☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Ir al canal en Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Mostrar más5 035
Suscriptores
-324 horas
+17 días
-2130 días
Archivo de publicaciones
در مشهد انگار یکدست رنگِ سرخ پاشیدهاند روی لباسهای عزا در کل شهر… یارِ خراسانی، کربلایی! به شهرت خوش آمدی.
پر از حرفهای نگفتهام. قلبم داره میترکه. کاش این «بیداری» زودتر اتفاق میافتاد. کاش اونشبهایی که از پشت پنجرههایِ تاریک فحش و تهمتِ ناکارآمدیِ غیر رو به سیدِ مظلومِ ما میدادن و او مهربانانه سکوت میکرد؛ ازش دفاع میشد. کاش وقتی تهدیدهای حرامزادهٔ قاتل امریکایی علنی شد؛ به کسی برمیخورد! کاش در دفاع از او قیامت میشد. کاش در زمان حیاتش کسی از بیانِ محبّتش به این سیدِ مظلوم و مقتدرِ خدا نمیترسید. کاش وقتی هزاران حرفِ واضحش تحریف میشد و هزاران بار از شأن و نجابتش خرجِ بقیه میشد، کسی در سکوت نبود. کاش وقتی حاجقاسم گفت: «من حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای را خیلی مظلوم و تنها میبینم» کسی میگفت که آقا چرا تا من هستم تنهایی؟! کاش بارِ بیداری رو یکتنه به دوش نمیکشید. کاش وقتی که «باید»، همه بودن.
هزاران «کاش» و حسرت در گذشته موند، و هزاران «باید» در آیندهٔ مبعوثشدگانِ خونِ شهید؛ نسبت به ولیِّامرِ رشید ما، آقاسیدمجتبای عزیز ما.
چه عزتی خدایِ حسین(ع) به تو داد آقاسیدعلیِ شهید. چه خوب علمداری کردی برای سپاهِ اباعبدالله، با دستِ جانبازت چه پرچمی بلند کردی برای اعتلایِ عزت و شرفِ شیعه که قمر منیرِ بنیهاشم اینطور در بدو ورودت به آستانِ مقدسش؛ پیکرِ زخمی و دلتنگت را گلباران میکند و انگار آرام میگوید «خسته نباشی سردار! راهِ طولانیای را آمدی، عمری زیر بیرقِ ما بودی، حالا به آغوشِ ما خوش آمدی…»
بدا به حالِ بدخواهانت که تورا نشناختند، و حسرتا به حالِ دوستدارانت که تورا آنطور که باید؛ نشناختند.
باطلالسحرِ سالها پروژه و فتنهگری بین امت؛ «عشق» است آقا. عشقِ تو. با لبِ تشنه و تنِ زخمی به زیارتِ امام و مقتدایت رفتی. بعد از ۶۹ سال، آن هم خانوادگی. شهیدِ تهمت اغیار بودی، به دیدار یار رفتی. عراقیها میگویند «ما میخواستیم ببینیمت و دستت را ببوسیم! اما پیکرت پیش ما آمد! خوشا به مرامت که حسین(ع) را رها نکردی.»
نامِ تو به نام حسین(ع) گره خورده اقای شهیدِ امت. عزیز ما. زندگیات، مرامت، جهادت، و شهادتت. من حسینی شدنم را به تو مدیونم. کاش خدا این محبت را که سالها فریادش زدم؛ از من قبول کند…
زیارتت قبول کربلایی آقایی که راهِ اربعین را در این دنیایِ معاصر برای زائرانش باز کرده بودی؛ زیارت قبول سیدعلی! یا أبومجتبی…
عزیزان!
پرچمدارانِ ولع غربی و کاسهلیسانِ کدخدایِ قاتل امریکایی؛ از پرچمهای سرخ خونخواهی شما بیشتر از فحاشیها، جنایات و تهدیدهای ترامپ عصبانیان. در حقیقت از شما توقع دارن که از بهایِ #قتل امامِجامعه و حقِ قصاصِ قاتلش که با حفظِ سِمَت، قاتل حاجقاسم هم هست به بهانهٔ دو صباح کرشمهٔ بیشترِ ترامپ بگذرید.
اما شمایی که بعد از دیدنِ تابوتِ رهبر شهید، تازه فهمیدید که چه عزیزی، توسط کدام درندهٔ جنایتکاری به شهادت رسیده و فراتر از خواستهای از سرِ غیرت طلبِ انتقام میکنید؛ درحالیکه به امرِ ولیفقیهِ ما -آقاسیدمجتبی خامنهای- در انتظار تحقق شروطِ گفتهشدهٔ مسئولیناید، اجازه ندید این داغ سرد بشه. بهتر بگم! اجازه ندید این داغ رو به طلبِ دنیا سرد کنن، اجازه ندید امامکُشی باب بشه. این قتلِ بزرگ، قاتل دارد!
-
عزاداران عراقیِ منتظر پیکر پاک و مطهرت، در نزدیکی حرم امامحسین فریاد میزنند: «ای حسین، فرزندت خودش را (در برابرِ دشمن) پنهان نکرد…»
از ایران تا عراق، از زمین برایِ هفت آسمان شهادت میدهیم که عمل کردی به وصیتِ جدّت مردِ خدا! پنهان نشدی، فرار نکردی، تسلیم نشدی، بیعت نکردی، ایستادی! شهید شدی. مثلیلایبایعُمثلیزید..
Repost from 🇮🇷| پناه هستم
داشتن میرفتن فیلمبرداری تشییع آقا تو مشهد، تو مسیر این سربازو میبینن
سربازه میگه بهم گفتن ماشین پیکر آقا از اینجا رد میشه. تا حالا آقا رو ندیدم. از پنج صبح وایستادم ماشین آقا بیاد رد بشه ببینمش. همینکه ماشینشو ببینم برام بسه...
چه عاشقایی داری آقا سیدعلی...
سالها از حجتیهایهای عافیتطلبِ عبرتِ تاریخ، سلطنتطلبهایِ فراری، منافقین داخلی و دشمنان خارجی بابت ایستادگی و جهادهایِ خالصانهاش تهمت شنید. هم برای ترور فیزیکیاش تلاش کردند، هم ترورِ شخصیت شد. از هیچ دروغی علیه او و خانوادهاش دریغ نکردند، اما او ایستاد. بیهیچ ترس و فکرِ فراری! تهمتها را به جان خرید اما از آرمان و ایمانش عقبنشینی نکرد. ایرانسازی کرد و فراتر از آن؛ انسانسازی کرد. عاقبت با خانواده شهید شد. شهادتی که برای یک عالِمِشیعه در عصرِ غیبت کبری نظیر ندارد. تشییعِ باعظمت و بینظیرِ پیکر پاک امامِ شهید در تهران، قم، عراق شبیه به عظمتِ اربعین اباعبداللهست؛ فقط همین یک جمله را برایم تداعی میکند:
کسی را توانِ ستیز با آنکه خداوند عزیزش بدارد نیست… إِنَّالْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا.
بعد از ۶۹ سال دوری؛ به حرمِ مولایِ زمین و زمان خوش آمدی اقای قتیلاً للأمّة المسلمة! ای مریدِ حیدر. ای نزدیکترین درکِ من از مرام و انوارِ الهیِ امیرالمومنین…
ترامپِ قاتل بعد از نقض بند ۱۰ تفاهم [لغو اسقاطیهٔ تحریم فروش نفت] و نقض بند ۱ و ۲ [حمله به جنوبِ ایران و حملات مکرر اسراییل به لبنان] امروز با عصبانیت به ایرانیها توهین کرد. اونها رو شرور، سرطان و بیارزش خطاب کرد و گفت از نظرِ من یادداشت تفاهم مُرده! حالا اینکه «این خاصیتِ حرامزاده است که میخواهد با توهین دشمنانش را ازار دهد!»
ما که تمایلی به غرغره کردنِ اراجیف این قاتل نداریم. اما امیدوارم یک درکِ جمعی بین مسئولین و مردم به وجود اومده باشه که اونیکه خواستارِ هیچ تفاهمی نیست؛ امریکاست. اصرار به جدایی امریکا از اسراییل از حماقت گذشته. نوکِ پیکانِ حملاتتون سمت منتقدینی که عاقبت جملهٔ «امریکا متعهد میشود…» رو میدونستن، نباشه. به سمتِ حیوانِ بچهخواری باشه که قاتل سردارِ پرافتخار ایرانی -حاجقاسم- و قاتلِ امام مجاهد امّته.
ای که مثلِ کوه پشتِ تو ایستاده، علی(ع)…
ای که به پایِ تو قیــام کرده، امتِ علی(ع)…
Repost from نور
اربعینها که میشد، عکس شما را وصلهی جانمان میکردیم و راهی میشدیم، اولین سلاممان به حضرت امیر علیهالسلام، سلامی از جانب شما بود.. آنجا، در عراق، عراقیها وقتی میفهمیدند که ایرانی هستیم، علیٰرأسیگویان ما را به خانههایشان میبردند.. عکس شما را بر دیوار خانههایشان میدیدیم، دلتنگتر میشدیم.. ابوعلی، پیرمرد عزیز عراقیِ میزبانِ ما، میگفت شما ایرانیها از دیار نائبالامام میآیید، عطر او دارید و عزیز مایید، و من مسرور از این انتساب، به خود میبالیدم.. و بعد به نیابت از شما از نجف، راهی مشایّه میشدیم، در مسیر باز هم عکسِ شما، یاد شما، عطر شما که طلایهدار زیارت نرفتهها بودید چنگ به بغضهایمان میانداخت.. امّا حالا.. شما اولین زائر اربعین سیدالشهدایی، و این مقبولترین زیارتِ اربعینی است که میبینم، «بابی انت و امی و اهلی و اولادی و عمری لك الفدا» را زندگی کردی و به نمایش گذاشتی و بعد، وارد حریم اجداد خود شدی.. عجب زیارتی.. عجب جواب سلامی.. و عجی استجابتی…
ای پسر امیرالمومنین زیارتت قبول آقای من، عزیزمن، جان از دست رفتهی من.. نور چشمهای من..
Repost from 🇮🇷|نازِمُطلق| 🇵🇸
تنها رانتی که فرزندان رهبر شهید در این سالها ازش بهره بردند حضور در صف اول نماز بر پیکر پدر شهیدشان بود.
دوایِ دردت همینجاست بابای زهرا کوچولویِ ۱۴ ماههٔ شهید. دخترت رو سپردی به دستهای علمدار؟ خوب کردی. عمو عباس روی رقیهها حساسه…
یاابنالحیدر، خستهٔ راه نباشی آقایِ ما. بالاخره بعد از سالها دوری، رسیدی به خانهٔ پدری، تنهاترین سردار! ای مردِ بیتکرار! دورِ ضریح پدر که میگردی؛ یادِ ما هم باش…
ما هم یک گوشهٔ دنیایِ بیتو، گاهی آرام و گاهی به هقهق، گریه میکنیم و بر سر میزنیم و میخوانیم: دردت نشد معلوم علی، مظلوم علی…
آقا بند دلم پاره شده. این اولینباره دارم جایی نفس میکشم که نفسهایِ تو نیست. اما بهم میگن که حالا کلهات داغه! هنوز حالیت نیست چی شده، بذار بگذره کمکم میفهمی دیگه هیچی مثل قبل ۹ اسفند نیست…
