·Alaska, Alaska·
📈 Análisis del canal de Telegram ·Alaska, Alaska·
El canal ·Alaska, Alaska· (@alaskaandtea) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 23 254 suscriptores, ocupando la posición 12 476 en la categoría Películas y el puesto 14 635 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 23 254 suscriptores.
Según los últimos datos del 06 septiembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 744, y en las últimas 24 horas de 56, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 19.73%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 24.71% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 4 587 visualizaciones. En el primer día suele acumular 5 744 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como چیز, جا, آدم, دیلن, وقت.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“یه روز مثل کریستوفر میرم آلاسکا. مطمئنم.”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 07 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Películas.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 07 septiembre | +11 | |||
| 06 septiembre | +56 | |||
| 05 septiembre | +16 | |||
| 04 septiembre | +39 | |||
| 03 septiembre | +15 | |||
| 02 septiembre | +17 | |||
| 01 septiembre | +20 |
| 2 | یک نفر امروز یک پیامی داد و برای همین این رو اینجا مینویسم. شاید بعدا پاکش کنم | 3 518 |
| 3 | قیمت سومی رو الان چک کردم و دیگه نمیتونم بهش فکر کنم. | 2 923 |
| 4 | سه تا چیزی که خیلی دارم بهشون فکر میکنم:
۱)زدن تتو
۲)رنگ کردن مو
۳)خریدن موتور | 2 904 |
| 5 | +1 Eagles (2013 Remaster) CD 1 TRACK 6 (320).mp3 | 5 618 |
| 6 | مثلا واقعا عاشق این خونه توی فیلم the drama هستم! | 5 920 |
| 7 | یک لیست بزرگ دارم از همهی خونههایی که توی فیلمها ازشون خوشم میاد چون خیلی چیزها رو میشه ازشون فهمید. کی داخل این خونه زندگی میکنه؟ چه شخصیتی داره؟ از چه چیزهایی خوشش میاد؟ خونه برای من یه جور تصویر از آدمیه که داخلش زندگی میکنه؛ از چیزهایی که انتخاب کرده و نگه داشته تا چیزهایی که شاید هیچوقت حواسش بهشون نبوده. خونههای شلوغ رو بیشتر دوست دارم چون میشه واقعا حس کرد که یک نفر داخلش زندگی میکنه؛ کتابهایی که یه گوشه روی هم تلنبار شدن، ظروفی که هنوز جمع نشده، عکسهایی که به دیوار زده شدن، گلدونی که کمی بیش از حد رشد کرده، میز کاری که پر از کاغذ و نامهس، چراغی که همیشه روشنه، یا حتی یه تلفن قدیمی که روی میز کنار مبل قرار داره. چیزهایی که شاید در نگاه اول خیلی مهم به نظر نرسن، ولی وقتی همهشون کنار هم قرار میگیرن، یه خونه رو تبدیل میکنن به خونهی یک آدم مشخص. | 5 887 |
| 8 | از زمانی که یادم میاد، از داستانها استفاده میکردم تا بتونم مغزم رو خاموش کنم. این مدت که هزار و یک چیز برای فکر کردن در طول روز وجود داره و احساس میکنم به شکلی دارم از آدمی که قبلا بودم دور میشم، بزرگترین چیزی که باعث میشه فکر کنم هنوز به چیزی متصلم، همین داستانها هستن. «لطفا بذارید من هم فعلا بخشی از این یکی داستان باشم، چون درمورد داستان خودم هنوز خیلی مطمئن نیستم.» | 7 387 |
| 9 | +1 1|1 - Lost Boys (Acoustic) - Phoebe Bridgers (320).mp3 | 6 379 |
| 10 | نمیدونم چطوری ممکنه ولی میخوام این هفته یه مقداری بهتر زندگی کنم و سعی کنم بهتر باشم. | 7 294 |
| 11 | 🤍 | 7 494 |
| 12 | Them I - Lay Me Down Here.mp3 | 7 812 |
| 13 | امروز از سر کار که برمیگشتم حالم خوب نبود. خواستم بهت زنگ بزنم که مثل همیشه یک ساعت بریم بیرون و همینطوری با هم صحبت کنیم، که یادم افتاد هفتهی پیش از ایران رفتی. کل این هفته انقدر برای رفتنت خوشحال بودم که فراموش کرده بودم دیگه تو رو کنار خودم ندارم. نمیتونم دروغ بگم؛ دلم واقعا برات تنگ میشه. برای رقصیدنمون توی مهمونیها، کنار خیابون نشستن و ساندویچ خوردن، با صدای بلند آهنگ خوندن، بحث کردن سر اینکه کدوم بند از بقیه بهتره، پیادهرویهای چندساعته و مکالمههای خیلی طولانی. دلم برای اینکه یک نفر رو داشته باشم که بتونم همهچیز رو بهش بگم تنگ میشه. ولی نمیذارم این دلتنگی خیلی طول بکشه. میذارم دوباره خوشحالیم جاش رو بگیره، چون مطمئنم آیندهی بهتری در انتظارته.
دوستت دارم. همونطور که رابین استیو رو دوست داشت. حتی بیشتر! خیلی بیشتر! | 3 148 |
| 14 | امروز از سر کار که برمیگشتم حالم خوب نبود. خواستم بهت زنگ بزنم که مثل همیشه یک ساعت بریم بیرون و همینطوری با هم صحبت کنیم که یادم افتاد هفتهی پیش از ایران رفتی. کل این هفته انقدر برای رفتنت خوشحال بودم که فراموش کرده بودم دیگه تو رو کنار خودم ندارم. نمیتونم دروغ بگم؛ دلم واقعا برات تنگ میشه. برای رقصیدنمون توی مهمونیها، کنار خیابون نشستن و ساندویچ خوردن، با صدای بلند آهنگ خوندن، بحث کردن سر اینکه کدوم بند از بقیه بهتره، پیادهرویهای چندساعته و مکالمههای خیلی طولانی. دلم برای اینکه یک نفر رو داشته باشم که بتونم همهچیز رو بهش بگم تنگ میشه. ولی نمیذارم این دلتنگی خیلی طول بکشه. میذارم دوباره خوشحالیم جاش رو بگیره، چون مطمئنم آیندهی بهتری در انتظارته.
دوستت دارم. همونطور که رابین استیو رو دوست داشت. حتی بیشتر! خیلی بیشتر! | 1 |
| 15 | Sin texto... | 8 981 |
| 16 | پذیرفتن شرایط هم موضوع سخت و عجیبیه. مثلا من مدتی هست که دارم تلاش میکنم که ناامیدی رو بپذیرم. بپذیرم که حالا که نمیتونم امید رو برای خودم نگه دارم، ناامیدی رو انتخاب کنم. امید که برای من نیست، حداقل ناامیدی برای من باشه. بپذیرم که شرایط هیچوقت قرار نیست بهتر بشه. قبول کنم که هر روز احتمالا قراره از روز قبلی بدتر باشه. بپذیرم که شادی کوتاهه، و غم برای مدت طولانیتری روی آدم سایه میاندازه. بپذیرم که آدم اگه در حال غرق شدن هست، احتمالا با دست و پا زدن بیشتر و بیشتر به عمق آب فرو میره. سرنوشت رو قبول کنم، شرایط رو قبول کنم، روی شادیها زیاد حساب نکنم، بیشتر به زنده موندن فکر کنم تا به زندگی کردن، بپذیرم که زندگی من احتمالا هیچوقت شبیه زندگی اون دختره که توی یک کشور دیگه زندگی میکنه نمیشه. احتمالا اگه چیزها رو بپذیرم همهچیز راحتتر میشه.
ولی با وجود همهی این تلاشها باز هم نمیتونم. هرچی سعی میکنم نمیتونم قبول کنم! میخوام فکر کنم که به جای غرق شدن، میشه روی آب شناور موند. که اگه فردا قراره بدتر از امروز باشه، پسفردا احتمالا بهتره. که سایهی غم هرچقدر که سنگینه، من باز میتونم یه راهی پیدا کنم که از زیرش بیرون بیام. با اینکه ناامیدی دقیقا کنارم نشسته، ولی پذیرفتن شرایط انقدر سخته که بازم میخوام دستم رو تا جایی که میتونم دراز کنم تا از هر گوشه و کناری که شده امید رو به سمت خودم بکشم. خیلی هم سخته که در تاریکی مطلق دنبال کوچکترین نشونه از نور بگردی، ولی نمیتونم تصور کنم که همهی زندگیم رو در تاریکی بگذرونم. خلاصه اینکه از این چیزها اشکم درمیاد؛ از اینکه در امید داشتن احمقم. اما کاری از دستم برنمیاد. درود بر احمق بودن و امید داشتن! | 14 380 |
| 17 | Noah Kahan - End of August.mp3 | 11 500 |
| 18 | انتونی بوردین با تهدیگ و چای و نبات. | 8 515 |
| 19 | Sin texto... | 8 095 |
| 20 | اگه دوست داشتید حتما مستند parts unknown رو ببینید. میتونید از اینجا دانلودش کنید. طولانیه، ولی مثلا میتونید فقط قسمتهای شهر و کشور مورد علاقهتون رو تماشا کنید چون دیدنش واقعا خوش میگذره! من دوباره دارم قسمتهای مورد علاقهم رو میبینم و سعی میکنم اونهایی که دوست دارم رو اینجا هم بذارم. ولی مثلا اون قسمتی که توی ایران فیلمبرداری شده رو حتما ببینید چون بعدش متوجه میشین که چقدر در عین حال که خیلی چیزها تغییر کرده، انگار هیچچیزی تغییر نکرده. | 12 271 |
