الحَنیٖـــــن
Ir al canal en Telegram
اللّیلُ تاریخُ الحَنیٖـــــن؛ و أنت لَیلي ــــ اینجا میگم و میشنوم» @el_hanine_bot
Mostrar más4 217
Suscriptores
+124 horas
-37 días
+5430 días
Archivo de publicaciones
4 217
آدم دوستانش را از دست نمیدهد، بلکه دشمنان مخفیاش را پیدا میکند.
دوستان واقعی هر اتفاقی بیفتد، تا پایان دوست میمانند.
ویکتور هوگو
4 217
من هنوزم تنها پيادهروی میكنم. هنوزم با خودم حرف میزنم. هنوزم چاييم رو تلخ میخورم و بعدازظهرا، از پنجرۀ اتاقم به آدمايی كه شبيه تو نيستن خيره میشم.
به تو فكر میكنم. و اينكه چقدر به ديدن آدمی شبيهت، حتی از دور قانعم. حقيقت اينه كه زندگی كردن، از نبودنت سختتر نيست.
پویا جمشیدی
4 217
در جنگ
چیزهای زیادی قسمت میشود
مثلاً
کلاهخود،
قمقمه،
تفنگ؛
مثلاً
سهم من از جنگ
کشتهٔ پدرم بود
غلامرضا بروسان
4 217
زن،
دوست داشتن نصفه و نیمه
نمیفهمد
یک زن را
یا باید پرستید
یا به حال خود رها کرد
خاکستری فرسودهاش میکند
بیشتر از نبودنت،
بیشتر از سیاه مطلق
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
4 217
وقتی عاشق میشویم، تصادفهای طبیعی زندگی را، پشت حجابی از هدفمندی پنهان میکنیم. هرچند اگر منصفانه قضاوت کنیم، ملاقات با ناجیمان کاملا تصادفی و لاجرم غیرممکن است، اما باز اصرار میورزیم که این رخداد از ازل در طوماری ثبت شده بوده و اینک در زیر گنبد مینایی به آهستگی از هم باز میشود.
سرنوشتی میبافیم تا از اضطراب ناشی از این واقعیت که هر حکمتی در زندگیمان هر چند اندک، ساخته خود ماست، نجات پیدا کنیم، (و فراموش میکنیم) که طوماری (و طبعاً سرنوشت از پیش مقرر شدهای) وجود ندارد؛ اینکه چه کسی را در هواپیما ملاقات بکنیم یا نکنیم حکمتی جز آنچه خودمان به آن اطلاق میکنیم ندارد. به عبارت دیگر میخواهیم از اضطراب ناشی از اینکه کسی زندگینامۀ ما را ننوشته و عشقهای ما را بیمه نکرده است پرهیز کنیم.
جستارهایی در باب عشق/آلن دوباتن
4 217
مرگ تو، در یک روز معمولی، وسط برنامههای ناتمام فرا میرسد، و جهان بدون تو ادامه خواهد داد.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
4 217
للضایع للخایف صارت کربلاء الوطن
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
برای گم گشتهها، برای وحشتزدهها، کربلا وطن است.
4 217
یک شبهایی هست، زیادی تاریک، زیادی تلخ، زیادی ساکت
غم عالم صاف میآید مینشیند ته دلت، تکان هم نمیخورد
امان از این شبها که درست عین روزهای اول عاشقی، بیهوا، هوایش به سرت میزند، دلتنگ میشوی!
خودت هم میدانی دلتنگیت حماقت محض است و خریدار ندارد... اما خب!
خب دل است دیگر، نمیفهمد که تو رفتهای؛ نمیفهمد نخواستنت را..!
بعضی شبها
خاطرات از سقف اتاق میچکند انگار!
تمام حرفهای نگفتهای که قورتشان دادی میشوند بغض و حسابی راه نفس کشیدن را برایت تنگ میکنند..!
بعضی شبها
تنهاییات را درک میکنی، آنوقت است که دلت به حال خودت میسوزد!
بعضی شبها
زیادی نیستی؛ زیادتر از توان من برای تظاهرم به فراموشی..!
مولود انصاری
4 217
سلام لأرض خلقت للسّلام
و ما رأت یوماً سلاما
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
سلام بر زمینی که برای صلح آفریده شد
و هیچ روزی روی صلح ندید
4 217
بعد از ﻣﻮت دﯾﮕﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻧﻮر اﺳﺖ. گریه برای اﻣـﺎم حسین آنﻗﺪر ﺷﺮﯾﻒ و موثر اﺳﺖ ﮐﻪ اﮔﺮ ﻗﺒﻞ از ﻣﻮت ﯾﮏ ﺑﺎر روﺿﻪ و ﮔﺮﯾﻪ آﻣﺪ، برای همۀ عمر اﻧﺴﺎن ﮐﺎﻓﯽ اﺳﺖ.
میرزا اسماعیل دولابی
4 217
السّلام علیك یا من
دمُه غُسله
وشَیبته قُطنه
والتّراب کافـوره
ونَسج الرّیاح أکفانُه
والقَناةُ الخِطّــيُّ نعشه
وفي قلوبِ من والاه قبرُه
4 217
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
السَّلَامُ عَلَى الْعَبَّاسِ [أَبِی الْفَضْلِ] بْنِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ، الْمَوَاسِی أَخَاهُ بِنَفسِهِ، الآخِذِ لِغَدِهِ مِن أمسِهِ، الفادى لَهُ الواقى، السّاعى إلَیهِ بِمائِهِ، المَقطوعَةِ یَداهُ
سلام بر عباس فرزند امیرمؤمنان، که جان خویش را در راه برادرش داد، از دیروزش برای فردایش توشه برگرفت، در راه برادر جانبازی کرد و خود را فدایش کرد، از او حفاظت و خود را سپر بلایش کرد، برای او آب آورد، دستهایش قطع شد.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
