es
Feedback
مدیریت به زبان ساده

مدیریت به زبان ساده

Ir al canal en Telegram

💢هدف از ایجاد این کانال، آموزش موضوعات مربوط به کسب وکار شامل رفتار سازمانی، مدیریت منابع انسانی، تحول سازمانی، بازاریابی، استراتژی و فروش به زبان ساده است. ⭕برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۱۹۰۶۵۲۱۶۲ پیامک بدهید 👈تماس با ادمین: @obhrm

Mostrar más
7 915
Suscriptores
+224 horas
+267 días
+6330 días
Archivo de publicaciones
در هنگام استخدام افراد، اگر مجبور به انتخاب بین فرد با اخلاق و یا بااستعداد هستید، اخلاق را انتخاب کنید. #استخدام #جذب #مصاحب
در هنگام استخدام افراد، اگر مجبور به انتخاب بین فرد با اخلاق و یا بااستعداد هستید، اخلاق را انتخاب کنید. #استخدام #جذب #مصاحبه در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇 @HRMCHANNEL

💢مروری بر کتاب اصول مدیریت علمی نوشته فردریک وینسلو تیلور 🔴اگر از من بپرسند کدام کتاب بیشترین تأثیر را بر شکل‌گیری مدیریت مدرن گذاشته است، بدون تردید از اصول مدیریت علمی نام می‌برم. این کتاب که در سال ۱۹۱۱ منتشر شد، فقط یک نظریه مدیریتی ارائه نکرد؛ بلکه شیوه اداره کارخانه‌ها و سازمان‌ها را دگرگون کرد. تیلور معتقد بود مدیریت نباید بر حدس، تجربه یا عادت استوار باشد، بلکه باید مانند علوم مهندسی، بر مشاهده، اندازه‌گیری، آزمایش و تحلیل تکیه کند. 🟢در زمان تیلور، هر کارگر کار را به شیوه خود انجام می‌داد. اگر از ده نفر می‌خواستید یک قطعه را تولید کنند، احتمالاً ده روش متفاوت به کار می‌بردند. تیلور این وضعیت را اتلاف منابع می‌دانست. او پیشنهاد کرد که برای هر فعالیت، باید بهترین روش انجام کار را با مطالعه علمی پیدا کرد و همان روش به استاندارد سازمان تبدیل شود. 🔵بر همین اساس، چهار اصل مشهور مدیریت علمی را مطرح کرد: 🔸️اصل اول: جایگزین کردن روش علمی به‌جای روش‌های سنتی. به‌جای اینکه هر فرد بر اساس تجربه شخصی کار کند، باید با مشاهده، اندازه‌گیری و آزمایش، کارآمدترین روش انجام هر فعالیت شناسایی شود. 🔹️اصل دوم: انتخاب و آموزش علمی کارکنان. تیلور معتقد بود افراد نباید صرفاً بر اساس تجربه یا روابط استخدام شوند. ابتدا باید فرد مناسب برای هر شغل انتخاب شود و سپس آموزش ببیند تا بتواند کار را دقیقاً مطابق روش استاندارد انجام دهد. 🔸️اصل سوم: همکاری نزدیک میان مدیریت و کارکنان. از نگاه او، مدیر فقط ناظر نیست. مدیر باید با کارکنان همکاری کند تا اطمینان یابد روش علمی به‌درستی اجرا می‌شود و موانع بهره‌وری برطرف شده است. 🔹️اصل چهارم: تقسیم مسئولیت میان مدیر و کارگر. برنامه‌ریزی، طراحی روش انجام کار و حل مسائل بر عهده مدیر است و اجرای صحیح عملیات بر عهده کارگر. این تفکیک، در آن زمان ایده‌ای کاملاً نو بود. 🟤برای دستیابی به این اهداف، تیلور از مطالعه زمان استفاده می‌کرد. او با کرنومتر کنار کارگران می‌ایستاد، زمان انجام هر حرکت را ثبت می‌کرد، حرکات اضافی را حذف می‌کرد و بهترین توالی انجام کار را به دست می‌آورد. مشهورترین نمونه، مطالعه او درباره جابه‌جایی شمش‌های آهن در کارخانه بود که نشان داد با انتخاب فرد مناسب، تعیین روش استاندارد و زمان‌بندی استراحت‌ها، می‌توان بهره‌وری را چند برابر کرد. 🟠اما همین موفقیت‌ها، آغاز جنجال‌های بزرگی شد. بسیاری از اتحادیه‌های کارگری معتقد بودند که مدیریت علمی، انسان را به بخشی از ماشین تبدیل می‌کند. از دید آنان، اندازه‌گیری مداوم زمان، تعیین سرعت استاندارد و پرداخت دستمزد بر اساس عملکرد، فشار شدیدی بر کارگران وارد می‌کرد و فرصت تصمیم‌گیری و خلاقیت را از آنان می‌گرفت. آن‌ها استدلال می‌کردند که اگر بهره‌وری افزایش یابد، کارفرمایان به نیروی کار کمتری نیاز خواهند داشت و امنیت شغلی کارگران تهدید می‌شود. 🟡اعتراض‌ها به اندازه‌ای گسترده شد که در سال ۱۹۱۱ و سال‌های بعد، اجرای نظام تیلور در برخی کارخانه‌های آمریکا با اعتصاب و مقاومت کارگران روبه‌رو شد. جنجال زمانی به اوج رسید که روش‌های او در Watertown Arsenal اجرا شد. شکایت کارکنان و اتحادیه‌های کارگری باعث شد کنگره درباره مدیریت علمی تحقیق کند. تیلور برای دفاع از دیدگاه‌های خود به کنگره فراخوانده شد و ساعت‌ها درباره روش‌هایش توضیح داد. 🟣هرچند او تأکید می‌کرد که هدفش استثمار کارگران نیست و افزایش بهره‌وری باید به افزایش دستمزد آنان نیز منجر شود، اما بسیاری از مخالفان قانع نشدند. در نهایت، کنگره استفاده از کرنومتر و برخی روش‌های مدیریت علمی را در برخی واحدهای دولتی محدود کرد. این اتفاق یکی از جالب‌ترین سرنوشت‌ها را برای یک نظریه‌پرداز مدیریت رقم زد؛ مدیری که می‌خواست کار را علمی‌تر کند، اما به دلیل همان ایده‌ها ناچار شد از خود در برابر قانون‌گذاران کشورش دفاع کند. ⚫️با گذشت زمان، بسیاری از انتقادهای واردشده به تیلور پذیرفته شد. بعدها پژوهشگران، به‌ویژه التون مایو، نشان دادند که انسان فقط با پول و استانداردهای کاری انگیزه پیدا نمی‌کند؛ احساس تعلق، احترام، روابط اجتماعی و فرهنگ سازمانی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. به همین دلیل، مدیریت نوین کوشید دقت و نظم تیلور را با توجه به نیازهای انسانی کارکنان ترکیب کند. ⚪️با این حال، میراث تیلور همچنان پابرجاست. استانداردسازی فرایندها، آموزش نظام‌مند کارکنان، طراحی شغل، سنجش بهره‌وری، بهبود مستمر، مهندسی صنایع، تولید ناب و حتی بسیاری از سامانه‌های مدیریت عملکرد، ریشه در اندیشه‌های او دارند. شاید امروز دیگر کسی با کرنومتر کنار کارگر نایستد، اما تقریباً همه سازمان‌های موفق، عملکرد خود را اندازه‌گیری، تحلیل و بهینه‌سازی می‌کنند؛ همان ایده‌ای که بیش از یک قرن پیش تیلور مطرح کرد. @management_simple

💢مروری بر کتاب اصول مدیریت علمی نوشته فردریک وینسلو تیلور 🔴اگر از من بپرسند کدام کتاب بیشترین تأثیر را بر شکل‌گیری مدیریت مدرن گذاشته است، بدون تردید از اصول مدیریت علمی نام می‌برم. این کتاب که در سال ۱۹۱۱ منتشر شد، فقط یک نظریه مدیریتی ارائه نکرد؛ بلکه شیوه اداره کارخانه‌ها و سازمان‌ها را دگرگون کرد. تیلور معتقد بود مدیریت نباید بر حدس، تجربه یا عادت استوار باشد، بلکه باید مانند علوم مهندسی، بر مشاهده، اندازه‌گیری، آزمایش و تحلیل تکیه کند. 🟢در زمان تیلور، هر کارگر کار را به شیوه خود انجام می‌داد. اگر از ده نفر می‌خواستید یک قطعه را تولید کنند، احتمالاً ده روش متفاوت به کار می‌بردند. تیلور این وضعیت را اتلاف منابع می‌دانست. او پیشنهاد کرد که برای هر فعالیت، باید بهترین روش انجام کار را با مطالعه علمی پیدا کرد و همان روش به استاندارد سازمان تبدیل شود. 🔵بر همین اساس، چهار اصل مشهور مدیریت علمی را مطرح کرد: 🔸️اصل اول: جایگزین کردن روش علمی به‌جای روش‌های سنتی. به‌جای اینکه هر فرد بر اساس تجربه شخصی کار کند، باید با مشاهده، اندازه‌گیری و آزمایش، کارآمدترین روش انجام هر فعالیت شناسایی شود. 🔹️اصل دوم: انتخاب و آموزش علمی کارکنان. تیلور معتقد بود افراد نباید صرفاً بر اساس تجربه یا روابط استخدام شوند. ابتدا باید فرد مناسب برای هر شغل انتخاب شود و سپس آموزش ببیند تا بتواند کار را دقیقاً مطابق روش استاندارد انجام دهد. 🔸️اصل سوم: همکاری نزدیک میان مدیریت و کارکنان. از نگاه او، مدیر فقط ناظر نیست. مدیر باید با کارکنان همکاری کند تا اطمینان یابد روش علمی به‌درستی اجرا می‌شود و موانع بهره‌وری برطرف شده است. 🔹️اصل چهارم: تقسیم مسئولیت میان مدیر و کارگر. برنامه‌ریزی، طراحی روش انجام کار و حل مسائل بر عهده مدیر است و اجرای صحیح عملیات بر عهده کارگر. این تفکیک، در آن زمان ایده‌ای کاملاً نو بود. 🟤برای دستیابی به این اهداف، تیلور از مطالعه زمان استفاده می‌کرد. او با کرنومتر کنار کارگران می‌ایستاد، زمان انجام هر حرکت را ثبت می‌کرد، حرکات اضافی را حذف می‌کرد و بهترین توالی انجام کار را به دست می‌آورد. مشهورترین نمونه، مطالعه او درباره جابه‌جایی شمش‌های آهن در کارخانه بود که نشان داد با انتخاب فرد مناسب، تعیین روش استاندارد و زمان‌بندی استراحت‌ها، می‌توان بهره‌وری را چند برابر کرد. 🟠اما همین موفقیت‌ها، آغاز جنجال‌های بزرگی شد. بسیاری از اتحادیه‌های کارگری معتقد بودند که مدیریت علمی، انسان را به بخشی از ماشین تبدیل می‌کند. از دید آنان، اندازه‌گیری مداوم زمان، تعیین سرعت استاندارد و پرداخت دستمزد بر اساس عملکرد، فشار شدیدی بر کارگران وارد می‌کرد و فرصت تصمیم‌گیری و خلاقیت را از آنان می‌گرفت. آن‌ها استدلال می‌کردند که اگر بهره‌وری افزایش یابد، کارفرمایان به نیروی کار کمتری نیاز خواهند داشت و امنیت شغلی کارگران تهدید می‌شود. 🟡اعتراض‌ها به اندازه‌ای گسترده شد که در سال ۱۹۱۱ و سال‌های بعد، اجرای نظام تیلور در برخی کارخانه‌های آمریکا با اعتصاب و مقاومت کارگران روبه‌رو شد. جنجال زمانی به اوج رسید که روش‌های او در Watertown Arsenal اجرا شد. شکایت کارکنان و اتحادیه‌های کارگری باعث شد کنگره درباره مدیریت علمی تحقیق کند. تیلور برای دفاع از دیدگاه‌های خود به کنگره فراخوانده شد و ساعت‌ها درباره روش‌هایش توضیح داد. 🟣هرچند او تأکید می‌کرد که هدفش استثمار کارگران نیست و افزایش بهره‌وری باید به افزایش دستمزد آنان نیز منجر شود، اما بسیاری از مخالفان قانع نشدند. در نهایت، کنگره استفاده از کرنومتر و برخی روش‌های مدیریت علمی را در برخی واحدهای دولتی محدود کرد. این اتفاق یکی از جالب‌ترین سرنوشت‌ها را برای یک نظریه‌پرداز مدیریت رقم زد؛ مدیری که می‌خواست کار را علمی‌تر کند، اما به دلیل همان ایده‌ها ناچار شد از خود در برابر قانون‌گذاران کشورش دفاع کند. ⚫️با گذشت زمان، بسیاری از انتقادهای واردشده به تیلور پذیرفته شد. بعدها پژوهشگران، به‌ویژه التون مایو، نشان دادند که انسان فقط با پول و استانداردهای کاری انگیزه پیدا نمی‌کند؛ احساس تعلق، احترام، روابط اجتماعی و فرهنگ سازمانی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. به همین دلیل، مدیریت نوین کوشید دقت و نظم تیلور را با توجه به نیازهای انسانی کارکنان ترکیب کند. ⚪️با این حال، میراث تیلور همچنان پابرجاست. استانداردسازی فرایندها، آموزش نظام‌مند کارکنان، طراحی شغل، سنجش بهره‌وری، بهبود مستمر، مهندسی صنایع، تولید ناب و حتی بسیاری از سامانه‌های مدیریت عملکرد، ریشه در اندیشه‌های او دارند. شاید امروز دیگر کسی با کرنومتر کنار کارگر نایستد، اما تقریباً همه سازمان‌های موفق، عملکرد خود را اندازه‌گیری، تحلیل و بهینه‌سازی می‌کنند؛ همان ایده‌ای که بیش از یک قرن پیش تیلور مطرح کرد. @management_simple

💢یکی از کتاب‌های بسیار مهم و تاثیر گذار در حوزه‌های موفقیت، مهارت‌های زندگی، رشد و ارتقاء شخصی، کتاب هفت عادت مردمان موثر است. این کتاب تا به حال به ۳۸ زبان ترجمه شده و ۱۵ میلیون نسخه از آن در تمام دنیا به فروش رفته است. ویدئوی فوق، خلاصه‌ای از کتاب هفت عادت مردمان موثر یا هفت عادت افراد بسیار کارآمد است. این ویدئوی فوق العاده با ارزش را ذخیره نمایید و بارها و بارها ببینید. @planing_tm

Repost from N/a
🔴 فرصت محدود — ۹۴٪ تخفیف فرادرس برای یک یا ۲ آموزش به انتخاب شما 💯 در طرح «یادگیری بدون توقف»، فرصتی استثنائی برای شما فراه
🔴 فرصت محدود — ۹۴٪ تخفیف فرادرس برای یک یا ۲ آموزش به انتخاب شما   💯 در طرح «یادگیری بدون توقف»، فرصتی استثنائی برای شما فراهم شده تا آموزش مورد علاقه خود را با تخفیف ویژه دریافت کنید!!   🎁 کد تخفیف: LEARN94   🔻 اگر قبلا سفارش همراه با پرداخت داشته‌اید، می‌توانید یک آموزش و در صورتی که پرداختی در فرادرس نداشته‌اید، می‌توانید تا ۲ آموزش را به انتخاب خود، دریافت کنید.👇   ❇️ مشاهده آموزش‌ها — [انتخاب کنید]   ▫️ مشاهده جزئیات بیشتر [+] 🔄 FaraDars - فرادرس

💢بر هر چه همی لرزی می‌دان که همان ارزی 🔴این بیت منتسب به مولانا در قالبی شاعرانه، به یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم روان‌شناسی انگیزش و هیجان اشاره دارد: ترس، بازتاب ادراک انسان از تهدید نسبت به آن چیزی است که برای او ارزشمند است. 🟢در نظریه‌های نوین هیجان، از جمله نظریه «ارزیابی شناختی» (Cognitive Appraisal Theory)، هیجان‌ها نتیجه مستقیم رویدادهای بیرونی نیستند؛ بلکه حاصل برداشت و ارزیابی ذهن از آن رویدادها هستند. انسان زمانی دچار ترس می‌شود که احساس کند یک هدف، یک رابطه، یک دارایی یا بخشی از هویت او در معرض تهدید قرار گرفته است. بنابراین، ترس بیش از آنکه درباره خطر سخن بگوید، درباره ارزش‌ها سخن می‌گوید. 🔵به همین دلیل، روان‌شناسان گاهی برای شناخت نظام ارزشی افراد، تنها به گفته‌های آنان اکتفا نمی‌کنند. انسان‌ها همیشه آنچه را واقعاً برایشان مهم است، به زبان نمی‌آورند؛ اما واکنش‌های هیجانی آن‌ها، به‌ویژه ترس و اضطراب، اغلب این ارزش‌ها را آشکار می‌کند. 🟤برای مثال، فردی که بیش از هر چیز از شکست شغلی هراس دارد، احتمالاً موفقیت را بخش مهمی از هویت خود می‌داند. کسی که از طرد شدن می‌ترسد، نیاز عمیقی به تعلق و پذیرش دارد. فردی که از بی‌اعتبار شدن مضطرب می‌شود، منزلت اجتماعی را ارزشمند تلقی می‌کند. و آنکه از بیماری یا مرگ بیش از دیگران هراس دارد، احتمالاً سلامت یا تداوم زندگی را در رأس ارزش‌های خود قرار داده است. 🟠از سوی دیگر، پژوهش‌های حوزه بهزیستی روان‌شناختی نشان می‌دهد افرادی که ارزش‌های درونی‌تری مانند یادگیری، رشد فردی، معنا، نوع‌دوستی و ارتباطات اصیل را محور زندگی خود قرار می‌دهند، معمولاً ثبات هیجانی بیشتری دارند. زیرا این ارزش‌ها کمتر تحت تأثیر نوسانات محیط قرار می‌گیرند و کنترل آن‌ها تا حد زیادی در اختیار خود فرد است. 🟡از این منظر، این بیت را می‌توان نوعی ابزار خودشناسی دانست. کافی است از خود بپرسیم: «از دست دادن چه چیزی بیش از همه مرا می‌ترساند؟» پاسخ این پرسش، نه‌تنها ترس‌های ما، بلکه ساختار ارزش‌های ما را نیز آشکار می‌کند. گاهی آنچه از آن محافظت می‌کنیم، همان چیزی است که هویت خود را بر آن بنا کرده‌ایم. 🟣مخلص کلام اینکه؛ ترس، صرفاً یک هیجان ناخوشایند نیست؛ بلکه پنجره‌ای به نظام ارزشی انسان است. هرچه یک موضوع در ذهن ما ارزشمندتر باشد، احتمال تجربه ترس در برابر تهدید آن نیز بیشتر خواهد بود. از همین رو، این بیت کوتاه را می‌توان خلاصه‌ای شاعرانه از یکی از مهم‌ترین یافته‌های روان‌شناسی دانست: برای شناخت ارزش‌های یک انسان، همیشه لازم نیست از آرزوهایش بپرسیم؛ گاهی کافی است بدانیم از چه چیزی می‌ترسد. @life_skills2022

💢همراهان گرامی 🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود. 🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما  در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است. 👇👇👇👇👇👇👇👇 📲 هوش مصنوعی در کسب وکار @management_ai 💸 آکادمی اقتصاد ایران @monetary_academy 💢مدیریت رفتار سازمانی @organizationalbehavior ✅مهارت های مدیریت @management_skill 🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان @planing_tm ⭕️تکنیک های مدیریت @management_technique ❌مدیریت به زبان ساده @management_simple 🈷 مهارت های زندگی @life_skills2022 🆗 موفقیت و توسعه فردی @success_pd 💲 هوش مالی @fqskill ✝ تفکر استراتژیک @strategym_academy 🉑 تعالی منابع انسانی @hrm_academy 📠 مدرسه کسب وکار @business_school2022 💄ترفند بازاریابی @tarfandbazaryabi 🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی @startups_academy 🎯 تغییر و تحول سازمانی @transformation_m 🆗  مدیریت کسب وکار MBA &DBA @mba_event

🔹وبینار راهکار عدالت در پرداخت 4P چارچوبی برای پرداخت عادلانه و شفاف سرفصل‌های وبینار: ⁃ ریشه‌های احساس بی‌عدالتی در پرداخت،
🔹وبینار راهکار عدالت در پرداخت 4P چارچوبی برای پرداخت عادلانه و شفاف سرفصل‌های وبینار: ⁃ ریشه‌های احساس بی‌عدالتی در پرداخت، میان کارکنان ⁃ ضعف روش‌های فعلی تعیین حقوق و کارانه کارکنان ⁃ آشنایی با چهار مؤلفه مدل حقوق و دستمزد 4P ⁃ ایجاد ارتباط میان شغل، شایستگی، عملکرد و پرداخت ⁃ برقراری عدالت درونی و بیرونی ⁃ مسیر اجرایی استقرار نظام جبران خدمات 4P ⁃ تجربه‌های واقعی پیاده‌سازی در سازمان‌ها مخاطبین: ⁃ متخصصین منابع انسانی که قصد پیاده‌سازی سیستم حقوق و مزایای عادلانه در سازمان خود را دارند. ⁃ صاحبین کسب‌وکار که متوجه اهمیت موضوع حفظ و نگهداشت کارکنان شده‌اند. ⁃ مشاوران و علاقه‌مندان به حوزه منابع انسانی 🗓 زمان: دوشنبه ۵ مرداد ماه ⏲️ ساعت ۱۸ تا ۲٠ ✅ مدرس: مهندس یاسین ولی 🔗 جهت ثبت‌نام رایگان اینجا کلیک کنید. ©️|@simorgh34000

💢شما یک کسب و کار را نمی‌سازید، شما افراد را می‌سازید و افراد کسب و کار را می‌سازند. 👤زیگ زیگلار @management_simple

💢 برای پاسخ به سوالات ذیل به گروه آموزشی هوش مالی و سواد اقتصادی مراجعه کنید: ۱. تعریف هوش مالی چیست؟ ۲. سواد اقتصادی یا شم
💢 برای پاسخ به سوالات ذیل به گروه آموزشی هوش مالی و سواد اقتصادی مراجعه کنید: ۱. تعریف هوش مالی چیست؟ ۲. سواد اقتصادی یا شم اقتصادی چیست؟ ۳. چگونه درآمد خود را افزایش دهیم و درآمد غیرفعال و دلاری ایجاد کنیم؟ ۴. چگونه در شرایط سخت اقتصادی ایران، هزینه های خود را کنترل و مدیریت کنیم؟ ۵. آیا پس انداز کردن در شرایط اقتصادی کنونی امکان پذیر است؟ ۶. ایجاد پورتفو سرمایه گذاری چگونه است؟ ۵. قیمت طلای تا انتهای سال چقدر می شود؟ ۷. آیا مسکن در ایران از شرایط رکوردی خارج می شود؟ ۸. آیا رشد قیمت دلار در ایران ادامه خواهد داشت؟ ۹. برای خرید خودرو ایرانی یا خارجی کی اقدام کنیم؟ ۱۰. آیا بازار بورس برای سرمایه گذاری مناسب است؟ 👈👈👈 جهت عضویت در گروه با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm

💢 برای عضویت در کانال مدیریت رفتار سازمانی در پیام رسان بله از طریق لینک ذیل اقدام کنید: 👇👇👇 https://ble.ir/organizationa
💢 برای عضویت در کانال مدیریت رفتار سازمانی در پیام رسان بله از طریق لینک ذیل اقدام کنید: 👇👇👇 https://ble.ir/organizationalbehaviorm

💢ده فرمان مصاحبه CBI 1⃣ قبل از شروع مصاحبه در مورد مهارت و شایستگی های شغل مورد نظر اطلاعات کافی کسب کنید. 2⃣ فهرستی از پرسش های کلی و باز که میخواهید بپرسید تهیه کنید. 3⃣ دست کم ده دقیقه از وقت مصاحبه را برای پرسش هر شایستگی اختصاص دهید. 4⃣ اطمینان حاصل کنید که پرسش هایتان در مورد رویدادها و مثال های واقعی رفتاری گذشته متقاضی خواهد بود. 5⃣کوشش کنید باطرح پرسشهای زیادی که با عبارتهای زمان گذشته ساخته میشود جزییات رفتارها و اقدامات واقعی متقاضی را مورد کنکاش قرار دهید. 6⃣ پرسشهای خود را به موفقیت های متقاضیان محدود نکنید بلکه از مواردی که با مشکلات و چالش  روبه رو شده اند یا حتی شکست خورده اند نیز پرسش کنید. 7⃣ از مصاحبه فقط برای به دست آوردن شواهد و مدارک استفاده کنید قضاوت در مورد شواهد و ارزیابی آن ها را به بعد از مصاحبه موکول کنید. 8⃣یادداشت بردارید و از اتکا به حافظه خود خودداری کنید. 9⃣ از مصاحبه کنندگان بخواهید امتیاز شایستگی ها را از قبل مشخص نمایند. 0⃣1⃣ از همکاران مصاحبه گر بخواهید تا فقط بر پایه شواهد جمع آوری شده در خلال مصاحبه تصمیم گیری کنند نه بر مبنای دریافت های کلی یا حس درونی یا غرائز خود. ✍منبع: مصاحبه گری و استخدام موفقیت آمیز - راب یئونگ @management_simple

💢تفکر سیستمی؛ علت و معلول همیشه کنار هم نیستند در بسیاری از مسائل سازمانی، علت و معلول از نظر زمانی و مکانی از یکدیگر فاصله دارند. مثلاً: 🔹افت کیفیت امروز ممکن است نتیجه تصمیمات شش ماه قبل باشد. 🔹کاهش وفاداری مشتریان می‌تواند حاصل سال‌ها بی‌توجهی به تجربه مشتری باشد. 🔹فرسودگی کارکنان شاید نتیجه فشارهای انباشته چند سال گذشته باشد. به همین دلیل، یافتن علت واقعی مشکلات معمولاً دشوارتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. 📌 در سیستم‌های پیچیده، واضح‌ترین توضیح معمولاً کامل‌ترین توضیح نیست. مدیران سیستمی به جای تمرکز بر رویدادها، الگوها و روندها را بررسی می‌کنند. تمرین کاربردی: یکی از مشکلات فعلی سازمان/ زندگی شخصی خود را در نظر بگیرید و ببینید چه تصمیماتی در گذشته ممکن است در شکل‌گیری آن نقش داشته باشند. ✍آکادمی مدیریت استراتژیک @management_technique

Repost from N/a
‌📣 ۷۵٪ تخفیف برای دسترسی رایگان به تمام آموزش‌های فرادرس 💯 از دروس دانشگاه و کنکور تا برنامه‌نویسی، هوش مصنوعی، نرم‌افزار،
‌📣 ۷۵٪ تخفیف برای دسترسی رایگان به تمام آموزش‌های فرادرس   💯 از دروس دانشگاه و کنکور تا برنامه‌نویسی، هوش مصنوعی، نرم‌افزار، مهارت‌های شغلی، هنر و هزاران موضوع دیگر؛ همه با یک اشتراک در دسترس شماست!!   🔻 مزایای اشتراک فرادرس:   دسترسی نامحدود به ۱۸,۰۰۰+ آموزش تخصصی ✅ ۲۰۰,۰۰۰+ تمرین و سؤال برای یادگیری عمیق و کاربردی دریافت گواهینامه در بیش از ۴,۰۰۰ آموزش   🔥 امکان پرداخت در ۴ قسط   🔗 فعالسازی اشتراک فرادرس – کلیک کنید 🔄 FaraDars - فرادرس

💢آزمون کوتاه برای تشخیص اینکه آیا سازمان شما استراتژی دارد یا خیر به این پنج سؤال پاسخ دهید. ۱. اگر بودجه شما نصف شود، اولین فعالیتی که حذف می‌کنید چیست؟ اگر پاسخ مشخصی ندارید، احتمالاً اولویت‌های استراتژیک شما نیز مشخص نیست. ۲. اگر رقیب فردا قیمت محصولاتش را ۴۰ درصد کاهش دهد، آیا مجبور می‌شوید همان کار را انجام دهید؟ اگر پاسخ مثبت است، مزیت رقابتی ندارید؛ بلکه فقط در حال تقلید هستید. ۳. کدام مشتری را عمداً انتخاب کرده‌اید که به او خدمات ندهید؟ تقریباً تمام شرکت‌های ضعیف یک ویژگی مشترک دارند: می‌خواهند برای همه، بهترین باشند. اما شرکت‌های ماندگار دقیقاً می‌دانند برای چه کسانی ساخته نشده‌اند. ۴. اگر مدیرعامل عوض شود، آیا استراتژی شرکت نیز عوض می‌شود؟ اگر پاسخ مثبت است، آنچه دارید استراتژی نیست؛ بلکه ترجیحات مدیرعامل است. ۵. آیا کارکنان خط مقدم می‌توانند بر اساس استراتژی، بین دو تصمیم متناقض یکی را انتخاب کنند؟ اگر استراتژی نتواند تصمیم‌های روزمره را هدایت کند، صرفاً یک فایل پاورپوینت زیباست. ✍آکادمی مدیریت استراتژیک @management_simple

💢مکان کنترل؛ درونی یا بیرونی! 🔴دو کارمند را تصور کنید که هر دو در ارزیابی عملکرد سالانه، امتیاز مطلوبی نگرفته‌اند. نفر اول می‌گوید: «مدیر با من مشکل دارد، سیستم عادلانه نیست و هیچ تلاشی نتیجه نمی‌دهد.» نفر دوم، با وجود پذیرش کاستی‌های سازمان، از خود می‌پرسد: «من چه مهارتی را باید تقویت کنم تا در ارزیابی بعدی بهتر ظاهر شوم؟» این تفاوت، فقط اختلاف در نوع نگاه نیست؛ بلکه بازتاب مفهومی است که روان‌شناس آمریکایی جولیان راتر (Julian Rotter) آن را «مکان کنترل» (Locus of Control) نامید. 🟢راتر در دهه ۱۹۶۰ نشان داد که انسان‌ها از نظر منشأ کنترل رویدادهای زندگی، گرایش‌های متفاوتی دارند. افرادی که مکان کنترل درونی دارند، معتقدند موفقیت‌ها و شکست‌هایشان تا حد زیادی نتیجه انتخاب‌ها، تلاش‌ها و رفتارهای خودشان است. در مقابل، کسانی که مکان کنترل بیرونی دارند، بیشتر شانس، تقدیر، شرایط محیطی یا رفتار دیگران را عامل اصلی نتایج می‌دانند. 🔵البته هیچ انسانی کاملاً درونی یا کاملاً بیرونی نیست. همه ما روی یک طیف قرار داریم و بسته به شرایط، ممکن است هر دو نوع نگرش را تجربه کنیم. اما گرایش غالب ما، تأثیر قابل‌توجهی بر کیفیت تصمیم‌گیری، انگیزه، تاب‌آوری و حتی رضایت از زندگی دارد. 🟤پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند افرادی که مکان کنترل درونی قوی‌تری دارند، معمولاً مسئولیت‌پذیرترند، برای خود هدف تعیین می‌کنند، در برابر شکست زود تسلیم نمی‌شوند و بیشتر به دنبال یادگیری و اصلاح رفتار هستند. آنها شکست را نه یک بن‌بست، بلکه بازخوردی برای بهتر شدن می‌بینند. در مقابل، غلبه مکان کنترل بیرونی می‌تواند به احساس درماندگی، کاهش انگیزه و انتظار منفعلانه برای تغییر شرایط منجر شود. 🟠در مدیریت نیز این تفاوت به‌خوبی دیده می‌شود. مدیری که همه مشکلات را به اقتصاد، قوانین، کمبود بودجه یا کارکنان نسبت می‌دهد، معمولاً فرصت اندکی برای تغییر ایجاد می‌کند. اما مدیری که می‌پرسد «در محدوده اختیارات من انجام چه اقداماتی ممکن است؟» حتی در شرایط دشوار نیز راه‌هایی برای پیشرفت پیدا می‌کند. 🟡با این‌حال، مکان کنترل درونی به معنای نادیده گرفتن واقعیت‌های بیرونی نیست. رکود اقتصادی، تغییرات فناوری، بحران‌های اجتماعی یا تصمیم‌های کلان، واقعیت‌هایی هستند که بر عملکرد افراد و سازمان‌ها اثر می‌گذارند. تفاوت در این است که افراد دارای مکان کنترل درونی، پس از پذیرش این واقعیت‌ها، تمرکز خود را بر بخش قابل‌کنترل ماجرا قرار می‌دهند. 🟣برای کارکنان، این نگرش پیام روشنی دارد. اگر به جای گلایه دائمی از مدیر، حقوق، قوانین یا همکاران، بخشی از انرژی خود را صرف یادگیری یک مهارت جدید، بهبود ارتباطات، افزایش کیفیت کار یا مدیریت زمان کنند، احتمال پیشرفت شغلی آنها به‌مراتب بیشتر خواهد بود. شاید همه عوامل در اختیار ما نباشد، اما تقریباً همیشه می‌توانیم کیفیت عملکرد خود را ارتقا دهیم. ⚫برای مدیران نیز مکان کنترل درونی یک مزیت راهبردی است. رهبرانی که مسئولیت نتایج را می‌پذیرند، فرهنگ یادگیری و پاسخگویی را در سازمان تقویت می‌کنند. در مقابل، اگر مدیر دائماً دیگران را مقصر بداند، این فرهنگ به‌تدریج در سراسر سازمان گسترش می‌یابد و کارکنان نیز به جای حل مسئله، به دنبال یافتن مقصر خواهند بود. ⚪این مفهوم برای شهروندان نیز کاربرد فراوانی دارد. بسیاری از مسائل اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی ممکن است خارج از اختیار ما باشند، اما شیوه رانندگی، رعایت قانون، احترام به حقوق دیگران، صرفه‌جویی در منابع، مطالعه، ارتقای مهارت‌های فردی، مشارکت در فعالیت‌های داوطلبانه و تربیت صحیح فرزندان، همگی در حوزه انتخاب‌های ما قرار دارند. جامعه زمانی پیشرفت می‌کند که افراد، سهم خود را در بهبود شرایط جدی بگیرند. 🔴اگر می‌خواهید گرایش خود را بسنجید، هر زمان که با مشکلی روبه‌رو شدید، از خود سه پرسش بپرسید: - چه بخشی از این وضعیت خارج از کنترل من است؟ - چه بخشی در اختیار من قرار دارد؟ - اولین اقدام کوچکی که همین امروز می‌توانم انجام دهم چیست؟ همین سه پرسش، ذهن را از گلایه به اقدام منتقل می‌کند. 🟢تفاوت افراد موفق با دیگران همیشه در استعداد، سرمایه یا شانس نیست. بسیاری از آنها فقط یک عادت ذهنی متفاوت دارند: به جای تمرکز بر آنچه نمی‌توانند تغییر دهند، بر آنچه در اختیارشان است تمرکز می‌کنند. این تغییر ساده، تصمیم‌های بهتر، انگیزه بیشتر و احساس اثربخشی بالاتری ایجاد می‌کند. شاید نتوانیم همه اتفاقات زندگی را انتخاب کنیم، اما تقریباً همیشه می‌توانیم نگرش و واکنش خود را انتخاب کنیم. و گاهی همین انتخاب، آغاز بزرگ‌ترین تغییرات فردی، سازمانی و اجتماعی است. @management_simple

💢مکان کنترل؛ درونی یا بیرونی! 🔴دو کارمند را تصور کنید که هر دو در ارزیابی عملکرد سالانه، امتیاز مطلوبی نگرفته‌اند. نفر اول می‌گوید: «مدیر با من مشکل دارد، سیستم عادلانه نیست و هیچ تلاشی نتیجه نمی‌دهد.» نفر دوم، با وجود پذیرش کاستی‌های سازمان، از خود می‌پرسد: «من چه مهارتی را باید تقویت کنم تا در ارزیابی بعدی بهتر ظاهر شوم؟» این تفاوت، فقط اختلاف در نوع نگاه نیست؛ بلکه بازتاب مفهومی است که روان‌شناس آمریکایی جولیان راتر (Julian Rotter) آن را «مکان کنترل» (Locus of Control) نامید. 🟢راتر در دهه ۱۹۶۰ نشان داد که انسان‌ها از نظر منشأ کنترل رویدادهای زندگی، گرایش‌های متفاوتی دارند. افرادی که مکان کنترل درونی دارند، معتقدند موفقیت‌ها و شکست‌هایشان تا حد زیادی نتیجه انتخاب‌ها، تلاش‌ها و رفتارهای خودشان است. در مقابل، کسانی که مکان کنترل بیرونی دارند، بیشتر شانس، تقدیر، شرایط محیطی یا رفتار دیگران را عامل اصلی نتایج می‌دانند. 🔵البته هیچ انسانی کاملاً درونی یا کاملاً بیرونی نیست. همه ما روی یک طیف قرار داریم و بسته به شرایط، ممکن است هر دو نوع نگرش را تجربه کنیم. اما گرایش غالب ما، تأثیر قابل‌توجهی بر کیفیت تصمیم‌گیری، انگیزه، تاب‌آوری و حتی رضایت از زندگی دارد. 🟤پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند افرادی که مکان کنترل درونی قوی‌تری دارند، معمولاً مسئولیت‌پذیرترند، برای خود هدف تعیین می‌کنند، در برابر شکست زود تسلیم نمی‌شوند و بیشتر به دنبال یادگیری و اصلاح رفتار هستند. آنها شکست را نه یک بن‌بست، بلکه بازخوردی برای بهتر شدن می‌بینند. در مقابل، غلبه مکان کنترل بیرونی می‌تواند به احساس درماندگی، کاهش انگیزه و انتظار منفعلانه برای تغییر شرایط منجر شود. 🟠در مدیریت نیز این تفاوت به‌خوبی دیده می‌شود. مدیری که همه مشکلات را به اقتصاد، قوانین، کمبود بودجه یا کارکنان نسبت می‌دهد، معمولاً فرصت اندکی برای تغییر ایجاد می‌کند. اما مدیری که می‌پرسد «در محدوده اختیارات من انجام چه اقداماتی ممکن است؟» حتی در شرایط دشوار نیز راه‌هایی برای پیشرفت پیدا می‌کند. 🟡با این‌حال، مکان کنترل درونی به معنای نادیده گرفتن واقعیت‌های بیرونی نیست. رکود اقتصادی، تغییرات فناوری، بحران‌های اجتماعی یا تصمیم‌های کلان، واقعیت‌هایی هستند که بر عملکرد افراد و سازمان‌ها اثر می‌گذارند. تفاوت در این است که افراد دارای مکان کنترل درونی، پس از پذیرش این واقعیت‌ها، تمرکز خود را بر بخش قابل‌کنترل ماجرا قرار می‌دهند. 🟣برای کارکنان، این نگرش پیام روشنی دارد. اگر به جای گلایه دائمی از مدیر، حقوق، قوانین یا همکاران، بخشی از انرژی خود را صرف یادگیری یک مهارت جدید، بهبود ارتباطات، افزایش کیفیت کار یا مدیریت زمان کنند، احتمال پیشرفت شغلی آنها به‌مراتب بیشتر خواهد بود. شاید همه عوامل در اختیار ما نباشد، اما تقریباً همیشه می‌توانیم کیفیت عملکرد خود را ارتقا دهیم. ⚫برای مدیران نیز مکان کنترل درونی یک مزیت راهبردی است. رهبرانی که مسئولیت نتایج را می‌پذیرند، فرهنگ یادگیری و پاسخگویی را در سازمان تقویت می‌کنند. در مقابل، اگر مدیر دائماً دیگران را مقصر بداند، این فرهنگ به‌تدریج در سراسر سازمان گسترش می‌یابد و کارکنان نیز به جای حل مسئله، به دنبال یافتن مقصر خواهند بود. ⚪این مفهوم برای شهروندان نیز کاربرد فراوانی دارد. بسیاری از مسائل اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی ممکن است خارج از اختیار ما باشند، اما شیوه رانندگی، رعایت قانون، احترام به حقوق دیگران، صرفه‌جویی در منابع، مطالعه، ارتقای مهارت‌های فردی، مشارکت در فعالیت‌های داوطلبانه و تربیت صحیح فرزندان، همگی در حوزه انتخاب‌های ما قرار دارند. جامعه زمانی پیشرفت می‌کند که افراد، سهم خود را در بهبود شرایط جدی بگیرند. 🔴اگر می‌خواهید گرایش خود را بسنجید، هر زمان که با مشکلی روبه‌رو شدید، از خود سه پرسش بپرسید: - چه بخشی از این وضعیت خارج از کنترل من است؟ - چه بخشی در اختیار من قرار دارد؟ - اولین اقدام کوچکی که همین امروز می‌توانم انجام دهم چیست؟ همین سه پرسش، ذهن را از گلایه به اقدام منتقل می‌کند. 🟢تفاوت افراد موفق با دیگران همیشه در استعداد، سرمایه یا شانس نیست. بسیاری از آنها فقط یک عادت ذهنی متفاوت دارند: به جای تمرکز بر آنچه نمی‌توانند تغییر دهند، بر آنچه در اختیارشان است تمرکز می‌کنند. این تغییر ساده، تصمیم‌های بهتر، انگیزه بیشتر و احساس اثربخشی بالاتری ایجاد می‌کند. شاید نتوانیم همه اتفاقات زندگی را انتخاب کنیم، اما تقریباً همیشه می‌توانیم نگرش و واکنش خود را انتخاب کنیم. و گاهی همین انتخاب، آغاز بزرگ‌ترین تغییرات فردی، سازمانی و اجتماعی است. @management_simple

Repost from N/a
اگر هنوز هوش مصنوعی را فقط برای تولید محتوا می‌شناسید، بخش بزرگی از فرصت‌های کسب‌وکارتان را از دست داده‌اید. در این دوره یاد
اگر هنوز هوش مصنوعی را فقط برای تولید محتوا می‌شناسید، بخش بزرگی از فرصت‌های کسب‌وکارتان را از دست داده‌اید. در این دوره یاد می‌گیرید چگونه با هوش مصنوعی: ✨ دستیار اختصاصی کسب‌وکار خودتان را بسازید. 📈 فروش و بازاریابی را هوشمند کنید. 🎯 مشتریان بیشتری جذب کنید. ⚙️ کارهای تکراری را خودکار کنید. 📊 تصمیم‌های مدیریتی را سریع‌تر و دقیق‌تر بگیرید. 🎁 جلسه اول کاملاً رایگان است. 📅 یک‌شنبه ۲۱ تیر 🕖 ساعت ۱۹ تا ۲۱ 🌐 برگزاری: آنلاین 📞 ثبت‌نام: از طریق لینک زیر https://survey.porsline.ir/s/MlLOfsd1 ظرفیت دوره محدود است. اگر می‌خواهید هوش مصنوعی را به یک کارمند هوشمند ۲۴ ساعته برای کسب‌وکارتان تبدیل کنید، همین امروز ثبت‌نام کنید. 🆔 https://t.me/Aifonon

قانون پنجره شکسته: چگونه بی‌توجهی به مسائل کوچک، بحران‌های بزرگ می‌آفریند؟ نشر: گاهنامه مدیر 🔴تصور کنید وارد محله‌ای می‌شوید که شیشه یکی از ساختمان‌ها شکسته است و هفته‌هاست کسی آن را تعمیر نکرده. دیوارها پر از خط‌خطی است، زباله‌ها گوشه خیابان رها شده‌اند و کسی هم ظاهراً اهمیتی نمی‌دهد. به نظر شما نفر بعدی که از آنجا عبور می‌کند، چقدر احتمال دارد زباله‌اش را روی زمین بیندازد یا به اموال عمومی آسیب بزند؟ https://t.me/gahname_modir 🟢این پرسش به ظاهر ساده، پایه یکی از مشهورترین نظریه‌های علوم اجتماعی است؛ نظریه‌ای که به «قانون پنجره شکسته» معروف شده است. 🔵داستان از دهه ۱۹۸۰ آغاز می‌شود. آن روزها متروی نیویورک یکی از ناامن‌ترین و آشفته‌ترین نقاط شهر بود. دیوار واگن‌ها سراسر دیوارنویسی شده بود، شیشه‌های شکسته مدت‌ها تعمیر نمی‌شد، فرار از پرداخت کرایه به رفتاری عادی تبدیل شده بود و بسیاری از مردم از سوار شدن به مترو احساس ترس می‌کردند. 🟤بیشتر کارشناسان معتقد بودند باید با جرائم بزرگ مقابله کرد؛ اما مدیران مترو تصمیم دیگری گرفتند. آنها از کوچک‌ترین بی‌نظمی‌ها شروع کردند. واگن‌های آلوده به دیوارنویسی را پاک کردند، شیشه‌های شکسته را سریع تعویض کردند و با فرار از پرداخت کرایه برخورد جدی‌تری انجام دادند. این اقدامات به‌تنهایی معجزه نکرد، اما یک پیام روشن داشت: «اینجا بی‌نظمی امری عادی نیست و یکی هست که حواسش به همه چیز هست!» 🟠سال‌های بعد، هم‌زمان با اصلاحات گسترده‌تر، میزان بسیاری از جرائم کاهش یافت. این تجربه توجه جهان را به یک واقعیت مهم جلب کرد: بحران‌های بزرگ، اغلب از بی‌توجهی به مشکلات کوچک آغاز می‌شوند. 🟡چند سال قبل تر از آن، دو جرم‌شناس آمریکایی، جیمز ویلسون و جورج کلینگ، نظریه‌ای را مطرح کرده بودند که بعدها به «پنجره شکسته» مشهور شد. آنها می‌گفتند اگر یک پنجره شکسته برای مدت طولانی تعمیر نشود، این پیام به دیگران منتقل می‌شود که «اینجا کسی مسئول نیست.» همین پیام، احتمال تخریب بیشتر، قانون‌شکنی و حتی جرائم جدی‌تر را افزایش می‌دهد. ♦️اما آیا این نظریه واقعاً درست بود؟ 🟣در سال ۲۰۰۸، سه پژوهشگر هلندی، کیس کایزر، سیگوارت لیندنبرگ و لیندا استگ تصمیم گرفتند این فرضیه را در دنیای واقعی آزمایش کنند. آنها خیابان‌ها، پارکینگ‌ها و محله‌های شهری را به آزمایشگاه خود تبدیل کردند و نتایج پژوهششان را در مجله معتبر Science منتشر کردند. 🟥یکی از آزمایش‌ها بسیار جالب بود. آنها روی فرمان دوچرخه‌های پارک‌شده یک برگه تبلیغاتی گذاشتند. وقتی دیوار کنار دوچرخه‌ها تمیز بود، حدود یک‌سوم افراد برگه را روی زمین انداختند؛ اما وقتی همان دیوار پر از دیوارنویسی بود، این عدد تقریباً به دو برابر رسید. تنها تفاوت، وجود خط خطی های روی دیوار بود که پیام بی نظمی را مخابره می کرد. 🟩در آزمایشی دیگر، پاکتی که بخشی از یک اسکناس از آن بیرون زده بود، در معرض دید رهگذران قرار گرفت. در محیطی مرتب، افراد کمتری وسوسه شدند آن را بردارند؛ اما در محیطی که زباله یا دیوارنویسی وجود داشت، احتمال برداشتن پاکت به شکل محسوسی افزایش یافت. 🟦نتیجه سایر آزمایش‌ها نیز همین پیام را تکرار می‌کرد. وجود چند چرخ‌دستی رهاشده در پارکینگ باعث می‌شد افراد بیشتری زباله روی زمین بیندازند. حتی شنیدن صدای ترقه در جایی که استفاده از آن ممنوع بود، احتمال بی‌توجهی مردم به قوانین دیگر را افزایش می‌داد. گویی قانون‌شکنی، رفتاری مسری است. 🟫پژوهشگران این پدیده را «سرایت بی‌نظمی» نامیدند. آنها نشان دادند رفتار ما فقط محصول شخصیت و تربیت نیست؛ محیط نیز دائماً به ما پیام می‌دهد که چه رفتاری در اینجا طبیعی و قابل قبول است و چه رفتاری نه. ⚫️این قانون فقط درباره خیابان‌ها و شهرها نیست؛ زندگی شخصی و سازمان‌ها نیز از همین منطق پیروی می‌کنند: پوشه‌ای از کارهای نیمه‌تمام روی میز، چند دقیقه تأخیر همیشگی، بی‌توجهی به گلایه کوچک یک کارمند، قولی که بارها به تعویق افتاده، ورزشی که هر هفته به بهانه‌ای کنار گذاشته می‌شود یا کتابی که همیشه قرار است «از فردا» خوانده شود، همگی پنجره‌های شکسته زندگی ما هستند. ⚪️هیچ‌کدام به‌تنهایی فاجعه نمی‌آفرینند؛ اما تکرارشان آرام‌آرام استانداردهای ما را پایین می‌آورد. آنچه روزی استثنا بود، کم‌کم به عادت تبدیل می‌شود و همان عادت‌ها آینده ما را می‌سازند. 🔴شاید به همین دلیل است که تغییرهای بزرگ، معمولاً با تصمیم‌های بزرگ آغاز نمی‌شوند. آنها از همان لحظه‌ای شروع می‌شوند که نخستین پنجره شکسته را تعمیر می‌کنیم؛ همان کار کوچک و ساده‌ای که بارها از کنار آن گذشته‌ایم. 🟢پس بد نیست امروز از خودمان بپرسیم: پنجره شکسته زندگی یا سازمان من چیست؟ شاید پاسخ، تنها پنج دقیقه نظم بیشتر، یک گفت‌وگوی به‌موقع، انجام یک قول قدیمی یا رسیدگی به یک مشکل کوچک باشد.

✅عقلانیت محدود چیست؟ در دنیای واقعی، مدیران معمولاً بهترین تصمیم ممکن را اتخاد نمی‌کنند؛ بلکه تصمیمی را اتخاذ می‌کنند که «به
✅عقلانیت محدود چیست؟ در دنیای واقعی، مدیران معمولاً بهترین تصمیم ممکن را اتخاد نمی‌کنند؛ بلکه تصمیمی را اتخاذ می‌کنند که «به اندازه کافی خوب» باشد. به این فرآیند اصطلاحاً، رضایت‌بخشی (Satisficing) گفته می‌شود. یعنی: به جای جستجوی بی‌پایان برای یافتن بهترین گزینه، مدیر گزینه‌ای قابل قبول و عملی را انتخاب می‌کند. آکادمی مدیریت استراتژیک 💡 @strategiaacademy