دیر بوک
📖پی دی اف 🎧کتاب صوتی 😁طنز 😊روانشناسی، انگیزشی، موفقیت 💔شعر 🎬فیلم 🔈دِیر به معنی قلعه با دیار هم ریشهاست. 😎انتقاد، پیشنهاد و تبلیغات 👈 admin.deyrbook@hi2.in
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram دیر بوک
El canal دیر بوک (@deyrbook) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 14 818 suscriptores, ocupando la posición 2 591 en la categoría Libros y el puesto 22 901 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 14 818 suscriptores.
Según los últimos datos del 20 octubre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 112, y en las últimas 24 horas de -5, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 3.20%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 1.47% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 473 visualizaciones. En el primer día suele acumular 217 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 5.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como شعر, صوتی, کتابخانه, کتاب, حافظ.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“📖پی دی اف
🎧کتاب صوتی
😁طنز
😊روانشناسی، انگیزشی، موفقیت
💔شعر
🎬فیلم
🔈دِیر به معنی قلعه با دیار هم ریشهاست.
😎انتقاد، پیشنهاد و تبلیغات 👈 admin.deyrbook@hi2.in”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 21 octubre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.
کلیر ماچت اصلا انتظار نداشت اولین شب تعطیلاتش را روی برگ درخت و گل ولای وسط جنگل بخوابد. قرار بود بعد از یک دوره فشار کاری و خستگی روزانۀ سروکله زدن با بچه ها کمی استراحت کنند و خوش بگذرانند. شاید هم این سفر فرصتی برای بهبود زندگی مشترکش باشد که مدتی است از دست رفته. یک هفته پیاده روی در دل طبیعت با حمام آب داغ به همراه دو زوج دیگر از دوستانش، چیزی شبیه بهشت بود. اما ماشین ون کلیر در جاده ای متروکه خراب شد. تلفن ها آنتن نداشت. این گروه سفری چاره ای نداشتند جز اینکه مسیر باقی مانده تا هتل را پیاده بروند. اما آن طور که فکر می کردند کار راحتی نبود. چند ساعت بعد ناامید در دل جنگل گم شدند. هرچه بیشتر در اعماق جنگل راه رفتند اعضای گروه را یکی پس از دیگری از دست دادند. آیا یک حیوان وحشی آنها را شکار می کند؟ آیا کسی میان آنها قاتل است؟ با گذشت زمان، کم کم همه چیز روشن می شود. تنها یکی از زوج ها زنده به خانه برمی گردد.@DeyrBook
دلم میخواهد آنقدر کوچک بشوم که به قدر یک پرنده باشم! آن وقت پر بزنم و بیایم پیش تو!کتاب اولین تپش های عاشقانه ی قلبم، سیر شکل گیری احساسات عاشقانه ی فروغ به پرویز و همچنین روند تغییر خلق و روحیات شخص اوست. جمع آوری و تدوین این نامه ها که سه بخش پیوند قلب های عاشق آن ها و زندگی مشترکشان و همچنین حس فروغ پس از جدایی را در بردارد، بر عهده ی ثمره ی این عشق، کامیار شاپور، فرزند فروغ و پرویز و همچنین حاصل تلاش های عمران صلاحی می باشد. 🍂@DeyrBook🍁
يک صبح، با خونسردی گرهای بر گردنش زدم و از شاخه درختی آویزانش کردم. لحظهای بعد اشک جانکاه ندامت چشمانم را پوشانده بود. او را دار زدم چون میدانستم پیش از آن دوستم میداشته. چون میدانستم هیچکاری که سبب خشم من شود انجام نداده. دارش زدم چون میدانستم به این ترتیب مرتکب گناه میشوم. گناهی نابخشودنی که روحم را برای همیشه به رسوایی میکشاند. گناهی آنچنان عظيم كه حتی رحمت بیپايان خداوندی هم - اگر چنین چیزی ممکن باشد - شامل حالش نمیشود.
