حلمان
Ir al canal en Telegram
حلم (حُ) [ ع . ] (اِ.) آن چه در خواب بینند. https://t.me/XBCHATBot?start=sec-dcaeadjdd
Mostrar más345
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
345
As the mist leaves no scar
On the dark green hill
So my body leaves no scar
On you and never will
345
پارسال در چنین روزی، نیمه هوشیار و پیاده رفتیم به سمت ساحل که طلوع آفتاب رو ببینیم.
هیچ کجا بودیم و همه جا. یک پرده مه مرطوب، مرز آسمون و زمین و آب رو توی تردید خودش پوشونده بود. توی خاکستری یکدست، یک لکهی سیاه نزدیک و نزدیکتر شد انقدر که اندام یک قایق روی آب رو به خودش گرفت. دو مرد ماهیگیر مثل اشباح صبحگاهی از قایق پیاده شدن و در سکوت کامل بدون اینکه کلمهای به لب بیارن، تور بزرگ ماهیگیریشون رو پهن کردن روی لایههای بیحرکت آب و با تکونهای هماهنگ بین موج و شن جابجا میکردن، انگار که یه مراسم آیینی رو به جا بیارن.
نمیتونستم بفهمم دارن چیکار میکنن فقط سعی کردم با چشمهام و کاغذ همه چیز اون صبح بینظیر رو برای خودم بردارم و احتمالا اگه ریحان این عکسها رو نگرفته بود باورم نمیشد همهی اون اتفاقات توی خواب افتاده یا بیداری.
