Saved Messages
Ir al canal en Telegram
2 455
Suscriptores
+124 horas
-57 días
+48730 días
Archivo de publicaciones
2 453
تو خاصترین و بزرگترین مشوق من برای جنگیدن علیه این زندگی نامساعد، این زندگی ناراضیکننده و نامراد هستی.
2 453
تو اکنون خاصترین و بزرگترین شوق من، برای جنگیدن علیه این زندگی نامساعد، این زندگی ناراضیکننده و نامراد هستی.
2 453
آن چه برای رفقایم جالب بود برای من اصلا جالب نبود. به هیچکس اعتماد نداشتم مگر آسمان لایتناهی، مزارع، باد و شب هنگام، تاریکی، سکوت و خلوت اتاقم.
2 453
آنچه برای رفقایم جالب بود برای من اصلا جالب نبود. به هیچکس اعتماد نداشتم مگر آسمان لایتناهی، مزارع، باد و شب هنگام، تاریکی، سکوت و خلوت اتاقم.
2 453
اکنون نه توان دویدن به سوی چیزی دارم، و نه توان قدم برداشتن به سوی چیزی. اگر هم داشتم، حتی یک گام به سوی تو برنمیداشتم.
2 453
اکنون نه توان دویدن به سوی چیزی را دارم و نه حتی توان قدم برداشتن به سوی چیزی را. اگر هم داشتم، حتی یک گام به سوی تو برنمیداشتم.
2 453
دوست داشتم همهی آدمهای دنیا سکوت کنند، هیچ صدایی نباشد. من سرم را بگذارم روی پای تو، بخوابم، و کسی بیدارمان نکند.
2 453
رفتهای اما گذشتِ عمر تأثیری نداشت
من که دلتنگ توام امروز، فردا بیشتر
#برنامهناشناسپلاس
2 453
من بااستعداد بودم، یعنی هستم. بعضی وقتها به دستهایم نگاه میکنم و فکر میکنم که میتوانستم پیانیست بزرگی بشنوم، یا یک چیز دیگر. ولی دستهایم چه کار کردهاند؟ یک جایم را خاراندهاند، چک نوشتهاند، بند کفش بستهاند، سیفون کشیدهاند و غیره. دستهایم را حرام کردهام. همینطور ذهنم را …
2 453
آنها که به جزئیات کوچکی در مورد من که خودم متوجهشان نیستم، توجه دارند، قلب مرا لمس میکنند.
جبران خلیل جبران
2 453
دلم دارد میترکد. هیچوقت اینطوری نشده بودم. اینقدر تلخ و بیهوده! یک چیزی را از من گرفتهاند. نمیدانم چه کسی و کجا و چرا.
فروغ فرحزاد به ابراهیم گلستان
2 453
ز اعماق قرون، از بین جمعیّت تو را دیدیم
تو هم ای ناز مطلق، از همان بالا ببین ما را
#برنامهناشناسپلاس
2 453
اینجا وطن دزدها و قاچاقچیها و زندان مردمانش است.
ما در چاهک دنیا داریم زندگی میکنیم و مثل کرم در فقر و ناخوشی و کثافت میلولیم و به ننگینترین طرزی در قید حیاتیم؛
و مضحک آنجاست که تصور میکنیم بهترین زندگی را داریم!
#برنامهناشناسپلاس
2 453
هر چیزی را کاریست از اعضای آدمی؛
دیده را دیدن و گوش را شنیدن.
کارِ دل، عشق است؛
تا عشق نبوَد، بیکار بوَد.
سوانح العشاق؛ شیخ احمد غزالی
#برنامهناشناسپلاس
