es
Feedback
آرش رئیسی‌نژاد

آرش رئیسی‌نژاد

Ir al canal en Telegram

راه در جهان یکی است و آن راه راستی است؛ راه راستی، راه ایران است و راه ملت ایران!

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram آرش رئیسی‌نژاد

El canal آرش رئیسی‌نژاد (@iran_simorq) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 16 656 suscriptores, ocupando la posición 3 403 en la categoría Política y el puesto 19 757 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 16 656 suscriptores.

Según los últimos datos del 30 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 519, y en las últimas 24 horas de -2, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 57.12%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 28.69% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 9 512 visualizaciones. En el primer día suele acumular 4 777 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 142.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como استراتژیک, نفت, نظامی, هرمز, زمین.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
راه در جهان یکی است و آن راه راستی است؛ راه راستی، راه ایران است و راه ملت ایران!

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 01 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Política.

16 656
Suscriptores
-224 horas
+1467 días
+51930 días

Carga de datos en curso...

Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+4
en 0 canales
junio '26
+642
en 21 canales
Get PRO
mayo '26
+440
en 19 canales
Get PRO
abril '26
+2 481
en 33 canales
Get PRO
marzo '26
+2 078
en 26 canales
Get PRO
febrero '26
+5 206
en 50 canales
Get PRO
enero '26
+6 118
en 4 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
01 julio+4
Publicaciones del Canal
photo content
+1

2
چین پس از دهه‌ها توسعه بی‌سابقه، حالا به‌سمت ارتقای زیرساخت‌های شبکه ریلی پرسرعت خود حرکت می‌کند: گسترش شبکه فعلی تا پایان سال ۲۰۲۴، طول کل شبکه ریلی چین به حدود ۱۶۲٬۰۰۰ کیلومتر رسید که نزدیک به ۴۸٬۰۰۰ کیلومتر آن مربوط به خطوط پرسرعت است. عملکرد رکوردشکن در مسافر و حمل‌ونقل بار در سال ۲۰۲۴، این شبکه میزبان بیش از ۴ میلیارد سفر مسافری (۴٫۰۸ میلیارد، رشد ۱۰٫۸٪) و حمل حدود ۳٫۹۹ میلیارد تن کالا (رشد ۱٫۹٪) بود. چین پس از دهه‌ها توسعه بی‌سابقه، حالا به‌سمت ارتقای زیرساخت‌های شبکه ریلی پرسرعت خود حرکت می‌کند: گسترش شبکه فعلی تا پایان سال ۲۰۲۴، طول کل شبکه ریلی چین به حدود ۱۶۲٬۰۰۰ کیلومتر رسید که نزدیک به ۴۸٬۰۰۰ کیلومتر آن مربوط به خطوط پرسرعت است. عملکرد رکوردشکن در مسافر و حمل‌ونقل بار در سال ۲۰۲۴، این شبکه میزبان بیش از ۴ میلیارد سفر مسافری (۴٫۰۸ میلیارد، رشد ۱۰٫۸٪) و حمل حدود ۳٫۹۹ میلیارد تن کالا (رشد ۱٫۹٪) بود. ورود قطارهای نسل جدید (CR450) نمونه‌های اولیه CR450 با قابلیت سرعت آزمایشی تا ۴۵۰ km/h معرفی شده‌اند و پیش‌بینی می‌شود در مسیرهای تجاری تا سرعت ۴۰۰ km/h حرکت کنند؛ این نشان‌دهنده تمرکز چین بر «سریع‌تر، سبزتر و راحت‌تر» شدن سیستم ریلی است. طرح‌ برای آینده: تا سال ۲۰۳۰ چین قصد دارد تا ۲۰۳۰ طول خطوط پرسرعت را به حدود ۶۰٬۰۰۰ کیلومتر (پس از رشد از ۴۸٬۰۰۰ km فعلی) و شبکه کل ریلی را به ۱۸۰٬۰۰۰ km برساند. این توسعه با هدف رساندن سفر میان شهرهای بزرگ به ۱–۳ ساعت دنبال می‌شود. سرمایه‌گذاری و پروژه‌های جدید در سال ۲۰۲۵، چین برنامه‌ریزی کرده حدود ۵۹۰ میلیارد یوآن (حدود ۸۲ میلیارد دلار) برای سرمایه‌گذاری در حمل و نقل ریلی اختصاص دهد و ۲٫۶۰۰ کیلومتر مسیر جدید احداث کند. جمع‌بندی در نتیجه، چین از مرحله «گسترش سریع شبکه» وارد فاز «ارتقای فناوری و کیفیت زیرساخت‌ها» شده است. با تمرکز بر قطارهای فوق‌سریع، زیرساخت نوین و اتصال بهینه شهرها و نقاط دوردست، کشور قصد دارد در دهه آینده، رهبر بی‌چون‌وچرای حمل‌ونقل ریلی سریع، کارآمد و پایدار باقی بماند. @Iran_simorq
2 340
3
Sin texto...
4 345
4
تهمورث (تهمورس یا طهمورث) سومین شاه پیشدادی در اساطیر ایرانی است؛ شاهی که در اوستا دارنده لقب زیناوند (دارنده ساز و برگ جنگی) است و در شاهنامه فردوسی بزرگ، آراسته به صفت دیوبند! تهمورث را وزیری خردمند بود به نام شَهْرَسْپ که با اندرزهایش راه فرمانروایی نیک را بر شاه پیشدادی باز کرد چنانکه تهمورث از بدی‌ها پالوده گشت و از او فرهٔ ایزدی تابید. چنان شاه پالوده گشت از بدی/ که تابید ازو فرّهٔ ایزدی ‏برفت اهرمن را به افسون ببست/ چو بر تیز رو بارگی بر نشست تهمورث بر پایه اندرزهای شهرسپ بود که توانست در قلمرو خود که هفت کشور را دربرمی‌گرفت دادگری پیشه سازد و بر دیوان چیره شده و در بندشان نماید. شگفت اینکه همین «دیوان» هستند که به تهمورث خط (دپ یا دبیره) آموزاندند. کشیدندشان خسته و بسته خوار به جان خواستند آن زمان زینهار که ما را مکش تا یکی نو هنر بیاموزی از ما که‌ت آید به بر کی نامور دادشان زینهار بدان تا نهانی کنند آشکار چو آزاد گشتند از بند او بجستند ناچار پیوند او نبشتن به خسرو بیاموختند دلش را به دانش برافروختند نبشتن یکی نه، که نزدیک سی چه رومی، چه تازی و چه پارسی چه سغدی، چه چینی و چه پهلوی ز هر گونه‌ای کان همی بشنوی این دیوان اما موجودات شاخدار نبودند، بل احتمالا به ساکنین بومی فلات ایران (ایلامیان، مردمان شهر سوخته، جیرفت) اشاره دارد. جالب آنکه واژه «دپ» در واژه‌های «دبستان»، «دبیر» و «دفتر (دبتر)» نیز دیده می‌شود! اهریمن به ‌ تهمورث⁩ سی سال سواری داد تا اینکه توانست همسر شاه را بفریبد و بدانست که در سراشیبی البرز کوه بر شاه پیشدادی ترس چیره می‌گردد. پس ‌ تهمورث⁩ را در پای کوه البرز بر زمین زد و بلعید تا ‌ جمشید ⁩سرانجام بر اهریمن چیرگی یافت و تهمورث را از شکم اهریمن بیرون کشید. ‌ حمدالله مستوفی، مورخ پرآوازه،⁩ تهمورث دیوبند⁩ را برافرازنده سمنان، کرمانشاه، ساری و البته قم ‌ می‌داند؛ شاهی که با «دیوان» جنگید، آن‌ها را به زنجیر کشید و از دل تاریکی، نوشتن، صنعت و دانایی را به مردم آموزاند!⁩ جهاندار سی سال از این بیشتر چه گونه پدید آوریدی هنر برفت و سر آمد بر او روزگار همه رنج او ماند از او یادگار @Iran_simorq
4 319
5
اقتصاد بین‌المللیِ حمله آمریکا به ایران آرشام رئیسی‌نژاد فارغ‌التحصیل اقتصاد توسعه از مدرسه اقتصادی پاریس و استاد و پژوهشگر ا
اقتصاد بین‌المللیِ حمله آمریکا به ایران   آرشام رئیسی‌نژاد فارغ‌التحصیل اقتصاد توسعه از مدرسه اقتصادی پاریس و استاد و پژوهشگر اقتصاد بین‌الملل در دانشگاه اسکس انگلستان است. وی در این گفت‌وگو تشریح می‌کند که چه تحولاتی در جغرافیای اقتصادی (ژئواکونومی) جهان رخ داده که حمله آمریکا به ایران را سبب شده است. وی تحلیل دقیقی از نقش برآمدن چین در این منازعه ارائه می‌کند.   دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/FehbNE1jBKk آرشام رئیسی‌نژاد نشان می‌دهد که فقط تحولات جغرافیای اقتصادی در این حمله نقش نداشته است، بلکه انسداد سیاسی ایران که خود این انسداد در تعامل با مقولات امنیتی در دو دهه گذشته پدید آمده است، نقش مهمی در تعیین لحظه وقوع این حمله داشته است. وی سایر توضیحات برای این حمله – از جمله تنش‌های بین ایران و آمریکا قبل از سپتامبر ۲۰۰۱ – را ناکافی می‌داند.   این بخش اول گفت‌وگو با آرشام رئیسی‌نژاد است و در بخش دوم، شرایط امروز دو کشور و احتمال رسیدن به توافق بر اثر مذاکرات در فرصت شصت روزه را بررسی می‌کند.   #آرشام_رئیسی_نژاد #جنگ_هرمز #تنگه_هرمز #ایران_و_چین #انسداد_سیاسی @Irantalk_sn
3 794
6
Sin texto...
5 473
7
هدف نهایی جمهوری اسلامی ایران تقابل دائمی با ایالات متحده امریکا نبوده است؛ همان‌گونه که هدفش ادغام در نظم آمریکامحور نیز نبوده است. آنچه تهران همواره در پی آن بوده، چیزی بسیار دشوارتر است: «به‌رسمیت‌شناخته‌شدن بدون تبعیت، و عادی‌سازی روابط بدون وابستگی.» به همین دلیل، ۱۹۷۲ همچنان برای فهم راهبرد ایران اهمیت دارد. همان‌گونه که دولت نیکسون چین کمونیست را بدون مطالبه همگرایی ایدئولوژیک به رسمیت شناخت، تهران نیز سال‌هاست در پی نوعی رابطه با واشنگتن است که در آن، بدون پیوستن به نظم آمریکامحور، از سوی آمریکا به‌عنوان یک قدرت مشروع منطقه‌ای پذیرفته شود. اما شرایط تاریخی احتمالا به سود ایران نباشد چرا که سه تحول اساسی، امکان تکرار تجربه ۱۹۷۲ را تضعیف کرده‌اند: نخست، نبودِ ضرورت راهبردی. در سال ۱۹۷۲، آمریکا برای موازنه با اتحاد شوروی به چین نیاز داشت. امروز ضرورت ژئوپلیتیکی مشابهی وجود ندارد که واشنگتن را به سوی مصالحه‌ای استراتژیک با ایران سوق دهد. دوم، وتوی ساختاری منطقه‌ای. برخلاف چینِ دهه ۱۹۷۰، ایران با رقیبی منطقه‌ای روبه‌روست که نفوذ عمیقی بر سیاست آمریکا دارد. رقابت ایران و اسرائیل به مانعی ساختاری در برابر هرگونه آشتی راهبردی میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. سوم، میراث خودِ ۱۹۷۲. اگر گشایش به چین زمانی نماد موفقیت سیاست واقع‌گرایانه بود، امروز بسیاری در واشنگتن آن را یکی از بزرگ‌ترین خطاهای استراتژیک آمریکا می‌دانند؛ خطایی که به ظهور مهم‌ترین رقیب ژئوپلیتیکی ایالات متحده انجامید. از همین‌رو، پارادوکس بزرگ روابط ایران و آمریکا این است که تهران در جست‌وجوی «۱۹۷۲ِ خود» است، درست در زمانی که واشنگتن بیش از هر زمان دیگری مصمم است تجربه ۱۹۷۲ با چین را تکرار نکند. این همان چیزی است که می‌توان آن را «سرگیجه راهبردی» نامید؛ وضعیتی که در آن، هدف استراتژیک ایران همچنان بر منطق گذشته استوار است، اما محیط استراتژیک آمریکا دیگر آن منطق را نمی‌پذیرد. و شاید همین، مهم‌ترین پارادوکس تعیین‌کننده آینده روابط ایران و ایالات متحده باشد! @Iran_Simorq
7 943
8
هدف نهایی جمهوری اسلامی ایران تقابل دائمی با ایالات متحده امریکا نبوده است؛ همان‌گونه که هدفش ادغام در نظم آمریکامحور نیز نبوده است. آنچه تهران همواره در پی آن بوده، چیزی بسیار دشوارتر است: «به‌رسمیت‌شناخته‌شدن بدون تبعیت، و عادی‌سازی روابط بدون وابستگی.» به همین دلیل، ۱۹۷۲ همچنان برای فهم راهبرد ایران اهمیت دارد. همان‌گونه که دولت نیکسون چین کمونیست را بدون مطالبه همگرایی ایدئولوژیک به رسمیت شناخت، تهران نیز سال‌هاست در پی نوعی رابطه با واشنگتن است که در آن، بدون پیوستن به نظم آمریکامحور، از سوی آمریکا به‌عنوان یک قدرت مشروع منطقه‌ای پذیرفته شود. اما شرایط تاریخی احتمالا به سود ایران نباشد چرا که سه تحول اساسی، امکان تکرار تجربه ۱۹۷۲ را تضعیف کرده‌اند: نخست، نبودِ ضرورت راهبردی. در سال ۱۹۷۲، آمریکا برای موازنه با اتحاد شوروی به چین نیاز داشت. امروز ضرورت ژئوپلیتیکی مشابهی وجود ندارد که واشنگتن را به سوی مصالحه‌ای استراتژیک با ایران سوق دهد. دوم، وتوی ساختاری منطقه‌ای. برخلاف چینِ دهه ۱۹۷۰، ایران با رقیبی منطقه‌ای روبه‌روست که نفوذ عمیقی بر سیاست آمریکا دارد. رقابت ایران و اسرائیل به مانعی ساختاری در برابر هرگونه آشتی راهبردی میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. سوم، میراث خودِ ۱۹۷۲. اگر گشایش به چین زمانی نماد موفقیت سیاست واقع‌گرایانه بود، امروز بسیاری در واشنگتن آن را یکی از بزرگ‌ترین خطاهای استراتژیک آمریکا می‌دانند؛ خطایی که به ظهور مهم‌ترین رقیب ژئوپلیتیکی ایالات متحده انجامید. از همین‌رو، پارادوکس بزرگ روابط ایران و آمریکا این است که تهران در جست‌وجوی «۱۹۷۲ِ خود» است، درست در زمانی که واشنگتن بیش از هر زمان دیگری مصمم است تجربه ۱۹۷۲ با چین را تکرار نکند. این همان چیزی است که می‌توان آن را «سرگیجه راهبردی» نامید؛ وضعیتی که در آن، هدف استراتژیک ایران همچنان بر منطق گذشته استوار است، اما محیط استراتژیک آمریکا دیگر آن منطق را نمی‌پذیرد. و شاید همین، مهم‌ترین پارادوکس تعیین‌کننده آینده روابط ایران و ایالات متحده باشد! @Iran_Simorq
1
9
نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، گفت: «به ندرت روزی می‌گذرد که اردوغان خواستار نابودی کشور اسرائیل نشود؛ ما نادیده نمی‌گی+1
نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، گفت: «به ندرت روزی می‌گذرد که اردوغان خواستار نابودی کشور اسرائیل نشود؛ ما نادیده نمی‌گیریم. … ما این سخنان را بسیار جدی می‌گیریم، زیرا اگر یک چیز از تاریخ مردم خود آموخته باشیم، این است که وقتی کسی می‌گوید قصد نابودی شما را دارد، باید او را جدی بگیرید. … ما این اظهارات را جدی می‌گیریم و آن‌ها را به اطلاع دوستان آمریکایی خود نیز خواهیم رساند. ما آنها را نادیده نمی‌گیریم.» دو سال پیش از تنش فزاینده و برخورد احتمالی تل‌آویو-آنکارا گفته شده بود! @Iran_Simorq
6 645
10
گفتگوی برنامه وزین چراز با برادرم، دکتر آرشام رییسی‌نژاد، استاد دانشگاه ریجنت لندن و پژوهشگر دانشگاه اسکس. @Iran_Simorq
گفتگوی برنامه وزین چراز با برادرم، دکتر آرشام رییسی‌نژاد، استاد دانشگاه ریجنت لندن و پژوهشگر دانشگاه اسکس. @Iran_Simorq
6 197
11
🔸 تنگه؛ جغرافیا و منافع ملی 🔹 تنگه هرمز برگ برنده ایران در جنگ با آمریکا شد و ایران توانست با بستن آن بازارهای جهانی را تحت
🔸 تنگه؛ جغرافیا و منافع ملی 🔹 تنگه هرمز برگ برنده ایران در جنگ با آمریکا شد و ایران توانست با بستن آن بازارهای جهانی را تحت فشار قرار دهد. اما آیا ایران در بلندمدت می‌تواند این مزیت ژئواکونومیک را به منفعتی پایدار برای خود تبدیل کند؟ ویدیوی "آیا تنگه هرمز هنوز یک اهرم قدرت است؟" را در کانال یوتوب چراز ببینید. مهمان گفتگو: دکتر آرشام رئیسی‌نژاد، استاد دانشگاه و متخصص اقتصاد سیاسی و ژئواکونومی @choraz
5 581
12
🔸 آیا تنگه هرمز هنوز یک اهرم قدرت است؟ 🔹 جنگ هرمز نشان داد که چگونه یک گلوگاه دریایی می‌تواند زنجیره تامین جهانی را تحت تاثیر قرار دهد. تبعات بسته شدن تنگه، از افزایش قیمت نفت و گاز تا سوخت جت و کود شیمیایی و مواد غذایی، سایه سنگین تورم را بر اقتصاد جهان افکند. با این حال چرا قیمت نفت برخلاف گمانه‌زنی‌ها جهش چشمگیری نداشت؟ آیا ایران همچنان می‎‌تواند از سلاح تنگه هرمز برای تامین منافع ملی خود استفاده کند؟ مهمان گفتگو: دکتر آرشام رئیسی‌نژاد، استاد دانشگاه و متخصص اقتصاد سیاسی و ژئواکونومی 00:00 معرفی موضوع و مهمان گفتگو 01:33 جنگ هرمز؛ مفهوم جنگ‌های گلوگاهی 03:06 اهمیت راهبردی تنگه هرمز در اقتصاد جهان 08:43 کنترل جریان انرژی مهم‌تر از خود انرژی! 09:32 جایگاه استراتژیک ایران در بیضی انرژی دنیا 11:48 تنگه هرمز؛ سلاحی برای درازمدت؟ 14:41 گرفتن عوارض یا حاکمیت تنگه؟ 18:20 تنگه هرمز شبیه اهرم خط لوله روسیه به اروپا 20:00 اثر جنگ بر قیمت جهانی نفت 22:40 چرا نفت به ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار نرسید؟ 23:50 چرا رشد صادرات نفت آمریکا پایدار نخواهد بود؟ 28:15 سناریوهای گلدمن ساکس برای قیمت نفت 31:22 ذخایر استراتژیک نفت آمریکا مقابل چین 33:19 چرا نفت آمریکا جلوی گرانی حمل‌و‌نقل را نگرفت؟ 35:38 کاهش تقاضای چین و اثر آن بر بازار نفت 37:27 افزایش قیمت سوخت جت و لغو پروازها 39:44 چه چیز مانع جهش قیمت نفت شد؟ 40:24 اثر جنگ بر کود شیمیایی و بازار مواد غذایی 46:58 تورم ناشی از جنگ با نرخ بهره مهار می‌شود؟ 48:32 اثرات بسته شدن تنگه بر اقتصاد آمریکا 53:56 سیگنال خطرناک بازار اوراق قرضه 57:30 ریسک ژئوپلیتیک به رکود تورمی می‌انجامد؟ 59:58 رکود تورمی؛ مرگ سیاسی ترامپ و جنبش ماگا 01:03:41 توافق؟ تجربه برجام چه می‌گوید؟ 01:09:13 کارت بازی تنگه در برابر تحریم‌ها 01:12:21 کلام آخر؛ جغرافیا و منافع ملی @choraz
5 146
13
بنابراین، اگر کاهش تقاضای نفت در دوره بحران اقدامی هدفمند بوده باشد، این رفتار را می‌توان در امتداد الگوی تاریخی سیاست‌گذاری اقتصادی چین ارزیابی کرد؛ الگویی که در آن حفظ ثبات اقتصاد کلان و رشد بلندمدت بر بهره‌برداری از منافع کوتاه‌مدت بازار اولویت دارد. @Iran_Simorq
5 410
14
چرا چین‌ با کاهش تقاضای نفت در حین جنگ هرمز مانع از شوک شدید قیمتی شد؟ از منظر اقتصاد انرژی، می‌توان استدلال کرد که اگر چین در جریان تنش‌های اخیر تنگه هرمز به‌طور آگاهانه تقاضای نفت خود را کاهش داده باشد، این اقدام را می‌توان در چارچوب راهبرد مدیریت شوک‌های بازار تحلیل کرد. در شرایطی که احتمال اختلال در عرضه نفت وجود دارد، بازار معمولاً با افزایش قیمت واکنش نشان می‌دهد. افزایش قیمت نفت به‌عنوان یک نهاده اساسی تولید، مستقیماً هزینه‌های صنایع چین را افزایش داده و از طریق رشد هزینه‌های تولید، بر رقابت‌پذیری صادرات، نرخ تورم و رشد اقتصادی این کشور اثر منفی می‌گذارد. در چنین شرایطی، اگر کاهش موقت تقاضا بتواند از شدت افزایش قیمت جلوگیری کند، هزینه اقتصادی این اقدام برای چین ممکن است به‌مراتب کمتر از پذیرش یک شوک قیمتی گسترده باشد. بنابراین، از دیدگاه تحلیل هزینه–فایده، کاهش تقاضا می‌تواند یک واکنش عقلایی برای کاهش آثار منفی یک بحران ژئوپلیتیکی بر اقتصاد داخلی تلقی شود. این استدلال با نظریه اقتصاد انتظارات نیز سازگار است. قیمت نفت تنها تابع عرضه و تقاضای فیزیکی نیست، بلکه انتظارات فعالان بازار درباره وضعیت آینده نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در قیمت‌گذاری دارد. در شرایطی که احتمال بسته شدن تنگه هرمز یا اختلال در عرضه مطرح می‌شود، معامله‌گران معمولاً «صرف ریسک ژئوپلیتیکی» را به قیمت نفت اضافه می‌کنند و حتی پیش از وقوع کمبود واقعی، قیمت‌ها افزایش می‌یابد. اما اگر هم‌زمان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، یعنی چین، تقاضای خود را کاهش دهد، این اقدام می‌تواند به بازار این پیام را منتقل کند که فشار تقاضا کمتر از حد انتظار خواهد بود و احتمال شکل‌گیری کمبود شدید کاهش یافته است. در نتیجه، انتظارات تورمی و صرف ریسک ژئوپلیتیکی تعدیل شده و از جهش بیش از حد قیمت‌ها جلوگیری می‌شود. از سوی دیگر، اهمیت این اقدام صرفاً به کنترل قیمت محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند از بروز «وحشت بازار» (Market Panic) نیز جلوگیری کند. در بازارهای مالی و انرژی، تفاوت مهمی میان افزایش تدریجی قیمت‌ها و از دست رفتن اعتماد بازار وجود دارد. زمانی که معامله‌گران وارد وضعیت وحشت می‌شوند، رفتارهای هیجانی مانند سفته‌بازی، خریدهای احتیاطی و انباشت ذخایر شدت می‌گیرد و قیمت‌ها ممکن است بسیار فراتر از سطحی که عوامل بنیادی عرضه و تقاضا توجیه می‌کنند، افزایش یابد؛ پدیده‌ای که در ادبیات اقتصادی از آن با عنوان Overshooting یاد می‌شود. در چنین شرایطی، حتی اگر اختلال عرضه کوتاه‌مدت باشد، هزینه‌های ناشی از شوک روانی بازار می‌تواند برای اقتصاد جهانی و به‌ویژه برای اقتصادهای واردکننده انرژی بسیار سنگین‌تر از خود کمبود فیزیکی نفت باشد. بنابراین، کاهش تقاضا می‌تواند ابزاری برای مهار انتظارات منفی و جلوگیری از تشدید رفتارهای هیجانی در بازار باشد. این رفتار را می‌توان از منظر نظریه بازی‌ها نیز تبیین کرد. چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان با دو گزینه مواجه است: یا اجازه دهد بازار با افزایش شدید قیمت‌ها واکنش نشان دهد و هزینه‌های سنگین آن را در قالب افزایش هزینه واردات انرژی، کاهش رشد اقتصادی و افت رقابت‌پذیری صادرات بپذیرد، یا با کاهش موقت تقاضای خود بخشی از فشار بازار را جذب کرده و از شکل‌گیری یک شوک قیمتی گسترده جلوگیری کند. اگر هزینه ناشی از کاهش موقت تقاضا کمتر از هزینه افزایش شدید قیمت نفت باشد، انتخاب گزینه دوم برای یک بازیگر عقلایی منطقی خواهد بود. از این منظر، اگر فرض شود که کاهش تقاضای چین اقدامی آگاهانه و هدفمند بوده است، می‌توان آن را نه صرفاً یک تصمیم تجاری، بلکه بخشی از راهبرد مدیریت ثبات بازار انرژی و کاهش هزینه‌های بلندمدت بحران ژئوپلیتیکی برای اقتصاد چین دانست. این مسئله همچنین با راهبرد کلان اقتصادی و ژئواکونومیکی چین نیز همخوانی دارد. طی دو دهه گذشته، سیاست‌گذاران چینی همواره ثبات محیط اقتصادی بین‌المللی را یکی از پیش‌شرط‌های تداوم رشد اقتصادی و حفظ مزیت صادراتی این کشور دانسته‌اند. از این منظر، چین به‌طور سنتی از نوسانات شدید در بازارهای جهانی، به‌ویژه بازار انرژی، اجتناب کرده و تلاش کرده است امنیت انرژی خود را نه از طریق پذیرش شوک‌های قیمتی، بلکه از طریق تنوع‌بخشی به منابع تأمین، افزایش ذخایر استراتژیک و مدیریت تقاضا تضمین کند. در این چارچوب، مهار افزایش شدید قیمت نفت صرفاً به معنای کاهش هزینه واردات انرژی نیست، بلکه بخشی از راهبرد گسترده‌تر چین برای جلوگیری از انتقال شوک‌های خارجی به اقتصاد داخلی، حفظ ثبات زنجیره‌های تأمین، کنترل فشارهای تورمی و جلوگیری از تضعیف رقابت‌پذیری صادرات محسوب می‌شود.
6 237
15
نگاره‌های لشکرکشی عظیم ولی بی‌سرانجام امپراتور ژولیان مرتد به ایران و کشته شدنش بدست ارتش ایران به فرماندهی شاهنشاه شاپور دوم+6
نگاره‌های لشکرکشی عظیم ولی بی‌سرانجام امپراتور ژولیان مرتد به ایران و کشته شدنش بدست ارتش ایران به فرماندهی شاهنشاه شاپور دوم! @Iran_Simorq
7 895
16
۱۶۶۳ سال پیش در چنین روزی، امپراتور ژولیان مرتد در نبرد سرنوشت‌ساز سامرا بدست سربازان ارتش ایران کشته شد. در تابستان سال ۳۶۳ میلادی، امپراتور ژولیان که منتقد رسمی‌شدن دین مسیحیت بدست کنستانتین و مروج یونانی‌گری نوافلاطونی بود، در یکی از جاه‌طلبانه‌ترین لشکرکشی‌های تاریخ روم، به قلب بین‌النهرین و قلمرو شاهنشاهی ساسانی حمله کرد. هدف شکستن قدرت ایران ساسانی و تثبیت برتری روم در خاور زمین بود. اما او فرمانروایی را به چالش کشید که سودای بازپسگیری سرزمین‌های ایرانی و جبران شکست جدش، نرسی، در برابر دیوکلثیان رومی بود: شاهنشاه شاپور دوم. شاپور دوم، از مقتدرترین شاهان ساسانی با طولانی‌ترین فرمانروایی در تاریخ ایران (بیش از ۷۲ سال)، نه‌تنها یک فرمانروا، بلکه معمار یک ماشین جنگی منسجم بود؛ ارتشی متکی بر سواره‌نظام سنگین، کمانداران ماهر و تاکتیک‌های فرسایشی که به‌جای نبرد مستقیم، دشمن را در عمق سرزمین ایران تحلیل می‌برد. محرک ژولیان اما شاهزاده هرمز، برادر شاپور دوم، بود که برای دستیابی به تاج و تخت به رومیان پیوسته بود. با پیشروی ژولیان در میان رودان، ارتش روم از خطوط تدارکاتی خود فاصله گرفت. آتش‌زدن منابع، کمبود آذوقه، گرمای شدید و حملات پیوسته ارتش کارآزموده ایران، رومیان را فرسوده ساخت. درگیری‌های سنگین در مارانگا و سپس سامرا نشان داد که ابتکار عمل در میدان نبرد به‌طور کامل در دست ارتش ایران به فرماندهی مهران و سورنا است. شاپور با فشار مداوم، اجازه تثبیت به رومیان نداد و آن‌ها را در یک جنگ فرسایشی گرفتار ساخت. در میانه یکی از این درگیری‌ها بود ژولیان که شخصاً در خط مقدم می‌جنگید با نیزه‌ای زخمی شد و اندکی بعد جان باخت. مرگ او، نقطه پایان انسجام ارتش روم بود. در این میان، ژوویان به امپراتوری رسید و برای جلوگیری از نابودی کامل لژیون‌‌های رومی، ناچار شد صلحی تحقیرآمیز با شاپور امضا کند. بدین ترتیب، روم پنج ایالت استراتژیک در شرق رود دجله (ارزانن، موکسوئن، زابدیسن، رهایمن و کوردوئن) که در معاهده سال ۲۹۹ میلادی توسط دیوکلتیان تصرف شده بودند، را به ایران بازگرداند. مهم‌ترین و تلخ‌ترین بند معاهده برای رومیان، واگذاری دژ نفوذناپذیر و کلیدی نصیبین به همراه شهرهای سنجار و کاسترا مائوروروم بود. نبرد سامرا تنها پایان یک لشکرکشی نبود؛ بلکه نمایش برتری یک استراتژی بود: قدرت تاب‌آوری ایران ساسانی در جنگ فرسایشی و مدیریت عمق سرزمینی. در نبرد سامرا، رؤیای روم برای فتح ایران دگربار نقش بر آب شد و ایرانی که ضعیف جلوه می‌نمود به رهبری شاهنشاه شاپور دوم سربلند بیرون آمد!⁩⁩ @Iran_Simorq
6 278
17
هر گونه تنش‌زدایی با امارات متحده عربی باید با پایان ادعای ارضی این کشور بر سه جزیره ایرانی درهم‌تنیده شود. اگر قرار است فصل جدیدی در روابط ایران و امارات متحده عربی آغاز شود، این روند نباید صرفاً به گسترش همکاری‌های اقتصادی، مالی و تجاری، به‌ویژه با دبی، محدود بماند. هرگونه تعمیق و نهادینه‌سازی تنش‌زدایی باید با پایان دادن به ادعاهای ارضی امارات درباره سه جزیره ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک همراه باشد. امروز امارات بیش از گذشته دریافته که در محیطی شکننده و آسیب‌پذیر قرار دارد و امنیت و رونق اقتصادی آن به ثبات منطقه وابسته است. این تغییر موازنه، فرصتی دیپلماتیک برای ایران ایجاد کرده است؛ فرصتی که نباید تنها به افزایش مبادلات تجاری خلاصه شود. برعکس، ابوظبی باید بداند آنکه در خانه‌ای شیشه‌ای نشسته نباید سنگ بر همسایگان زند. زمان آن رسیده است که تهران، همزمان با توسعه روابط، نقشه راهی روشن و مرحله‌بندی شده برای پایان دادن به ادعاهای ارضی امارات تدوین و آن را به یکی از محورهای اصلی گفت‌وگوهای دوجانبه تبدیل کند. تنش‌زدایی واقعی، زمانی پایدار خواهد بود که در کنار منافع اقتصادی، احترام کامل به تمامیت ارضی ایران نیز تضمین شود. @Iran_Simorq
16 457
18
https://telegra.ph/%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%84%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-06-25
6 942
19
نبرد کوه گنداروس (کورستریکسا)؛ جایی که ایران دگربار دست برتر خود را از دست داد! پی‌نوشت: سکه پاکور @Iran_Simorq+1
نبرد کوه گنداروس (کورستریکسا)؛ جایی که ایران دگربار دست برتر خود را از دست داد! پی‌نوشت: سکه پاکور @Iran_Simorq
7 248
20
نبرد کوه گنداروس (کورستریکسا)؛ جایی که ایران دگربار دست برتر خود را از دست داد! @Iran_Simorq
نبرد کوه گنداروس (کورستریکسا)؛ جایی که ایران دگربار دست برتر خود را از دست داد! @Iran_Simorq
1