☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Ir al canal en Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Mostrar más4 920
Suscriptores
+2324 horas
+887 días
+19030 días
Archivo de publicaciones
وقتی در تاریخ میخواندیم «بحرین دختر خودمان بود، عروسش کردیم» از اینهمه ناتوانی در فهمِ ضرورتها و نفهمی در حفظِ منافعملی سرمان داغ میکرد.
فکر نمیکردیم امروز عدهای در برابر فرصتسوزیهایِ واضح ضدِ منافع ملی، به همین راحتی بگویند «دیگر کاریست که شده! شُل کنید کمتر دردتان بگیرد، با واقعیت کنار بیایید!» همانها که یکعمر همهٔ تخممرغهایشان را در سبدِ روباهغربی چیدند به امیدِ آنکه جوجه شود! اما طرف روباه بود!
وقتی در تاریخ میخواندیم «بحرین دختر خودمان بود، عروسش کردیم» از اینهمه ناتوانی در فهمِ ضرورتها و نفهمی در حفظِ منافعملی سرمان داغ میکرد.
فکر نمیکردیم امروز عدهای در برابر فرصتسوزیهایِ واضح ضدِ منافع ملی، به همین راحتی بگویند «دیگر کاریست که شده! شُل کنید کمتر دردتان بگیرد، با واقعیت کنار بیایید!»
همانها که یکعمر همهٔ تخممرغهایشان را در سبدِ روباهغربی چیدند به امیدِ آنکه جوجه شود! اما طرف روباه بود!
مسئول نباید ترس و تهدید را به مردم منتقل کند، نباید مدام و علناً بگوید نمیتوانیم، امکان ندارد، غیرممکن است، مصیبت میبارد، گرفتاریم، به من چه ربطی دارد؟!
مسئول باید مسئولیتپذیر باشد؛ بداند جامعه دارد نگاهش میکند. حتی اگر برای اینکه قطعیِ برق را کنترل کرد، واکسنهایِ کرونا را در شرایطی وخیم ساماندهی کرد، کارگرانِ هزاران کارخانه را سرِکارشان برگرداند و شبانهروز به مناطقِ محروم سفر کرد تا شخصاً پایِ حرف «بیبیگلها» بنشیند و … موردِ توهین و تهمت و زخمزبان و تمسخرِ مدعیانِ امروز واقع شود و در برابرشان صبورانه سکوت کند و در نهایت، در راهِ خدمت به این مردم، جانش را بدهد…
Repost from علیرضا زادبر
مدیریت با شوک و ترس
آبان ۹۸ و آن فاجعه بنزینی نتیجه سیاست "شوک اقتصادی" در مدیریت بود. سیاست دیگر، سیاست ترس است. آب نداریم. برق نداریم. گاز نداریم. امنیت نداریم. بیچاره ایم. مصیبت می بارد. مسئول باید ترس و تهدید را به جان بخرد تا به مردم منتقل نشود!
تکرار چندبارهٔ این موارد باعنوان سادگی و صداقت و … داره تبدیل به یه موضوع عادی میشه. درحالیکه عادت کردنِ ما، مانع برداشتهای عامدانهٔ دشمن نیست!
کاش این خودمقصرنمایی در ادبیاتِ مسئولین در سیاستخارجه رو یا یهجوری ازشون بگیرید، یا حداقل کنترلش کنید. آقای پزشکیان اخیراً در بحثِ درستی پیرامونِ لزوم حفظ اتحاد مسلمانان و همسایگان منطقهای مقابلِ دشمن، یه اشارهای به جمهوری آذربایجان کرده و دربارهٔ نفوذ اسرائیل در اون کشور گفته که: «آذربایجان قوم و خویشِ ماست، چطور اسرائیل میتواند در آنجا پیمان ببندد من نتوانم؟! باید ببینم گیرِ کار من کجاست. اگر اسرائیل در آذربایجان نفوذ دارد، تقصیر آنها نیست، تقصیر ماست!»
نگاهِ رئیس دولت به مسئلهٔ تشکیل ائتلافِ صهیونی در منطقه و نفوذِ موریانهوارِ دشمنِ صهیونی-غربی در منطقه، همچین چیزیه؟ ایران مقصره که اسرائیل تونسته در سیاستورزیِ الهامعلیف نفوذ کنه و جمهوری آذربایجان رو به یکی از پایگاههایِ اسرائیلی و یکی از شرکایِ تجاری و گازی اسرائیل تبدیل کنه و باکو رو به واسطهٔ ارتباطنزدیک با اسرائیل به «اسرائیل دوم» معروف کنه؟ ایران مقصره که در رسانههایِ رسمی باکو بارها به جمهوری اسلامی ایران اهانت شده؟ ایران مقصره که چند روز بعد از سفرِ رئیسجمهورِ ایران به باکو، نتانیاهو هم به باکو رفت و چند روز اونجا مستقر بود؟ و باکو در جریان جنگ ۱۲ روزه، یکی از مظنونینِ اصلی استفادهٔ اسرائیل از خاکش علیه ایران بود؟ با این استدلال، اگر بقیه هم بگن ایران مقصره که وسطِ مذاکرات مورد حملهٔ اسرائیل و امریکا قرار گرفته و اسرائیل تونسته در سوریه و … نفوذ کنه چیز عجیبی نخواهد بود. اینجا نمیخوام به رعایت نکردنِ پروتکلهایِ دیپلماتیکِ مقام ایرانی در برابرِ علیف که پیشتر، بارها نسبت به تمامیتِ ارضی کشور ما گندهگویی کرده اشاره کنم. اما چون تُرکی حرف میزنن دلیل بر این نمیشه بین حرفهاتون این اصل رو فراموش کنید که اولاً روابط دیپلماتیک و سیاسی، چیزی فراتر از رابطهٔ قوم و خویشیه؛ نمونهاش تنش بینِ افغانستان و پاکستان علیرغمِ اشتراکات قومی! دوماً سیاستِ ایران در منطقه، اخراج نیروهای غیرمرتبطِ امریکایی و اسرائیلیه؛ و اونیکه اجازهٔ نفوذِ چنین چیزی رو در سیاستِ رسمی کشورش میده و عملا تبدیل میشه به نمایندهٔ اسرائیل مقصره. نه ایران. حتی در راستای سیاست همسایگی هم نباید از این ادبیات استفاده کرد. این سادهانگاریها و عدمِ فهم دقیقِ عمق راهبردیِ مسائل مختلف و خودانتقادی دربارهٔ کشورهاییکه ایران در برابرشون ابتکارِعملِ «کنترل» داشته، بجز عدمِتسلطِ واضح روی مسائل، مشخصاً ریشه در مشاورههای غلط و خطرناک دور و بر هم داره. هدف، تاکید بر لزومِ حفظ اتحاد مسلمین در برابر دشمن صهیونی و امریکاییه، اما با این ادبیات و این نگاه، راه برای برداشتهای ناصوابِ عامدانه طرف مقابل باز نیست؟!
«ولکردنِ جعفر»ها رو ول کنید، به اصل بچسبید.
+1
از دلخوشیهای جمعهٔ امروز.
خیلی دلم میخواست یهبار حالِ مراسمهای «قرارِ جمعهها» رو حس کنم و پای حرفهای استاد شجاعی بشینم. یهجا میگفت بدن وقتی بهت هشدار میده، تو میری دنبالِ آزمایش و تشخیصِ دلیل هشدار؛ اگه نری و خودتو بزنی به بیخیالی؛ واقعاً باید به حالِ خودت زار بزنی. چون بدنت داره بهت میگه من حالم بده، اگه دیر بری دنبال متخصص؛ مریضیِ لاعلاج همهجامو میگیره… تو میری دنبالِ اینکه حال بدِ بدنت رو درمان کنی، تا بیماری کلِ وجودت رو نگیره، پس چرا وقتی دنیای دور و برت بهت هشدار میده، بهت علامتِ بیماری و فلاکت و قساوتِ قلب نشون میده، نمیری دنبالِ دوا درمون؟ نمیری دنبال اون متخصصی که هزار و صد و نود ساله که منتظره تا بری سراغش…؟
حالِ خوبی بود. الحمدلله.
#موقت
اجازه بدید نپذیرم که ادامهدادن به این چرخهٔ معیوب حماقت دربارهٔ رقابت جلیلی-قالیباف که هر دو برایِ من محترماند، اون هم بعد از یکسال، از روی نفهمی و سادگیه. کاش این منطقِ بچگانه و ابترِ هواداری رو اصلاح کنید و باور کنید منِ مخاطب، با دیدن فحاشی و تهمتها و تخریبهایِ ادامهدار شما علیه دیگری، نه تنها هوادارِ منطق شما نمیشم، بلکه از اینهمه ضرورتنشناسی و عادت کودکانهٔ همراه با ادعا، تهوع هم میگیرم.
وقتی میبینم برای دنیای دیگری، اینطور آخرتِ خودتون و مخاطب رو خراب میکنید و مسئولیت نمیپذیرید، تواناییِ تشخیصِ اولویتها رو ندارید و همچنان به کینه و عقدهگشایی مشغولاید؛ واقعا تعجب میکنم و اجازه بدید اسمش رو هرچیزی بذارم، بجز تلاش برای «جهاد تبیین» که امامِ جامعه بارها بهش فرمان داده. یکسال از انتخابات گذشته، اما انقدر غرق در «توهّمِ ادعا» شدید که یا یکی در میون از هر ارزشی هزینه میکنید، و یا چنگ به صورتِ هر ارزشی میکشید. ادبیاتِ شما، ادبیات نقد نیست. ادبیاتِ دشمنشاد کنه، ادبیاتِ دلخواهِ دشمن. ادبیاتِ منفعتطلبانه. کجا؟! غالباً تو توییتر، جاییکه در واقع عینیتیافتهٔ نبرد تن به تن محسوب میشه. جلوی چشمِ دشمن و منافق، که مثل مگس روی زخمهایی که شما ایجاد میکنید اتراق میکنه. شما مسئولید. مگه میشه انقدر موقعیتنشناس و خام؟ مگه میشه انقدر ضرورتنشناس؟!
اگر بخوام از این محتواها بذارم، شاید قریب به یک ساعت ویدیوی اینشکلی تو گوشیم دارم. شما همین ۷ دقیقه رو ببینید؛ فکر میکنید آدمهایی که تو این کلیپها هستن و اینطور از تهِ دل این حرفهارو میزنن، با دیدن چه چیزی این ارادتِ قلبی رو نسبت به امامِ جامعه پیدا کردن؟
جنگ، چشمِ خیلیها رو باز کرد. مردمِ ایران متمدنِ غیرتمند؛ اینبار برخلافِ گذشتهٔ تاریخ، رهبری رو پیش روی خودشون دیدن که نهتنها در بزنگاه و بحران فرار نکرد، بلکه حضور و عدمحضورش هیچ نیازی به قدرتِ خارجی نبود که با اشارهٔ اجنبی میدان رو خالی کنه و تمامیت و استقلالِ کشور رو تحت تصرفِ اجنبی دربیاره. در عرض چندساعت همهٔ فرماندهان رو جایگزین کرد، شخصاً و حضوراً نقشهٔ این دفاع جانانه رو برای فرماندهها ترسیم کرد و جنگ رو فرماندهی کرد. و در نهایت شبِ عاشورا با یک حضورِ ناگهانی بدون عصا، با چهرهای آرام و قدمهای استوار قوتِ قلب این مردم شد. حالا نه تنها مردمِ ایران، بلکه آزادگانِ جهان هم به اقتدار و حقانیتِ این مرد اذعان میکنن.
مدعیانیکه به دعواهای کهنه سرگرماید، بجایِ عجله برای تقسیمِ غنائم و ترجیحِ منافع سیاسیِ شخصی؛ امانتدارِ این «غنیمت» باشید.
«من خرجِ امام میشم، نه امام خرجِ من.»
این دیالوگِ شهید بروجردی در فیلمِ غریب رو چاپ کنید بزنید بالاسرتون. سر درِ دفترتون. پیجهاتون. کانالهاتون. توییتهاتون و احیاناً پروژههاتون. روزی صدبار تکرارش کنید که خرج کردن از رهبری برایِ مطامعِ سیاسیتون، نه انصافه، نه اخلاقه، نه نشونهٔ ولاییبودن. اگر «ادعـا» دارید، خرجِ امام جامعـه بشید که دهههاست ولو به تنهایی میداندارِ سربلندی این خاک و این آرمانه، و مدتهاست که در فهمِ رهنمودهاش لنگ میزنید تا جاییکه باید لقمهٔ آماده در دهانتون بذاره و تازه بعدش باز هم دیوار کجفهمیهاتون بلنده، نه اینکه هرجایی کم آوردید از امامِ جامعه به نفع منافع سیاسیتون - و نه منافعِ ملی- بهرهبرداری کنید و پشتش پنهان بشید. این منفعتمحوریِ شخصی شما نه اخلاقیه، نه انصاف. منصف و اخلاقمدار باشید.
همهٔ ما.
«من خرجِ امام میشم، نه امام خرجِ من.»
این دیالوگِ شهید بروجردی در فیلمِ غریب رو چاپ کنید بزنید بالاسرتون. سر درِ دفترتون. پیجهاتون. کانالهاتون. توییتهاتون. روزی صدبار تکرارش کنید که خرج کردن از رهبری برایِ مطامعِ سیاسیتون، نه انصافه، نه اخلاقه، نه نشونهٔ ولاییبودن. اگر «ادعا» دارید، خرجِ امام جامعه بشید که دهههاست ولو به تنهایی میداندارِ سربلندی این خاک و آرمانه، و مدتهاست که در فهمِ رهنمودهاش لنگ میزنید تا جاییکه باید لقمهٔ آماده در دهانتون بذاره و تازه بعدش باز هم دیوار کجفهمیهاتون بلنده، نه اینکه هرجایی کم آوردید از امامِ جامعه به نفع منافع سیاسیتون - و نه منافعِ ملی- بهرهبرداری کنید. این منفعتمحوریِ شخصی شما نه اخلاقیه، نه انصاف. منصف و اخلاقمدار باشید.
همهٔ ما.
«امیر ۱۲ کیلومتر پیاده آمده بود تا غذا بگیرد، اما جز تهماندهٔ غذا چیزی نگرفت. بخاطرِ همان از ما تشکر کرد، دستم را بوسید. اما کشته شد…»
آنتونی آگیلار، افسر بازنشستهٔ نیروهای ویژه امریکا، از سفرش به غزه برای توزیع کمکهای بشردوستانه میگه. از تفریحی بنام کودککُشی و انسانکُشی، بین وحوشِ صهیونیست. از یک فاجعهٔ تمامعیارِ انسانی پیش چشم جهان.
البته انقدر «اولویت» واقعـیتر و ملموستر وجود داره که دولت بالاخره باید همت کنه و براشون «کارشناس»هایی پیدا کنه که راهحلی بجز تعطیلی ارائه بدن، که نوبت به پرداختن به این جنجـالها و حواشی و دستاوردسازیهای عجیب نرسه.
وقتی که مجلس بررسیِ لایحهٔ «مقابله با انتشار محتوایِ خبری خلافواقع در فضای مجازی» رو تصویب کرد، صدای عدهای خاص بلند شد که این کار نقضِ آزادی بیانه. بدونِ هیچ نگاه انتقادیِ فنی، و با هدف حمله به اصلِ این لایحه. طبیعتاً هر لایحهای میتونه کلی، و دارای ابهام و ایرادات فنی باشه و نیاز به چکشکاری و رفعنقص داشته باشه، پس تفاوتِ نگاهِ فنی، با نگاه سیاسی مشخصه. حالا با فشارِ تریبونهای اصلاحطلب و بعضی سلبریتیها امروز خبر رسید دولت استردادِ این لایحه رو تصویب کرده. چیزی که خودش پیشنهاد داده بود. چطور؟ به استنادِ کدوم نگاه کارشناسی این لایحه رو پیشنهاد دادید و حالا به استنادِ کدوم نگاه کارشناسی پسش گرفتید؟ روزنامههای اصلاحطلب؟ استوری سلبریتیها؟ آیا انتشارِ محتوای فیک، نشونهٔ آزادیِ بیانه؟ مقابله با انتشارِ محتوای خلافواقع در فضای مجازی، به ضرر کیه؟ اونهایی که از انتشارِ هیچ محتوایِ فیکی علیه امنیتِ روانی مردم دریغ نمیکنن، چطور با یک نگاهِ سیاسی نگران آزادیبیان میشن؟
از همه عجیبتر، اظهارات معاون ارتباطات رئیسجمهوره که گفت «آقای دکترپزشکیان اعتقادی به فحوایِ چنین لایحهای ندارد!» درحالیکه امضایِ پزشکیان پایِ این لایحهٔ دوفوریتیِ تقدیمی به مجلس بود! تنها چیزیکه به چشم میاد، یک ناهماهنگیه؛ ناهماهنگی حتی در دستاوردسازی.
وقتی که مجلس بررسیِ لایحهٔ «مقابله با انتشار محتوایِ خبری خلافواقع در فضای مجازی» رو تصویب کرد، صدای عدهای خاص بلند شد که این کار نقضِ آزادی بیانه. بدونِ هیچ نگاه انتقادیِ فنی، و با هدف حمله به اصلِ این لایحه. طبیعتاً هر لایحهای میتونه کلی، و دارای ابهام و ایرادات فنی باشه و نیاز به چکشکاری و رفعنقص داشته باشه، پس تفاوتِ نگاهِ فنی، با نگاه سیاسی مشخصه. حالا با فشارِ تریبونهای اصلاحطلب و بعضی سلبریتیها امروز خبر رسید دولت استردادِ این لایحه رو تصویب کرده. چیزی که خودش پیشنهاد داده بود. چطور؟ به استنادِ چه نگاه کارشناسی پیشنهاد دادید و حالا به استنادِ چه نگاه کارشناسی پس گرفتید؟ روزنامههای اصلاحطلب؟ استوری سلبریتیها؟ آیا انتشارِ محتوای فیک، نشونهٔ آزادیِ بیانه؟ مقابله با انتشارِ محتوای خلافواقع در فضای مجازی، به ضرر کیه؟ اونهایی که از انتشارِ هیچ محتوایِ فیکی علیه امنیتِ روانی مردم دریغ نمیکنن، چطور نگران آزادیبیان میشن؟
از همه عجیبتر، اظهارات معاون ارتباطات رئیسجمهوره که گفت «آقای دکترپزشکیان اعتقادی به فحوایِ چنین لایحهای ندارد!» درحالیکه امضایِ پزشکیان پایِ این لایحهٔ دوفوریتیِ تقدیمی به مجلس بود! تنها چیزیکه به چشم میاد، یک ناهماهنگیه؛ ناهماهنگی حتی در دستاوردسازی.
Repost from علیرضا زادبر
بدعت در ساز و کار قانون گذاری کشور
اینکه دولت لایحه مهمی را با فشار گروه اندک از مجلس پس بگیرد، لایحه ای که خود ابتدا مدافع بوده و به مجلس فرستاده و بهانه این باشد که "اجماع نخبگان" است! بدعت ناصوابی است. کدام نخبگان؟ از کدام حلقه سیاسی؟ پس ساز و کار حاکمیت و مسیر قانونگذاری چه میشود!؟
یکی از آسیبهای بزرگ در کشور ما که فضا را برای نفوذ آماده ساخت همین بی عملی و کُندی نظام تصمیمسازی در اخذ تصمیم و اقدام بموقع بود. این چرخه اشتباه ادامه دارد.
ایرانِ اسلامی براساسِ «دین» و «دانش» بنا شده، دین مردم و دانش جوانان ما در بسیاری از میدانها توانسته دشمن را وادار به عقبنشینـی کند. بعد از این هم همینجور خواهد بود. ۱۴۰۴/۵/۷.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«تو را دانش و دین رهانَد درست
درِ رستـــگاری ببـایدت جُســت»
- فردوسی
دیگران شعارِ ایرانیّت دادند، تو عمل کردی. دیگران اسلامیّت را هدف قرار دادند، تو پاسداری کردی. تو فرماندهٔ در میدانی.
منشاء قدرت دل، هیچی نیست بجز توکل.
مومن اگه زمین هم بخوره، چون خدا رو میبینه زود بلند میشه! اگه تند تند کِسل و بیانگیزه میشی، ببین خدا رو کجای زندگیت داری؟ خدا رفیقِ خیلی خوبیه.
• استاد شجاعی| خیلی به موقع…
منشاء قدرت دل، هیچی نیست بجز توکل.
مومـن اگه زمین هم بخوره، چـون خـدا رو میبینه زود بلند میشه! اگه تند تند کِسِل و بیانگیزه میشی، ببین خدا رو کجای زندگیت داری؟
• استاد شجاعی| خیلی به موقع…
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
