es
Feedback
گوشه دِنج

گوشه دِنج

Ir al canal en Telegram

بیا یه گوشه خیلی دنج. خیلی ساکت‌ بشینیم یکمی فکر کنیم. یکمی خلوت کنیم باهم. یکمی گوش بدیم

Mostrar más
729
Suscriptores
+124 horas
-17 días
-430 días
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+8
en 1 canales
mayo '26
+10
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+2
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+6
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+3
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+9
en 0 canales
Get PRO
noviembre '25
+14
en 1 canales
Get PRO
octubre '25
+18
en 0 canales
Get PRO
septiembre '25
+79
en 2 canales
Get PRO
agosto '25
+7
en 1 canales
Get PRO
julio '25
+25
en 0 canales
Get PRO
junio '25
+19
en 1 canales
Get PRO
mayo '25
+138
en 6 canales
Get PRO
abril '25
+14
en 2 canales
Get PRO
marzo '25
+13
en 1 canales
Get PRO
febrero '25
+7
en 0 canales
Get PRO
enero '25
+20
en 2 canales
Get PRO
diciembre '24
+24
en 2 canales
Get PRO
noviembre '24
+20
en 2 canales
Get PRO
octubre '24
+32
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+103
en 2 canales
Get PRO
agosto '24
+33
en 0 canales
Get PRO
julio '24
+33
en 1 canales
Get PRO
junio '24
+26
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+24
en 1 canales
Get PRO
abril '24
+21
en 0 canales
Get PRO
marzo '24
+249
en 1 canales
Get PRO
febrero '24
+273
en 2 canales
Get PRO
enero '24
+3
en 0 canales
Get PRO
diciembre '23
+3
en 0 canales
Get PRO
noviembre '23
+277
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
21 junio0
20 junio+1
19 junio0
18 junio0
17 junio0
16 junio0
15 junio0
14 junio0
13 junio0
12 junio0
11 junio0
10 junio0
09 junio0
08 junio0
07 junio+1
06 junio0
05 junio0
04 junio+2
03 junio0
02 junio+2
01 junio+2
Publicaciones del Canal
«شادی»، رقص اسب‌هاست در فیلم‌های تارانتینو. آرام و صبور از پس قرنی پرملال پدیدار می‌شود، برف‌های اندوه را فاتحانه لگدمال می‌کند و ناگاه، به شلیک گلوله‌ای، برای همیشه از یاد می‌رود. • حمیدرضا ابک @Coozy_Cornerr

2
ای همه مستی من ز می نگه تو ای نگه تو زده شرری بر جانم مرو از بر من که صنم دگری جز تو نمیدانم @Coozy_Cornerr
87
3
صادقانه توی این چند روز داشتم فکر میکردم که چنل رو کلا ببندم ولی پیش خودم گفتم که حیفه این چند ساله که دارم روی این چنل کار میکنم گفتم یه چند روزی فاصله بگیرم ازش تا شاید یکمی بهتر بشه الان گفتم دوباره شروع کنم پست بزارم داخل چنل ممنون میشم اگه ایده ای دارید بهم بدید که رویه چنل رو عوض کنم
102
4
بعد چند روز سلام
101
5
با من خیال کن… @Coozy_Cornerr
284
6
«به تلاطم درمی‌آمدم، در کمین کلمه‌ای می‌ماندم که مرا از برزخ خود خارج کند و واقعاً در دنیای آن‌ها جای دهد.» • خاطرات سیمون دوبووار. @Coozy_Cornerr
260
7
آدم‌های خوب رنج بیشتری می‌کشند چون از رنج دیگران هم رنج می‌برند. من نمی‌دانم آدم خوبی هستم یا نه ولی این را می‌دانم که بیشتر
آدم‌های خوب رنج بیشتری می‌کشند چون از رنج دیگران هم رنج می‌برند. من نمی‌دانم آدم خوبی هستم یا نه ولی این را می‌دانم که بیشتر از سهمم رنج می‌برم. • ایوان کلیما @Coozy_Cornerr
259
8
والا توی این مملکتی که نمیشه برای فردات برنامه ریزی کرد باید فقط از همین لحظه استفاده کرد حتی از اهنگ پس لذت ببر ازش @Coozy_Cornerr
262
9
‏خیلی آرزوها و برنامه‌های قشنگی برای آیندم داشتم خدا همشونو رحمت کنه.
222
10
Sin texto...
249
11
نسیم نفس دوست به من خورد چه خوش‌بوست همین جاست همین جاست همه خانه بگردید @Coozy_Cornerr
260
12
توی کتابخانه نیمه شب، یه جایی نورا به خودش می‌گه: شاید هدف زندگی، فقط زندگی کردنه؛ نه موفق شدن، نه خاص بودن، فقط بودن... @Coozy_Cornerr
273
13
دلایل محکم و استواری هنوز برای زندگی دارم. فکر می‌کنم والا و اصیل‌ترین کاری که انجام می‌دهم، همین «ادامه دادن» است. جوان‌تر که بودم، متصور بودم «هدف» است که ارزش دارد. بعد دیدم، هیچ‌کجا، هیچ‌انسانی، هیچ‌زمانی، قرار نیست به هدف برسد. در واقع، در پس هر مقصودی و رسیدن به آن، مقصدی دیگر تعبیه می‌شود و وجود دارد. ذات انسانی گویا اینطوری‌ست. یا بعدها فکر ‌کردم «مسیر» مهم است. که آدمی سعی کند از راهی که رقم خورده- یا زده- لذت ببرد. بعد فهمیدم لذت بردن یک مفهوم موقتی‌ست و در پی‌ آن همیشه رنج می‌آید. در گذر از باورهای به‌ظاهر منطقی‌ام، دیدم رنج من هم برای هیچ‌کسی اهمیت ندارد. چون همه‌ی انسان‌ها، رنج می‌کشند و فقط من مهجور و رنجور عالم نیستم. اما حالا می‌گویم همین ادامه دادن هم بد نیست. که آدم حداقل هنوز جریان داشته باشد و سعی کند نمیرد. که تجربه کند و پیش برود؛ حالا، گاهی پیش رفتن، همان سقوط است و گاهی در خطی صاف به جلو رفتن و حتی در نقطه‌ای ماندن. مشخص است هیچ صعودی وجود ندارد. هیچ. اما هم‌چنان خود زندگی، دلیل زندگی‌ام شده. همین الفاظی که صبح تا شب به پشتش ردیف می‌کنم- هر چند که ناسزا و به‌ظاهر تنفرگونه باشد- نشانه‌ی روشنی از اهمیت‌ش است. از این‌که هم‌چنان دلیلی برای زندگی دارم. دلیلی برای بودن :)) @Coozy_Cornerr
279
14
فكر ميكنم تو اين دوره اى كه الان زندگى ميكنيم يه چيز رو بايد ياد بگيريم " توان تحمل ابهام " براى وقت هايى كه هيچ جوابى وجود نداره براى وقت هايى هرچى از خودت ميپرسى چرا به هيچى نميرسى! @Coozy_Cornerr
249
15
به بهانه‌ی درگذشت «هما میرافشار» @Coozy_Cornerr
258
16
از بلندی آسمان را مانعِ گردش شود گَر زمین بیرون دهد آسودگانِ خاک را • دیوان صائب تبریزی، غزلیات @Coozy_Cornerr
از بلندی آسمان را مانعِ گردش شود گَر زمین بیرون دهد آسودگانِ خاک را • دیوان صائب تبریزی، غزلیات @Coozy_Cornerr
271
17
یه اصطلاح روانشناسی هست به اسم نگاه از بالکن یعنی یه لحظه مکث کنیم، از موقعیت فاصله بگیریم و از بیرون، مثل یک ناظر بی‌طرف، خودمون و شرایط رو نگاه کنیم‌ و به جای غرق شدن در احساسات لحظه‌ای و واکنش تکانشی، بفهمیم دقیقا چه اتفاقی داره می‌افته، نقش ما چیه و چه تصمیمی منطقی‌ تره. @Coozy_Cornerr
244
18
خوش وایبه خیلی @Coozy_Cornerr
272
19
"زندگی" آه ای زندگی منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه بر آنم که از تو بگریزم همه ذرات جسم خاکی من از تو، ای شعرِ گرم در سوزند آسمانهای صاف را مانند که لبالب ز باده روزند با هزاران جوانه می‌خواند بوته نسترن سرود تو را هر نسیمی که می‌وزد در باغ می‌رساند به او درود تو را من تو را در تو جستجو کردم نه در آن خوابهای رویایی در دو دست تو سخت کاویدم پر شدم، پر شدم ز زیبایی پر شدم از ترانه های سیاه پر شدم از ترانه های سپید از هزاران شراره‌های نیاز از هزاران جرقه‌های امید حیف از آن روزها که من با خشم به تو چون دشمنی نظر کردم پوچ پنداشتم فریب تو را ز تو ماندم، تو را هدر کردم غافل از آنکه تو به جایی و من همچو آبی روان که در گذرم گمشده در غبار شوم زوال ره تاریک مرگ می‌سپرم آه، ای زندگی من آینه‌ام از تو چشمم پر از نگاه شود ورنه گر مرگ بنگرد در من روی آیینه‌ام سیاه شود عاشقم، عاشق ستاره صبح عاشق ابرهای سرگردان عاشق روزهای بارانی عاشق هر چه نام توست بر آن می‌مکم با وجود تشنه خویش خون سوزان لحظه های تو را آنچنان از تو کام می‌گیرم تا به خشم آورم خدای تو را • فروغ فرخزاد @Coozy_Cornerr
274
20
گفت: زنده ماندید؟ گفتم: زنده ماندیم، اما زندگی در آن‌روزها متوقف شده بود. زمان می‌گذشت بی آنکه واقعاً بگذرد، نه داغ را سرد می‌کرد و نه درد را التیام می‌بخشید. @Coozy_Cornerr
243