینجا دارم، دوست ندارم تک و تنها بمونم. تو شهری که نه دوستام هستن نه خانواده‌ام. بعد دیدم حتی خونه خودمون رو هم وقتی خانواده‌ام نیستن دوست ندارم. و به این فکر کردم چطور می‌تونم مهاجرت کنم و به کشوری علاقه داشته باشم که هیچ کسی اونجا به مرده و زنده بودنم اهمیت نمی‌ده؟

یعنی خارجیا هم به آهنگ “jingle bells”, همون حس ما به آهنگ “آخ تو شب یلدای منی” رو دارن؟

کانال رو دوست دارم. اون بخشی از زندگیم شده که یه ذوقی برای عکس گرفتن از لحظات بهم داده. خوشحالم که میتونم احساساتی رو که معمولا گفتنشون به بقیه عجیبه رو اینجا بگم. گاهی که ناشناس میاد خوشحال میشم که یکی به اینجا و نوشته‌هاش توجه می‌کنه. بعضی‌هاتون رو از همینجا می‌شناسم، با آدم‌های فوق‌العاده‌ای هم از همین طریق آشنا شدم که باعث میشه ممنون باشم بابت وجود کانال و تلگرام.