ム尺乇乙u
Ir al canal en Telegram
653
Suscriptores
Sin datos24 horas
+187 días
+4730 días
Archivo de publicaciones
653
از تبار خروش و طغیان بود
رشته آتشفشان بر موهاش
چشم هایش عصاره ی خورشید...
زیر رنگین کمان ابروهاش...
653
و انسان که نامش، وصله ی ناجور زمین است
بر گوری که از مخلوقات انباشته است
در پی رستگاری اش دست به دعا برداشته است...
ای پرنده ی زیبا که پرهایت بوی باروت می دهد
ببخش اگر که هیچ لانه ای
آواز های تو را به یاد نخواهد سپرد،
ای ماهی افتاده در دام
که اشک های تو دریا را شورانده است
ببخش اگر که اندوهٍ استخوان هایت را
هیچ فسیلی روایت نمی کند،
ما انسانیم و هرکجا که زیسته ایم
زندگی را بر گور دیگران بنا کرده ایم...
.
.
.
.
.
.
.
.
(از مجموعهی انسان، عشق و چند خرافهی دیگر)
