es
Feedback
💮 پروانه‌ها هرگز نمی‌میرند 💮

💮 پروانه‌ها هرگز نمی‌میرند 💮

Ir al canal en Telegram

داستان درحال آپ: #پروانه‌ها_هرگز_نمی‌میرند ⚘ نویسنده: سارا تحت حمایت انجمن قلم نویسان دسترسی به تمام چنل‌های باران و داستان #بسترشیطان ◀️ @Romansbaran چنل ناشناس سارا هر نظر یا انتقادی دارین بنویسین⬇️ https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-1EdbgAcol6

Mostrar más
3 599
Suscriptores
Sin datos24 horas
-287 días
-9930 días

Carga de datos en curso...

Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
febrero '25
febrero '25
+47
en 0 canales
enero '25
+71
en 1 canales
Get PRO
diciembre '24
+62
en 0 canales
Get PRO
noviembre '24
+41
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+56
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+301
en 133 canales
Get PRO
agosto '24
+650
en 142 canales
Get PRO
julio '24
+118
en 3 canales
Get PRO
junio '24
+77
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+89
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+70
en 1 canales
Get PRO
marzo '24
+228
en 2 canales
Get PRO
febrero '24
+65
en 2 canales
Get PRO
enero '24
+185
en 3 canales
Get PRO
diciembre '23
+88
en 0 canales
Get PRO
noviembre '23
+85
en 1 canales
Get PRO
octubre '23
+93
en 1 canales
Get PRO
septiembre '23
+96
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+136
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+167
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+191
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+183
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+160
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+167
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+137
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+160
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+145
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+154
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+162
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+214
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+251
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+239
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+213
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+184
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+183
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+237
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+163
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+165
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+213
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+265
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+248
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+212
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+303
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+282
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+280
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+363
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+371
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+371
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+319
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+305
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+7 252
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
24 febrero0
23 febrero+4
22 febrero0
21 febrero+2
20 febrero+1
19 febrero+1
18 febrero+3
17 febrero+5
16 febrero+2
15 febrero+2
14 febrero+1
13 febrero+2
12 febrero+2
11 febrero+2
10 febrero+1
09 febrero+2
08 febrero+5
07 febrero+3
06 febrero+1
05 febrero0
04 febrero+3
03 febrero+2
02 febrero+2
01 febrero+1
Publicaciones del Canal
یه کار قشنگ و جذاب از #باران نویسنده‌ی #اژی‌مرچ و #حصار داریم. اصلا از دستش ندید و تو چنل بالا جوین شید🔥

2
_ خب رسیدیم به اصل کاری، مگه من بهت نگفته بودم حق نداری هیچ #پدرسگی رو بغل کنی؟❌ مگه من تاکیید نکرده بودم با هیچ خری گرم نمیگیری؟ با من #لج میکنی اره؟🪓 به عمد میخوای #سرپیچی کنی تا بگی خوب بلد نیستم #جنده مو تربیت و کنترل کنم؟ فرید سرش را به علامت نفی به شدت تکان داد، اشک و اب وان باهم از سرو رویش به اطراف پاشیده میشد. فلسفه ی حسام برای این حجم از سختگیری را نمیفهمید، به اندازه ی کافی او را محدود کرده بود. مگر یک بغل یا یک لبخند یا حتی چند کلمه ی محبت امیز به بچه های دوستان یا اشنایان چه ضرری به او میرساند که تا این حد به او در این مورد خاص سخت میگرفت؟! _ میدونی چیه؟ ناامید شدم.🍆 حس‌میکنم به اندازه ی کافی باهات کار نکردم، حس میکنم اونجور که باید #شیرفهمت نکردم. فرید فقط به او زل زده بود، چرا از ادامه دار شدن این شب تا این حد میترسید؟ نشانه ها را خوب یاد گرفته بود، حسام وقتی با این لحن حرف میزد یعنی بدترین چیزها در انتظارش است. او را رها کرد و به سمت سکوی مرمرین رفت، وسیله ای که نمیشناخت را در دست گرفت و به سمت وان برگشت. _ میدونی این چیه عزیزم؟ یه #اسباب‌بازی⛓🩸 جدید واست گرفتم، نظرت چیه یکم لول بازی رو بالاتر ببریم؟ حس میکنم هیجان اومده پایین، یکم بازی رو #سرگرم کننده تر کنیم⁉️ فرید ارام لب هایی که از شدت سرما میلرزید را تکان داد: _ #ارباب تورو خدا اذیتم نکن، به خدا حالم خوب نیست.💢🚨 #بسترشیطان #ارباب_برده‌ای💦 #خشن🩸 #ماورایی😱 برای خوندن ادامه‌ی داستان تو چنل زیر جوین شید. https://t.me/+XVsZZ6dyfLo3ODA0
2 359
3
فایل‌ نسار و فصل دومش به نام #بسترشیطان از اینجا پاک شدن و به چنل زیر انتقال پیدا کردن. لطفا تو چنل زیر جوین شید🤧 https://t.me/+qUi6NHpHOVM5OWY0
2 068
4
فایل فصل‌اول و پارتهای فصل‌دو #استکثار داخل این چنله. ادامه‌ی داستان رو تو چنل زیر می‌تونید بخونید.😘 https://t.me/+qUi6NHpHOVM5OWY0
2 051
5
خوب رمان «پروانه ها هرگز نمی میرند» هم به پایان رسید✋🏽 ممنون که تا آخر داستان همراهم بودین♥️🙏🏽 رمان هم بزودی پی دی اف میشه تا خوندنش راحتتر باشه📘 دوستان گلم ناشناس زیر برای نظرها و انتقادات سازنده اتونه. لطفا برام بنویسین چه حسی از رمان گرفتین یا چه نظری داشتین. خیلی ها آخر داستان رو با دقت نخوندن پس حتما یبار دیگه آخرِ آخرشو خوب بخونین😉💡🗝️ دوستتون دارم و بازم ممنون که تو این مدت کنار ما بودین😘♥️🙏🏽 👇🏽👇🏽 https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-1EdbgAcol6
2 671
6
#چـالـش 🔥 -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -هر کدوم از نویسنده‌های خوشگلمون چه وایبی بهتون میدن؟ و چرا؟! 🖤بانو 💜روشا 🤍محمد 💝نگاره 🩵زهرا اصفهان ❣️سارا 💛باران 🩶ملی 💚دایان 💟هدی 🤎سها 🩷آنیر 💜کارا 🧡تینا 💛فانوس 💙مهر ❤️مهسا 🖤حسام‌الدین ❤️‍🔥پاندالوسی 💚نیان 💞میم 🤎آیرا 💝بلو ❤️‍🔥غزل.ام.آ 🩵آرتا 💙بنسان 💘همراز 💛ستایش 🩶ملینا 🩵یلدا ❤️‍🩹دیستوریا 💟الیور 💗هارو ❤️‍🔥ققنوس 🧡نوول 💓نازنین ❣️ستاره ❤️مانیا 💛الهام 🧡هایون 💚تانیا گلی 🩷آسا 🩵رینبو 🤍الی مهربونه "بچه‌ها لطفا داخل لیست حداقل اسم سه تا از عزیزان پر کنید بعد برای ما ارسال کنید" ► ▹ شرکت در چالش👇🏽📬 https://t.me/harfmybot?start=5438242695 --------------------------------------- ᬉ ⃤@romnbdsm ☼☽
193
7
آمپرگ( بارداری مردان )🫃 تریسام داستان درمورد پسری به نامِ آبانِ که به جرم مواد مخدر محکوم به اعدام میشه و توی زندان با ددی هاش آشنا میشه... https://t.me/+KGtYSLzsf_lhYzA0 https://t.me/+KGtYSLzsf_lhYzA0
297
8
آمپرگ(بارداری مردان)🔞ددی لیتل بوی🔞تریسام _ددی؟😃 _جان؟☺ انگشت اشارمو روی لبم گذاشتم و به حالت متفکری لپامو باد کردم _یعنی د
آمپرگ(بارداری مردان)🔞ددی لیتل بوی🔞تریسام _ددی؟😃 _جان؟☺ انگشت اشارمو روی لبم گذاشتم و به حالت متفکری لپامو باد کردم _یعنی دوتا ددی؟🥹 همزمان با گفتن این حرف عدد دو رو با انگشتام نشون دادم که ددی آرسام نوک انگشتمو بوسید _اره عزیزم دوتا ددی _اخه نمیشه که ... _چرا؟ _اینجوری اگه بگم ددی... دو نفرتون بر میگردید نگاهم میکنید😁😃 https://t.me/+KGtYSLzsf_lhYzA0 https://t.me/+KGtYSLzsf_lhYzA0
107
9
دانا وارث گروه مافیایی مواد مخدر وارتلو❌ تمام دل و دینش رو به آنوش رییس بخش جنایی مواد مخدر میبازه‼️آنوشی که قصد دستگیری و از بین بردن خانواده‌اش رو‌ از یه کینه‌ی قدیمی داره🚫‼️تصمیم می‌گیره از این علاقه به نفع خودش استفاده کنه🔞 https://t.me/+CRbZXOltt-xhZjA0 https://t.me/+CRbZXOltt-xhZjA0
136
10
#صحنه‌دار ترین رمان #گی تلگرام زیر ۲۱سال جوین نده❌ پسر زیرش رو روبه شکم خوابوند‌ و بین پاهاش جا گرفت.♨️ نگاهش رو‌به اون سوراخ
#صحنه‌دار ترین رمان #گی تلگرام زیر ۲۱سال جوین نده❌ پسر زیرش رو روبه شکم خوابوند‌ و بین پاهاش جا گرفت.♨️ نگاهش رو‌به اون سوراخ تنگ و صورتی دوخت و گفت: سوراخت برای داشتن دیکم داره دل دل می‌زنه پسر‌کم♨️🚫 دانا آهی کشید و‌گفت: پس بذار حست کنه... داخلم می‌خوامت🔞 آنوش نیشخندی زد و گفت: نشنیدم خواهش کنی مافیا کوچولو❗️ دانا پر شهوت نالید: لطفا ددی‼️ دیکش رو تنظیم کرد و با یه حرکت بیشتر از نصفش رو‌ واردش کرد🔞 آهی از تنگ بودن پسر زیرش کشید و ناله‌ی بلند و مردونه‌ای کرد♨️ https://t.me/+CRbZXOltt-xhZjA0 https://t.me/+CRbZXOltt-xhZjA0 ظرفیت فقط پنجاه نفر❌
204
11
با #شهوت و درد خودمو به بالش میمالم و دستمو روی آلتم میکشم از درد هق بلندی میزنم که با صدای باز شدن در قبل از اینکه با خودم بیام #انگشتای داغی رو دور آلتم حس میکنم با مکیده شدن نوک سینه های حساسم جیغ بلندی میزنم که #دستاش از دور آلتم باز میشه و دورانی روی سوراخ نیازمندم میکشه با فکر به اینکه امیر ارسلانه، از ورود انگشتش داخل سوراخ نبض دارم لذت میبرم اما با دیدن صورتش...❌🔞💦 https://t.me/+9f9qA_rARyAwYThk https://t.me/+9f9qA_rARyAwYThk پسره امگا رفته تو هیت و نمیدونه کسی که داره باهاش میخوابه جفتش نیست و...
161
12
لباس خواب سرخ رنگ کوتاهی به تنم کردم که از زیرش به راحتی نوک سینه های برجستم و ک.یر کوچولوم معلوم بود در اتاق باز شد که باهیج
لباس خواب سرخ رنگ کوتاهی به تنم کردم که از زیرش به راحتی نوک سینه های برجستم و ک.یر کوچولوم معلوم بود در اتاق باز شد که باهیجان سمت در برگشتم اما با دیدن مرد غریبه جیغ بلندی کشیدم. - هیشش، امگا کوچولو امشب قراره مال من بشی..... تقلا کردم که از بغلش بیرون بیام ولی با ورود انگشت کلفتش به سوراخ داغم آه بلندی کشیدم که نوک سینه هامو مکید - پسر کوچولوی حشری سوراخت برام خیس کرده ولی برای ک.یر کلفتم زیادی تنگه - آهه آخ....ولم کن الان ....الان همسرم میاد بی اعصاب ک.یر کلفتشو یه ضرب تو سوراخم هل داد که جیغی از درد کشیدم - تو جفت منی!!!! همین امشب مارکت میکنم و تخممو تو شکم کوچولوت میکارم🔞💦 https://t.me/+9f9qA_rARyAwYThk https://t.me/+9f9qA_rARyAwYThk امگای هورنی که خودشو واسه معشوقش آماده میکنه بیخبر از اینکه معشوقش اونو به آلفای کشور دشمن پیشکش کرده.......😱😱❌
141
13
دیان یه مامور مخفی که تو یکی از ماموریتاش انقدر کلافه میشه تا اینکه به یه پسره پول خوبی میده تا مدت طولانی باهاش بخوابه اما خ
دیان یه مامور مخفی که تو یکی از ماموریتاش انقدر کلافه میشه تا اینکه به یه پسره پول خوبی میده تا مدت طولانی باهاش بخوابه اما خبر نداره اون آقا کوچولو...🔥‼️ آریا رو میگیرم و زیر خودم میکشمش.کامل روی دراز میکشم که کیـ.ـرم لای چاک باسنش کشیده میشه و تنش داغ میکنه _امشب کلافه م میخوام خودمو با سوراخ نرمت آروم کنم پس آروم باش و خودتو بسپر بهم ریز ریز پشت گردنشو میبوسم تا میرسه به لپای سفید باسنش! گازشون میگیرم تا جای که میرسم به گردوهای صورتی و سفتش و اونا رو تو مشتم میگیرم لیس میزنم. میخوام هرچه سریعتر آلتمو توی سوراخ داغش فرو کنم و صدای ناله هاشو بشنوم. تفی روی سوراخش میزنم و کلاهک آلتمو واردش میکنم که بالشت رو بین دندوناش فشار میده و کمرش قوس میگیره. _صدای ناله هاتو آزاد کن آریا بزار حس کنم بعد این همه مدت روحت هم مال من شده...اههه لعنتی سوراخت آلتمو میبلعه...💦🔞 https://t.me/+gnsMFqgfE2ZiNDg0 https://t.me/+gnsMFqgfE2ZiNDg0
213
14
مایا پسر کوچولویی که گذشته‌ی نابسامانی داشته و طرز حرف زدنش هم مثل بچه‌هاست. و حالا با نگهبانِ عمارت که مردی سیاه پوسته مواجه
مایا پسر کوچولویی که گذشته‌ی نابسامانی داشته و طرز حرف زدنش هم مثل بچه‌هاست. و حالا با نگهبانِ عمارت که مردی سیاه پوسته مواجه شده و یهو ددیش سر میرسه و مچشو میگیره .. 😨😱👇 دستی به دور لب‌های کوچک پسرک انداخت و گفت: اسمت چیه بیبی بوی؟ پسرک جوابی به سئوالش نداد و خودش را به آرامی روی زمین عقب کشید تا دیگر لمس انگشتان کلفت مرد را روی لبش احساس نکند. مایا: بولو .. اسینچا بولو (برو، ازینجا برو) گفت و مرد هنوز بابت طرز صحبتش خندیده بود. او همچنان در افکارش درمورد پوست سفید و جثه‌ی کوچکش فکر میکرد و غرق فانتزی‌های کثیفش با پسر کوچولویی بود که تازه میدید. اما قبل از اینکه لب باز کند و دوباره چیزی به او بگوید، صدای مردانه و خشداری که انگار خطاب با او بود، بلند شد. ارباب: دارید چـه غلـطی میـکنـید اونـجا؟ 👿🔥 https://t.me/+aTqinr1BwnM0ODc0 https://t.me/+aTqinr1BwnM0ODc0
204
15
#کمربند را به #گلویش بست و اورا #جلو کشید. _دوستش داری😈❓ #زبانش را روی #انگشتان مرد کشید و #سرتکان داد.🐶 _بله #آقا❗️ اورا #سمت خود کشید و #لبهایش را بوسید. _اخ #رها...آخ رها...تو آخرش منو #دیوونه میکنی! با #لبخند پاسخ #بوسه‌اش را داد و #دستانش را روی #زیپ شلوار مرد کشید.🔞💯 _اجازه هست، دورتون بگردم؟ کمربند را محکم تر کشید و سرتکان داد. _صد البته بیبی دال! خم شد تا #زیپ مرد را با #دهانش باز کند اما صدای #جیغ و بعد هم #گریه باعث شد برگردد. _داری با #مامانیم چی کار میکنی⁉️😤 https://t.me/+PP3oX3jzt5JhN2Jk https://t.me/+PP3oX3jzt5JhN2Jk
286
16
شوهرش بزور بچه رو ازش میگیره و حالا دوست‌پسرش نمیدونه چطوری آرومش کنه🥺🚫 _اهورا #توروخدا!...تورو #جون من برو #بچمو بگیر!😭 ن
شوهرش بزور بچه رو ازش میگیره و حالا دوست‌پسرش نمیدونه چطوری آرومش کنه🥺🚫 _اهورا #توروخدا!...تورو #جون من برو #بچمو بگیر!😭 نزار #ببرنش...توروخدا از همین الان #دلم براش #تنگ شده.😭🥺 خیره به زجه‌های مرد کنارش نشست و اورا درآغوش کشید. _هیش... #دورت بگردم آروم باش!...توی #دادگاه ازش #شکایت می‌کنیم، داری #خودتو نابود میکنی رها‼️🤦🏻‍♂ اما او بی‌توجه با صدای مرد زجه‌هایش را از سر گرفت. _دوروز پیشم بود فقط....من به دنیاش آوردم اهورا من مادرشم ولی اون عوضی میخواد زن بگیره! میخواد #بچه‌ی منو بده یکی دیگه #بزرگ کنه..اهورا....بخدا #جیگرم داره #آتیش میگیره!😭💯 حتی اهورا هم بغض کرده بود. دلش میسوخت برای دوست پسر سور‌ی‌اش... هرچقدر هم #اشتباه باید #آرامش میکرد....باید #کودکش را می‌گرفت‼️ https://t.me/+PP3oX3jzt5JhN2Jk https://t.me/+PP3oX3jzt5JhN2Jk با پسره یه رابطه سوری شروع میکنه تا بتونه بچشو پس بگیره اما کم کم عاشق هم میشین و...🫢⛔️
183
17
اون یه مرد غالب آلفا بود🫦 کسی که باند غیرقانونی و راننده بهترین مسابقات رالی بود🍓💦 کسی که اکثریت دخترها و حتی پسرها واسه یه ساعت زیر کی* رش بودن سر می شکوندن اما اون با هیچ کس نمی پرید🍆🏳‍🌈 یه عقاب تنها که مدت ها دنبال نیمه گم شده‌اش گشت و اونو توی یه پسر تخس زبون دراز دید😍🥹 پسری که راننده مسابقات و یکی از شرکت کننده‌های توی پیستش بود🔞🧸🔥 واسه به دست آوردنش هرکاری می کرد حتی تجاوز و سکس کردن زیاد باهاش...🫦👅 https://t.me/+cs9M6iJiuABlYWE0 https://t.me/+cs9M6iJiuABlYWE0 #صکصی #خــشـــن #گی‌لاو
249
18
#ددی_لیتلی #گی‌مافیایی چون واسش رقصیده تنبیه‌اش می کنه و همون موقع رئیس جفت شون میاد تو اتاق کنفراس🔥 - توی جلسه رقصیدی میون
#ددی_لیتلی #گی‌مافیایی چون واسش رقصیده تنبیه‌اش می کنه و همون موقع رئیس جفت شون میاد تو اتاق کنفراس🔥 - توی جلسه رقصیدی میون اون همه مرد هیز باید واسم بخوری! برو زیر میز... به آلت سیخش زل زدم و آب دهنم رو قورت دادم ترسیده هق زدم - اما الان میان واسه اهدای پول من نمی خوام... هواری زد که خودم رو خیس کردم و دستم رو کشید - بشین بکمش و آبمو بیار تا عصبی تر نشدم! چشمی گفتم و فوری نشستم و دست سمت دیکش بردم شیطونم گولم زد و گازی ازش گرفتم - اخخخ... کنده شده توله سگ خودم جرت میدم! انگشت هاش رو توی باسنم می کنه و همین که فشار میده در باز میشه و رئیس با دیدنمون🔥🔥🔥🔥 https://t.me/+cs9M6iJiuABlYWE0 https://t.me/+cs9M6iJiuABlYWE0
143
19
#مستـر_اسلیــوبوی #خشـن‌_بزرگـسال🔞🔥 وقتی سردیِ تکه‌هـای یخ را حس کرد، به خود لرزید. - گفتی گرمته #هرزه_کوچولو، چهل نفر آدم اون بیرون نگات می‌کردن... چهل‌تا چشم تورو رصد می‌کرد، با چهل‌تا یخ جبران میشه؟ نه! قالب‌های یخ بین پاهایش آهسته سُر می‌خورد و ارباب آن‌ها را روی آلتـ*ش می‌کشید.🧊💦 - هنوز نیومده آتیش به پا می‌کنی؟! - غلط کردم ارباب، ببخشید. - بخشش شامل برده‌های بی‌عرزه‌ای مثل تو نمی‌شه، اتفاقا مجازات برات بهترین هدیه‌ست.😈 وقتی دست برد بین‌ پاهای پسرک، کمی #کپل‌ها را فاصله داد. انگشتـش را که به آن #سوراخ_صورتی نزدیک برد، به وضوح لرزش پسرک را حس کرد. - چندتا یخ هم سهم این سوراخ بی‌ارزشت، چطور به خودت جرأت میدی از این غلطا بکنی؟❌ https://t.me/+kHr7_myT_HRmMTJk این رمان بی‌دی‌اس‌امی حسابی ترکونده⚠️⛓‍💥
199
20
#مستر_اسلیو🥂♨️ #گیـدام_هات⛓‍💥🔥 ❗️پـارت واقعی رمـان ❗️ اشکی روی گونه‌‌اش لغزید. - آقـا گوه خوردم. 🥺 الـوند دیـ*ک را تا جای
#مستر_اسلیو🥂♨️ #گیـدام_هات⛓‍💥🔥 ❗️پـارت واقعی رمـان ❗️ اشکی روی گونه‌‌اش لغزید. - آقـا گوه خوردم. 🥺 الـوند دیـ*ک را تا جایی که راه داشت، درونش فرو برد و از پشت بغلش کرد. همان‌طور که با #نیپل‌ها بازی می‌کرد گفت: - یه چیزایی راجع به #توانایی‌هات تو سـ*کـ*س پشت تلفن به دوستت می‌گفتی، لاف بود؟ 😈🔥 - این دفعه #چهارمه، دیگه نمی‌تونم! - مقصر کیه به نظرت؟ منم یا کسی که #اربابش رو عصبانی می‌کنه؟ الوند آهسته دیـ*ـکش را بیرون آورد که مقداری کام هم بیرون ریخت. کنارش دراز کشید و لب زد: - داگ استایل شو... می‌ریم راند بعدی.🔞🍷 - بگم غلط کردم نمی‌ریم راند بعدی؟! کام دور دیـکش را روی لب‌های #برده کشید، اتاق بوی شهوت می‌داد. - نه، پای حرفت بمون منم به ثابت می‌کنم کی توانایی‌های جنسـ*یش بیشتره! https://t.me/+kHr7_myT_HRmMTJk
200