﮼اتاقسردآبی ﮼
📱 ﮼صفحهاینستاگرام : www.instagram.com/BlueColdRoom ارسال ویدیو و متن : همکاری وتبلیغات : @Add_BLUE @bluee_girl یا میتونی همینجا مستقیم بهم دایرکت( پیام)بدی😊
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام ﮼اتاقسردآبی ﮼
تُعد قناة ﮼اتاقسردآبی ﮼ (@blue_coldroom) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 28 077 مشتركاً، محتلاً المرتبة 6 839 في فئة التعليم والمرتبة 12 238 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 28 077 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 13 سبتمبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -49، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -9، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 7.93%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 3.89% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 2 226 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 093 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 25.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل کس, روز, وقت, گاه, جا.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“📱 ﮼صفحهاینستاگرام :
www.instagram.com/BlueColdRoom
ارسال ویدیو و متن :
همکاری وتبلیغات :
@Add_BLUE
@bluee_girl
یا میتونی همینجا مستقیم بهم دایرکت( پیام)بدی😊”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 14 سبتمبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة التعليم.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 14 سبتمبر | +5 | |||
| 13 سبتمبر | 0 | |||
| 12 سبتمبر | +1 | |||
| 11 سبتمبر | +2 | |||
| 10 سبتمبر | +2 | |||
| 09 سبتمبر | +2 | |||
| 08 سبتمبر | +4 | |||
| 07 سبتمبر | +2 | |||
| 06 سبتمبر | +10 | |||
| 05 سبتمبر | 0 | |||
| 04 سبتمبر | +1 | |||
| 03 سبتمبر | +2 | |||
| 02 سبتمبر | +2 | |||
| 01 سبتمبر | +6 |
| 2 | ولی به نظر من اونی که واقعا دوستت داشته باشه
وسط مهمونی بهت یه پیام میده،
وسط مسافرت بهت پیام میده،
وقتی کلی کار داره بهت پیام میده،
وقتی با عجله داره میره به جلسه و کار و زندگیش برسه یه تکست کوچیک میده،
این حس که ببین من حواسم بهت هستی که منتقل میشه خود عشق و علاقه است.
📻@blue_coldroom | 426 |
| 3 |
آدم اولش حوصلهی همه رو داره، بعدش فقط حوصلهی آشناهاشو داره، بعد فقط حوصلهی دوستاشو، بعدتر دوستای صمیمیش، بعدتر حوصلهی اونارو هم نداره، آخرش که میرسه، دیگه حوصلهی خودشم نداره.
📻@blue_coldroom
صبحبخیر دلخوشیا💙🤚 | 658 |
| 4 | تو در میان همهی سیاهیها
آبی بودی آبی آسمانی...
📻@blue_coldroom
شببخیر رفقای آبی💙👋 | 895 |
| 5 | اگر دوستم داشتی چقدر همهچیز بهتر بود.
حالا هم نمردهام اما اگر دوستم داشتی فقط زنده نبودم، زندگی میکردم.
اگر آغوشت کاشانهام بود
اگر لبخندت سهم من بود
اگر نگاهت مال من بود
اگر تو را داشتم
اگر هروقت و هرجا از خودم بریدهو از زندگی مانده بتو برمیگشتم، چقدر همهچیز بهتر بود.
اگر دوستم داشتی، کِی از آمدن خزان میگریختم؟
چرا دلواپس برگریزان میشدم؟
شاید اگر تو کنارم بودی حتی با پاییز دوست میشدم.
یا شاید شاعر میشدم.
فکر کن تو دوستم میداشتیو من هر لحظهی بودنت را به نظم میسراییدم.
فکر کن تو بودیو من بودمو پاییز . . .
کجا پاییز دلگیر میشد؟
اگر لحظههایم با تو عجین میشد، اگر سرنوشتم با تو گره میخورد، اگر تو قرار بیقرایهایم میشدی، جهنمم قشنگ میشد!
تو نیستیو من به ته تابستان رسیدهام، رسیدهامو کال ماندهام.
پاییز که بیاید سهم کلاغها میشوم.
ته ماندهام را باد میاندازدو باران میبرد.
لگدمال میشوم زیر پای عابرانی که عجله دارند از خیابان بگذرند، از هم بگذرند، از فصل بگذرند، عابرانی که اهل گذرند نه تماشا.
از یاد میروم، انگار هیچوقت نبودهام.
هیچکس قصهام را یادش نمیماند چون تو دوستم نداشتی.
از حافظهی جهان خط میخورم، چون تو نخواستیم.
اگر تو دوستمداشتی، اگر قهوهی گرم چشمانت را به من تعارف میزدی، اگر دستهایت پناه من میشد، اگر به دیدنم میآمدی، اگر چتر میشدی برای هوای ابریم، از آتیش درونم گلستان زبانه میکشیدو خاکستر نمیشدم.
#مهلا_بستگان
📻@blue_coldroom | 1 020 |
| 6 | خارج نمی شود زنی از زندگی یک مرد
مگر از آن رنج بکشد
و خارج نمیشود مردی از زندگی یک زن
مگر زن دیگری وارد زندگی او شود
این حکمت نیست، حقیقت است...
#نزار_قبانی
📻@blue_coldroom | 1 095 |
| 7 | سلام بر تمام کسانی که یه نفر رو دارن که بهش پیام نمیدن
ولی از ته دل دوسش دارن . . .
📻@blue_coldroom
امروزتون بخیر رفقا💙🤚 | 1 274 |
| 8 | بهم پیام بده و باهام حرف بزن، به اندازه تمام آدمایی که حوصلشونو ندارم، حوصلهی تورو دارم.
📻@blue_coldroom | 1 389 |
| 9 | شاید لازمه که اینو روی گوشیت ببینی:
قشنگترین اتفاقها، درست تو اوج ناامیدی میافتن،
پس ادامه بده.
📻@blue_coldroom | 1 486 |
| 10 | حرف زدن با کسی که حرفتو میفهمه و حرفشو میفهمی،
مثل چایی اول صبح میچسبه
📻@blue_coldroom
صبحبخیر رفقا💙🤚 | 1 594 |
| 11 | دیروز که دکتر اومد سروقتم
مثل بچهی آدم موهامو مرتب کردم، یه دستی به لباسو سر و روم کشیدم رفتم نشستم روبهروش
صاف زل زدم تو چشماشو گفتم: خانم دکتر؛ حق با شما بود. دلبر یه خیال واهی بود که خودم تو سرم ساختمش، خودم بهش جون دادم، خودمم هی باهاش خیالو خاطره الکی ساختم.
دکتر با تعجب نگام کردو گفت: چیزی شده؟
گفتم: نه، فقط عاقل شدم!
دکتر لبخندی زدو گفت: چه یهو! چه عجیب!
متقابلا یه لبخند جمعوجور زدمو جواب دادم: شما به دیوونه بودن ما عادت کردی، عاقل شدیم تو نظرت عجیب میاد.
دکتر خودکارشو گذاشت رو پروندهی زیر دستشو گفت: خب، تعریف کن چی شد که تصمیم گرفتی عاقل بشی؟
دستامو رو میز قلاب کردمو نگاهمو تا هوای ابریِ پشت پنجره کشوندمو گفتم: داره پاییز میشه!
دکتر رد نگاهمو دنبال کردو پرسید: معمولا همه تو پاییز عاشق میشنو دیوونه، تو میخوای عاقل بشی؟
سعی کردم انحنایی که رو صورتم شکل میگیره شبیه لبخند باشه نه پوزخندو جواب دادم: چرا همیشه ساز مخالفی خانم دکتر؟ تا عاشقیم، میگی دلبر خیال. دیوونهایم، اصرار داری که عاقل شیم. الان میگم عاقل شدم، میگی وقتِ عاشقیو دیوونگی!
چرا هیچوقت با من همنظر نیستی؟
دکتر لبخند زدو گفت: آخه عاقلیتم عین دیوونگی میمونه. اصلا وقتی یهو میای میشینی ادعای عاقلی میکنی، بیشتر شبیه دیوونهها میشی.
گوشهی لبم پرید بالا و گفتم: عاقلا چه شکلین دکتر که من شبیهشون نیستم؟
دکتر باز لبخند زدو گفت: موهاتو شونه زدی، دکمههای پیراهنتو تا ته بستی، جای پوزخند لبخند میزنی، جای تکیه دادن به پشتی صندلیو لش کردن صاف نشستی دستاتو قلاب کردی رو میزو فکر میکنی عاقل شدی؟
خندیدم، بعد مدتها با صدای بلند خندیدمو گذاشتم صدای خندم بپیچه تو اون چهاردیواری سردآبیو گفتم: موهامو شونه نمیزدم، چون اینجوری درهم برهم بابِ دلِ دلبر بود، دلبر دوست نداشت یقهی لباسمو ببندم چون حس خفگی بهش دست میداد.
حالا که قبول کردم دلبری نبوده خب باب میل دلبرم رفتار نمیکنم که معلوم شه دیوونهِ عاقل شده.
دکتر نگام کردو با لبخند گفت: ولی عاقل خوبی از آب درنمیای . . .
ابرو دادم بالا و جواب دادم: اگه عاقل خوبی بودم که دلبر عاشقم میشد، نمیزاشت بره دیوونه شم!
دکتر گفت: تو که گفتی قبول داری دلبر خیال خام بوده تو رنگش کردی؟!
دست بردم دکمههای کوفتی لباسو باز کردم تا راه نفسم باز شه، پنجه کشیدم تو موهای شونه زدم، لش کردم رو صندلیو گفتم: اصلا من دیوونه، تو که عاقلی، دکتری، میفهمی، حالیته بیا بزار قبل پاییز از این خراب شده برم.
اینجا پاییز خیلی پاییز لامصب!
بزار برم بهار که شد برمیگردم.
دکتر پرسید: پاییز اینجا چه شکلی که تو داری ازش فرار میکنی؟
دست کشیدم به گردنمو گفتم: اینجا زودتر از اون بیرون پاییز میشه. خیلی قبلتر از عوض شدن فصل... پاییز از سر دیوار پا میزاره تو اتاقا، ردِ انگشتاش میمونه تو آجرای اینجا. از عطرش جنون میزنه به جونِ آدم! باد میاد، با خودش خاطره میاره. بارون میباره، با خودش خیال میاره. درخت بیبرگ میشه، دیوونه بیدل. شباش صبح نمیشه، روزاش شبِ. ظهراش غروبِ، غروباش عین همون عصر جمعهای میمونه که عزیز از دست دادی.
دکتر گفت: مگه پاییز همهجا همین شکلی نیست؟
پوزخند زدمو جواب دادم: اون بیرون حتی اگه پاییز باشه، پاییز؛ فقط پاییزِ! یه فصلِ مثل باقی فصلا. میشه صبح تا ظهرشو مشغول بودو بهش فکر نکرد. ظهر تا غروب میشه فیلم دیدو کتاب خوندو بهش فکر نکرد. غروب میشه با طعم قهوه و صدای بارون خیالتو از پاییز پرت کنی. شبارو میشه قصه خوند، با آدما و عاقلا نشست به شبنشینیو به پاییز فکر نکرد. اما اینجا پاییز یه فصل نیست، یه بیماریِ! یه مرضِ مسری که اتاق به اتاق به همه منتقل میشه. دیوونههارو مجنون میکنه. از درز دیوار به جون آدم رسوخ میکنه. از سقف اتاق به چشم آدم رخنه میکنه. از پنجره میاد میشینه تو قلبت سینتو سنگین میکنه.
از صبح که چشم وا میکنی، میبینی ناشتا اومده نشسته سر تخت زل زده بهت.
نگاهش وزن داره، عین یه وزنهی سنگین که گذاشته باشن رو سینت راه نفستو میبنده. از خودِ صبح کلافهای، دستت به هیچیو هیچجا بند نیست.
اینجا پاییز به تعداد آدما تکثیر میشه. میشه یه غم بزرگ. یه مشکل لاینحل. یه درد عظیم. یه حال خراب دسته جمعی.
دکتر مهربون نگام کردو گفت: پاییز؛ اون بیرونم همین شکلیِ، اگه دلت گیر باشه و دلبر نباشه!
گفتو رفت.
رفتو من موندمو عقلی که باز نتوست عاقل باشه.
#مهلا_بستگان
📻@blue_coldroom | 1 589 |
| 12 | عزیز من؛
تو اما هیچوقت اجازه نده آدم های جدید همان درس های قبلی را بهت بدهند.
📻@blue_coldroom | 1 391 |
| 13 | سخت ترین کار دنیا حرف زدنه...
همون طوری که نزار قبانی میگه:
بیم آن دارم که با تو سخن بگویم
مبادا خسته شدی و بیم آن دارم سکوت کنم
مبادا گمان کنی که دیگر برای قلبم مهم نیستی...
📻@blue_coldroom | 1 564 |
| 14 |
امیدوارم کسی رو پیدا کنید که مثل شاملو
اینجوری نوازش کردنتون رو توصیف کنه:
"ناز انگشتای بارون تو، باغم میکنه"
📻@blue_coldroom | 1 616 |
| 15 | خدایا خلاصهش کنم قربونت برم
ما رو حروم نکن؛
حروم مسیرهای اشتباه،
موقعیتهای اشتباه،
فکرهای اشتباه،
و مهمتر از همه آدمهای اشتباه.
📻@blue_coldroom | 1 743 |
| 16 | حرف بزنید...
ترسِ از دست دادن، آدمها را لال میکند!
ترسِ از دست دادن، آدمها را ضعیف، توسری خور و بیاهمیت جلوه میدهد!
آدمهای ضعیف،
زودتر و بیشتر از دست میدهند...
دلخوریهایتان را بگویید، خواستههایتان را بگویید، و شنونده منطقیِ حرفهای طرفِ مقابلتان باشید...
طرفِ مقابلتان در تمامِ موارد، آگاه به نیازهای شما نیست.
اگر برایش مهم باشید، پس خواستههای شما هم به همان میزان برایش بااهمیت است...
شما بیتوقع نیستید،
فقط شجاعتِ گفتن ندارید...
تلنبار شدنِ حرفها ، شما را تبدیل به یک آدمِ عصبی با عقدههای بسیار میکند...
به مرور با برآورده نشدنِ خواستههای مَگوتان، سرد و سردتر میشوید و رابطهای که آنقدر برایتان عزیز است، اینگونه از دست میرود...
حرف بزنید و بدانید
تنها کسی که می تواند از شما دفاع کند،
خودتان هستید...
#پریسا_زابلیپور
📻@blue_coldroom | 1 716 |
| 17 | ما فقط برای داشتن همراه، همصحبت یا شریک جنسی وارد رابطه نمیشیم، در عمیقترین لایه، ما به دنبال یک پایگاه امن هستیم.
کسی که وقتی دنیا ناامن میشود، بتوانیم به او برگردیم.
📻@blue_coldroom | 1 739 |
| 18 | اگر قرار است با هم رو راست باشیم،
چرا زمانی که غمگینی، سرت را پایین میاندازی
و چشمانت را از من میدزدی؟
چه چیزی را نباید ببینم؟
چرا اشکهایت را روی شانهی من نمیریزی؟
من تمام تلاشم را کردهام
که تنها برای تو خانهای امن باشم
و برای تو شانهای داشته باشم،
تا در بطن آن غمهای سخت،
اگر شانه هایت خمیده شد، و اندوه جهان،
بر تو چیره گشت، به سمت من، کج شوی...
چرا رنجهایت را از من پنهان میکنی؟
مگر گوشهای من،
چه چیز دیگری برای شنیدن داشتند؟
و چه چیزی برای من مهم بود؟
جز تو، و تو، و تو؟!
📻@blue_coldroom | 1 791 |
| 19 | همیشه آدمای مغرورو دوس داشتم!
چون گفتن دوست دارم خیلی واسشون سخته
ولی وقتی میگن عجیب به دلت میشینه، میدونی چرا؟!
چون مطمئنی از سر عادت نگفته!
چون مطمئنی تیکه کلامش نیست!
چون مطمئنی واسه گفتنش پا رو همهی غرورش گذاشته!
چون مطمئنی وقتی میگه دوست دارم
یعنی واقعا دوست داره.
📻@blue_coldroom
💙🤚 | 1 668 |
| 20 | قرار نیست آدمیزاد همیشه خوب باشد؛
همدیگر را درک کنید!
گاهی آدم بیدلیل بد است!
اینقدر روی این سوال پافشاری نکنید که
چرا حالت بد است؟!
چرا امروز بیحوصلهای؟!
خب اگر خودش دلیل حال بدش را میدانست
که چارهای پیدا میکرد!
بعضی حالها را آدم نمیفهمد
چرایش را نمیداند
شاید بعدا بفهمد اما در حال حاضر
حوصله جواب دادن به هیچ سوالی را ندارد!
به خدا اگر کمی یکدیگر را درک کنیم
زمین جای قشنگتری برای زندگی میشود!
#محسندعاوی
📻@blue_coldroom | 1 745 |
