es
Feedback
تفحص خویش

تفحص خویش

Ir al canal en Telegram

📈 Análisis del canal de Telegram تفحص خویش

El canal تفحص خویش (@selfinquiry) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 21 149 suscriptores, ocupando la posición 3 767 en la categoría Religión y espiritualidad y el puesto 15 906 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 21 149 suscriptores.

Según los últimos datos del 16 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 89, y en las últimas 24 horas de 3, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 25.45%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 9.13% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 5 382 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 931 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 132.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como thoughts, چیز, فکر, کس, تفحص.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
ابتدای کانال: | https://t.me/selfinquiry/5

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 17 junio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Religión y espiritualidad.

21 149
Suscriptores
+324 horas
+267 días
+8930 días
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+137
en 8 canales
mayo '26
+81
en 3 canales
Get PRO
abril '26
+27
en 2 canales
Get PRO
marzo '26
+9
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+221
en 9 canales
Get PRO
enero '26
+69
en 8 canales
Get PRO
diciembre '25
+146
en 9 canales
Get PRO
noviembre '25
+138
en 5 canales
Get PRO
octubre '25
+127
en 6 canales
Get PRO
septiembre '25
+139
en 10 canales
Get PRO
agosto '25
+412
en 16 canales
Get PRO
julio '25
+217
en 12 canales
Get PRO
junio '25
+225
en 8 canales
Get PRO
mayo '25
+258
en 11 canales
Get PRO
abril '25
+299
en 8 canales
Get PRO
marzo '25
+683
en 16 canales
Get PRO
febrero '25
+173
en 7 canales
Get PRO
enero '25
+234
en 16 canales
Get PRO
diciembre '24
+388
en 18 canales
Get PRO
noviembre '24
+203
en 8 canales
Get PRO
octubre '24
+282
en 14 canales
Get PRO
septiembre '24
+184
en 10 canales
Get PRO
agosto '24
+226
en 11 canales
Get PRO
julio '24
+261
en 11 canales
Get PRO
junio '24
+243
en 13 canales
Get PRO
mayo '24
+204
en 8 canales
Get PRO
abril '24
+199
en 13 canales
Get PRO
marzo '24
+365
en 16 canales
Get PRO
febrero '24
+350
en 9 canales
Get PRO
enero '24
+450
en 21 canales
Get PRO
diciembre '23
+261
en 6 canales
Get PRO
noviembre '23
+397
en 13 canales
Get PRO
octubre '23
+280
en 11 canales
Get PRO
septiembre '23
+431
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+388
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+386
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+360
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+322
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+386
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+228
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+258
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+457
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+551
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+226
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+193
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+293
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+611
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+343
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+245
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+319
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+316
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+295
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+239
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+310
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+284
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+223
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+505
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+352
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+221
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+364
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+263
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+324
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+254
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+461
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+431
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+412
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+14 081
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
17 junio+1
16 junio+7
15 junio+12
14 junio+10
13 junio+8
12 junio+13
11 junio+6
10 junio+4
09 junio+12
08 junio+14
07 junio+2
06 junio+6
05 junio+3
04 junio+12
03 junio+3
02 junio+6
01 junio+18
Publicaciones del Canal
تصور کنید در یک خیابان، پارک یا حتی مسیر محل کار خود در حال قدم زدن هستید. این پیاده‌روی معمولی قرار است به یک سفر درونی تبدیل شود. تمرین را به سه مرحله خیلی ساده تقسیم می‌کنیم:   ۱: مشاهده جهان بیرون (حواس پنج‌گانه) و مشاهده حسهای بدن   همین‌طور که راه می‌روید، فقط تماشا کنید.   درخت‌ها، آدم‌ها، ماشین‌ها و مغازه‌ها را ببینید.   صدای پرنده‌ها یا هیاهوی خیابان را بشنوید. صدای پای خودتان را بشنوید.   از حسی که در کف پایتان دارید آگاه باشید. وزن بدنتان که در حال حرکت است. دستهایی که در دو طرف بدن تکان تکان میخورند را حس کنید.   نسیمی که به صورتتان می‌خورد یا گرمای آفتاب را حس کنید.   بی هیچ قضاوتی صرفا تمام اینها را مشاهده کنید.   ۲: مشاهده جهان درون (افکار و احساسات) حالا کمی توجه خود را به درون بیاورید. در حین راه رفتن، چه چیزهایی در ذهن شما می‌گذرد؟   شاید فکری درباره کارهای فردا بیاید.   یا فکری درباره همین تمرینی که انجام میدهید.   شاید یک خاطره را مرور میکنید.   شاید احساس خستگی، عجله، یا برعکس، آرامش و شادی داشته باشید.   نسبت به تمام این احساسات و افکار آگاه باشید.   همچون ابری که در آسمان می‌آید و می‌رود، بگذارید افکار و احساسات هم بیایند و بروند. با آن‌ها درگیر نشوید، دنبالشان نروید و سعی نکنید تغییرشان دهید. فقط بگویید: « این یک فکر است که دارد عبور می‌کند.»   ۳: (بازگشت به مشاهده کننده) این مهم‌ترین بخش تمرین است. حالا از خودتان یک سؤال ساده بپرسید:   «چه کسی از این صداها، منظره ها و این افکار و احساسات و حسهای بدنی آگاه است؟»     توجه خود را از چیزهایی که «مشاهده می‌شوند» (محیط، افکار، احساسات و حسهای بدن)، به سمت «آنی که از اینها آگاه است» برگردانید.   دقیقاً این ۴ مرحله را درون خود ردیابی کنید:   ۱-اول شما هستید: یک حضورِ ساکن، یک آگاهیِ پس‌زمینه که قبل از هر چیزی حاضر است.   ۲-سپس پدیدارها می‌آیند: ناگهان یک فکر روزمره (مثلاً نگرانی برای آینده، دغدغه‌های معیشت یا کارهای فردا) یا یک حس بدنی (مثل احساس خستگی مفرط، کلافگی یا سنگینی روی دل) در این فضا ظاهر می‌شود.   ۳-توسط شما شناسایی می‌شوند: آن فکر یا غصه، خودش از خودش باخبر نیست؛ این شما (آن آگاهیِ پس‌زمینه) هستید که دارید آن را شناسایی می‌کنید و می‌بینید.   ۴-پدیدارها می‌روند، اما شما می‌مانید: آن فکرِ نگران یا آن حسِ سنگینی، پس از چند لحظه عبور می‌کند و محو می‌شود. اما آیا شما هم با محو شدن آن فکر، محو می‌شوید؟ آن فکر رفت، اما شما به عنوان همان آگاهیِ پس‌زمینه همچنان پابرجا و ثابت هستید، آماده برای اینکه از فکر یا حسِ بعدی آگاه شوید.   متوجهِ این «آگاهی» یا «حضور» که قبل از آمدن افکار وجود داشته، در حین آمدن آن‌ها هست، و بعد از رفتنشان هم باقی می‌ماند، باشید. شما آن فکرِ نگران یا آن تصویرِ بیرونی نیستید؛ شما آن فضا و آگاهیِ زنده و ساکتی هستید که تمام این‌ها دارند درونش اتفاق می‌افتند.     این تمرین را می‌توان در هر موقعیت دیگری (مثل شستن ظرف‌ها، نوشیدن چای یا منتظر ماندن در ترافیک) نیز انجام داد.   در خصوص قسمت سوم یا (بازگشت به مشاهده کننده) با مراقبه بسیار مهم بعد همراه باشید.   #تفحص_خویش

2
Sin texto...
1 688
3
«من آن هستم» - سوامی #سارواپریاناندا سوامی سارواپریاناندا این سخنرانی را مهم‌ترین تعلیم خود می‌داند. همچنان تاکید بر موضوع مش
«من آن هستم» - سوامی #سارواپریاناندا سوامی سارواپریاناندا این سخنرانی را مهم‌ترین تعلیم خود می‌داند. همچنان تاکید بر موضوع مشاهده‌کننده و مشاهده‌شده است. تو همانی که پیش از پدیدار شدنِ هر فکر، احساس یا حس بدنی حضور داری؛ تمام اینها را تو شناسایی میکنی آنها پدیدار و ناپدید میشوند، اما تو به عنوان آگاهیِ پس‌زمینه همچنان حضور داری و هستی. خودت را به یاد بیاور.
2 993
4
مشاهده‌کننده و مشاهده‌شده - سوامی #سارواپریاناندا *فهمیدنِ ذهنیِ این مطالب گام نخست است و نه پایان کار. شاید با دیدن این ویدئ
مشاهده‌کننده و مشاهده‌شده - سوامی #سارواپریاناندا *فهمیدنِ ذهنیِ این مطالب گام نخست است و نه پایان کار. شاید با دیدن این ویدئو، ذهن شما «شاهد ساکت» را کاملاً تایید کند و بگوید: «بله، فهمیدم! من ذهن و افکارم نیستم و آنی هستم که از اینها آگاه است.» اما این فقط قدم اول است. موضوع اصلی این نیست که این حقیقت را به شکل یک تئوری قشنگ در سر داشته باشیم؛ موضوع این است که چقدر در دل طوفان‌های روزمره، به این پناهگاه درونی سر میزنیم. اگر این جرقه در وجود شما زده شده و موضوع را متوجه شده‌اید، کار تازه شروع شده است: مدام آن را مزه مزه کنید: در طول روز، وسط کار، ترافیک یا آشپزی، چند ثانیه مچ ذهن را بگیرید و متوجه این حضور ساکن باشید و با آن بمانید. توجه را درونش غرق کنید: به جای چسبیدن به ابرهای گوناگون ذهن، با اشتیاق فراوان غرق در این «آسمانِ آگاهی» شده و خودتان را همان شناسایی کنید.
4 682
5
دوستان عزیز همان‌طور که آگاه هستید مدتی است بر موضوع مشاهده‌گری که یکی از مهم‌ترین روش‌های خودشناسی است در این کانال تأکید می‌شود. پیشنهاد می‌شود با عشق، اشتیاق و همت فراوان مطالب را دنبال کنید تا در این تکنیک مهارت لازم را بدست آورید. در همین رابطه با ویدئوی آموزشی بسیار مهم بعد همراه باشید. مهم است تا هر آنچه می‌آموزید را درون تجربه خودتان با استمرار و اشتیاق بررسی کنید و با آن بمانید. عامل توجه خودتان را متمرکز کنید. مهارت پیدا کردن در این تمرین در هر شرایطی راهگشای شما خواهد بود.
4 148
6
«تو چه کسی می‌توانی باشی؟» ما به چیزهای بسیار زیادی باور داریم. گمان نمی‌کنم هیچ موجود دیگری روی این سیاره به‌اندازه‌ی انسان‌ها این‌همه سخنان بی‌اساس بگوید؛ واقعاً همین‌طور است. پیش از هر چیز، ما اصلاً نمی‌دانیم چه هستیم. تو فکر می‌کنی که صرفاً مقداری گوشت و خون و فکر هستی؛ اما متوجه نیستی که گوشت و خون و فکر و حرکت و همه‌ی این چیزها فقط نمودها و پدیده‌هایی هستند که در تو ظاهر می‌شوند. تو مشاهده‌کننده‌ی آن‌ها هستی؛ بنابراین، اگر بتوانی چیزی را ادراک یا مشاهده کنی، نمی‌توانی خودِ آن چیز باشی. دست‌کم نمی‌توانی فقط آن باشی. آنها پدیده‌هایی هستند که در تو ظاهر شده اند. پس آنی که شاهدِ آنهاست کیست؟ این همان پرسشی است که من مطرح می‌کنم. این پرسشی زنده‌تر و اساسی‌تر است؛ پرسشی مستقیم و بی‌واسطه. تو اینجایی. همه‌چیز را می‌بینی: همه‌ی زبان‌ها، همه‌ی ایده‌ها، تصورات، زمان، گذشته، حال، آینده، روابط، تخیل، فلسفه، دین، ایمان و بی‌ایمانی، همه‌ی این‌ها رو به روی تو قرار دارند. تو آن‌ها را می‌شناسی، زیرا تو مقدم بر آن‌ها هستی. پیش از آنکه پدیدار شوند، تو وجود داشتی. تو هم از دانش و هم از جهل آگاهی. پس تو چه کسی می‌توانی باشی؟ بر روی این تأمل ‌کن، روی آنی که همه‌چیز را مشاهده می‌کند. بارها گفته‌ام که حتی برخی افکار و برخی احساسات آن‌قدر ظریف و لطیف‌اند که نمی‌توان بر آن‌ها نامی گذاشت؛ هیچ مفهومی برای حمل و توصیفشان وجود ندارد. بااین‌حال، آن‌ها نیز در مقابل تو پدیدار می‌شوند و تو مقدم بر تمام آنهایی. این تویی که آن‌ها را ادراک می‌کنی. بنابراین تو چه کسی می‌توانی باشی؟ #موجی #Mooji Who can you be? We are believing so many things, I don't think any other creature on the planet speak as much stupidness as human beings, it is true. First of all we don't know what we are, you think you are flesh and blood and thought, and you don't realize that flesh and blood and thought and movement and All of these things, are just manifestations occurring in You, You are the perceiver of them and therefore if you can perceive or observe something, you cannot be that thing. Exclusively you cannot be this thing, it is a phenomenon appearing in You, who are you who witness it? This is the question I am asking, this is a more alive question, but this is a direct and immediate question... You are there, you're seeing everything, all the languages all the ideas, projection, time, past, present, future, relationship, imagination, philosophy, religion, belief, disbelief, all of these things are in front of You, you know them because you are prior to them, you existed before they came, you are the knower of knowledge and the knower also of ignorance. Who could you be? Reflect on this, that which sees everything. I've been saying, even some thoughts, some sensations are so subtle, they cannot be labelled, they have no concepts to carry them. Still they are in front of You. You perceive them. Who can you be?
4 673
7
Sin texto...
3 136
8
OBSERVER AND OBSERVED Vedanta says there are only two things in the universe, the Observer and everything else. The Observer has many names in Vedanta – Sakshi (Witness), Brahman, Atman, Self, the ‘Real I’ are a few. Everything else is the Observed and is also called Prakrti or Nature, with names and forms. It includes the universe and all its physical and non-physical (subtle) content. WHERE IS THE LINE WHERE THE OBSERVER ENDS AND THE OBSERVED STARTS ? If you ask this question, the most common answer would be that the human body is the observer and everything else which is outside the body is the observed. According to Vedanta this is INCORRECT and this wrong understanding is the major cause of SUFFERING in the world. So where is this fine line of separation between the Observer and Observed? The easiest way to understand this is to apply a simple rule – If you know something you cannot be that thing. If you see/know a book, you are not the book. If you apply this rule to everything, you will soon understand the difference between the Observer and Observed. The tree, car, animal or any external object is known to you so it cannot be you. Your hands, legs, nose etc are known to you so they cannot be you All your thoughts, emotions, feeling, memories or anything inside your mind are known to you so they cannot be you..THEY ARE YOURS THEY ARE NOT YOU. Your sense of individuality or ego, the feeling of individual ‘I’ is known to you. ‘I am rich’, ‘I am hungry’, ‘I am a father’, the ‘I’ in all these examples is known to you, and so you cannot be that. What is left after this analysis is the actual Observer of all the events and this Observer is the Real You. It is not easy to define this Observer because IT IS NOT A THING OR AN OBJECT , it is the SUBJECT. It is the aware- full Observer of whatever is happening in your mind. It must be understood that all the events which are being observed are happening in the mind. These events are not happening out there.. WHERE THERE IS NO MIND , THERE IS NO UNIVERSE. There is an Observer and also there are things to be observed in the mind . How does the observer actually observe and know which and what things/objects are there in the mind? There has to be a third element called observing, which lets the observer know the contents of the mind. This is the intelligence or consciousness in the mind which completes the experience we have in the mind of which we are aware. OBSERVER: The Observer is pure Awareness and is aware of what is happening in the mind. It does not do anything except witness OBSERVED: These are insentient objects or ideas within the mind. We are going to discuss this further later on. OBSERVING: The process of Observing makes the mind Conscious and fills the objects within the mind with sentiency so that the Observer can witness those objects. When Awareness or Consciousness is added to any object it can only then be observed. If this is missing, then the Observer will not be able to see this object. The basic quality of the Observer or Brahman is Sat Chit Ananda Sat = Unborn, Uncaused, Unchanging Self (I) Chit = Awareness Ananda = Bliss This means the Observer is eternal , never changes , never born ,it knows itself and emits a light of awareness. When the mind and its contents come in contact with this light of Awareness, the mind becomes Conscious. In fact the mind is completely filled with this Awareness/Consciousness. its essential nature is bliss..mind which is outwardly and not aware of this awareness itself suffers.. MIND IS NOT SELF AWARE , SELF IS SELF AWARE.
3 947
9
در ودانتا (Vedanta) آمده است که فقط دو چیز در جهان وجود دارد، مشاهده‌کننده و سایر چیزها. مشاهده‌کننده نام‌های زیادی در ودانتا دارد ساکشی یا شاهد (Sakshi) برهمن، آتمان، خویش، منِ حقیقی. این اسامی فقط تعداد کمی از آن‌ها هستند. سایر چیزهای دیگر مشاهده‌شده هستند و به آن‌ها هم پراکرتی (Prakrti) یا طبیعت نامیده می‌شود که دارای نام‌ها و شکل‌های مختلف است. این شامل جهان هستی و تمام محتوای فیزیکی و غیر فیزیکی (نامحسوس) آن است. حدی که در آنجا مشاهده‌کننده به پایان می‌رسد و مشاهده‌شده شروع می‌شود کجاست؟ جواب متداول به این سؤال این است که بدن انسان مشاهده‌کننده است و سایر چیزهایی که خارج از این بدن هستند مشاهده‌شده. بر طبق ودانتا این نادرست است و همین ادراک غلط، علت اصلی «رنج» در جهان است. پس این خط ظریف جدایی بین مشاهده‌کننده و مشاهده‌شده کجاست؟ ساده‌ترین راه ادراک این موضوع این است که یک قانون ساده را اعمال کنیم: «اگر چیزی را میدانی و می‌شناسی، نمی‌توانی آن چیز باشی.» اگر کتابی را می‌بینی/ می‌شناسی پس تو آن کتاب نیستی. اگر این قانون را بر هر چیزی اعمال کنی، خیلی زود به تفاوت بین مشاهده‌کننده و مشاهده‌شده پی خواهی برد. درخت، ماشین، حیوان یا هر عینیت خارجی برای شما شناخته‌شده هستند پس تو آن‌ها نیستی. دست‌ها و پاها و بینی و سایر اعضای بدن نیز برای شما شناخته‌شده هستند پس تو آن‌ها نیستی. تمام افکار، احساسات، خاطرات یا هر چیزی درون ذهن نیز برای شما شناخته‌شده هستند بنابراین آن‌ها نیز نیستی.    «آن‌ها مال تو هستند، اما تو آن‌ها نیستی.»   احساس فردیت یا «ایگو»، یعنی همین حس «من-شخص» نیز شناخته‌شده است. «من ثروتمندم»، «من گرسنه‌ام»، «من پدر هستم»؛ «من» در همه این مثال‌ها شناخته‌شده است، پس تو آن‌ها نیستی.   آنی که بعدازاین تحلیل‌ها باقی می‌ماند ناظر یا مشاهده‌کننده‌ی واقعیِ تمامِ رویدادها است و این مشاهده‌کننده، «تویِ حقیقی» هستی. تعریف ناظر یا مشاهده‌کننده ساده نیست زیرا «آن یک چیز یا یک عینیت نیست» آن سوژه یا مشاهده‌کننده است. آن ناظرِ کاملاً آگاهِ هرآن چیزی است که در ذهن اتفاق میفتد.   لازم است درک شود که تمام رویدادهایی که مشاهده می‌شوند در ذهن اتفاق می‌افتند، نه «آن بیرون». «جایی که ذهنی نباشد، جهانی هم نیست» یک مشاهده‌کننده وجود دارد و همچنین چیزهای مشاهده شدنی‌ای در ذهن وجود دارند. مشاهده‌کننده واقعاً چطور چیزها و عینیت‌های درون ذهن را مشاهده می‌کند؟ باید یک عنصر سومی به نام «مشاهده کردن» وجود داشته باشد که به مشاهده‌گر اجازه می‌دهد تا محتوای ذهن را بشناسد. این هوش یا آگاهیِ درون ذهن است که آن تجربه‌ای که در ذهن داریم و از آن آگاه هستیم را کامل می‌کند. مشاهده‌کننده: آن آگاهی نابی است که از هر آنچه در ذهن اتفاق میفتد آگاه است. آن کاری به‌جز شاهد بودن ندارد. مشاهده‌شده: این‌ها عینیت‌ها یا باورهای بی‌جان درون ذهن هستند عمل مشاهده کردن: فرایند مشاهده کردن، ذهن را آگاه می‌سازد و عینیت‌های درون ذهن را ادراک می‌کند بنابراین مشاهده‌کننده می‌تواند شاهد آن عینیت‌ها باشد. زمانی که هشیاری یا آگاهی به هر عینیتی اضافه بشود فقط پس‌ازآن است که می‌تواند مشاهده شود. اگر این اتفاق نیفتد آنگاه مشاهده‌کننده قادر به دیدن عینیت نخواهد شد. ویژگی اصلی مشاهده‌کننده یا برهمن  سات، چیت، آناندا است: •        سات: خویش زاده‌نشده، بی‌علت و تغییرناپذیر •        چیت: آگاهی •        آناندا: سعادت   و به این معنا است که مشاهده‌کننده جاودان است، هرگز تغییر نمی‌کند، هرگز زاده نشده، از خودش آگاه است و نور آگاهی را منتشر می‌کند. هنگامی‌که ذهن و محتویاتش در تماس با این نورِ آگاهی قرار می‌گیرند، ذهن، هشیار می‌شود. درواقع ذهن کاملاً با این هوشیاری/ آگاهی پرشده است. ماهیت اصلی‌اش سعادت است. ذهنی که رویش به بیرون است و ازخودِ این آگاهی، آگاه نیست رنج می‌کشد. «ذهن خودآگاه نیست، خویش خودآگاه است.»   *آنچه گفته میشود را باید درون تجربه خودتان مورد بررسی قرار داده و با آن بمانید.
3 406
10
Sin texto...
3 364
11
در فصلی از کتاب "من آن هستم"، از نیسارگاداتا پرسیده می‌شود: «من چطور می‌توانم خودم را بشناسم؟ من تلاش می‌کنم اما چیزی پیدا نمی‌کنم.» ایشان پاسخ می‌دهند: «تو نمی‌توانی خودت را از طریق یک "ایده" یا "احساس" بشناسی. هر چیزی که به زبان می‌آوری یا فکر می‌کنی، خودِ تو نیست. ذهن تو مدام می‌گوید: "من این هستم، من آن هستم". کار تو این است که این ملحقات را قطع کنی. روش تو باید "نِتی نِتی" (نه این، نه آن) باشد. به درون خودت نگاه کن و هر چه را که می‌توانی مشاهده کنی، کنار بگذار. بگو: "من این حس‌های بدن نیستم، چون آنها را حس می‌کنم. من این افکار نیستم، چون آن‌ها را می‌شنوم. من این احساسات نیستم، چون آن‌ها می‌آیند و می‌روند و از آنها آگاهم." وقتی تمام چیزهایی را که "تو نیستی" با قاطعیت رد کردی، آنچه باقی می‌ماند، همان "من هستم"ِ خالص است. تو نمی‌توانی آن باقی‌مانده را تماشا کنی، چون تو همان هستی.» نیسارگاداتا در این بخش به یک اشتباه استراتژیک ذهن می‌پردازد. او می‌گوید ذهن همیشه می‌خواهد به «من هستم» یک پسوند اضافه کند: من یک مرد هستم من غمگین هستم من یک معلم هستم من کسی هستم که نمی‌تواند متوجه حضور یا بودن بشود او می‌گوید این پسوندها (مرد، غمگین، معلم، ناتوان) همگی تجربیاتی عارضی و گذرا هستند. روش «نه این، نه آن» درواقع یک فرآیند «تفریق ذهنی» است. تو قرار نیست چیزی به خودت اضافه کنی یا حالتی عرفانی را به چنگ آوری؛ بلکه قرار است بارهای اضافه را زمین بگذاری و خالی شوی. در فرایند این تمرین هر بار که دچار سرخوردگی شدی و گفتی «من نمی‌فهمم»، نیسارگاداتا می‌گوید بگو: «من این ذهنِ سرخورده هم نیستم. من آن آگاهی‌ای هستم که از این سرخوردگی آگاه است.» وقتی بدن، افکار و هویت شخصی‌ات را با «نه این، نه آن» کنار زدی، ذهن می‌ترسد و می‌گوید: «اما اینجا که چیزی نیست! خالی است!» نیسارگاداتا دقیقاً همین‌جا می‌گوید: «با همین خالی بمان.» این فضای خالی همان بستر آگاهی است که تا پیش‌ازاین، شلوغیِ افکار اجازه نمی‌داد متوجهش شوی. به تعبیر نیسارگاداتا، «من هستم» همچون درگاهی است که تو را از دنیای اشیاء و افکار، به آگاهی خالص (آن) متصل می‌کند. برای رد شدن از این درگاه، باید تمام محتویات ذهنی‌ات را پشت در بگذاری. «همچو آهن ز آهنی بی رنگ شو در ریاضت آینهٔ بی زنگ شو خویش را صافی کن از اوصاف خود تا ببینی ذاتِ پاکِ صافِ خود» #تفحص_خویش
4 668
12
Sin texto...
3 793
13
زندگی بدون "من" - بر اساس تعالیم #نیسارگاداتا ماهاراج "در ارتباط با مطالب قبل در نظر بگیرید."
زندگی بدون "من" - بر اساس تعالیم #نیسارگاداتا ماهاراج "در ارتباط با مطالب قبل در نظر بگیرید."
4 987
14
پرسش: چرا من نمی‌توانم متوجه این "بودن" یا "من هستم" بشوم؟ همیشه تلاش میکنم برای فهمیدنش اما انگار قابل دسترسی نیست یا اصلاً متوجه‌اش نمیشم. پاسخ: یکی از مهم‌ترین دلایلش این است که شما می‌خواهید مثل فهمیدن یا ادراک کردن یا متوجه شدن سایر چیزهای دیگر، این بودن یا من هستم را نیز پیدا کنید یا مشاهده‌اش کنید یا تجربه‌اش کنید. این گره ذهنی، یکی از ظریف‌ترین و درعین‌حال رایج‌ترین چالش‌ها در مسیر خودشناسی است. تلاش برای «فهمیدن» یا «پیدا کردن»ِ حضور، مثل این است که چشم شما بخواهد خودش را ببیند. شما نمی‌توانید چیزی که "همین حالا همان هستید" را به‌عنوان یک شیء یا یک تجربه پیدا کنید. چون این خودش همانی است که از سایر چیزهای دیگر آگاه است. ذهن ما عادت کرده است تا همیشه با فرمول «سوبژه-ابژه» کار کند. یعنی «من» یا همان (سوبژه) چیزی را در «بیرون به‌صورت عینیت‌های مختلف، یا درون به‌صورت افکار و احساسات و حس‌های بدن » یا همان (ابژه) مشاهده کند. وقتی به دنبال «بودن» می‌گردید، ذهن تلاش می‌کند آن را نیز تبدیل به یک ابژه (یک احساس خاص، یک فکر متعالی ، یا یک ایده فلسفی) کند تا بتواند آن را تصاحب کند. اما «بودن» مقدم بر سایر چیزهای دیگر است. شما چطور می‌توانید به عقب برگردید و چیزی را که مقدم بر هر فکری حضور دارد، با فکر کردن پیدا کنید؟ «برای دیدنِ فضای خالی اتاق، نیازی نیست چیزی به اتاق اضافه کنید؛ فقط باید توجه خود را از وسایل داخل اتاق بردارید.» عامل توجه ما از بس معطوف به اتفاقات، رویدادها، ماجراها، افکار و احساسات و حسها شده و به آنها چسبیده است که "آنی که متوجه این امور است" را در این میان بطور کامل فراموش کرده است. "من" خودش را در چیزهایی که به آنها توجه می‌کند گم کرده است و از دل آنها هویتی جعلی و توهمی برای خودش متصور شده است و خودش را همان می‌پندارد. حالا سؤال اینجاست که پس باید چه کنیم تا متوجه‌اش باشیم؟ قبل از هر چیزی بر آنچه گفته شد عمیقاً تعمق کن و آن را درون تجربه‌ات بررسی کن. #تفحص_خویش
5 696
15
Sin texto...
4 343
16
«در آن حالت، فقط «بودن» وجود دارد نه تویی هست، نه منی، و نه اویی. نه اکنونی هست، نه گذشته‌ای، نه آینده‌ای آن فراتر از زمان و
«در آن حالت، فقط «بودن» وجود دارد نه تویی هست، نه منی، و نه اویی. نه اکنونی هست، نه گذشته‌ای، نه آینده‌ای آن فراتر از زمان و مکان است، فراتر از هر بیان و توصیفی است و همواره و تا ابد حضور دارد.» #رامانا ماهارشی
6 246
17
در پست قبلی در خصوص هدایت توجه از طوفانهای سطح اقیانوس و لنگر انداختن در عمقِ اقیانوس (آگاهیِ پس‌زمینه) صحبت شد، این فرایند ص
در پست قبلی در خصوص هدایت توجه از طوفانهای سطح اقیانوس و لنگر انداختن در عمقِ اقیانوس (آگاهیِ پس‌زمینه) صحبت شد، این فرایند صرفا یک موضوع جالب یا یک راهکارِ ذهنی، ساده و سریع نیست. این کار، نیازمندِ یک مواجهه‌ی جانانه و صبورانه با لایه‌های درونیِ خودمان است. این ویدئو را با عجله نبینید، چندبار ببینید و بعد از آن در طی روز بطور مدام در تجربه خودتان آن را مورد بررسی قرار دهید. آنچه بیان میشود صرفا یک باور ذهنی نیست بلکه اینجا توجه شما به چیزی جلب می‌شود که همین حالا در تجربه‌ی مستقیم‌تان حاضر است، با آن بمانید و خودتان را درست شناسایی کنید.
7 658
18
ادامه از قسمت قبل: شاید بپرسی: «اگر قرار است این رنج جمعی و اندوه سنگین را با تمام وجود حس کنم، چطور زیر آوار این‌همه درد دوام بیاورم؟ اصلاً چطور می‌توان در اوج طوفان، غرق نشد؟» اینجاست که به باریک‌ترین و حساس‌ترین مرزِ تعالیم نادوگانگی می‌رسیم. جایی که نباید به دام «ساده‌انگاری» یا فرار معنوی بیفتیم. تغییر زاویه دید از رنج به آگاهی، یک تکنیک ذهنیِ ساده یا یک کلید جادویی نیست که تا اضطراب آمد، آن را بزنیم و همه‌چیز آرام شود. سیستم عصبی وقتی درگیر ترس و سوگ است، تمامِ پهنای باندِ ذهن ما را اشغال می‌کند و ذهن، سفت و سخت به درد می‌چسبد. این یک واقعیتِ بیولوژیک و انسانی است. اما در پسِ این انقباضِ شدید، حقیقتی عمیق‌تر جاری است که تمثیل اقیانوس شاید روشنگر باشد: در سطح اقیانوس، طوفانی سهمگین برپاست؛ موج‌هایی که صخره‌ها را می‌شکنند، تلاطم، و بادهایی که دست‌بردار نیستند. این سطحِ متلاطم، همان شنیدن اخبار، لمس کردن اتفاقات ناگوار، شوک‌های جمعی، تپش قلب، و انقباضِ بی‌امانِ قفسه سینه ماست. نادوگانگیِ حقیقی، منکر این طوفانها نیست. اما نباید فراموش کرد که اقیانوس به این موج‌ها محدود نمی‌شود. اقیانوس «عمق» دارد. کیلومترها پایین‌تر از آن سطحِ خروشان، سکوتی عظیم، دست‌نخورده و ابدی برقرار است. آن عمق، در میان این هیاهو جایی نرفته؛ همین حالا و در همین لحظه که سطح طوفانی است، آن سکوت در لایه‌ای زیرین حضور دارد و در دسترس است. آن عمق، همان آگاهیِ پس‌زمینه است. بیدار شدن به این آگاهی، به معنیِ ناپدید شدنِ طوفان یا سرکوبِ درد نیست. بلکه ظرفیتِ شما را برای «تحملِ طوفان» بزرگ‌تر می‌کند. شما یاد می‌گیرید که در همان حال که بدنتان می‌لرزد و قلبتان از اندوه فشرده است، به لایه‌ی عمیق‌ترِ وجودتان—یعنی آن حضورِ پایداری که از این احساسات و عواطف باخبر است و آنها را شناسایی میکند—لنگر بیندازید. این کار، نیازمند تمرین، صبوری و تسلیم است؛ یک فرایند درونیِ مداوم، نه یک راهکار سطحی. وقتی اضطراب می‌آید، وقتی ترس بالا می‌گیرد، وقتی بدن منقبض می‌شود و ذهن شروع به سناریوسازی می‌کند، یک نکته‌ی ساده اما بنیادین نادیده گرفته می‌شود: تو صرفاً فقط آن اضطراب نیستی. تو فقط آن فکرِ نگران‌کننده نیستی. تو فقط آن احساس ترس در بدن نیستی. احساس، تجربه می‌شود — اما تجربه‌کننده، خودِ احساس نیست. وقتی در این عمق ریشه می‌دوانید، دیگر درد شما را متلاشی نمی‌کند. از همین لنگرگاهِ امن است که شفقتِ واقعی متولد می‌شود؛ شفقتی که توان دارد بماند، پناهِ دیگری شود، بدون اینکه خودش در تاریکی غرق شود. در همین زمینه با ویدئوی بعد همراه باشید.
6 434
19
Sin texto...
4 980
20
«هر آنچه فرد به دیگری می‌بخشد، درواقع به خود بخشیده است. اگر همگان این حقیقت را ادراک می‌کردند آنگاه چه کسی بود که از بخشش و
«هر آنچه فرد به دیگری می‌بخشد، درواقع به خود بخشیده است. اگر همگان این حقیقت را ادراک می‌کردند آنگاه چه کسی بود که از بخشش و یاری دیگران روی بگرداند؟» #رامانا ماهارشی
5 535