معمای عشق
Ir al canal en Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Mostrar más750
Suscriptores
-224 horas
+47 días
+830 días
Archivo de publicaciones
750
🎼❤️🎼
🗣#طاهر_قریشی
🎼 ای بی وفا ، راز دل بشنو..
از خموشی من..
اين سكوت مرا ناشنيده مگير...
🍏🍎🍃
750
📕✨📕
📕 #حلاج__راز_انالحق
✍ #عطاالله_تدین
🎤#اعظم_مسعودی
مقدمه/
خداوندا ...
کدام نقطهی زمین؛
از تو خالیست
که خلق تو را؛
در آسمان میجویند؟!...
👤#منصور_حلاج
🍏🍎🍃
750
🎼❤️🎼
در انبوه شاخه های عریان تاک ؛
و در زمزمه ی گنگ جیرجیرک ها
هنوز هم می شود بهار را باور کرد
و با عشق در قلب شب، شکوفه زد
هنوز هم می شود
گونه های ماه را بوسید
و با آوای محزونِ مرغ شب؛
خوابید و خواب چشمان تو را دید!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
750
_ اگر جهان
برای قلب من کافی بود
هرگز سراغ شعر نمیرفتم
شعر
فزونخواهی من است
_ نه، اشتباه نکن
شعر
نه چشمپوشی از جهان است
نه انکار ردّ خون
نه رو گرفتن از لرزههای مرگ
در واپسین نگاه عاشقان
شعر
ورق زدنِ باران است
و تصدیق رنج
در گونههای گل سرخ
✍#صدّیق
🍏🍎🍃
.
750
●
مقدمه (Foreword)
شعر؛ تکه های بریده ای از قلب و روح من است؛ گفته ها و ناگفته های زخم هایی پنهان و رنج هایی عیان... و تلاشی برای لمس روح آدم های گمشده در خویش و معنا بخشیدن به رنج های نهفته ی خیس...
<شعر نردبانی است، از جنس مه و نور... برای رسیدن به آن چیزی که چشم عادی، در تاریکی جهان نمی بیند>
"شارل بودلر"
. بودلر معتقد بود شعر نباید فقط توصیفکنندهی طبیعت باشد، بلکه باید "حقیقتِ پنهانِ جهان" را از دلِ آشفتگیها بیرون بکشد:
شعر سفر است، سفر از انزوا و تنهایی... به قلب هستی به رهایی... جست و جویی است در مرز واقعیت و خیال...شعر فریادی ست بی صدا... برای دنیایی که در آن کلمات فراتر از درد پرواز می کنند.. تا حقیقتی عمیق تر مجال ظهور یابند، واژه ها گاه ناتوانند در آینه ی تمام نمای آنچه در ما می گذرد و آنچه خواهان و نیازمند بیان آن هستیم...
<به گفته ی "نیما یوشیج" شعر تصویر درون شاعر است که به کلمات بیرون او پناه برده است>
شعر به ما اجازه می دهد، تنش ها و آشفتگی های ذهن برای لحظه ای راهشان را گم کنند. تا روح بتواند نفس بکشد، شعر فریاد روح است در سکوت سرد جهانی بی قلب... تلاشی برای رویش این حقیقت که پشت این "چهره های عبوسِ دلتنگ" و درپویش قدم های مکرّر زندگی... قلبی پنهان است که در تبلورِلطیف واژه ها... به تپش در می آید " آری واژه ها... روح عریان درد اند" دردهای نهفته ای که بر گونه های خیس قلم... ابری می شوند، می بارند، می رویند، سبز می شوند... و در قلب آفرینش آرام می گیرند ...
هدف از سرودن شعر، نگاهی نیست، که تنها به یک حس و زندگی فردی بنگرد، بلکه نگاهی است که از طریق خیال... حقیقت فلسفی زندگی را به تصویر می کشد و ناگفته های پنهان را در مرز میان احساسات شخصی و رویاها... در هوایی شاعرانه... "بازتاب زیبایی و درد ... عشق و رنج ...تاریکی و نور... زندگی و مرگ... به هم می آمیزد"
در شعر گاه از زبان شخصی فراتر می روی، تا نگاهی جهان شمول به هستی و آدم ها... داشته باشی... در هم آغوشی ِ واژه ها،کلمات البته که؛ تنها ابزاری برای بیان عشق نیست؛ بلکه پلی است برای درک شکوه و رنج وجود آدمی... دردهای نهفته ای که فراتر از چشم خود می بینیم و اشک های پنهانی که نه بر گونه ها...که برفروغ خفته ی جان... چکه می کند و روح را به آتش می کشد... و شعر بارانی می شود؛ بر این همه گسیختگی روح و رنج بی منتهای جهانی خمود و مه آلوده یِ خسته...
"بال پرواز
قفس زخمی ست؛
مرا تا حضور سبز پرنده ببر"
#فرح_فریما
مقدمه کتاب معمای عشق ۱۱
🍏🍎🍃
750
🎼❤️🎼
آهنگ فرید زلاند
تنظیم آندرانیک
شعر شهیار قنبری
اجرا 1356
----------------------------
آیدا، همزاد من
به تو ثابت خواهم کرد که عشق،
تواناترین خدایان است...
✍🏼 #احمد_شاملو
📕 مثل خون در رگهای من
🍏🍎🍃
750
دوستان جان دادهام بهر دهانش بنگرید
کو به چیزی مختصر چون باز میماند ز من
صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم
عشق در هر گوشهای افسانهای خواند ز من
#حافظ
