ar
Feedback
تفحص خویش

تفحص خویش

الذهاب إلى القناة على Telegram

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام تفحص خویش

تُعد قناة تفحص خویش (@selfinquiry) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 21 175 مشتركاً، محتلاً المرتبة 3 722 في فئة الدين والقيم الروحية والمرتبة 15 834 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 21 175 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 08 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 62، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 3، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 24.64‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 8.32‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 5 217 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 762 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 144.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل thoughts, چیز, فکر, کس, تفحص.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
ابتدای کانال: | https://t.me/selfinquiry/5

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 09 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الدين والقيم الروحية.

21 175
المشتركون
+324 ساعات
+167 أيام
+6230 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+47
في 1 قنوات
يونيو '26
+209
في 9 قنوات
Get PRO
مايو '26
+81
في 3 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+27
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '26
+9
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+221
في 10 قنوات
Get PRO
يناير '26
+69
في 8 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+146
في 9 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+138
في 5 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+127
في 6 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+139
في 10 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+412
في 16 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+217
في 12 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+225
في 8 قنوات
Get PRO
مايو '25
+258
في 11 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+299
في 8 قنوات
Get PRO
مارس '25
+683
في 16 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+173
في 7 قنوات
Get PRO
يناير '25
+234
في 16 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+388
في 18 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+203
في 8 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+282
في 14 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+184
في 10 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+226
في 11 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+261
في 11 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+243
في 13 قنوات
Get PRO
مايو '24
+204
في 8 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+199
في 13 قنوات
Get PRO
مارس '24
+365
في 16 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+350
في 9 قنوات
Get PRO
يناير '24
+450
في 21 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+261
في 6 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+397
في 13 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+280
في 11 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+431
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+388
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+386
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+360
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+322
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+386
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+228
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+258
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+457
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+551
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+226
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+193
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+293
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+611
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+343
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+245
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+319
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+316
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+295
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+239
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+310
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+284
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+223
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+505
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+352
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+221
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+364
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+263
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+324
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+254
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+461
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+431
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+412
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+14 081
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
09 يوليو+3
08 يوليو+4
07 يوليو+7
06 يوليو+9
05 يوليو+7
04 يوليو+5
03 يوليو+3
02 يوليو+6
01 يوليو+3
منشورات القناة
Let come what comes, let go what goes. See what remains. #Ramana Maharshi Bhagavan #Ramana Maharshi : That which comes and goes, rises and sets, is born and dies is the ego. That which always abides never changes and is devoid of qualities is the Self. Clouds come and go in the sky but the appearance and disappearance of the clouds don't affect the sky. Your real nature is like the sky, like space. Just remain like the sky and let thought-clouds come and go. If you cultivate this attitude of indifference towards the mind, gradually you will cease to identify yourself with it. #ANNAMALAI SWAMI Whatever comes, do not push away, whatever goes, do not grieve. Everything appears just like clouds floating by; they just come and go. Stay only as the unmoving Awareness. Awareness and Truth are one. Acclimatize yourself to Home. #Mooji

2
بگذار تا آنچه می‌آید، بیاید و آنچه می‌رود، برود. ببین که چه چیز باقی می‌ماند. باگوان #رامانا ماهارشی پرسش: فرق بین ایگو و خوی
بگذار تا آنچه می‌آید، بیاید و آنچه می‌رود، برود. ببین که چه چیز باقی می‌ماند. باگوان #رامانا ماهارشی پرسش: فرق بین ایگو و خویش چیست؟ باگوان: آنی که می‌آید و می‌رود، برمی‌خیزد و فرومی‌نشیند، زاده شده و می‌میرد ایگو است. آنی که همیشه ثابت است، هرگز تغییر نکرده و عاری از کیفیات است خویش است. #رامانا ماهارشی ابرها در آسمان می‌آیند و می‌روند اما این پدیدار شدن و ناپدید شدن ابرها، تأثیری بر آسمان نمی‌گذارد. ماهیت حقیقی تو همانند آسمان است، مانند فضاست. همچون آسمان باقی بمان و اجازه بده تا ابرهای افکار بیایند و بروند. اگر این نگرش بی‌تفاوت بودن نسبت به ذهن را پرورش بدهید، به‌تدریج دیگر خودتان را با ذهن هم هویت نخواهید کرد. #آنامالای سوامی هر آنچه می‌آید پسش نزن، هر آنچه می‌رود به خاطرش غصه نخور. همه‌چیز همچون ابرهایی که در آسمان شناورند فقط میایند و می‌روند. فقط به‌عنوان آن هشیاریِ ثابت باقی بمان. هشیاری و حقیقت یکی هستند. خودت را با خانه هم‌نوا کن. #موجی
1 010
3
"من هستم" - #سانی شارما *مطالب را بطور پیوسته در امتداد هم درنظر بگیرید.
"من هستم" - #سانی شارما *مطالب را بطور پیوسته در امتداد هم درنظر بگیرید.
1 972
4
Shut your eyes. Notice your awareness. Observe that awareness. Turn your attention away from the world, body, and thought and towards awareness, being aware of awareness. If you notice you are thinking, turn your attention away from thought and back towards awareness, becoming aware of awareness itself. Focus on the awareness that thoughts are arising in. Do not focus on the thoughts. Thoughts come, and thoughts go. The awareness that thoughts are arising in does not come and go. Be aware of the awareness that does not come and go. When there are thoughts, watch the awareness, not the thoughts. When there are no thoughts, watch the awareness. Thoughts or no thoughts, continue to observe the awareness itself, not the thoughts. Continue to relax in and be aware of your awareness. Remain there. Be there. - Michael Langford, edited 763. Only a one-pointed mind, turned inward, succeeds in Self-inquiry. Weak, faltering minds, like green banana trees, are not fit fuel to feed this fire. 1016. The inner light, self-luminous, shines all the time as I, as I. To go from place to place in search of That, is like looking at noon, torch in hand, for the bright Sun which hides the full moon from our sight. 1007. You who in eager search of Truth, roam over the world looking for saints, when you examine what they teach as definitive, it is only the empty sky of pure Awareness. 1008. Seekers hurrying round the world in search of teachers, find at last that their paternal gift is only the marvelous sky of 'mere' Awareness. - Bhagavan in Guru Vachaka Kovai
2 468
5
چشمانت را ببند. متوجه آگاهی‌ات باش. مشاهده‌اش کن. توجه‌ات را از دنیا، بدن و افکار بردار و متوجه آگاهی باش، از آگاهی آگاه باش. اگر متوجه شدی که در حال فکر کردن هستی، توجه را از افکار بردار و به سمت آگاهی هدایت کن. از خودِ آگاهی آگاه باش. بر آن آگاهی‌ای که افکار در آن پدیدار می‌شوند تمرکز کن. بر افکار تمرکز نکن. افکار می‌آیند و می‌روند؛ اما آگاهی‌ای که افکار در آن پدیدار می‌شوند نمی‌آید و نمی‌رود. از آن آگاهی‌ای که نمی‌آید و نمی‌رود آگاه باش. هنگامی‌که افکار حضور دارند، آگاهی را مشاهده کن، نه افکار را. هنگامی‌که هیچ فکری نیست، باز هم آگاهی را مشاهده کن. چه فکر باشد و چه نباشد، به مشاهده‌ی خودِ آگاهی ادامه بده، نه افکار. به آرام گرفتن در آگاهی‌ات و آگاه بودن از آن ادامه بده. همان‌جا بمان. همان‌جا باش. مایکل لانگفورد ۷۶۳. تنها ذهنی یک‌سویه و متمرکز که به درون روی آورده باشد، در تفحص خویش کامیاب می‌شود. ذهن‌های ضعیف و متزلزل، همچون درختان موزِ سبز مرطوب، هیزم مناسبی برای افروختن این آتش نیستند. ۱۰۱۶. نور درون، که خودْتابان (خود‌روشن) است، همواره به صورت «من، من» می‌درخشد. برای جستجوی «آن» از جایی به جای دیگر رفتن مانند این است که در روشناییِ نیمروز، با مشعلی در دست، در پی خورشیدِ درخشان بگردی؛ همان خورشیدی که با نور خود، ماهِ کامل را از دیدگان ما پنهان می‌کند. ۱۰۰۷. ای تو که با اشتیاق در جست‌وجوی حقیقت، در سراسر جهان به دنبال قدیسان می‌گردی، اگر آنچه را که آنان به‌عنوان تعلیمِ نهایی عرضه می‌کنند به‌دقت بررسی کنی، خواهی دید که چیزی جز آسمانِ بی‌کرانِ آگاهیِ محض نیست. ۱۰۰۸. جویندگانی که شتابان دنیا را در پیِ استادان می‌گردند، سرانجام درمی‌یابند که آن موهبتی که از آغاز با خود داشته‌اند، چیزی نبود جز آسمانِ شگفت‌انگیزِ آگاهیِ محض. — باگوان در گورو واچاکا کووای (Guru Vachaka Kovai مجموعه مکتوب تعالیم رامانا ماهارشی)
2 273
6
لا يوجد نص...
2 072
7
HOW TO PRACTISE TO REMAIN AS THE SELF? Everybody knows and feels that he exists. There cannot be any time when a person feels, "I do not exist". Hence the main inherent attribute of the Self is 'Awareness of existence' or 'Awareness and Existence (Chit and Sat)' - ie. 'I AM'. As there is no doubt in anyone's mind about one's being or existence, it should be possible for one to practise daily for some time to remain merged in the feeling of "amness" or "existence" to the exclusion of all thoughts, just like a new born baby. A baby which is just born has no vocabulary of any language and so cannot think of any object. One has to think in one language or other. So a child just born cannot have any thoughts. It can only feel. When once its basic need of hunger and thirst are satisfied, the only feeling the child will possibly have is the feeling or knowledge of being or amness. The knowledge that someone or something else 'is' or exists (say, my neighbour or a pot) is an indirect knowledge derived through my senses like my eye and established by the conditioning of my mind which has learnt about what is a pot and how it looks like, etc. On the contrary, the fact that 'I AM' is a direct knowledge which has come to me instinctively directly from the very EXISTENCE and not through my senses. Hence if a person manages initially to sit for a few hours daily directing his attention (through imagination) to the spiritual heart and get merged in the feeling of "amness" or "BEING" or "I AM" like the newborn child, he is sure to get Self-Realisation. One condition is that he should not think or repeat "I AM" like a Mantra. Secondly, he should not add any more qualifications to "I AM" - like, 'I am a man', 'I am 40 years old', 'I am an Engineer', etc. A new born child cannot add or think of such epithets. One of the recent philosophers of repute, late Sri Nisargadatta Maharaj of 'I AM THAT' fame has claimed that by adopting the process of 'I am' as directed by his Guru, he had attained Self realisation (enlightenment) in three years' time. This method of remaining in one's being or Self is nothing but another version of the other method of enquiry as to, "Who am I ?” advocated by Bhagavan Ramana. Ramana Maharshi has said that, "Even if he thinks constantly I-I, one will be led to that place", ie. the source of 'I' or mind. This method has also been advocated by Ashtavakra as an instant 'Moksha capsule' . "Bereft of the body-sense, if you can remain resting in your Self alone, you will, here and now, become blissful, peaceful and free from bondage." According to Ramana Maharshi, "There is nothing so simple as being the Self. It requires no effort, no aid. One has to leave off wrong identity and be in one's eternal, natural and inherent state." (TALKS with Sri Ramana Maharshi, Talk No.101). ~ From Golden Guidelines to Who Am I? book by Swami Shantananda Puri
2 453
8
چگونه تمرین کنیم تا به‌صورت «خودِ حقیقی» باقی بمانیم؟ همه می‌دانند و به‌طور مستقیم احساس می‌کنند که وجود دارند. هیچ لحظه‌ای نیست که کسی احساس کند: «من وجود ندارم.» ازاین‌رو، بنیادی‌ترین و ذاتی‌ترین ویژگیِ خودِ حقیقی (Self)، آگاهی از وجود یا آگاهی و وجود (چیت و سَت / Chit and Sat) است؛ یعنی همان «من هستم». از آنجا که هیچ‌کس درباره اصلِ بودن یا وجود داشتنِ خود تردیدی ندارد، برای فرد باید ممکن باشد تا روزانه برای مدتی تمرین کند تا مستغرق در احساسِ صرفِ «هستم» یا «وجود داشتن» باقی ماند و سایر فکرهای دیگر را کنار بگذارد؛ درست مثل یک نوزاد تازه متولدشده. نوزادی که به‌تازگی متولد شده است، هنوز واژگان هیچ زبانی را نمی‌داند؛ بنابراین نمی‌تواند درباره هیچ عینیتی فکر کند. انسان تنها از طریق یک زبان می‌تواند بیندیشد. پس کودکِ تازه‌متولدشده هیچ فکری ندارد؛ او فقط احساس می‌کند. هنگامی که نیازهای اولیه‌اش، مانند گرسنگی و تشنگی، برطرف شوند، تنها احساسی که احتمالاً برای او باقی می‌ماند، احساس یا آگاهی از بودن، وجود داشتن یا «هستم» است. این آگاهی که یک چیز دیگر یا یک فرد دیگر هم هست یا وجود دارد (مثلا همسایه من یا یک کوزه) دانشی غیرمستقیم است که از طریق حواس، مانند چشم، به دست می‌آید و سپس به‌وسیله ذهنِ شرطی‌شده تثبیت می‌شود؛ ذهنی که آموخته است کوزه چیست، چه شکلی دارد و مانند آن. اما در مقابل، این حقیقت که «من هستم»، دانشی مستقیم است که به‌طور غریزی و بی‌واسطه، از خودِ وجود (Existence) به ما می‌رسد، نه از طریق حواس. بنابراین، اگر فرد در ابتدا بتواند روزانه چند ساعت بنشیند و توجه خود را به قلب معنوی (مرکز وجود) معطوف کند و همچون نوزاد تازه‌متولدشده، در احساسِ «هست بودن» یا «وجود» یا «من هستم» مستغرق شود، یقیناً به ادراک ماهیت خویش دست خواهد یافت. البته دو شرط وجود دارد: اول اینکه نباید به عبارت «من هستم» مانند یک مانترا فکر کند یا آن را تکرار نماید. دو اینکه نباید هیچ صفت یا تعیّن دیگری به «من هستم» اضافه کند؛ مانند: «من یک مرد هستم»، «من ۴۰ ساله هستم»، «من یک مهندس هستم» و غیره. نوزاد تازه‌متولدشده نمی‌تواند چنین اوصافی را به خود نسبت دهد یا حتی درباره آنها فکر کند. یکی از فیلسوفان برجسته معاصر، شری نیسارگاداتا ماهاراج، که با کتاب I Am That شناخته می‌شود، اظهار کرده است که با پیروی از روش «من هستم» که استادش به او تعلیم داده بود، ظرف مدت سه سال به خودشناسی حقیقی (روشن‌شدگی) دست یافت. این روشِ ماندن در «بودن» یا «خویش»، در واقع چیزی جز صورت دیگری از همان روشِ تفحص خویش نیست که با پرسش «من کیستم؟» از سوی باگوان رامانا ماهارشی توصیه شده است. رامانا ماهارشی گفته است: «حتی اگر کسی پیوسته به "من، من" بیندیشد، سرانجام به آن جایگاه هدایت خواهد شد»؛ یعنی به سرچشمهٔ «من» یا ذهن. این روش همچنین توسط آشتاوکرا نیز به‌عنوان «کپسول فوری موکشا (رهایی)» توصیه شده است: «اگر بتوانی، آزاد از احساس جسم بودن، تنها در خویش بیاسایی، همین‌جا و هم اکنون، سرشار از سعادت، آرامش و رها از اسارت خواهی شد.» «هیچ چیز به‌سادگیِ «خویش» بودن نیست. نه تلاشی می‌خواهد، نه کمکی. کافی است تا هویت نادرست را رها کنی تا در حالت ابدی، طبیعی و ذاتی خود باقی بمانی.» (گفتگوها با سری رامانا ماهارشی، گفتگوی شماره ۱۰۱) — برگرفته از کتاب Golden Guidelines to Who Am I? نوشتهٔ Swami Shantananda Puri.
2 331
9
لا يوجد نص...
2 191
10
مقدم بر هر چیزی «تجربه کننده» یا «مشاهده‌کننده» وجود دارد چیزهایی در حال تجربه شدن هستند: مجموعه‌ای از: تصاویر، افکار، حواس، عواطف و احساسات، حس‌هایی از بدن.   چیزهایی که تجربه می‌شوند مدام تغییر می‌کنند. چیزی که آنها را تجربه می‌کند همیشه ثابت است. همیشه حی حاضر است و همیشه مقدم بر آنهاست.   "من سرم درد می‌کند" چیزی مقدم بر "سردرد" وجود داشت که آن را تجربه کرد. آن پیش از سردرد حضور داشت. سردرد که ظاهر شد از آن آگاه شد، سردرد که برطرف شد نیز از برطرف شدنش آگاه شد و همچنان حضور دارد تا از چیز دیگری آگاه باشد.   "من غمگینم" چیزی مقدم بر این فکر و احساس "من غمگینم" وجود داشت که آن را تجربه کرد. آن، پیش ‌از این فکر و احساس "من غمگینم" حضور داشت. فکر "من غمگینم" که ظاهر شد از آن آگاه شد، فکر "من غمگینم" که برطرف شد نیز از برطرف شدنش آگاه شد و همچنان حضور دارد تا از چیز دیگری آگاه باشد.   همین‌طور است: "من خوشبختم" - "من تنهام" -"من بدبختم" -"من خوشحالم" و ...   خود این تجربه‌کننده یا مشاهده‌گر را پیدا کنید.   این چه چیزی است که در حال تجربه کردن است؟ این چه چیزی است که می‌شناسد؟ این چه چیزی است که از همه‌چیز آگاه است؟ این چه چیزی است که از این بدن آگاه است؟ ...   اگر تمام چیزهایی که تجربه میشوند را حذف کنیم آنگاه چه چیز باقی میماند؟ .....   این اوست که تجربه می‌کند -اصلاً تویی وجود نداری-   پس این من- شخص یعنی علی، نیما، سارا، مریم کیست؟   هنگامی‌که تجربه کننده به مجموعه‌ای از چیزهایی که از آنها آگاه است و آنها را تجربه می‌کند  نزدیک و نزدیک‌تر شود آنگاه خودش را فراموش کرده و از میان آن چیزها، هویتی خیالی برای خودش متصور میشود و آنگاه توهم یک من مجزا پدید می‌آید.   هنگامی‌که تجربه کننده (آگاهی) دوباره متوجه خودش شود این من مجزایی که از اول هم وجود نداشت محوشده و صرفاً همان تجربه کننده (آگاهی) باقی می‌ماند.   این موضوع را درون تجربه خودتان بررسی کنید و با آن بمانید.   #تفحص_خویش
2 941
11
لا يوجد نص...
2 550
12
Where the first thought has left and the other is not arisen, that is Consciousness, that is Freedom, that is your own place, your own abode. You are always there, you see. Shift attention, change the gestalt. Don't look at the figure, look at the background! If I put a big blackboard the size of a wall here and mark it with a white point and ask you, "What do you see?" Ninety-nine percent of you will not see the blackboard! (Laughs) You will say, "I see a little white spot." Such a big blackboard and its not seen, and only a little white spot, which is almost invisible is seen! Why? Because this is the fixed pattern of the mind. To look at the figure , not the blackboard, to look at the cloud , not at the sky; to look at the thought and not Consciousness. That's all the teaching is. Always look to Consciousness. Always look to Consciousness and know this is what you are! This is your own place, your own abode, Stay Here. No one can touch you. Who can enter Here where you are? Even your mind cannot enter. #Papaji
3 577
13
در این تصویر چی میبینی؟ یک گل قشنگ دیگه چی میبینی؟ دیگه؟ مگه بازم چیزی هست؟ «جایی که فکر اول تمام می‌شود و فکر بعدی هنوز برنخ
در این تصویر چی میبینی؟ یک گل قشنگ دیگه چی میبینی؟ دیگه؟ مگه بازم چیزی هست؟ «جایی که فکر اول تمام می‌شود و فکر بعدی هنوز برنخاسته آن «آگاهی» است. آن رهایی است، آن جایگاه تو است منزلگاه توست. تو همیشه آنجایی، متوجهی؟ توجه و رویکردت را تغییر بده. به شکل نگاه نکن، به پس‌زمینه نگاه کن. اگر من یک ‌تخته‌سیاه بزرگ اندازه یک دیوار اینجا بگذارم و یک نقطه سفید روی آن بکشم و از شما بپرسم که چه می‌بینید؟ نود و نه درصد شما تخته‌سیاه را نمی‌بینید! و این‌طور میگویید که «من یک نقطه سفید می‌بینم.» یک چنین تخته‌سیاه بزرگی دیده نمی‌شود و فقط یک نقطه سفید که تقریباً هم نامریی است دیده می‌شود. چرا؟ چون این الگوی ثابت ذهن است. اینکه به نقش و فرم نگاه کند نه به تخته‌سیاه، اینکه به ابرها نگاه کند نه به آسمان، اینکه به افکار نگاه کند و نه به آگاهی. تمام تعالیم همین است. همیشه به آگاهی نگاه کن. متوجه‌اش باش و آگاه باش که این همان چیزی است که تو هستی. منزلگاه و جایگاه تو همین‌جاست، همین‌جا بمان. در اینجا کسی نمی‌تواند تو را متأثر کند. چه کسی می‌تواند وارد اینجایی که تو هستی بشود؟ حتی ذهنت هم نمی‌تواند واردش شود.» #پاپاجی
3 259
14
Perceptions based on sensations and shaped by memory imply a perceiver, whose nature you never cared to examine. Give it your full attention, examine it with loving care and you will discover heights and depths of being which you did not dream of, engrossed as you are in your puny image of yourself. #Nisargadatta Maharaj
3 251
15
ادراکاتی که مبتنی بر حواس هستند و به‌واسطه حافظه شکل می‌گیرند، دلالت بر وجود یک "ادراک‌کننده" (ناظر) دارند که شما هرگز سرشت و
ادراکاتی که مبتنی بر حواس هستند و به‌واسطه حافظه شکل می‌گیرند، دلالت بر وجود یک "ادراک‌کننده" (ناظر) دارند که شما هرگز سرشت و ماهیت آن را مورد بررسی قرار نداده‌اید. توجه کامل خود را به آن معطوف کنید و با دقتی عاشقانه آن را بررسی نمایید تا فراز و فرودهایی از هستی را کشف کنید که هرگز آن‌ را به خواب هم نمی‌دیدید. شما اکنون در تصویر نحیف و ناچیزی که از خود دارید، اسیر شده‌اید. از متن کتاب من آن هستم #نیسارگاداتا *این «من» که خودم را آن می‌پندارم چیزی جز مجموعه‌ای از افکار، احساسات، تصاویر و حواس نیست. مقدم بر تمام این موارد چیزی وجود دارد که از تمام این‌ها «آگاه» است. ما تماماً آن اصل و اساسی که مقدم بر این من-شخص است را فراموش کرده و خودمان را صرفاً همین مجموعه‌ای از چیزهایی که از آنها آگاه هستیم می‌پنداریم. یعنی در قیاس اقیانوس و موج، اقیانوس تماماً فراموش شده و ما خودمان را فقط موجی محدود و موقت می‌پنداریم. به جای توجه مدام به چیزهایی که از آنها آگاه هستی، متوجه آن آگاهی پس زمینه باش. تویِ حقیقی همانی.
3 551
16
گفتگو با #آنامالای سوامی دیدنِ صفحه پرسش: شما میگویید که همه‌چیز خویش است حتی مایا یا توهم. اگر چنین است پس چرا من نمی‌توانم خویش را به‌وضوح ببینم؟ چرا از من پنهان است؟ آنامالای سوامی: چون شما به سمت اشتباهی نگاه می‌کنید. شما این باور را دارید که خویش چیزی است دیدنی یا تجربه شدنی. چنین نیست. خویش همان هشیاری یا آگاهی‌ای است که دیدن و تجربه کردن در آن اتفاق میفتد. حتی اگر شما خویش را نمی‌بینید، خویش همچنان آنجاست. باگوان رامانا ماهارشی گاهی با طنز اظهار می‌داشتند که: «مردم فقط روزنامه را باز می‌کنند و نگاهی به آن می‌اندازند و بعد میگویند "من آن صفحات را نگاه کردم" اما در حقیقت آن‌ها آن صفحات را نگاه نکردند بلکه فقط کلمات و عکس‌های روی آن را دیدند. بدون آن صفحه، هیچ کلمه و عکسی وجود نداشت اما مردم هنگام خواندنِ کلمات همیشه صفحه را فراموش می‌کنند.» باگوان از این تشبیه برای این استفاده می‌کردند تا نشان دهند که مردم فقط اسم‌ها و فرم‌هایی که روی صفحه‌ی آگاهی پدیدار می‌شوند را می‌بینند و خودِ صفحه را نادیده می‌گیرند. با این نوع دیدِ جزئی به‌راحتی می‌توان به این نتیجه رسید که تمام فرم‌ها هم از همدیگر و هم از شخصی که آن‌ها را می‌بیند جدا هستند. اگر مردم به‌جای فرم‌هایی که در آگاهی پدیدار می‌شوند متوجه‌ی خودِ آگاهی می‌شدند آنگاه ادراک می‌کردند که تمام این فرم‌ها فقط ظواهری هستند که درون آن آگاهیِ واحدِ یکپارچه ظاهر می‌شوند. آن آگاهی همان خویشی است که تو در جستجویش هستی. تو می‌توانی آن آگاهی باشی اما هرگز نمی‌توانی آن را ببینی زیرا آن چیزی جدا از تو نیست. #ANNAMALAI SWAMI 'Seeing the Paper'... Q: You say that everything is the Self, even maya. If this is so, why can't I see the Self clearly? Why is it hidden from me? AS: Because you are looking in the wrong direction. You have the idea that the Self is something that you see or experience. This is not so. The Self is the awareness or the consciousness in which the seeing and the experiencing take place. Even if you don't see the Self, the Self is still there. Bhagavan sometimes remarked humorously: ‘People just open a newspaper and glance through it. Then they say, "I have seen the paper". But really they haven't seen the paper, they have only seen the letters and pictures that are on it. There can be no words or pictures without the paper, but people always forget the paper while they are reading the words.' Bhagavan would then use this analogy to show that while people see the names and forms that appear on the screen of consciousness, ignore the screen itself. With this kind of partial vision, it is easy to come to the conclusion that all forms are unconnected with each other and separate from the person who sees them. If people were to be aware of the consciousness instead of the forms that appear in it, they would realize that all forms are just appearances which manifest within the one indivisible consciousness. That consciousness is the Self that you are looking for. You can be that consciousness but you can never see it because it is not something that is separate from you. - Living by the Words of Bhagavan, p. 272
3 265
17
لا يوجد نص...
3 144
18
Whatever appears must appear IN something or ON something. It is not possible to have a movie without a screen. It’s not possible to have the words of a novel without a white page. It’s not possible to have a cloud without a sky. It’s not possible to have a thought without … … without what? [Silence] Moreover, if we are seeing the movie, we are by definition experiencing the screen. If we are reading a novel, we are by definition experiencing the page. If we are seeing the clouds, we are experiencing the sky. Therefore, if we are experiencing our thoughts (and each of us is experiencing our thoughts) we must, by definition, be experiencing whatever it is they appear In. What is that? [Silence] And just as the screen is not made out of the movie, the white paper is not made out the words of the novel, the sky is not made out of clouds, so whatever it is in which our thoughts appear is not itself made of thoughts. Just as a screen is free of the limited qualities of the movie, just as the white page is free of the limited qualities of the story in the novel, just as the sky is free of the limited qualities of the clouds that appear in it, so whatever it is in which our thoughts appear ... is itself free of the limitations of thought …, and is, as such, unlimited. Furthermore, the only substance present in the limited movie is the unlimited screen, the only substance present in the limited words is the unlimited paper, the only substance present in the limited clouds is the unlimited sky. As such, the screen is said to be the Reality of the movie, the paper the Reality of the words, the sky the Reality of the clouds; that which is Real in them. The movie, the words, the clouds, are a temporary appearance of their ever-present Reality. Likewise, the only substance present in limited thought is this unlimited something in which it appears. This unlimited something in which the limited thought appears is its Reality. In relation to thought, this unlimited something is called Consciousness. It is Present and Knowing. A limited thought is a temporary appearance of this unlimited Consciousness. In other words, thought is not made of thought; it is made of Consciousness. Ice is not made out of ice, it is made out of water. The ice is a temporary name and form of the ever-present water. The water is its Reality. When ice ceases to be ice, all that is lost is a temporary name and form, but the Realty of the ice, the water, is not lost. It remains present and available, ready to assume the next name and form. So, when a thought disappears, its Reality (Consciousness) doesn’t disappear. It simply loses a temporary name and form and remains available, ready to assume the name and form of the next appearance. #RupertSpira
4 459
19
*(همچنین در ادامه مطالب مربوط به مشاهده‌گری) هر چیزی که ظاهر می‌شود، باید درون چیزی یا بر روی چیزی ظاهر شود. امکان ندارد فیلمی بدون صفحه‌نمایش وجود داشته باشد. امکان ندارد کلماتِ یک رمان بدون صفحه‌ای سفید وجود داشته باشند. امکان ندارد ابری بدون آسمان وجود داشته باشد. امکان ندارد فکری بدونِ........... وجود داشته باشد. بدونِ چی؟ ...... علاوه بر این اگر ما مشغول دیدن یک فیلم باشیم درواقع داریم صفحه‌نمایش را تجربه می‌کنیم. اگر مشغول خواندن یک رمان باشیم درواقع داریم ورق سفید را تجربه می‌کنیم. اگر ابرها را می‌بینیم، آسمان را تجربه می‌کنیم؛ بنابراین اگر افکارمان را تجربه می‌کنیم (که همه آن‌ها را تجربه کرده‌ایم) باید آن چیزی که آن‌ها بر روی آن ظاهر می‌شوند را تجربه کنیم. آن چیست؟ ...... و درست همان‌طور که صفحه‌نمایش از فیلم ساخته نشده، کاغذ سفید از کلمات رمان ساخته نشده و آسمان از ابرها ساخته نشده است، پس هر آنچه افکار درون آن ظاهر می‌شوند نیز از فکر ساخته نشده است. درست همان‌طور که صفحه‌نمایش از ویژگی‌های محدودِ فیلم مبرّاست، همان‌طور که صفحه سفید از ویژگی‌های محدودِ داستانِ رمان آزاد است و همان‌طور که آسمان از ویژگی‌های محدودِ ابرهایی که در آن ظاهر می‌شوند پاک است، به همین ترتیب، آنچه افکار درون آن ظاهر می‌شوند نیز از محدودیت‌های فکر آزاد است و به خودی خود، نامحدود است. علاوه بر این، تنها جوهرِ موجود در فیلمِ محدود، همان صفحه‌نمایشِ نامحدود است؛ تنها جوهرِ موجود در کلماتِ محدود، همان کاغذ نامحدود است؛ تنها جوهرِ موجود در ابرهای محدود، همان آسمانِ نامحدود است. از این رو، گفته می‌شود صفحه‌نمایش، «حقیقتِ» فیلم است، کاغذ، «حقیقتِ» کلمات است و آسمان، «حقیقتِ» ابرها؛ یعنی آن چیزی که در آن‌ها واقعی است. فیلم، کلمات و ابرها، نمودی موقت از حقیقتِ همیشه حاضرشان هستند. به همین ترتیب، تنها جوهرِ موجود در فکرِ محدود، همین امرِ نامحدودی است که فکر در آن ظاهر می‌شود. این امرِ نامحدود که فکرِ محدود درون آن پدیدار می‌شود، «حقیقتِ» آن است. در رابطه با فکر، به این امرِ نامحدود «آگاهی» می‌گویند. آگاهی، حاضر و دانا (شناسا) است. یک فکرِ محدود، نمودی موقت از این آگاهیِ نامحدود است. به‌عبارت‌دیگر، فکر از فکر ساخته نشده، بلکه از آگاهی ساخته شده است. یخ از یخ ساخته نمی‌شود، بلکه از آب ساخته می‌شود. یخ، نام و فرمی موقت از آبِ همیشه حاضر است. آب، حقیقتِ یخ است. هنگامی که یخ از یخ بودن باز می‌ایستد، تمام آنچه از دست می‌رود تنها یک نام و فرم موقت است، اما حقیقتِ یخ ــ یعنی آب ــ از بین نمی‌رود. آب، حاضر و برقرار باقی می‌ماند تا نام و فرم بعدی را به خود بگیرد. بنابراین، وقتی فکری ناپدید می‌شود، حقیقتِ آن (یعنی آگاهی) ناپدید نمی‌شود. آگاهی صرفاً یک نام و فرم موقت را از دست می‌دهد و پابرجا می‌ماند و آماده است تا نام و فرمِ پدیده بعدی را به خود بگیرد. #روپرت_اسپایرا
4 254
20
لا يوجد نص...
3 543