¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈
عشـوهِـگـر🔞
Ir al canal en Telegram
4 295
Suscriptores
Sin datos24 horas
-457 días
-26930 días
Sin datos
Visitas de la publicación
Sin datos24 horas
Sin datos48 horas
Sin datos
Tasa de compromiso
Sin datos
Mensajes por día
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
junio '25
junio '250
en 0 canales
mayo '25
+8
en 0 canales
Get PRO
abril '25
+10
en 0 canales
Get PRO
marzo '25
+12
en 0 canales
Get PRO
febrero '25
+16
en 0 canales
Get PRO
enero '25
+22
en 0 canales
Get PRO
diciembre '24
+18
en 0 canales
Get PRO
noviembre '24
+20
en 0 canales
Get PRO
octubre '24
+9
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+5
en 0 canales
Get PRO
agosto '24
+743
en 8 canales
Get PRO
julio '24
+1 056
en 8 canales
Get PRO
junio '24
+575
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+846
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+1 053
en 0 canales
Get PRO
marzo '24
+810
en 0 canales
Get PRO
febrero '24
+1 069
en 9 canales
Get PRO
enero '24
+671
en 18 canales
Get PRO
diciembre '23
+1 069
en 16 canales
Get PRO
noviembre '23
+826
en 14 canales
Get PRO
octubre '23
+680
en 14 canales
Get PRO
septiembre '23
+113
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+2 388
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+532
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+336
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+502
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+424
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+462
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+575
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+564
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+1 250
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+2 635
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+1 184
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+998
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+1 899
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+2 095
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 02 junio | 0 | |||
| 01 junio | 0 |
Publicaciones del Canal
| 2 | https://t.me/+BI0iYICoN3MzOTFk | 0 |
| 3 | تبلیغات چنل📕 musical
تبلیغات چنل📘 365 days
تعرفه جوین اجباری گپ timarestan
جهت رزرو به آیدی زیر پیام دهید✅
@atenaorrg | 0 |
| 4 | #part810
خواستم چیزی بگم که آیهان زودتر کارن رو بغل میکنه و
میگه:
-طنی چیه توله!!مامان..
صدای سونیا باعث میشه با ابرویی باال رفته به سمتش
برگردم:
-آخِی..!چه حرکتِ جنتلمنانهای..
آیهان اما،اعتنایی به حرفش نمیکنه.
به دریا میرسیم.
آخرای تابستون بود و مثلِ دفعاتِ قبلی که دریا
اومدیم،شلوغ بود.یه جایی پیدا میکنیم که سنگی بزرگ
داشت و میتونستیم بشینیم،ولی خب سمتِ چپمون،یه
ماشین پارک شده بود.حدس میزدم مدلش لکسوس باشه. | 0 |
| 5 | #part810
خواستم چیزی بگم که آیهان زودتر کارن رو بغل میکنه و
میگه:
-طنی چیه توله!!مامان..
صدای سونیا باعث میشه با ابرویی باال رفته به سمتش
برگردم:
-آخِی..!چه حرکتِ جنتلمنانهای..
آیهان اما،اعتنایی به حرفش نمیکنه.
به دریا میرسیم.
آخرای تابستون بود و مثلِ دفعاتِ قبلی که دریا
اومدیم،شلوغ بود.یه جایی پیدا میکنیم که سنگی بزرگ
داشت و میتونستیم بشینیم،ولی خب سمتِ چپمون،یه
ماشین پارک شده بود.حدس میزدم مدلش لکسوس باشه. | 0 |
| 6 | #part809
بستگی داره؛تو که هر دفعه چکاپ میری،ماه
سوم،چهارم،.. خوده دکتر بهت میگه..
مستانه با نیشِ باز میگه:
-طنی...تو چقدر کاربلدی...
با خنده مشتی میزنم به شونش که»جوون«ـی کشیده
میگه...
با حرفِ کارن متعجب بهش نگاه میکنم:
-طنی..بغلم میکنی،خسته شدم...
جدا از این حرفش با این اوضاع کمرم،شکداشتم بتونم
بغلش کنم...سنگین نبود،ولی خوب منم تو شرایط عادی
نبودم و چون روزایی اولِ پریودم بود کمرم زیاد درد
میگرفت.. | 0 |
| 7 | #part809
بستگی داره؛تو که هر دفعه چکاپ میری،ماه
سوم،چهارم،.. خوده دکتر بهت میگه..
مستانه با نیشِ باز میگه:
-طنی...تو چقدر کاربلدی...
با خنده مشتی میزنم به شونش که»جوون«ـی کشیده
میگه...
با حرفِ کارن متعجب بهش نگاه میکنم:
-طنی..بغلم میکنی،خسته شدم...
جدا از این حرفش با این اوضاع کمرم،شکداشتم بتونم
بغلش کنم...سنگین نبود،ولی خوب منم تو شرایط عادی
نبودم و چون روزایی اولِ پریودم بود کمرم زیاد درد
میگرفت.. | 0 |
| 8 | #part808
فوراً کفشاشو در میاره و به داخلِ ویال میره.
بعداز چند دقیقه با یه کیف،که کیفِ گیتار بود،بر میگرده و
با خنده میگه:
-لبِ دریا بدونِ گیتار محاله...اونم با صدای شما جیگرا..
و به آیهان و سپهر اشاره میکنه.مگه بلدن؟!
شونهای باال میندازم و دنبالشون میرم.
مسیرِ ویال تا دریا زیاد نبود ولی خب سه چهار دقیقهای
طول میکشید...
طرالن:طنی،چند ماهگی میتونم جنسیت بچمو بفهمم!..
از طنی گفتنش خندم میگیره!فرهاد و سونیا هم با این
شنیدن این حرفش چیزی نمیگن؛پس معلومه میدونستن؛
میگم: | 0 |
| 9 | #part808
فوراً کفشاشو در میاره و به داخلِ ویال میره.
بعداز چند دقیقه با یه کیف،که کیفِ گیتار بود،بر میگرده و
با خنده میگه:
-لبِ دریا بدونِ گیتار محاله...اونم با صدای شما جیگرا..
و به آیهان و سپهر اشاره میکنه.مگه بلدن؟!
شونهای باال میندازم و دنبالشون میرم.
مسیرِ ویال تا دریا زیاد نبود ولی خب سه چهار دقیقهای
طول میکشید...
طرالن:طنی،چند ماهگی میتونم جنسیت بچمو بفهمم!..
از طنی گفتنش خندم میگیره!فرهاد و سونیا هم با این
شنیدن این حرفش چیزی نمیگن؛پس معلومه میدونستن؛
میگم: | 0 |
| 10 | #part807
مستانه با خنده»چشم«کشداری میگه و آینهای از کیفِ
وسایل آرایشش در میاره و به منیب میده.
منیب آینه رو میگیره و نگاهی به خودش میندازه و یکم
صورتش رو چپ و راست میکنه و میگه:
-جوون چه دافی شدم..
صدایِ خنده هممون حتی خودش بلند میشه..
بعداز خوردن شام،ساعت نزدیکای ۲۱شب بود که تصمیم
میگیرن،بریم لبِ دریا.
همه به سمتِ حیاط میریم .کفشامو میپشیم که یهو صدای
فرهاد میاد:
-واییی...یادم رفت.. | 0 |
| 11 | #part807
مستانه با خنده»چشم«کشداری میگه و آینهای از کیفِ
وسایل آرایشش در میاره و به منیب میده.
منیب آینه رو میگیره و نگاهی به خودش میندازه و یکم
صورتش رو چپ و راست میکنه و میگه:
-جوون چه دافی شدم..
صدایِ خنده هممون حتی خودش بلند میشه..
بعداز خوردن شام،ساعت نزدیکای ۲۱شب بود که تصمیم
میگیرن،بریم لبِ دریا.
همه به سمتِ حیاط میریم .کفشامو میپشیم که یهو صدای
فرهاد میاد:
-واییی...یادم رفت.. | 0 |
| 12 | #part806
خیلی طول نمیکشه که مستانه با کیفِ وسایل آرایشِ
کوچیکش میاد پایین و با ذوق رو به میعاد و آیهان میگه:
-ما آرایششون کنیم؟!
میعاد تایی از ابروشو باال میندازه:
-بفرمایید بانو..
مستانه و طرلان با خنده دست به کار میشن و من و رستا
و آیهان و میعاد و سونیا رو مبل،نظاره گر میشیم...
***
بعداز حدودِ ۱۱دقیقه،کارشون تموم میشه.نگاهم به سپهر
میفته که داشت به جد و آباد میعاد و آیهان فوش میداد...
منیب فوراً رو به مستانه میگه:
-یه آینه بده خودمو ببینم. | 0 |
| 13 | #part806
خیلی طول نمیکشه که مستانه با کیفِ وسایل آرایشِ
کوچیکش میاد پایین و با ذوق رو به میعاد و آیهان میگه:
-ما آرایششون کنیم؟!
میعاد تایی از ابروشو باال میندازه:
-بفرمایید بانو..
مستانه و طرلان با خنده دست به کار میشن و من و رستا
و آیهان و میعاد و سونیا رو مبل،نظاره گر میشیم...
***
بعداز حدودِ ۱۱دقیقه،کارشون تموم میشه.نگاهم به سپهر
میفته که داشت به جد و آباد میعاد و آیهان فوش میداد...
منیب فوراً رو به مستانه میگه:
-یه آینه بده خودمو ببینم. | 0 |
| 14 | #part805
فرهاد:خب شرط هم که باختیم،سونیا بیزحمت برو
وسایل آرایشتو بیار...
سونیا با ناز میگه:
-عزیزم!من همین الن،از پله ها اومدم پایین...
مستانه با پوزخند میگه:
-آره فرهاد،سونیا یکم چربی داره،هم سختشه بره
بالا،واینکه اگه بره عرق میکنه و دیگه بهش نزدیک
نمیشی...
و بدون اینکه اجازهی حرفی به سونیا بده،به سمت پلهها
میره...
پوففف...فکر نمیکنم مستانه و طرالن،آدمِ کینهای
باشن،معلوم نیست سونیا چیکار کرده باهاشون، که اینقدر
از دستش شکارن... | 0 |
| 15 | #part805
فرهاد:خب شرط هم که باختیم،سونیا بیزحمت برو
وسایل آرایشتو بیار...
سونیا با ناز میگه:
-عزیزم!من همین الن،از پله ها اومدم پایین...
مستانه با پوزخند میگه:
-آره فرهاد،سونیا یکم چربی داره،هم سختشه بره
بالا،واینکه اگه بره عرق میکنه و دیگه بهش نزدیک
نمیشی...
و بدون اینکه اجازهی حرفی به سونیا بده،به سمت پلهها
میره...
پوففف...فکر نمیکنم مستانه و طرالن،آدمِ کینهای
باشن،معلوم نیست سونیا چیکار کرده باهاشون، که اینقدر
از دستش شکارن... | 0 |
| 16 | فیلم سک🍓س دختر پسر تهرانی 🍑😈👅
مشاهده کامل ویدیو 🔞💦 | 0 |
| 17 | امشب روز آخر تخفیف هست قیمت 0️⃣6️⃣بوده شده0️⃣4️⃣
فقط تا صبح🥰😍
با خرید دوتا رمان یک رمان هدیه😘😍
✈️ ایدی ادمین :
✅ @atenaorrg | 0 |
| 18 | به گپ -timarestan خوشومدید😂🤍
ادب احترام میاره احترام رفاقت
جاست ادب داشته باشید🌚🤙🏻👾
ویسکال ۲۴ ساعته و با کلی آدمهای شوخ و مهربون🤍🍓
https://t.me/+dHs54WdrppdiNTNk | 0 |
| 19 | #part804
بالفاصله کارن هینی میکشه و با حالتی تخس،دستشو رو
چشاش میذاره و از فرهاد دور میشه و به سمت آیهان
میره...
فرهاد هم با شنیدن صدای کارن زود فاصله میگیره و
میگه:
-۲۸+ نکن که مهمون داریم بیبی...
سونیا بی پروا میخنده و میگه:
-آره...ممکنه دلشون بخواد...
صدای عوق زدن مصنوعیِ آیهان و میعاد و سپهر و منیب
باعث میشه همه به جز سونیا به خنده بیفتیم و سونیا اخم
کرده نگاهمون کنه...
آخه خدایی کدوم پسری دلش میخواست اون لبای
پروتزیِ زشت رو ببوسه...بنظرم خیلی چندشه... | 0 |
| 20 | #part803
اصالً شاید...
با صدای پای سونیا که نشون میداد داره از پله ها پایین
میاد،فکرم نصفه میمونه...
فرهاد با لحنی که ۳۶۱ درجه به حرفِ چند دقیقه پیشش
متفاوت بود میگه:
-آخی...بیدار شدی الو؟ببخشید بچهها سروصدا کردن...
سونیا هم با شنیدنِ لحنِ مهربونِ فرهاد،لوس میشه و با
لحنی پرعشوه میگه:
-مهم نیست عشقم..!تقصیر تو نبود که..
بعد میاد نزدیک و بی مالحظه لباشو رو لبای فرهاد
میذاره... | 0 |
Contenido disponible para usuarios mayores de 18 años
Al iniciar sesión en el servicio, confirmas que tienes 18 años o más.
