اتاق پدربزرگ در عمارت اجدادی.
Ir al canal en Telegram
849
Suscriptores
Sin datos24 horas
-107 días
-3630 días
Archivo de publicaciones
پاییز شد.
با قلبی که تمامش در زمستان سال پیش یخزده، امید دارم که این پاییز باران زیاد ببارد و این سیاهیِ بزرگ از جان ایران کنده شود.
پاییز شد.
با قلبی که تمامش در زمستان سال پیش یخزده، امید دارم که این پاییز باران زیاد ببارید این سیاهی بزرگ از جان ایران کنده شود.
تراژدی این نیست که تنها باشی، بلکه این است که نتوانی تنها باشی، گاهی آمادهام همه چیزم را بدهم تا هیچ پیوندی با جهان انسانها نداشته باشم...
یادداشتها، آلبر کامو
در نهایت، تحمل زندگی همچنان اولین وظیفه همه موجودات است، هرچند شرایط سخت باشد.
فروید
در آغاز زندگیام یک نقطه روشن وجود داشت و بعد از آن پیوسته رو به ظلمت پایین میروم و پیوسته بر سرعت سقوطم افزوده میشود.
مرگ ایوان ایلیچ، لئو تولستوی
بگو چهکار کنم؟
وقتی شادی به دم بادبادکی بند است؛
و غم چون سنگی مرا در سراشیبِ یک دره دنبال میکند...
غلامرضا بروسان
«تنها چیزی که از من دلجویی میکرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا میترسانید و خسته میکرد، من هنوز با این دنیایی که در آن زندگی میکردم انس نگرفته بودم، آیا دنیای دیگر به چه درد من میخورد؟»
صادق هدایت
همه چیز در آدمی خلاصه میشود که در تنگنای شب به یاد میآورید، قلب شما آنجاست...
هنوز نمرده بودم، ولی داشتم بهسرعت میگندیدم. کی توی این وضعیت نبود؟ همه مسافر این کشتی سوراخ بودیم و دلمان هم خوش بود که زندهایم.
عامهپسند، بوکوفسکی
