es
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Ir al canal en Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Mostrar más
4 791
Suscriptores
+324 horas
+497 días
+2830 días
Archivo de publicaciones
- شبکه‌هایی که سال‌هاست دارن نسخهٔ آشوب، ناامنی، حملهٔ‌نظامی، براندازیِ حکومت و در نهایت تجزیهٔ ایران رو به هر طریقی برای مخاطب ایرانی می‌پیچن. یکی مثل BBC با ادبیاتِ رسمـی‌تر، یکی مثل اینترنشنال با دعوتِ صریح و پیمان‌بستن با نتانیاهو. این وسط شبکه‌ای مثل مَنوتو هم به طرز ابلهانه‌ای مخاطب رو تحمیق می‌کنه و نقشِ یار‌گیری رو ایفا می‌کنه. هدف همه‌شون یکیه، کارفرماهای همه‌شون بصورت متحد یه چیز رو دنبال می‌کنن، اما دعواشون سرِ اینه که کارفرماها چرا جیبِ یکی رو پرتر از اون یکی کرده. همین.

وقتی حکومت سوریه سقوط کرد، BBC گزارش داد: «فعلا وقت لذت بردن از نسیمِ آزادی‌ست!» کارشناس‌هاشون می‌گفتن امریکا می‌خواد سوریه رو به سمت ثُبات ببره، جولانیِ تروریستِ سابقِ دیپلمات‌شدهٔ فعلی، می‌تونه نقش مهمی ایفا کنه، نمی‌بینی امریکا می‌خواد تحریم‌هاش رو لغو کنه؟ اما چیزی نگذشت که وعده‌های شکوفایی و ثباتِ امنیتی و اقتصادی BBC برای سوریه دود شد رفت هوا!

- اسرائیل امروز دستور حمـله به سوریه رو صادر کرده و داره همین‌جور پشتِ هم سوریه رو می‌زنه. از زمان سقوط حاکمیت سوریه، حملات اسرائیل دیگه مثل نُقلِ و نبات شده. بمبارانِ سوریه، کُشتار مردم توسط وحوش خودِ جولانیِ تروریست، هرج و مرج، پیش‌رویِ اسرائیل به خاک سوریه و … فقط یه نمونه از اون «آزادی» بود که برانداز و ضدانقلاب برای ایران آرزوش می‌کردن. همونا که حملهٔ اسرائیل به ایران رو هم «تبریک» می‌گفتن. یه عده از تریبون‌دارهایِ احمق می‌گفتن ببینید جولانی چه پسرِ خوبی شده! ببینید چقدر راحت می‌شه روابط رو عادی‌سازی کرد! یادِ این افتادم که ترامپ گفته بود ایران اگه مثل سوریه حرف‌گوش‌کن باشه، تحریم‌هاشو برمی‌دارم :))

شاعران «وطن» را این‌طور خطاب می‌کنند «ای وطن، ای مادرِ تاریخ‌ساز! ای مرا بر خاک تو روی نیاز..» وطن مادر است، وطن خانه است. دست دادن با متجاوز به وطن، نشانهٔ ادب نیست. عکسِ یادگاری گرفتن در کنارِ متجاوز به وطن، نشانهٔ ادب نیست. «لایک ‌نشان‌دادن» همراهِ متجاوز به وطن، نشانهٔ ادب نیست. منتشر کردنِ عکس‌هایِ یادگاری کنارِ متجاوز به وطن در صفحهٔ شخصی مجازی، نشانهٔ ادب نیست. نشانهٔ «بی‌نشان» بودن است، «بی‌هویت» بودن. «بی‌وطن» بودن. وقتی وطن مادر است؛ متجاوز به وطن را چه معنی می‌کنید؟ با متجاوز به خانه و وطن که مانندِ مادر است؛ طبق کدام قاعده با «ادب» رفتار می‌کنند و لایک نشان می‌دهند و عکسِ یادگاری می‌گیرند و دقیقاً همان عکس‌ها را در صفحه‌شان که مخاطبِ ایرانی‌ دارد، منتشر می‌کنند که برایش توجیهِ «ادب» می‌آورید؟ طبقِ کدام قاعده، کسی که عکس‌های یادگاری‌اش با متجاوز به خانه و قاتلِ هزار نفر از اهالی خانه را برای انتشار در‌ صفحه‌اش هم انتخاب می‌کند؛ «ایرانی» می‌نامید و پُز هم می‌دهید؟ فقط چون فارسی حرف می‌زند؟ وقتی به غیرت و شرافتِ ایرانی‌تان دهن‌کجـی می‌کند، چه فرقی دارد به چه زبانی صحبت ‌کند؟

خیلی جالبه. یه عده از اصلاح‌طلب‌ها برایِ این‌که جلوی مخاطب نگن «اون‌ اشتباهِ مُهلکی که ما مرتکب شدیم و هی خوشمون میاد و مرتکب می‌شیم، اعتماد بیش از حد به طرفِ غربی بود، علیرغمِ هشدارها و تذکراتِ فراوان!» دارن به ماها فحش می‌دن که اگه راست می‌گید پس چرا به برجام و برجامیون انتقاد می‌کردید؟ با مکانیسم ‌ماشه که همه‌چی برمی‌گرده به قبلِ برجام، از این‌که همه‌چی برمی‌گرده به قبلِ برجام ناراحتید؟ ‌هه‌هه. سطحِ درکِ موقعیت رو ببین. بنظرِ اینا از زمانِ انعقاد برجام تا امروز همه‌چی فریز شده، هیچ‌چیزِ متغیری وجود نداشته و مشکل فقط همین برجامه. مشکلِ اصلی با این «تفکر» همینه که فکر می‌کنه ایراد از اونه که می‌گه مراقب باشید، نه از خوش‌خیالیِ ادامه‌دار خودشون نسبت به غربی‌ها!
•قبل از برجام، در افکار عمومی مذاکره یک «وسیله» تلقی می‌شد برای گرفتن امتیازِ محکم؛ نه یک «هدف» بدون هیچ امتیازی. •قبلِ برجام تقریباً ۸۰۰ تحریم داشتیم که بعد از برجام به بیش از ۲۰۰۰ تحریم بدل شد. •قبل‌ برجام دلار ۳ هزار تومن بود و بعد از نقضِ برجام در دولتِ وقت تبدیل به دلار ۳۰ هزار تومنی، و الان ۹۰ هزار تومنه. •قبل برجام ما در شرایطِ جنگی نبودیم و الان در شرایط جنگی هستیم. •قبلِ برجام قلبِ رآکتور اراک تبدیل به محلی برای بتن‌ریزی نشده بود و بعد برجام این‌کارو انجام دادید. •قبلِ برجام به مدت ۱۰ سال تمام فکر و ذکرِ ملت رو به «مذاکره و برجام» معطوف نکرده بودید که ۱۰ سالِ تمام، همین واژهٔ «مذاکره» همهٔ‌امور کشور رو معطل خودش کنه. •قبلِ برجام ما یک سردار سلیمانی بینِ خودمون داشتیم که همون حیوانی که از برجام خارج شد، ترورش کرد، کمااینکه حالا هم با ائتلاف با اسرائیل، از ما حاجی‌زاده و باقری و سلامی و … گرفت. •قبل از برجام، غفلت از ظرفیتِ غنی همسایه‌ها و سایر ظرفیت‌هایِ داخلی و خارجی؛ به حدی نبود که بخاطرِ برجام این غفلت شدت گرفت و تازه سه‌ساله که چیزی بنام احیایِ سیاست همسایگی در سیاست خارجهٔ ما اتفاق افتاده. •قبلِ برجام از شما یک چهرهٔ «معتاد به مذاکره» در ذهن‌ها شکل نگرفته بود، اما حالا بخاطرِ بدعهدی ذاتی امریکایی‌ها، مکرراً با دامِ قول‌های بی‌تضمین امریکایی‌ها مواجه‌ایم. •قبل از برجام، چماقی بنام مکانیسم‌‌ماشه بالای سر منافعِ ملی ما وجود نداشت که سال‌ها کشور رو معطلِ مذاکرات احیایِ برجام بکنیم و نهایتاً یکی از طرفینِ برجام هروقت دلش خواست اون رو فعال کنه. •قبلِ برجام مسئلهٔ جاسوسی‌ بازرسانِ اژانس -بخاطر اثبات حسن‌نیتِ ما- انقدر علنی نبود که شخص گروسی متهم ردیف اولِ ترور دانشمندان ما باشه. •قبلِ برجام ما مَچَلِ غربی‌ها نبودیم که همهٔ تعهدات رو پیشاپیش و بی‌هیچ تضمینی انجام بدیم؛ صنعتِ هسته‌ای‌مون رو تا مرزِ تعطیلی ببریم، دانشمندهامون رو از کار بی‌کار کنیم، حسنِ‌نیت خودمون رو به هر نحو نشون بدیم اما امریکا به راحتی بتونه ازش خارج بشه؛ بی‌اینکه حتی یک مورد از تعهداتش رو انجام بده! •قبلِ برجام ما ده‌ها برابرِ ارزش یک ماشین رو پیشاپیش پرداخت نکرده بودیم که طرف پول رو بگیره، بعدش ماشین رو نده، بزنه زیر معامله، تازه طلبکار هم باشه و وسطِ مذاکرات به ما حمله هم بکنه! و …
یعنی ‌چی که از گفتنِ مزخرفی مثلِ «ناراحتید همه‌چی برمی‌گرده به قبلِ برجام؟» احساس پیروزی می‌کنید؟ بخاطر منفعتِ سیاسی‌تون، فهمِ مخاطب رو در حد یه کفتر‌‌چاهی پایین نیارید. اصلاً می‌شه لطف کنید همه‌چیو واقعا برگردونید به قبلِ برجام؟ اگه ممکنه. ممنون.

«وطن خانه است، وطن عزیز است؛ نه اجنبی! چه کسی نمی‌فهمد که وطن بهتر از اجنبی‌ست؟‌‌فقط مگس‌ها نمی‌فهمند گل بهتر از زباله‌ست!»
«وطن خانه است، وطن عزیز است؛ نه اجنبی! چه کسی نمی‌فهمد که وطن بهتر از اجنبی‌ست؟‌‌فقط مگس‌ها نمی‌فهمند گل بهتر از زباله‌ست!»

- در آنتنِ زنده ‌گفتید اصلا در برجام چیزی بنامِ مکانیسم‌ماشه و اسنپ‌بک نیامده! کلمهٔ «تعلیق» کجاست؟ همه‌ش «لغو» است. به شما قول می‌دهیم ترامپ نمی‌تواند از برجام خارج شود. امضای کری تضمین است! همه‌ش پَر. معلوم شد که مکانیسم‌ماشه نه تنها در برجام آمده، بلکه به قولِ رهبری «استخوان لایِ زخم» است و کشورهای اروپایی که باز هم با خوش‌خیالی فکر می‌کردید بینِ آنها و امریکا دعوا انداخته‌اید؛ مثل چماق آن‌را گرفته‌اند بالای سرمان. تازه از هولِ فعال شدنِ چیزی که می‌گفتید در برجام نیامده؛ باز گفتید برویم دنبالِ مذاکره. یعنی بخاطر فعال نشدنِ چیزی که در مذاکراتِ قبلی به ما تحمیل شد و حتی وجودش را منکر می‌شدیم؛ چه کنیم؟ دوباره برویم مذاکره. چه راه‌حل بدیعی! هرکسی هم با نگرانی گفت بند‌بندِ این توافق‌تان را بخوانید که ده‌سال دیگر دست از پا درازتر نگرانِ آنچه که با اشتیاق خودتان زیر بارش رفتید نباشیم؛ گفتید «تندروها! بروید جایی که نلرزید!» بجای آن‌که غرق در رویای قدم‌زدن با غربی‌ها نشوید، اما با تمسخر سرِ خودی‌ها داد زدید که «ناراحتید تحریم‌ها برداشته شده؟!» هرچه گفتیم نه والله. اگر تحریم‌ها «واقعا» برداشته شود و امریکا اهلِ معامله‌ای منصفانه و مردانه باشد، چه ناراحتی؟ ناراحتیم که حریف‌تان را نشناخته‌اید. وقتی هم که قول و قرارِ امریکایی، به ذاتِ خودش برگشت و زد زیرِ میز، بعد از آنکه صنعتِ هسته‌ای را تا مرزِ تعطیلی بردید گفتید عوضش کاپِ اخلاق را بردیم! حالا کمترین توقع این است که در پیشگاهِ ملت به خوش‌خیالیِ خسارت‌بارتان مُعترف باشید؛ اما باز یقهٔ بقیه را می‌گیرید و بر سرِ بقیه فریاد می‌زنید، تا کسی از شما نپرسد این دورِ تکراریِ خوش‌خیالی‌تان کِی تمام می‌شود؟!

فقط «یک موشکِ ایرانی!» به اندازهٔ یک میدانِ ۸۰۰ متری ویرانی! به قولِ بچه‌ها: بنــــــازم!

سخن گفتنِ سرانِ ناکام و به انزوا ‌رفتهٔ فتنه از «حقِ ملت» هم از عجایب روزگاره. شما احترام به حقِ ملت رو در یک انتخابات هم تحمل نکردید. وقتی سال ۸۸ طبق یک ادعای دروغ، بدون یک‌خط مدرک، با ولعِ قدرت، خواهان ابطالِ انتخاب مردم در یک مشارکتِ ۸۵ درصدی بودید، حقِ ملت کجا بود؟ وقتی ناآرامی‌های داخلی رو به اوج رسوندید و کشور رو تا لبهٔ پرتگاه بردید و مقاماتِ امریکایی برای حمایت از ناآرامی‌هایی که شما عامل مستقیمش بودید؛ صراحتاً در کنارِ جنبشِ موسوم به جنبشِ سبزِ شما ایستادن و بسته‌های بزرگ تحریمی علیه کشور اعمال کردن، حقِ ملت کجا بود؟ در این جنگِ ۱۲ روزه که ملت تمام‌قد پشتِ کشور و رهبریِ بی‌نظیرِ فرماندهیِ کل‌قوا ایستادن؛ کجا بودید که از حقِ ملت حرف بزنید؟ یک‌ماه گذشته! این گنده‌گویی‌های باتأخیر صرفاً به قصد از حاشیه به متن اومدنه؟ یا مصرفِ دیگه‌ای داره؟ مثلاً تکمیل‌کنندهٔ پازلِ فتنه‌ای دیگه؟ چون در هرحال تلاشِ مذبوحانه‌ایه.

- این‌که یک‌نفر، هرچی تو ذهنم بوده رو انقدر دقیق کلمـه کنه و بنویسه؛ تا‌حالا انقدر برام مطلوب و دل‌چسب نبوده.

تاریخ پُر است از آنها‌یی‌که گمان می‌کردند امضـایِ امـریکا تضـمین است.(!) ـــــــــــ وَلاتَركَنوا إِلَی‌الَّذينَ ظَلَمــوا «و بر ظالمان تکیه نکنید.»
•سورهٔ محترمِ هود - آیه ۱۱۳.

«خاله اونجا من داشتم می‌مُردم…» خـدا لعنت کنه قاتلـینِ پدرت رو، خـدا لعنت کنه ماله‌کشانِ قاتلینِ پدرت رو، خدا لعنت کنه حامیان قاتلینِ پدرت رو، خدا لعنت کنه کتمان‌کننده‌هایِ جنایات قاتلین پدرت رو، خدا لعنت کنه هم‌دستانِ قاتلین پدرت رو. مرگ بر اسرائیل، مرگ بر امریکا، مرگ بر امریکا، مرگ بر امریکا…

- ببین می‌فهمم که بالاخره عطشِ رقابت آدم رو کور می‌کنه و تلاش می‌کنه تا رقیبِ بالقوهٔ داخلی‌ش رو پیشاپیش به دَر کنه. درک می‌کنم که قدرت‌طلبی واقعا چیزِ عجیبیه. حتی وقتی که جامعه به انسجامِ بیش از پیش نیاز داره؛ بازم شهوتِ قدرت به فعالیت خودش ادامه می‌ده و حدِ یقفی براش وجود نداره. برای همینه که در اجلاسِ داووس در سوئیس جلویِ افراد خارجی هم به این «رقابتِ متعفنِ داخلی» اشاره می‌کنن که اگه فلانی میومد ما الان وسطِ جنگ بودیم!! یا مثلا آنتنِ زنده در یک برنامه می‌شه محلی برایِ ادعاهای دروغ و شنیع، و در نهایت ورودِ دستگاه قضایی به مسئله. می‌پذیرم. اما بالاخره اینجا یه محیط معمولیه و منم یه فردِ معمولی، لذا بعنوان یه مخاطبِ غیرمتصل(!)، برام سواله و خیلی دلم می‌خواد بفهمم «دقیقا» چی بهشون می‌رسه از اینکه برای هرچیزی یه گردن پیدا می‌کنن بنامِ سعید‌جلیلی تا پروازِ پشه بر فرازِ آسمان رو هم بندازن روش. تو این یکسال تقریباً فقط آتیش‌سوزی‌های تپه‌های هالیوود رو ننداختن گردن این فرد. خیلی پشتکار عجیبی می‌خواد که بجای اینکه به نواقص کار و انفعالِ خودت برسی؛ حتی وقتی‌که خودت مسئول مستقیم موضوعی هستی، یه اسم همش تو توییتِ آدم‌هات تکرار بشه و حتی وقتی بهت سلام می‌کنن هم این اسم رو بیاری. چه می‌کنه قدرت‌طلبی. واقعاً هدف، منافعِ ملی و محورِ هویتی بنامِ «ایرانه»؟ یه‌ مقدار مسئله در نظرِ عُموم چندش شده. می‌دونی؟

امروز سالگرد قمری فوت پدرمه. ممنون میشم به فاتحه و اخلاصی مهمونشون کنین.

می‌پرسند مرعوب یعنی چه؟ مرعوب. [م َ]مفعول از رُعب. رجوع به رعب شود. ترسانیده شده. ترسیده. هراسیده. ترسان. جماعتِ مرعوب یعنی جماعتی که رضایِ کدخدا برایشان از رضایِ خدا مهم‌تر است. یعنی جماعتی که رُعبِ ابهت پوشالیِ کدخدا، از ابهتِ واقعیِ خدا برایشان ترس‌آورتر است. یعنی آنهایی که خداوند بهشان چشم داده تا ببینند عاقبتِ اعتماد به غرب چیست و عادت و ذاتِ این دشمن بدعهدی‌ست و قلدری، اما نمی‌بینند. گوش داده تا تهدیدها و گنده‌گویی‌هایِ امریکا را برای تجزیهٔ وطن بشنوند، اما نمی‌شنوند. قوهٔ‌تعقل داده تا همین چشم‌ها و گوش‌‌هایشان را به کار بیندازند که «اسرائیلِ قاتلِ کودک‌کش، با همکاری و حمایت و چراغ‌سبزِ امریکایِ قاتل به خاکشان تجاوز کرده، هزار عزیز از ما گرفته و زبان به تهدیدِ عزیزترینِ ما باز می‌کند» اما قوهٔ تعقل‌شان هم تعریفی ندارد! جماعتِ مرعوب یعنی آنها که متجاوز به خانه را رها کرده، فریادِ ناشی از نتایجِ خوش‌خیالی‌ متعددشان را به وعده‌هایِ متجاوز، بر سرِ صاحب‌خانه می‌زنند؛ که چرا با متجاوز نمی‌سازی؟ چرا به سازِ متجاوزی را که در طول تاریخش جز تحریم و تهدید و ترور و جنایت و دروغ و فریب کاری نداشته؛ نمی‌رقصی؟ چرا بطورِ «سازنده‌ای» تسلیمِ خواسته‌های متجاوز نمی‌شوی؟ یعنی خدا برایشان اتمامِ حجت کرده که «هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، تا کاملاً تسلیمِ خواسته‌هایِ آنها شَوی‌» اما هنوز فکر می‌کنند راه‌‌حل، راضی‌کردنِ قلدرهایی‌ست که تفریح‌شان کودک‌کشی و حمایت از کودک‌کشان است. یعنی از ترسِ اخمِ کدخدایی که در فانتزی‌هایشان ساخته‌اند؛ هنوز یک‌ماه نشده اما یادشان رفته کدخدایِ دنیای وارونه‌شان، چطور می‌خواست با بمب‌افکن، تهدید، ترور، تحریم؛ پیامِ «صلح و سازش» بیاورد. چنان‌که کارنامه‌اش مملوء است از صلح و سازش‌هایی که برای ملت‌ها به ارمغان آورده. جماعتِ مرعوب یعنی آنها که به‌طور مشمئزکننده‌ای از «تجربه» «عبرت» نمی‌گیرند.

ترامپ و ابلیس‌بچه‌اش اسرائیل، علناً ولی‌فقیهِ ما را تهدید به ترور می‌کنند؛ صدایـی از این جماعتِ مرعوب درنمی‌آید که هیچ، پیشاپیش به استقبال تعیینِ جانشین هم می‌روند! اما تا یک‌نفر در ایران در جوابِ تهدید، متقابلاً از ادبیاتِ تهدید خطاب به دشمن استفاده می‌کند؛ کم مانده گریبان بدَرند و سر به بیابان بگذارند که وای امنیت ملی به خطر افتاد! دوتا فحـش هم به «آقا دزده» بدهـید، شاید خوش‌تان آمد! حتی اگر دزد، همان قبلهٔ آمال‌ و سرابِ رویایی‌تان بود که نقاب از صورتش افتاد!

آن‌که کلامـش زیاد باشد، لغزشش زیاد خواهد بود و آن‌که لغـزشش بسـیار باشد، حیایَش کم می‌شود. هرکه حیایـش کم شود، پارسـایی‌اش اندک می‌شود و هر‌کس پارسایی‌اش اندک شود، قلبش خواهـد مُـرد و آن‌کس که قلبـش بمیرد، گرفتارِ دوزخ خواهد شد. - امیرالمومنین(ع) -کنزالعمال، ج ۲، ص ۱۱۲.

- تاریخ باید این روزها رو دقیق روایت کنه. اگر غبارِ این هیاهوهایِ بی‌جهت بخوابه و دوباره عده‌ای مرعوب، سرِ یک کوچهٔ تکراریِ بن‌بست راهنمای انحرافِ افکار عمومی به سمتِ سراب نزنن؛ همه [تاکید می‌کنم که همه] بابتِ نعمتِ ولایت فقیه، حضورِ ولی‌فقیه، و شخصِ آیت‌الله خامنه‌ای در کسوتِ رهبریِ جمهوری اسلامی ایران، در پیشگاه خدا سجدهٔ شُکر به‌جا خواهند آورد. کسی که با توکل به خدا و اقتدا به امیرالمومنین(ع) شجاعانه، شخصاً و مستقیماً در خطِ مقدمِ مبارزه با دشمن حضور داشت؛ در میانهٔ جنگ از تبیینِ دقیق ابعاد مختلفِ این جنگ برای «مردم» غافل نبود؛ ادبیاتِ محکم، رسا، عزت‌مندانه و از موضعِ قدرت خطاب به دشمن ارائه داد، مؤمنانه و طبقِ روال هرسال روضهٔ سیدالشهدا رو برگزار کرد، با‌ صلابت در مراسم عزای ماهِ محرم حضور پیدا کرد و مایهٔ دل‌گرمیِ دوستان؛ و بر آب شدنِ نقشهٔ دشمنان شد، خاضعانه برایِ این حُزنِ مقدس عزاداری کرد. یک حضورِ چند‌دقیقه‌ای با یک زبانِ بدنِ فوق‌العاده در همون مراسـم، ساعت‌ها درسِ «میدان و دیپلماسی» بود! عزیزِ ما و مایهٔ عزّت‌مندیِ ما. عزّتت روزافزون! فَلِلّهِ اَلْعِزَّةُ جَمِیعاً.