498
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
498
خود کرده را تدبیر نیست!
✍ حبیب رمضانخانی
این هفته تعدادی از نمایندگان جبهه پایداری مجلس، بعد از تعطیلی ۴ ماهه این نهاد، در اعتراض به امتداد این تعطیلی، تصمیم گرفته بودند مقابل مجلس و در فضای عمومی، به اصطلاح، جلسه برگزار کنند که به دستوری از مقامات بالا، منصرف و برنامه لغو شد!
در واکنش و پاسخ به این اقدام، بایستی چند نکته را به نمایندگان مجلس متذکر شد:
۱. همیشه گفتهاند: « حرمت امامزاده به متولی آن است» پس وقتی در پی نظارت استصوابی و حذف افراد شایسته، افرادی ضعیف، با حداقل مشارکت و درصد آرای پایین به مجلس راه یافتند که نه تنها کوچکترین دغدغهای برای حل مشکلات مردم نداشتند، بلکه با تصمیمات و مصوبات اشتباه، چون مصوبه «اقدام راهبردی برای لغو تحریمها» کشور را به این پرتگاه جنگ کشاندند، بایستی چنین روزهایی را دیده و تنزل جایگاه مجلس را پیشبینی میکردند!
۲. در این مدت ۴ ماهه، تعطیلی مجلس، با این شاکله، نشان داد که بود و نبود مجلس، تفاوتی در وضعیت مردم و کشور ایجاد نکرده و در نتیجه در این مدت کوچکترین مطالبه و خواستی از سوی مردم برای فعالیت مجلس انجام نشد، که خود گویای حایگاه و عیار مجالس کنونی است!
۳. در این مدت تعطیلی ۴ ماهه، بر همگان مشخص شد که جایگاه مجلس در تصمیمات مهم کشور کجاست و اختیار و اراده نمایندگان تا چه سطحی تاثیرگذار است، وقتی نهادهای بالادستی جای این نهاد تصمیمگیر بودند! این خود نشان داد، اگر هم در گذشته مصوبه و تصمیمی داشتند، در بیشتر مواقع در حکم ابزاری برای امضا و در جهت مشروعیتساز تصمیمات بالادستیها بوده است.
۴. آنزمان که نهادهای موازی و پرنفوذ، روز به روز قدرتمند شده و مجلس را به حاشیه میبردند، همین نمایندگان از آن استقبال و تصمیمات آنها را بالاتر از اراده خود قرار میدادند! پس اگر عقلانیتی بود، میبایست اینروزها را دیده و تامل میکردند!
۵. در پایان، برای درک بهتر جایگاه مجلس در بین مردم و میزان تأثیرگذاری آن بر تصمیمات مهم کشور، کافی است آن را با انتخابات کنگره آمریکا مقایسه کنیم که در خود ایران بیش از آن کشور دنبال و توجه میشود که خروجی آن میتواند نه تنها بر امورات مردم ایران، بلکه بر کل کره زمین تأثیرگذار باشد! آنوقت کدام ایرانی منتظر انتخابات مجلس شورای اسلامی هست و چند درصد از مردم به خروجی متفاوت آن دل بستهاند؟
چکیده کلام: وقتی جای فروغی، تقیزاده، بهار، دهخدا و قوامالسلطنهها امثال کامران غضنفری، ثابتی، رسایی و بانکیپورها نشستهاند، خود به تنهایی گویای سطح تنزل جایگاه مجلس است!
در این راستا، خروجی مجلسی که بیشتر مردم در انتخابات آن مشارکت نداشته و نسبت به آن بیتفاوت هستند و از آنسو، اعضای آن ناتوان از حل مشکلات اقتصادی مردم بوده و کمترین تأثیرگذاری بر پیشبرد امورات کشور ندارند، از نظر مردم بود و نبودش فرقی ندارد و قابل تاملتر، خود مقامات بالادستی نیز با امتداد تعطیلی مجلس، این نظر را تایید میکنند!
@peyeagahi
498
Repost from آرش رئیسینژاد
+2
نگارههای لشکرکشی عظیم ولی بیسرانجام امپراتور ژولیان مرتد به ایران و کشته شدنش بدست ارتش ایران به فرماندهی شاهنشاه شاپور دوم!
@Iran_Simorq
498
Repost from آرش رئیسینژاد
۱۶۶۳ سال پیش در چنین روزی، امپراتور ژولیان مرتد در نبرد سرنوشتساز سامرا بدست سربازان ارتش ایران کشته شد.
در تابستان سال ۳۶۳ میلادی، امپراتور ژولیان که منتقد رسمیشدن دین مسیحیت بدست کنستانتین و مروج یونانیگری نوافلاطونی بود، در یکی از جاهطلبانهترین لشکرکشیهای تاریخ روم، به قلب بینالنهرین و قلمرو شاهنشاهی ساسانی حمله کرد. هدف شکستن قدرت ایران ساسانی و تثبیت برتری روم در خاور زمین بود.
اما او فرمانروایی را به چالش کشید که سودای بازپسگیری سرزمینهای ایرانی و جبران شکست جدش، نرسی، در برابر دیوکلثیان رومی بود: شاهنشاه شاپور دوم.
شاپور دوم، از مقتدرترین شاهان ساسانی با طولانیترین فرمانروایی در تاریخ ایران (بیش از ۷۲ سال)، نهتنها یک فرمانروا، بلکه معمار یک ماشین جنگی منسجم بود؛ ارتشی متکی بر سوارهنظام سنگین، کمانداران ماهر و تاکتیکهای فرسایشی که بهجای نبرد مستقیم، دشمن را در عمق سرزمین ایران تحلیل میبرد.
محرک ژولیان دو کس بودند: آرشاک دوم، شاه ایرانیتبار ارمنستان و شاهزاده هرمز، برادر شاپور دوم، که برای دستیابی به تاج و تخت به رومیان پیوسته بود.
با پیشروی ژولیان در میان رودان، ارتش روم از خطوط تدارکاتی خود فاصله گرفت. آتشزدن منابع، کمبود آذوقه، گرمای شدید و حملات پیوسته ارتش کارآزموده ایران، رومیان را فرسوده ساخت.
درگیریهای سنگین در مارانگا و سپس سامرا نشان داد که ابتکار عمل در میدان نبرد بهطور کامل در دست ارتش ایران به فرماندهی مهران و سورنا است. شاپور با فشار مداوم، اجازه تثبیت به رومیان نداد و آنها را در یک جنگ فرسایشی گرفتار ساخت.
در میانه یکی از این درگیریها بود ژولیان که شخصاً در خط مقدم میجنگید با نیزهای زخمی شد و اندکی بعد جان باخت. مرگ او، نقطه پایان انسجام ارتش روم بود.
در این میان، ژوویان به امپراتوری رسید و برای جلوگیری از نابودی کامل لژیونهای رومی، ناچار شد صلحی تحقیرآمیز با شاپور امضا کند. بدین ترتیب، روم پنج ایالت استراتژیک در شرق رود دجله (ارزانن، موکسوئن، زابدیسن، رهایمن و کوردوئن) که در معاهده سال ۲۹۹ میلادی توسط دیوکلتیان تصرف شده بودند، را به ایران بازگرداند. ارمنستان شرقی به ایران داده شد و پادشاهی ایبری (گرجستان شرقی) به زیر قیمومیت ایران درآمد. مهمترین و تلخترین بند معاهده برای رومیان، واگذاری دژ نفوذناپذیر و کلیدی نصیبین به همراه شهرهای سنجار و کاسترا مائوروروم بود.
نبرد سامرا تنها پایان یک لشکرکشی و شکست دوباره امپراتوری روم نبود؛ بلکه نمایش برتری یک استراتژی تاریخی بود: قدرت تابآوری ایران ساسانی در جنگ فرسایشی و مدیریت عمق سرزمینی.
در نبرد سامرا، رؤیای روم برای فتح ایران دگربار نقش بر آب شد و ایرانی که ضعیف جلوه مینمود به رهبری شاهنشاه شاپور دوم سربلند بیرون آمد!
@Iran_Simorq
498
Repost from آرش رئیسینژاد
+2
نگارههای لشکرکشی عظیم ولی بیسرانجام امپراتور ژولیان مرتد به ایران و کشته شدنش بدست ارتش ایران به فرماندهی شاهنشاه شاپور دوم!
@Iran_Simorq
498
در اظهار نظری عجیب یک خبرنگار در صدا و سیما میگوید چون کشتیها قصد عبور از مسیر «ناایمن» را داشتند، ما آنها را هدف قرار دادیم.
@TahlilZamane
پ. ن
یاد اون جوک معروف افتادم: طرف داشته به شیوه خودسوزی، خودکشی میکرده، کارگرا میریزن سرش و آتش رو خاموش میکنن!
پزشکی قانونی علت مرگ رو ده درصد سوختگی، ۹۰ درصد کوفتگی ناشی از ضربه بیل اعلام میکنه😁
@peyeagahi
498
در پاسخ به توجیه حذف از جام جهانی!
✍ حبیب رمضانخانی
در ارتباط با حذف تیم ملی فوتبال ایران از مسابقات جام جهانی، اعضای تیم ملی و برخی کارشناسان دلیل آن را به ضعف ناشی از رخدادهای جنگ و کارشکنی امریکا نسبت میدهند.
جدا از بدبیاری و تایید مشکلات پیش آمده، اما بایستی تاکید کرد که حذف در این مرحله، بیشتر ناشی از ضعف مربیان و نفرات تیم ملی بود تا عوامل بیرونی! چرا که برای تیمی که خود را مدعی اولی آسیا و رتبه ۲۰ جهان میداند، این مشکلات نهایت میتواند توجیه شکست در مراحل بالاتر و برخورد با تیمهای قدرتمندتر باشد.
در این راستا و در پاسخ به توجیهگران حذف تیم ملی از بابت شرایط جنگی، فقط کافی است یادآوری کنیم، در شرایط خیلی بدتر، تیم ملی عراق در سال ۲۰۰۷، که درگیر تبعات جنگ و درگیری داخلی شدید بود و هیچ تمرینی داخل کشور خود نداشت، قهرمان آسیا شد!
@peyeagahi
498
ماندن در تنگنای اما و اگر همیشگی!
✍ حبیب رمضانخانی
بازی امروز ایران با مصر، نهایت بعد از آن لحظات نفسگیر و موقعیتسوزیها، با تساوی به پایان رسید تا صعود ایران به مرحله بعد به اما و اگر و ماندن در بلاتکلیفی سپرده شود.
دقیقا بسان همان شرایط بلاتکلیف سیاسی و اقتصادی ما ایرانیان که عمری است با اما و اگرها زیسته و نمیدانیم فردا چه در انتظار ماست، آنجا که دیگر بازیگران قرار است تکلیف آینده ما را رقم بزنند، وقتی خودمان توان آن را نداریم!
در این ارتباط، در توضیح وضعیت پیش آمده، اعضای تیم ملی و مسئولان یکصدا از تبعیض و مشکلاتی که میزبان نسب به تیم ملی ایران انجام داده و باعث عدم نتیجهگیری مطلوب شده، گلایه دارند و همزمان تاکید دارند، برای کماثر کردن آن موانع، انتظار همراهی و حمایت یکدست ایرانیان خارج از کشور از تیم ملی، فارغ از هر اندیشه، نماد و جریانی، را داریم!
ولی در خور تامل، خود در داخل به خاطر آن موضعگیری که نهایت منجر به عذرخواهی هم شد، حاضر نشدند «سردار آزمون» را به تیم ملی برگردانند و این یکدست بودن را فارغ از اختلافات، اجرایی کنند که اتفاقا یکی از دلایل رسیدن به این تنگنا، در اختیار نداشتند این مهاجم بود.
دقیقا باز مشابه همان شرایط سیاسی و اقتصادی کشور که حاکمان بارها شعار دادهاند، اختلافات داخلی را برای کماثر کردن تحریمها کنار بگذاریم، ولی در عمل با حذف مخالف و منتقد، عملا افراد شایسته را حذف و نهایت با میدانداری تندروها، کشور را به این تنگنا کشاندهاند!
خلاصه اینکه: همه چیزمان به همه چیزمان میآید و کنار گذاشتن اختلاف و پذیرش مخالف و منتقد را فقط از جانب دیگران و در جهت منافع خود میخواهیم و به نوبت خود، کوچکترین انعطاف و رواداری نسبت به مخالف و دگراندیش نداریم!
@peyeagahi
498
وقتی با هدف بیاعتباری، به آمریکا اعتبار دادیم!
✍ حبیب رمضانخانی
همولایتی متظاهر به دینداری داشتیم که نقل است روزی در یک دورهمی، حین بالا و پایین کردن کانالهای ماهواره توسط نوهاش، توجهش روی صدا و تصویر بانوی آوازهخوانی زیبا قفل میکند! برای اینکه تصویر و صدا را داشته باشد، ولی همزمان انگاره بیدینی متوجهش نشود، میگوید: صدای این فلان فلان شده رو بلند کنید تا ببینیم چه میگوید!
حال این شده شرح حال تیم دیپلماسی کشور در مواجهه با مقامات آمریکایی که همه نوع نشست، رایزنی و تعاملی را با ایالات متحده دارند، ولی برای توجیه عوام و تندروها میگویند حاضر نیستم جلو دوربین با شما دست داده و عکس یادگاری بگیریم تا شما از آن استفاده تبلیغی کنید!
بعد از جنگ جهانی دوم و آن فضای دوقطبی جنگ سرد بود که برخی کشورهای جهان سوم با هدف تأثیرگذاری و ایجاد قطب سوم، جنبش عدم تعهد را راهاندازی کردند که بگویند جهان فقط با محوریت این دو قطب نیست و ما هم هستیم! ولی در عمل دیدیم کمترین تاثیرگذاری را بر معادلات جهانی داشتند. همین نگاه از دهه هشتاد و طی گفتگوهای هستهای، توسط ایران نسبت به آمریکا پیاده شد!
آنجا که خواستیم به جهانیان ثابت کنیم که آمریکا وزنی ندارد و دیگر کشورها هم مهم هستند و باید نقشآفرین و برجسته شوند و بابت این ایده دو دهه نسلی و عمری به همراه صدها میلیارد دلار را هزینه کردیم و نهایت عکس این را ثابت و مایه عبرت جهانیان شدیم!
در این راستا و در جهت بیاعتبار کردن امریکا بود که زمان خاتمی، با سه قدرت اروپایی گفتگوها را کلید زدیم. در ادامه، زمان احمدی نژاد با کشورهای عدم تعهد و گفتگوی مضحک با برزیل، ترکیه و... را پیگیری کردیم. بعد از آن تجربه شکست خورده، نهایت در دوران روحانی نظام به این نتیجه رسید که آمریکا در قالب پنج به علاوه یک در گفتگوها حضور یابد. در ادامه اما، خاصه پس از خروج از برجام بود که ثابت شد باقی کشورها کارهای نیستند و باید مشکل خود را با امریکا حل کنیم!
ولی باز عبرت نگرفته و تاکید بر مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا کردیم و نهایت در اوج دشمنی و پس از حذف لایه اول نظام توسط آمریکا، نهایت رفتیم و مذاکره مستقیم با آمریکا را برای رفع مشکل و خروج از این بنبست انجام دادیم.
نهایت با این خروجی، اما همچنان عبرت نگرفته و اصرار داریم و در پی بی اعتباری امریکا هستیم و در نتیجه عکس یادگاری و خوشبش نخواهیم داشت، ولی نیازمند توافق با محوریت شما برای خروج از این بنبست هستیم!
@peyeagahi
498
مداحانی که از بابت آن تریبون و میداندانها، حالا برای همه تعیین و تکلیف میکنند!
✍ حبیب رمضانخانی
سالهاست حاکمیت شیوهای در مواجهه با گروهها و نهادهای مستقل پی گرفته که طی آن، برای هر نهاد و گروه مستقل و مردم نهادی، بدیل حکومتی خلق کرده و با دادن پرو بال و بودجه، آنها را برجسته و رقیب را به حاشیه برده و از تأثیرگذاری تهی میکند که از صنف فرهنگیان و وکلا بگیرید تا صنف مداح و ذاکر و... را شامل میشود.
در این راستا و در ارتباط با روزهایی که در آن قرار داریم، باز محتوای چند مداحی حاشیهساز شده است که در مورد اخیر، یک مداح بدون ترس، مستقیم گلوی رییس جمهور کشور را به تیغ خود و همفکرانش تهدید میکند!
تهدیدی که بسیاری تاکید دارند اگر در حالت مشابه از سوی منتقدان و رقیب علیه رییس جمهور یا مقام درجه چندم خودی صورت میگرفت، معلوم نبود چه مجازات سنگینی در انتظارش بود. نمونه آن رییس جبهه اصلاحات خراسان جنوبی، که وقتی در مورد آقای رییسی گفت: برکشیدگان دولت ویرانگر و ضد ایرانی... تندروها چنان طومارش پیچیدند که درس عبرتی برای سایرین شد!
حال سوالی که هست: بر پایه کدام پشتوانه و اطمینان از عدم برخورد، یک مداح پاپتی به خود اجازه میدهد که این سطح از جسارت و وقاحت را نسبت به رییس جمهور یک کشور داشته باشد؟
در پاسخ بایستی به همان مقدمه رجوع کرد، آنجا که برای حذف نیروهای مستقل و مردمی، به این جماعت میدان و تریبون دادند تا میداندار شوند! آنجا که این تندرویها برای برخی نمود تعهد شد و تبدیل به روزمهای برای ارتقا گشت! آنجا که مداح بیسواد را از بابت این تعریف و تمجید جناحی برکشیدند و از استاد دانشگاه تهران تا نماینده و مسیول رده بالا جایگاه و سمت دادند!
در مقابل، این مداحان حکومتی نیز از بابت آن توجه و انحصارات و امتیازات، ماموریت یافتند ادای دِین کرده و تریبون و بازوی تبلیغی کسانی باشند که به دلیل جایگاه حقوقیشان امکان این موضعگیریها را ندارند!
نتیجه اینکه: این اقلیت مداحی که با سواستفاده و بهرهبرداری از احساسات مذهبی مردم به جانب جناح و گروه خاصی کار کرده و با آن محتوا، همزمان سایر مداحان و عزاداران واقعی را نیز آزرده میکنند، بایستی تفهیم شده و به حوزه فعالیت خود برگردند و به ذکر مصیبت و گرفتن پاکت خود اکتفا کنند. آنزمان هست که میتوان به اصلاح رویه و اراده حاکمیت برای تغییر کمی امیدوار شد!
@peyeagahi
498
در پاسخ به تفکر ویرانگر پایداری!
✍ حبیب رمضانخانی
در این سالها یکی از شیوههای تندروها برای دیده شدن در جامعه که زمینه ارتقا و تریبون دادن به آنها شده، هوچیگری و تبلیغ رفتارها و شعارها تند بوده است که مصداق کامل آن را می توان در شخصیت امثال حجتالاسلام غلامرضا قاسمیان، رییس پیشین کتابخانه مجلس دید!
همو که سه سال پیش گفت: حالا که به قله نزدیک شدیم، ارزون حساب کنم، مشتری بشید، اسراییل نهایت تا سه سال دیگر بدون جنگ از بین خواهد رفت و بعد از آن به جنگ عربستان خواهیم رفت...
همو که دو سال پیش در اظهارنظری قابل تامل در تلویزیون گفت: «مردم ایران متاسفانه در حال از دست دادن حس جنگ هستند!»
و حالا امروز که کشور دو جنگ خانمان سوز را به خود دیده، در اظهار نظری جنجالی گفته: مملکتی که نجنگد، ممکنه جسارتا دارد میچرد...
در پاسخ به این فرد که با وجود تکرار اینهمه مزخرفات، توهمات و توهینها روز به روز بیشتر تریبون به دست میگیرد، بایستی گفت:
جناب قاسمیان! کاش توصیه به جنگیدن را اول از خود شروع میکردید، خاصه وقتی سال قبل که در عربستان دستگیر شدید، به جای اظهار ندامت در جهت آزادی، به مبارزه ادامه میدادید و مبارزه با عربستان را همانجا کلید میزدید!
کاش برای اینکه این ادعای شما باورپذیر باشد، در بحبوحه تهدید ترامپ برای زدن نیروگاهها، یکی از شماها در آن حلقه انسانی دور نیروگاه حضور مییافتید تا بدانیم اهل هزینه دادن در جنگ هستید!
راستی، جناب قاسمیان وعده سه ساله شما برای نابودی اسراییل تمام شد! بدون جنگ که نشد، لابد این دست و پا زدن شما برای تحقق آن هدف از طریق جنگ است، آن هم با هزینه دادن مردم! چون ظاهراً یک سال جنگ ویرانگر و وضعیت بلاتکلیف کشور برای شما کافی نبوده و تا غزه شدن جا برای جنگ هست!
پس با این اوصاف، چریدن نه با صلح و نجنگیدن، بلکه اتفاقا از امتداد جنگ و ویرانی ناشی از آن حاصل میشود، آنزمان که در نبود غذا، مردم به تجربه تاریخی، به خوردن گیاه و ریشه آنها رو میآورند!
در پایان، جناب قاسمیان! در رابطه با انتساب فعل «چریدن» اتفاقا مردم تعبیر دیگری دارند! چون فکر میکنند اتفاقا برخی دنبال درگیر کردن مردم به تحریم و جنگ هستند تا خود از این سفره گشوده و امتیازات و انحصارات آن بچرند!
@peyeagahi
498
کاربدستان جدید نظام و تغییر نگاه!
✍ حبیب رمضانخانی
بیشتر کارشناسان بر این باور هستند که نظام جمهوری اسلامی، از پی آن بحرانهای مشروعیت زدا، از پی جنگ اخیر و آن ایستادگی، جایگاهش موقت تثبیت و تقویت شده است. ولی در این میدان، همزمان، بعد از چهار دهه شعار و رویافروشی، از پی مواجهه با واقعیتها، بسیاری نکات بر مسئولان روشن شد؛ از جمله اینکه توان نابودی دشمن و پیگیری آن گفتمان آخرالزمانی در منطقه را ندارد.
از پی این واقعیت بود که دقیقا از فردای آتشبس، در داخل نظام دو گروه مقابل هم ضفآرایی کردند: یک گروه با وجود این خروجی، همچنان بر آن شعارها و وعدههای پیشین پافشاری کرده و اعتقاد به همان مشی تقابلی با غرب و همان رویکرد منطقهای سابق و ماندن در شرایط انقلابی دارد.
در طرف مقابل اما، گروهی به این نتیجه رسیدهاند که ایران دیگر توان هزینهکرد و ادامه آن مشی تقابلی و منزوی در جهان را نداشته و بایستی با تغییر مسیر و هدف، در جامعه جهانی ادغام و تبدیل به کشوری عادی شود که با تفاهم اخیر صورت گرفته، که ناشی از مذاکرات مستقیم و فشرده با آمریکاست، ظاهراً این گروه دست بالاتر را در معادلات کشور داشته که این رفتار، خود نشان از تغییر رویکرد دارد.
در این راستاست که آقای قالیباف امروز تاکید کرده: ما باید سنگر را از بچههای لانچر تحویل بگیریم و مردم را از زیر فشار اقتصادی دربیاوریم.
در ارتباط با تاکید آقای قالیباف که بر این واقعیت متکی است؛ روایت وزارت کشور از نتایج نظرسنجیها نشان میدهد:
حدود ۶۰ درصد از مردم اعلام کردهاند که تحمل فشار اقتصادی بیشتر را ندارند.
حدود ۷۰ درصد مردم معتقدند تغییر سیاستها، از کارآمدترین راهحلها برای عبور از مشکلات است.
در خور درنگ این تغییر نگاه حتی در سخنان مقامات آمریکایی نیز انعکاس یافته که در این ارتباط، جیدی ونس گفته:
ایرانیها در موقعیتی هستند که میگویند میخواهند تعهدات بلندمدتی به ایالات متحده و کشورهای عرب خلیج فارس بدهند تا رابطهشان را تغییر دهند.
همه این تغییر و تحولات نشان میدهد نشانههایی از تصمیم به تغییر مشی و نگاه سابق در کلیت نظام وجود دارد. ولی مسأله آنجاست که تا چه حد نظام یارای ایستادگی و گذر از تندروهای داخلی طرفدار مشی سابق و کارشکنان خارجی، اسراییل، را خواهد داشت.
خاصه وقتی نظام برای تغییر مشی، بایستی یک ریسک بزرگ را به جان بخرد و آن گذر از طرفدارن سنتی و متعصب خود است که جایگزین، آیا توان همراهی اکثریت مردم منتقد و مخالف با خود را به عنوان پایگاه و پشتوانه خود خواهد داشت، یا از اینجا رانده و از آنجا مانده، هر دو را از دست خواهد داد؟
تحولات و تغییرات ماههای آتی نشان خواهد داد نهایت کدام جناح پیروز و کدام مشی و خروجی در انتظار ایران خواهد بود؛ گذر از این انزوا و تبدیل شدن به کشوری عادی با الویت منافع ملی و مردمی یا رویکرد انقلابی و تقابلی سابق با مردمانی درمانده از وعده و شعار...
@peyeagahi
498
آمدم هجرت کنم، پرواز ِماهان لغو شد
جنگ شد، پروازم از گیلان به میلان لغو شد
تا خریدم سکه و ارز و دلار از بخت ِبد
شد توافق، جنگ اِمریکا و ایران لغو شد
آن توافق هم به بادی بند بود و از قضا
با شعار ِمرگ بر این، مرگ بر آن لغو شد
توی پاکستان توافقنامهای امضا شُد و ...
پا شدند از دندهی چپ، توی عمان لغو شد
با وساطتهای اُتریش و قطر تایید شد
باز با تاکید ِحزب ِالله ِلبنان لغو شد
سیل آمد یک شبی، هم مملکت را آب بُرد
هم نشست ِسازمان ِحل ِبحران لغو شد
دوربین از بس که میافتاد روی دختران
پخش ِوالیبال ایران و لهستان لغو شد
همسرم گفت: عشق باشد، نان ِخالی میخوریم
بعد حرف ِیارِ ِمن، یارانهی نان لغو شد
توی عیدی بازدید از تختِ جمشید عیب نیست
بازدید اما از آن، در هفت ِآبان لغو شد
بیگناهی ِمن ِشاعر هویدا شد ولی
حکم ِتیر ِبنده، بعد از تیرباران لغو شد
#محمود_برزین
@peyeagahi
498
باور به توهم توطئه انگلستان و حسن روحانی!
✍ حبیب رمضانخانی
از دیشب که خبر قطعی تفاهم ایران با آمریکا اعلام شده، در گروهها و کانالهای منتسب به تندروهای ارزشی، قیامتی به پا گشته که در آن همراه با موج ناامیدی، اعتراض و حمله به عاملان توافق برجسته شده است که چون همیشه، یک طرف حمله شخصی حسن روحانی است!
نزدیک دو سده است که به دلیل دخالتها و خوی استعمارگری بریتانیا در ایران، بیشتر مردم ایران عادت دارند که هر اخلال، کمبود تا سیاستورزی ناکارآمد حکمرانان و... را به عاملیت انگلیس و مدیریت و برنامهریزی پشت پرده آن کشور مرتبط سازند که همچنان در بین مردم ایران بسیار طرفدار دارد، خاصه آنجا که برای سادهسازی و توجیه مشکلات پاسخ دم دستی برای فرافکنی هست...
حال شعبه و نسخه داخلی باور به توهم توطئه برای تندروها، در شخص حسن روحانی مصداق یافته است! آنجا که هر سیاست و اقدامی که باب میل تندروها نباشد را فورا به عاملیت و نقش حسن روحانی و دارو دستهاش، چون جواد ظریف و .... نسبت میدهند تا هم توجیه ناکارآمدی و سیاستهای غلطشان باشد و هم چون همیشه در قامت مدعی و طلبکار باشند!
حال تصور کنید، وقتی آن باور تاریخی به عاملیت انگلستان و بریتانیا در مدیریت پشت پرده کشور با حسن روحانی که در اسکاتلند درس خوانده تلافی پیدا میکند، چقدر این توجیه و فرافکنی برجستهتر و پررمز و رازتر میشود...
چکیده کلام: همانگونه که امروز انگلستان چون گذشته تأثیرگذاری تعیبنکنندهای بر تحولات و معادلات جهانی ندارد، شخص حسن روحانی و همراهانش نیز تأثیرگذاری مهمی بر امورات کشور ندارند! ولی عوام و تندروها هر دو را پشت پرده تصمیمگیریهای مهم کشور معرفی و برجسته میکنند، چون با این سادهسازی مشکلات، نیاز به فکر، تحلیل و تلاش و هزینه کردن از خود ندارند و با این فرمول همیشه کسی هست که با آن فرافکنی و توجیه ناکارآمدی کرده و از پاسخگویی برهند!
@peyeagahi
498
Repost from سهند ایرانمهر
ادامه مطلب قبلی👇🏼
ششم:
بخشی از روشنفکران رسانهای و سلبریتیها در مواجهه با مسائل ملی، بهجای ارائه صورتبندی دقیق از واقعیتهای پیچیده سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیک، اغلب به روایتهای هیجانی، سادهسازیهای اخلاقی و پیشگوییهای بیپشتوانه گرایش یافتهاند؛ بهگونهای که امر ملی را از سطح تحلیل نهادی به سطح احساسات لحظهای و دوگانههای رمانتیک فروکاستهاند. در این چارچوب، منطق دیدهشدن و تولید محتوا بر منطق تحلیل غلبه کرده و نتیجه آن، جایگزینی فهم تخصصی با رمانتیسم سیاسی یا آرزواندیشی است؛ امری که نهایتا میتواند فاصله جامعه با واقعیتهای محدودکننده قدرت و سیاست را افزایش داده و انتظارات غیرواقعبینانهای تولید کند که در بزنگاههای تاریخی به سرخوردگی جمعی منتهی میشود
هفتم:
این رویداد، آیینه تمامنمای گذار تدریجی و دردناک جهان از نظم تکقطبی پساجنگ سرد به دنیایی چندقطبی و پیچیدهتر است؛ دنیایی که در آن قدرتهای منطقهای دیگر صرفا گوشبهفرمان و موضوع مناقشه بزرگترها نیستند، بلکه خود صاحب صندلی و تعیینکننده قواعد بازی شدهاند.
با این همه، نباید دچار وهم شد؛ این توافق پایان داستان نیست، بلکه آغاز فصلی تازه از رقابت در عین همکاری است. دیوارهای ضخیم بیاعتمادی همچنان سر جای خود ایستادهاند و هر دو طرف با چراغ خاموش و دست روی ماشه حرکت خواهند کرد. اما اگر این عهد لرزان دوام بیاورد، شاید سالها بعد، مورخان از آن به عنوان لحظهای یاد کنند که دو خصم دیرینه، در نقطهای از فرسایش، دریافتند که مخارج سنگین دشمنی ابدی، سرسامآورتر از جریمه نشستن پشت یک میز است. تاریخ معمولا شیفته جنگهایی است که رخ دادهاند، اما فیلسوفان تاریخ میدانند که گاهی آن جنگهایی که با درایت از وقوعشان جلوگیری شد، مسیر سرنوشت انسانها را عمیقتر تغییر دادهاند.
@sahandiranmehr
498
Repost from سهند ایرانمهر
توافق و شش نکته
سهند ایرانمهر
اول:
در تحلیل این که چرا سرانجام دود سفید از دودکش دیپلماسی برخاست، نیازی به واکاوی در نیتهای پنهان یا کشف گوهری به نام «اعتماد» نیست. واقعیت عریانتر از این حرفهاست زیرا نه تهران را توان حذف همیشگی واشنگتن از شطرنج منطقه بود و نه کاخ سفید میتوانست بدون پرداخت باج گزاف غرق شدن در باتلاقی تازه، حریف سختجان خود را به تسلیم مطلق وادار کند. چند دهه کوبیدن بر طبل جنگ و خطونشانهای نظامی، عاقبت این درس گران را به هر دو سو آموخت که آهن و آتش، لزوما گرههای کور ژئوپلیتیک را باز نمیکنند بنابراین توافق، نه یک میثاق اخلاقی، که برآمده از چرتکهاندازی سرد «هزینه-فایده» و درک دوجانبه محدودیت قدرت بود.
دوم:
واشنگتن که سالها سرمست از باده «فشار حداکثری»، رویای فروپاشی یا رامکردن کامل ایران را در سر میپروراند، سرانجام در گردبادی از واقعیتهای تلخ دریافت که اهداف حداکثریاش روی کاغذ زیباتر از واقعیت صحنهاند. از منظر استراتژیک، این بازگشت به میز، برای آمریکا یک فتحالفتوح نیست؛ نوعی مدیریت بحران است تا عاقبت بتواند پیادهنظام و توان فرسودهاش را از این خاورمیانه پرآشوب بیرون بکشد و به زمین بازی بزرگتر و حیاتیتر یعنی تقابل صخرهای با اژدهای چین و خرس خشمگین روسیه منتقل کند. در واقع، آمریکا ثباتی نسبی را با پول نقد مذاکره خرید تا از اولویتهای حیاتیترش جا نماند. در سوی مقابل، ایران نیز تن به این توافق داد تا علاوه بر تثبیت جایگاه خود در هرم قدرت منطقه، از بار سنگین و خفهکننده فشارهای ساختاری، امنیتی و بهویژه اقتصادی که رمق جامعه را کشیده بود، بکاهد.
سوم:
برای ایران، این گشایش اقتصادی و روزنه تجارت و سرمایهگذاری، صرفا یک فرصت است، نه یک تضمین یا چک سفیدامضا. تاریخ توسعه ملتها گواهی میدهد که دیپلماسی، بدون جراحیهای عمیق در ساختار حکمرانی، اصلاح چرخهای پنچر اقتصاد و پیش از همه، ترمیم چینی ترکخورده «اعتماد عمومی»، گُلی به سر کسی نزده است. دستاورد بیرونی، اگر با بازسازی درونی و تجدیدنظر در رفتارهای سخت همراه نشود، برفی است که با نخستین آفتاب بحرانی دیگر، آب خواهد شد؛ چرا که سرمایه ماندگار یک ملک، نه امضای غریبهها در پای کاغذ در دنیای بیرحم امروز، که رضایت و پشتوانه شهروندان خود آن ملک است. اگر خطای جریانات سیاسی این باشد که به خاطر منافع جناحی و دفع قریب نکات مثبت توافق را نبینند و بر آن نام شکست بگذارند، بزرگترین خطای حکمرانی در این میان، آن است که این توافق را به عنوان پیروزی مطلق سیاسی تزیین کنند و از یاد ببرند که توافق خارجی، تنها زمانی ارزش زیستن دارد که سفره مردم را فراختر و سایه فساد را کوتاهتر کند.
چهارم:
در این میان، سنگ سنگین واقعیت، بیش از همه بر سر آن بخش از جریانهای اپوزیسیون فرود آمد که آینده را در آینه دق تشدید تحریمها، فروپاشی ناگهانی یا فرشته نجات مداخله نظامی میجستند. این توافق، پیامی صریح و بیتعارف برای آرزواندیشان داشت و آن اینکه قدرتهای بزرگ، حتی در اوج دندانقروچهها، ثبات مهارشده را به تغییرات پرهزینه، کور و پیشبینیناپذیر ترجیح میدهند. طنز تلخ تاریخ در تجارب خونین عراق، افغانستان و لیبی پیش چشم ماست؛ مداخله خارجی نهتنها نظمی دموکراتیک به بار نیاورد، بلکه به تولید خلأ قدرت، ویرانی نهادها و جنگهای داخلی بیپایان انجامید. از همین رو، جهان رسمی مدتی است که اسب چموش جنگ را با مهار دیپلماسی عوض کرده است. دلخوشکردن به این که بیگانهای بیاید و بار گران تغییر ساختار یک کشور بزرگ و پیچیده را به دوش بکشد، سیاستورزی نیست؛ یک خطای محاسباتی فاحش و نشانهای از گمشدن مرز میان رویا و واقعیت است.
پنجم:
آیا این توافق به معنای شکست آمریکاست؟ در ادبیات روابط بینالملل، شکست لزوما برافراشته شدن پرچم سپید یا سقوط پایتخت نیست. شکست گاهی همین است که ابرقدرتی با آنهمه یال و کوپال و صرف هزینههای نجومی، پس از سالها عربدهکشی سیاسی و انزوای اقتصادی، ناگزیر شود به نتیجهای بسیار کمتر از اهداف اولیهاش رضایت دهد و با حریفی که قرار بود حذفش کند، همپیاله شود. ایران در این میدان پیروز مطلق نیست، اما بازیگر تابآوری است که توانست سناریوی حذف خود را باطل کند و موازنه را به رخ بکشد؛ موازنهای که تصویر سنتی قدرت بلامنازع کدخدا را مخدوش کرد و به دیگر بازیگران جهان نشان داد که حتی در برابر اراده واشنگتن نیز میتوان با اتکا به ظرفیتهای درونی و توان بازدارندگی، خطوط قرمز را حفظ کرد.
ادامه در مطلب بعد👇🏼
498
چرا تندروها این سطح از آزادی عمل دارند!
✍ حبیب رمضانخانی
بعد از اعلام رسمی آمادگی ایران برای امضای تفاهمنامه با آمریکا، جماعت تندرو و پایداری دست به کار شده و با بدترین ادبیات تیم مذاکره کننده ایرانی را نواخته و با آزادی تمام شروع به کارشکنی از فضای مجازی تا خیابان کردند!
درباره چرایی این سطح از آزادی عمل و جسارت تندروها بایستی تاکید کرد؛ وقتی سالها حاکمیت بیشتر مردم را به نفع منافع و صدای این اقلیت، محدود و به حاشیه راند! وقتی در این ۴ ماه با میدان دادن به این جماعت و آن تهییج و بزرگنمایی، در قالب آتش به اختیار و... آنها را دچار توهم تأثیرگذار بودن کرد، این تندروی و ادعای تعیین تکلیف قابل انتظار بود! خاصه وقتی با آن میدان دادن و تهییج و تمجید، این توهم را در تندروها ایجاد کردید که ایران در اوج قدرت و دشمن کاملا در حال نابودی است و این مهم از بابت حضور و حمایت این جماعت حاصل شده است. جماعتی که به پای این توهم و آن میدان دادن، خود را صاحب و تصمیم گیر کشور میدانند!
@peyeagahi
498
منافع تعیین میکند برانداز باشی یا حامی!
✍ حبیب رمضانخانی
بعد از یک سال از آغاز جنگ علیه ایران، حالا گویا قرار هست فردا توافقی بین ایران و آمریکا امضا شود که گفته میشود یکی از بندهای توافقی احتمالی این است:
بند دوم: تعهد آمریکا به عدم مداخله در امور داخلی ایران و احترام به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران...
این حمایت آمریکا از حاکمیت جمهوری اسلامی بر ایران در حالی صورت میگیرد که یکی از اهداف اصلی ادعایی حملات چندباره اسراییل و آمریکا به ایران، براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بود! که حالا به خاطر منافع، از نقش برانداز به حامی، دنبال تغییر نقش و هدف هستند!
این حمایت من رو یاد شرایط مشابهی در قراداد ترکمنچای انداخت، آنجا که دقیقا بعد از دو رشته جنگ، نهایت روسیه در پی دستیابی به منافع خود از جانب قاجارها، طی بند هفتم قرارداد، تزارها متعهد شدند که از ولیعهدی عباس میرزا حمایت کنند که با مرگ او، به طور ضمنی این حمایت به فرزندان او منتقل شد. به گونهای که تا انقلاب روسیه این حمایت پابرجا بود که یکی از عوامل اصلی استقرار پهلوی به جای قاجار، از بابت انقلاب کمونیستی روسیه و از بین رفتن آن تضمین و تعهد بود.
نتیجه اینکه؛ بار دیگر بر ایرانیان روشن شد که امید به تغییر حکومت و نجات توسط عامل خارجی چقدر امید واهی هست، وقتی برآورده کردن منافع قدرتها میتواند آنها را از نقش و عامل برانداز به حامی حکومت تغییر هدف و نقش بدهد!
@peyeagahi
498
شرایط خاص جنگی و نفع برنده از آن!
✍ حبیب رمضانخانی
دو روز دیگر، ۲۳ خردادماه، آغاز جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران، یک ساله خواهد شد. جنگی که همچنان ادامه دارد و شبها با صدای انفجار و روزها با خبر مکانهای بمباران شده و تحلیلهای پیرامون آن هفتهها و ماهها را سپری میکنیم...
شرایطی که نشان میدهد آمریکا و اسراییل از طریق کشدار کردن محاصره دریایی و بیثباتی اقتصادی، در کنار جنگ روانی، در پی فرسایش ایران هستند تا به هدف اصلی خود که تضعیف کامل ایران در حدی که مشغول به مشکلات و بحرانهای گسترده و بلند مدت داخلی باشد، برسند.
در خور درنگ، در تمام این دههها اگر این شرایط اضطراری و جنگی برای ایران و تمام کشورهای خاورمیانه عاملی ثباتزدا و بسیار آسیبزا بوده، ولی برای اسراییل مثبت و کارگشا بوده است.
چرا که اسراییل در سایه همین جنگ و آشوب و بودن در شرایط اضطراری، به این محدوده سرزمینی دست یافته و به بهانه همین شرایط جنگی و مظلومنمایی ناشی از آن، برخوردار از تسلیحات نامتعارف و بمب هستهای تا عدم پاسخگویی به جنایتها علیه حقوق بشر و زیر پا گذاشتن قطعنامههای سازمان ملل و... شده و فضا را به نفع خود سواستفاده و بهرهبرداری کرده است.
در خور درنگتر، در سایه همین جنگ و آشوب که کشورهای دیگر به دلیل شرایط خاص و بودن در شرایط حساس کنونی و... تلاش برای رسیدن به روندهای دموکراتیک را به کناری گذاشته و محدودیت و انسداد داخلی را در پیش گرفتهاند، در اسراییل اما روند دموکراسی ادامه یافته و پایههای آن مستحمکتر شده است...
نتیجه اینکه؛ با این خروجی، مشخص هست با ادامه وضعیت بلاتکلیف و پرآشوب امروزی، کدام کشورها از شرایط اضطراری جنگی آسیبدیدهتر و و کدام سمت نفعبرنده و مایل به ادامه آن است...
@peyeagahi
498
حکمرانی با دوگانه انعطاف برای موافق و انسداد برای مخالف!
✍ حبیب رمضانخانی
پنجشنبه «قیصر» خواننده لسآنجلسی که به تهران برگشته، در مراسم عید غدیر در تجمع میدان امام حسین حضور یافت و برای کودکان میناب قطعهای را خواند!
بعد از این حضور و آن اجرا، بسیاری این را نشانهای از انعطاف حاکمیت در جهت گشایش و اصلاح تاکید کرده و حتی برخی پا فراتر گذاشته و این موارد را نشانهای از آغاز دوران اصلاحات گسترده، چون مدل «بن سلمانی» دانستند!
در سوی دیگر میدان، همزمان لیست نهایی تیم ملی فوتبال برای اعزام به جام جهانی اعلام شد و مشخص شد «سردار آزمون» بازیکن و مهره کلیدی تیم ملی به خاطر آن موضعگیری جایی در ترکیب نداشته و آن اصلاح موضع و پادرمیانی، هیچ تاثیری بر تصمیم آقایان نگذاشت!
از این رفتار دوگانه به این برداشت میرسیم که؛ اگر در راستای منافع و در خدمت اهداف این ایدئولوژی باشید حاکمیت به قدری انعطاف دارد که خوانندهای با آن سبک خوانندگی و آن نمود را در مدت کوتاهی میتواند جای محمود کریمی روی سن ببرد! طوری که از این سطح از انعطاف، خود بنسلمان نیز حیران و انگشت به دهان مانده است!
همزمان اما، اگر نمود و مواضع افراد در جهت منافع و اهداف نبوده و در مدار نباشند، یاساوار، چنان سرسختانه و بدون کوچکترین بخششی برخورد میشود که قابلیت عبرت برای منتقدان و الگو برای حکمرانان کرهشمالی داریم!
@peyeagahi
498
بلاتکلیفی و بیچشماندازی که روح و روان مردم و کشوری را فرسوده میکند!
✍ حبیب رمضانخانی
از پی جنگ اخیر، بیشک، آنچه بالاتر از تورم، خطر جنگ مجدد و... مردم ایران را آزار داده و ذهن و فکرشان را فرسوده کرده، گرفتار شدن در این تنگنای بلاتکلیفی نه جنگ و نه صلح امروز و بیچشماندازی فرداست که باعث سردرگمی ملتی شده است...
وضعیتی که شاید برای جماعتی از بابت تبلیغ و تهییج تودهها و تاکید بر بودن در شرایط خاص و حساس کنونی، نان و مقامی داشته باشد، ولی برای بیشتر مردم ایران، ناامیدی، بیاعتمادی و فروپاشی اخلاق و زندگی به همراه دارد!
سردرگمی و بیتصمیمی که انگار تقدیر ما شده و قرار نیست دست از سر ملت ایران بردارد و هر بار با موضوعی؛ از مسأله حجاب گرفته تا وضعیت قیمت بنزین و موتور سواری بانوان و... مرتب ذهن مردم را میفرساید!
در این راستا فقط در یک مورد، تعیین تکلیف قیمت بنزین، ببینید چند دهه مردم درگیر این بلاتکلیفی و تبعات روحی و روانی آن بوده و هستند و همچنان هر روز گمانهزنی و شایعه گرانی و در پی آن تکذیب ادعاها در جریان است!
یا در مورد همین مسأله حجاب، الان جامعه ۴ سال هست درگیر در این موضوع بوده و روزی نیست تندروها افراد بیحجاب را به تهدید و برخورد هشدار ندهند!
یا موضوع خیلی کماهمیتتر؛ گواهینامه موتور سواری زنان که بیش از دو دهه هست که با وجود وعده و تهدیدهای همزمان، همچنان وضعیت نامشخصی داشته و تکلیف مشخص نیست!
چکیده گفتار: حکمرانی فقط در اراده جنگ و تامین معاش خلاصه نمیشود. آنچه بیش از همه باعث اعتماد و همراهی مردم با حاکمان میشود، به توان دولتمردان در حل مشکلات و برداشتن موانع از پیش روی زندگی مردم برمیگردد که باعث میشود فردای آنها مشخص و قابل پیشبینی بوده تا با امید، اعتماد و آرامش، برای فردای خود برنامهریزی کنند.
پس وقتی چند دهه، با موضوعات مختلف، مردم در بلاتکلیفی تصمیم و برنامهریزی قرار گرفته و برای سادهترین امورات زندگی خود، قابلیت پیشبینی و برنامهریزی ندارند، این در کنار فرسودگی ذهن و روان مردم، باعث کاهش سرمایه اعتماد اجتماعی شده است. وضعیتی که امتداد آن، موریانهوار پایههای حکمرانی کشور را سست کرده که تبعات آن را، در یک نمونه؛ در زندگی مردم، در عدم تمایل به ازدواج و فرزندآوری و در مواجهه با حاکمان، در عدم شرکت در انتخابات تا بیتفاوتی اجتماعی و... نظارهگریم!
@peyeagahi
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
