"𝐻𝑖𝑐̧𝑙𝑖𝑘"
Ir al canal en Telegram
1 856
Suscriptores
-924 horas
-127 días
+7430 días
Archivo de publicaciones
1 856
عید مبارک به پدری که غمش را پنهان میکند تا خانه نریزد.
عید مبارک به مادری که با دل شکسته، هنوز دعا میکند.
عید مبارک به دختری که با هزار محدودیت، هنوز امید دارد.
عید مبارک به پسری که زودتر از سنش، مرد شد.
عید مبارک به مهاجری که عید ره دور از خانه میگذراند.
عید مبارک به مردم افغانستان؛
مردمی که با تمام دردها، هنوز دوام آوردهاند... 🤍
1 856
قدَّمتَ عمركَ للأحلامِ قربانَا
لا خنتَ عهدًا ولا خَادعتَ إنسانَا
والآن تحملُ أحلامًا مبعثرةً
هل هانَ حُلْمُكَ.. أم أنتَ الذى هانَا؟
فاروق جويدةعمرت را به پایِ رؤیاهایت قربانی کردی، نه عهدی را شکستی و نه انسانی را فریب دادی. و اکنون، رؤیاهایی پراکنده را بر دوش میکشی آیا رؤیایت خوار شد، یا این تویی که خوار گشتی؟
1 856
عید من روزیست که تو را سرفراز ببینم؛ روزی که
جوانانت دوباره به آغوشت بازگردند،
زنانت زیر سایهات آزادی را نفس بکشند،
و شجاعت، دوباره به مردانت بازگردد.
اگر تو سبزی، من سبزم؛
اگر تو شادی، من شادم؛
من از شیرینی تو فرهادم،
نازنینم، عمرم، وطنم...
عید آن روز مبارکم باد که تو آباد باشی و من آزاد.
1 856
شاهکار زیباییِ خلقت
مخلوقِ دلبریِ خداوند
لبخندت روشنیِ جهانست
و حضورت گرمای زندگی
شادیِ تو، شادیِ دنیاست
و آرامشِ تو، آرامشِ جانها
روزت مبارک
1 856
𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒐𝒓𝒓𝒐𝒘 𝒊𝒏 𝒉𝒊𝒔 𝒆𝒚𝒆𝒔 𝒔𝒑𝒆𝒂𝒌𝒔 𝒘𝒉𝒂𝒕 𝒘𝒐𝒓𝒅𝒔 𝒄𝒂𝒏𝒏𝒐𝒕.
اندوه در چشمانش حرفهایی را میزند که هیچ کلمهای قادر به گفتنش نیست.
آری، گاهی مرد بودن یعنی با دلی شکسته، محکم ایستادن...
با یک حمله هوایی پاکستانی به ولایت ننگرهار، ۱۸ نفر از ۲۲ عضو خانوادهاش به شمول پدرش، مادرش، زنش و کودکانش کشته شدن.
1 856
وحشتِ تنهایی از همصحبتِ بد خوشترست
سر به صحرا مینهم چون عاقلی پیدا شود
تخم در هر شورهزاری ریختن بیحاصل است
صبر دارم تا زمین قابلی پیدا شود
گوهر خود را مزن صائب به سنگ ناقصان
باش تا جوهرشناس کاملی پیدا شود
صائب تبریزی
1 856
حتی اگر روزی این جوانی را به من برگردانند
نمیدانم چطور باید به آن نگاه کنم
ورقش خواهم زد،
اما هرگز آن را نخواهم خواند.
من هرگز برای گذشته دلتنگ نخواهم شد
بد بود و مدام بدتر شد.
1 856
کاش پیرتر بودم مثل ریشهها
یا خیلی جوانتر مثل شاخهها
اینجا که من ایستادهام، فقط تبر میخورد.
1 856
خیلی فرق دارند؛ زنانی که لباس مردانه پوشیدند تا نان آور خانه هایشان باشند با آنانی که چادر به سر و لباس گلدار به تن کردند تا انتحاری کنند…
1 856
خیلی فرق دارند؛ زنانی لباس مردانه پوشیدند تا نان آور خانه هایشان باشند با آنانی که چادر به سر و لباس گلدار به تن کردند تا انتحاری کنند…
1 856
پخته نخواهی شد مگر، بعد از آنکه احساس کردی سرشار از سخنی، ولی لازم نمیدانی به کسی چیزی از آن بگویی...
جبران خلیل جبران
1 856
کاش میشد آدمی، گاهی
فقط گاهی؛
به اندازه نیاز بمیرد...
بعد بلند شود
آهسته آهسته خاکهایش را بتکاند
اگر دلش خواست برگردد به زندگی
دلش نخواست، بخوابد تا ابد...
1 856
کاش میشد به عقب برگشت؛
نه برای جبران اشتباهها،
بلکه برای تکرار بعضی از خاطرهها...
بعضی خاطرهها اشتباه نبودند که جبران شوند؛
آنقدر درست بودند
که دلمان میخواهد فقط
یکبار دیگر
همانطور
زندگیشان کنیم. 🌙
1 856
زیاد میخوابید و میکوشید در بیخبری
خواب آرامشی به دست آورد.
این هوای گرفته او را کاملاً غمگین ساخت. فکر کرد: کاش دوباره کمی میخوابیدم تا همه این
مزخرفات را فراموش بکنم...
میخائیل شولوخوف
فرانس کافکا
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
