﮼اتاقسردآبی ﮼
📱 ﮼صفحهاینستاگرام : www.instagram.com/BlueColdRoom ارسال ویدیو و متن : @bluee_girl
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram ﮼اتاقسردآبی ﮼
El canal ﮼اتاقسردآبی ﮼ (@blue_coldroom) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 28 383 suscriptores, ocupando la posición 6 896 en la categoría Educación y el puesto 11 993 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 28 383 suscriptores.
Según los últimos datos del 21 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -171, y en las últimas 24 horas de -13, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 8.57%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 3.91% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 2 432 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 110 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 21.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como کس, روز, وقت, گاه, جا.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“📱 ﮼صفحهاینستاگرام :
www.instagram.com/BlueColdRoom
ارسال ویدیو و متن :
@bluee_girl”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 22 junio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Educación.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 21 junio | 0 | |||
| 20 junio | 0 | |||
| 19 junio | 0 | |||
| 18 junio | +1 | |||
| 17 junio | 0 | |||
| 16 junio | +2 | |||
| 15 junio | +2 | |||
| 14 junio | +2 | |||
| 13 junio | 0 | |||
| 12 junio | +1 | |||
| 11 junio | +4 | |||
| 10 junio | 0 | |||
| 09 junio | +1 | |||
| 08 junio | +4 | |||
| 07 junio | 0 | |||
| 06 junio | +7 | |||
| 05 junio | +10 | |||
| 04 junio | 0 | |||
| 03 junio | +5 | |||
| 02 junio | +3 | |||
| 01 junio | +4 |
| 2 | آدمی
دوام
میآورد،
وَرایِ
حدِ
تصور.
📻@blue_coldroom | 474 |
| 3 | آنشرلی یه جا میگفت:
ماریلا! چقدر خوب است که فردا روز جدیدی است
و هنوز هیچ اشتباهی در آن رخ نداده،
اینطور نیست؟
📻@blue_coldroom | 469 |
| 4 | «میگفت مدتیست دیگر چیزی را دنبال نمیکند. نه از روی رضایت؛ از روی فرسودگی.
آدمها معمولاً فکر میکنند ناامیدی با یک اتفاق بزرگ از راه میرسد. با یک شکست، یک فقدان، یک فروپاشی. اما او معتقد بود خطرناکترین نوعش آنیست که بیصدا اتفاق میافتد؛ وقتی سالها میگذرد و هیچ چیز به اندازهای که باید، معنا پیدا نمیکند.
میگفت بعضی روزها احساس میکند شبیه اتاقی شده که مدتهاست کسی در آن زندگی نکرده. همه چیز سر جایش هست؛ دیوارها نریختهاند، پنجرهها هنوز باز و بسته میشوند، حتی نور هم وارد میشود. اما زندگی نه.
از بیرون که نگاهش میکردی، چیز عجیبی به چشم نمیآمد. همان کارها، همان عادتها، همان پاسخهای کوتاه به سؤالهای تکراری. اما انگار جایی در میانهی راه، نسبتش با جهان قطع شده بود. نه آنقدر که گم شود، نه آنقدر که برگردد. فقط معلق.
یک بار حرف عجیبی زد. گفت: «فکر میکردم آدم از سنگینی چیزهایی که حمل میکند خسته میشود. حالا میفهمم از حمل کردنِ خودش خسته میشود.»
بعد سکوت کرد.
آن سکوت از خود جمله مهمتر بود.
شبیه کسی نبود که غمگین باشد. غم هنوز به چیزی امید دارد؛ به جبران، به تغییر، به گذشتن. او بیشتر به سرزمینی رسیده بود که آن طرفِ غم قرار دارد. جایی که آدم دیگر برای نجات دادن چیزی تقلا نمیکند. فقط تماشاگر آرام فرسوده شدنش میشود.
و عجیب اینکه هنوز ادامه میداد.
نه به خاطر امید.
نه به خاطر ایمان.
نه حتی به خاطر انتظار.
ادامه میداد چون بعد از مدتی، ادامه دادن هم مثل نفس کشیدن میشود؛ کاری که دیگر ربطی به خواستن ندارد.»
#عسل_ولیزاده
📻 @blue_coldroom | 772 |
| 5 | یه کم بی حوصلم 😔
خسته، خسته، خسته
شما چطور؟ | 827 |
| 6 | همه چیز از بین میره جز اون لحظههایی که زندگی کردی و به زمان و مکان اهمیت ندادی .. | 788 |
| 7 | #همین_حوالی | 781 |
| 8 | - در نبردى بىامان با شيطان درونم، ناگهان فهميدم شايد او نيز تنهاست و اين آغاز صلحی بود با تاريكىها.
INSTAGRAM | BLUECOLDROOM | 839 |
| 9 | تو خرابِ منِ آلوده مشو
غمِ این پیکرِ فرسوده مخور
قصهام بشنو و از یاد ببر
بهرِ من غصهی بیهوده نخور | 782 |
| 10 | درک کردن رو اونایی خوب بلدن که هیچوقت درک نشدن.
bluecoldroom | 904 |
| 11 | رو به پشت دراز کشیده بود خیره به سقف بالا سرش سیگار میکشید
غلت زدم طرفش
سیگارو از بین لباش برداشتم
یه پک زدمو سیگارو گذاشتم رو لباش
دود سیگارو فوت کردم تو صورتش
انگشتامو لای موهاش بردمو گفتم: اینا کی سفید شدن؟
یه کام از سیگار گرفت، یه نگاه کوتاه بهم انداختو دوباره خیره شد به سقفو گفت: نمیدونم! یهو بخودم اومدم دیدم پیر شدم . . .
پک بعدیرو عمیقتر زدو گفت: اصلا یادم نیست اولین تارموی سفیدو کی لابهلای موهام دیدم. اصلا فکر نکنم دیده باشم. وقتی فهمیدم که تارموهای سفیدم از سیام بیشتر بود
انگشتمو بین موهاش حرکت دادمو گفتم: مگه میشه نفهمیده باشی؟ خودتو تو آینه نمیدیدی؟
سیگارشو تو زیرسیگاری رو پاتختی خاموش کرد
چرخید طرفمو گفت: مردا دیر میفهمن که دارن پیر میشن!
مرد جماعت جای هر غری که نمیزنه، گلایهای که نمیکنه، اشکی که نمیریزه، دادی که نمیکشه، حرفی که نمیگه، دلتنگیای که به رو نمیاره، شکستی که میخوره، راهی که تنهایی میره، بغضی که قورت میده یه تار موی سفید تو سرش سبز میشه اما نمیبینتش.
یعنی هیچوقت اونقدر جلو آینه واینمیسته بخودش نگاه کنه که متوجه تغییرات ریز و درشتش بشه.
یه روز صبح که پامیشه طبق معمول یه دستی به روش بکشه از خونه بزنه بیرون میبینه تصویر تو آینه غریبهست!
جای اون پسر بازیگوش یه مرد جاافتاده وایستاده بهش نگاه میکنه
یهو میبینه کنار چشماش پر از خط
لای موهاش پر از برف
تازه اونجا انگار میفهمه و خودشو میبینه
ولی دیگه دیره
از اونموقع به بعد چارهای نداره جز اینکه با مرد تو آینه اخت شه که هربار نگاهشون بهم افتاد واسه هم غریبه نباشن...
گفتم: میخوای رنگشون کنیم؟
با لبخند نگاهم کردو گفت:
موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریدهام!
#مهلا_بستگان
📻@blue_coldroom | 960 |
| 12 | Sin texto... | 855 |
| 13 | یه وقتایی انقدر دویدی که نفس کم آوردی...
انقدر خواستی که ته دلت فقط یه «کاش» موند...
به هر دری زدی، هر راهی رو امتحان کردی، هر چی از دستت برمیاومد انجام دادی... اما نشد.
قبول، درد داره.
قبول، خسته شدی.
ولی بدون، آدمایی که تا آخر میجنگن، همیشه همونایی نیستن که زودتر برنده میشن؛ هموناییان که بعد از هر «نشد»، باز یه بار دیگه بلند میشن.
شاید امروز سهممون «نشد» باشه...
اما هنوز آخر قصه نرسیده.
تا وقتی امید نفس میکشه، هیچ شکستی آخر راه نیست.
📻@blue_coldroom | 928 |
| 14 | "کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بوده!
#شجریان | 875 |
| 15 | دلبرجانم؛
عزیزکردهی دور از دیده و جا خوش کرده کنج سینهام
مرا ببخش و از من بگذر
نه چون بدیها به قلبت روا داشتهام یا آزردمت
نه؛
مرا ببخش چون بیش از آنچه لیاقتش را داشتی دوستت داشتم
آنقدر که باور کردی دوستداشتنی هستی
و امان از وقتی آدمی در دریای توهماتش غرق شود
حالا که رفتهای دیگر برنگرد
نه بخاطر من
بخاطر خودت که شکسته میشوی
که از راه میرسی اما آغوش گشادهای نمیبینی
چشمی نیست که درونش بنگری و خودت را زیبا ببینی
قلبی نیست که برایت بتپد
و دستی نیست که دستانت را به گرمی بفشارد
حالا که رفتهای
دور بمان
آنقدر دور که از یاد هم برویم!
#مهلا_بستگان
📻@blue_coldroom | 1 070 |
| 16 |
من عاشقانه دوستش می داشتم
و او عاقلانه طردم کرد
منطق او
حتی از حماقت من، احمقانه تر بود …!
#احمد_شاملو
📻@blue_coldroom | 1 028 |
| 17 | زور که نیست
گاهی نمیگنجی در شهری
دیاری
دلی . . .
📻@blue_coldroom | 1 002 |
| 18 | کاش
"تنهایی"
پرنده بود...
گاهی هم به کوچ فکر می کرد!
#نسترن_وثوقی
📻@blue_coldroom | 1 129 |
| 19 | مشکل انسان این است که دوام میآورد و دوباره به سوی آدمها و رنجهایی باز میگردد که از آنها گریخته بود.
📻@blue_coldroom | 1 223 |
| 20 | بعضی ها به شعر
بعضی به ترانه
برخی به فیلم
و عدهای هم به کتاب پناه میبرند . . .
اما مدتهاست که آدم ها دیگر به هم دیگر پناه نمیبرند.
📻@blue_coldroom | 1 236 |
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
