es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

روانشناسی-احساس خوب

روانشناسی-احساس خوب

Ir al canal en Telegram

ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوج‌درمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist

Mostrar más
676
Suscriptores
-2724 horas
+2747 días
+26330 días
Archivo de publicaciones
♥️لذت حسی زیباست که چند دقیقه دوام دارد، اما رضایت، حسی است که تا مدت‌ها پس از لحظه‌ حس کردن در ما باقی می‌ماند. تفاوت این دو به طور خلاصه عبارت است از: لذت، حسی زیبا را به جسم می‌دهد، اما رضایت، روح را خشنود می‌سازد. 🔷زندگی_خود_را_در_هفت‌_روز_تغییر_دهید 🔰پل_مکنا

🔴مهارت‌هایی که زندگی مشترک‌تان را نجات می‌دهند😍 🔶گای وینچ (Guy Winch)، روانشناس خانواده که بیشتر از 20 سال است به همسران کمک می‌کند عقیده دارد شادی و رضایت در یک رابطه بستگی به سه عامل اصلی دارد و مهمتر اینکه این عوامل در نهاد ما نیستند و باید آنها را یاد بگیریم و تمرین کنیم. او از عادت‌هایی صحبت می‌کند که به زوجین کمک می‌کند سالهای سال از رابطه‌ خود راضی و خوشنود بمانند. به گفته‌ روانشناسان یاد گرفتن و بکار بستن این مهارت‌ها از هر روز مسواک زدن دندان‌های‌تان هم ضروری‌تر است! ☑️1. همدلی کنید همدلی یعنی اینکه بتوانید خودتان را به جای کس دیگری تصور کنید و طبق این فرض و برداشت به او بازخورد بدهید، حمایتش کنید، دلداری‌اش بدهید شاید فکر کنید بعد از سالها زندگی کردن با همسرتان دیگر همدیگر را خوب می‌شناسید، اما این می‌تواند مانعی بر سر راه همدلی و همراهی شما در رابطه‌‌تان باشد. برای اینکه دچار این اشتباه نشوید، همدلی را تمرین کنید. سعی کنید خودتان را جای همسرتان بگذارید، چشمهای‌تان را ببندید، شخصیت او را بگیرید و خود را در موقعیتی که او در آن هست تصور کنید، سعی کنید بفهمید چه احساسی دارد. عقیده و نظر خود را در مورد مسئله‌ای که پیش آمده فراموش کنید، سعی کنید هیجانات طرف مقابل را درک کنید. این کار به شما اجازه می‌دهد همدلی خود را نشان دهید؛ این برای یک رابطه‌ سالم و شاد ضروری است. ☑️2. هیجانات همدیگر را درک کنید نکته‌ی قبلی پیش زمینه‌ی این توصیه است. منظور ما از درک هیجانات این است که نه تنها وقتی همسرتان دچار دردسری شد باید خودتان را جای او بگذارید، بلکه باید حین بحث و جدل‌ها و دعواهای‌تان هم باید این کار را بکنید. البته در بحبوحه‌ی اختلافات افراد بسیار اندکی هستند که می‌گویند: تو حق داری چنین احساسی داشته باشی و من این را درک می‌کنم. به نظر می‌رسد گفتن این حرف همه چیز را بدتر می‌کند، اما اینطور نیست. این کلمات می‌توانند جادو کنند! همسر شما خواهد فهمید که شما احساسات او را درک می‌کنید و حتی شما هم ناراحتید و احساسی مانند او دارید. این درک و همدلی باعث می‌شود عصبانیت فروکش کرده و احساسات منفی فراموش شود. ☑️3. ادب و توجه داشته باشید همه‌ی ما تمایل داریم اهمیت ریزرفتارهای مودبانه و توجه را دست کم بگیریم. معمولا یک چرخه‌ی معیوب در روابط شکل می‌گیرد: یکی از طرفین نشان می‌دهد که رنجیده و ناراحت است، طرف مقابل هم همین کار را می‌کند، و این باعث اختلافات جدی می‌شود. در چنین مواردی نشان دادن توجه و علاقه مثلا با یک دسته گل، یک شکلات مورد علاقه، یک شام خوشمزه یا حتی یک در آغوش گرفتن ساده می‌تواند کمک کند تندی‌ها و دلخوری‌ها برطرف شده و این چرخه‌ی معیوب بشکند. البته اگر موضوع دلخوری و ناراحتی چیزی باشد که نتوان آن را دست کم گرفت و به راحتی از آن گذشت، این نوع توجه و علاقه نشان دادن‌ها نمی‌تواند اصل مشکل را برطرف کند اما اگر موضوع خیلی هم بد و جدی نباشد نباید اهمیت این تاکتیک را نادیده بگیرید. ☑️4. شراکت و همکاری داشته باشید برخی از همسران آنقدر به همدیگر عادت می‌کنند که انگار با هم هم اتاقی هستند! هر کسی زندگی خودش را دارد! در چنین شرایطی معمولا عقاید و نظرات طرف مقابل نادیده گرفته می‌شود و در تصمیم گیری‌ها شراکتی وجود ندارد. این بدترین کاری است که می‌توانید بکنید. این رویکرد در بیشتر مواقع منجر به درگیری‌های مکرر و جدایی عاطفی می‌شود. برای اینکه از بروز چنین شرایطی پیشگیری کنید باید در تصمیم‌ گیری‌ها مهم، نظر همسرتان را هم بخواهید. زیرا این تصمیم‌ها هم بر زندگی شما تاثیر می‌گذارند و هم بر زندگی همسرتان.

این خاصیت این جهان است که ما در معرض از‌دست‌دادن‌ها هستیم. کسی معشوقش را از دست می‌دهد، کارآفرینی، کسب و کارش را، صاحب‌منصبی یک‌شبه جایگاه و مقام و اعتبارش را و پدری که یک‌شبه سیل تمام خانه و کاشانه‌اش را ویران می‌کند. دختری که تمام جهیزیه‌اش یک هفته قبل از ازدواج زیر ویرانه‌های زلزله یک‌شبه از بین می‌رود. این خاصیت زندگی است. زندگی مانند بازی مارپله است. جلو می‌روی، بالا می‌روی، به ناگاه سقوط می‌کنی به خانه اول! کتاب‌های موفقیت پر است از توصیه برای موفقیت و پیش رفتن ولی به کسانی که شکست خورده‌اند و به خاک سیاه نشسته‌اند کمتر پرداخته شده است. این دو تکنیک شاید به‌ما کمک کند برای دوباره برخاستن. تکنیک گسست زمانی دوران کودکی خود را به‌خاطر بیاورید. بارها و بارها شده است که شکست خورده‌ایم، اشتباه کرده‌ایم و از دست داده‌ایم و آن زمان فکر کرده‌ایم که دنیا به آخر رسیده است. همه ما چنین تجربیاتی داشته‌ایم. اکنون که از آنان فاصله گرفته‌ایم متوجه می‌شویم آن‌قدرها هم آن مشکلات مرگ‌آور نبوده‌اند. گسست زمانی یعنی از شکست فعلی خود نیز فاصله زمانی بگیرید. به ده سال بعد بروید و از آن‌جا به مساله فعلی خود فکر کنید. بدیهی است که کارآفرینی که ورشکست شده، اگر بخواهد در همین لحظه به مساله خودش فکر کند بسیار دردآور است اما اگر به ده سال بعد برود و از آن‌جا به مساله فعلی‌اش نگاه کنید، آن‌گاه خیلی راحت‌تر می‌تواند مسأله را هضم کند و دوباره بلند شود. تغییر نقطه تمرکز ذهنی مرور خاطرات گذشته دردآورترین بخش ماجراست. برای فراموش‌کردن خاطرات گذشته یکی از بهترین راه‌ها، تمرکز بر خاطرات آینده (رویاها و برنامه‌ها) است. ذهن بیکار، گذشته را نشخوار می‌کند. بنابراین نگذارید ذهن‌تان بیکار بماند. برای فراموش‌کردن گذشته، اهداف جدید، چالش‌های جدید و ارتباطات جدید ایجاد کنید. برای فراموش‌کردن گذشته، یک دنیای تازه را تجربه کنید. شروع به تحصیل در یک رشته تازه کنید یا تدریس آن‌چه می‌دانید. یک مسافرت. یک سرگرمی جدید. تغییر شغل. تغییر شهری که در آن زندگی می‌کنید. همه این‌ها می‌تواند به تغییر نقطه تمرکز ذهن شما کمک کند. اجازه ندهید اشتباهاتتان داستان زندگی‌تان باشند. اگر ازدست‌دادن‌ها و اشتباهاتتان دائم به شما یادآوری شوند، به داستان زندگی‌تان تبدیل می‌شوند. حالا یک بار دیگر برگردید و آن دو پاراگراف طلایی را چندین بار دیگر بخوانید. سپس به خودتان بگویید باید یک‌بار به‌خاطر همه چیز گریه کرد و ... ▪️دکتر مجتبی لشکربلوکی

همه فکر میکنن که نظم و انضباط فقط برای افراد معدودیه. جوری که انگار منظم بودن رو به ارث بردن.در صورتی که نظم رو فارغ از تیپ شخصیتی میشه اکتساب کرد؛ با تکنیک مناسب میشه نظم رو در زندگی ایجاد کرد و شاهد بهبود مستمر بود، حلقه PDCA رو دمینگ برای ایجاد بهبود مستمر در سازمانها معرفی کرد اما در پروسه رشد فردی هم میشه ازش کمک گرفت: 1. هدف خود و اینکه میخواهید کجا باشید را تعیین کنید (در این میان محدودیت عینی و ذهنی خود را در نظر بگیرید). Plan 2. روتین و برنامه زندگیتان نقش کلیدی در رسیدن به هدفتان دارد. Do 3. طرز فکرتان مهم است.(باثبات و با انگیزه باشید که در انجام برنامه‌تان خللی وارد نشود.) 4. پیروزی‌های کوچکتان را جشن بگیرید.(برای حفظ انگیزه) 5. آنچه می‌خواهید شوید را دوباره تجسم کنید. Check 6. به عقب برگردید و برنامه خود را  اصلاح کنید. (Action و تکمیل حلقه PDCA).

‏وقتی به بچه می‌گید «همه سختی‌ها رو به خاطر تو تحمل می‌کنم»، دارید این پیام رو بهش می‌دین که تو عامل رنج منی و اگر تو نبودی، من زندگی آسوده‌تری داشتم؛ پیامِ کاش وجود نداشتی. اثرش بر بچه احساس بی‌ارزش بودن و نخواستنی بودنه و تا همیشه باهاش می‌مونه. احساس گناه ندین به بچه‌هاتون.

ویرانه ای درون هر یک از ما وجود دارد. مکانی که “آنچه زمانی بوده” در ما می زید. همچون پژواکی که ما را در سراسر زندگی تعقیب میکند. زمان، تبدیلش کرده به ویرانه ای رها شده. اما این ویرانه در مقدس ترین گوشه قلب ما جای دارد، زیرا تمام خاطرات درهم شکسته شدن و برخواستن ما را در خود دارد. فقدان هایی را در خود دارد که حس تعلق ما از آنها متولد شده است. این مکان معبدی است که در آن نیایش، سوگواری و فراموشی رخ می دهد. آنچه در این ویرانه وجود دارد نشان میدهد که کجا ما عمیقا دوست داشته شده ایم. ویرانه، شاهدی است بر اینکه ما جان به در برده ایم توکوپا ترنر از کتاب «تعلق: خانه را به خاطر بیاور» ترجمه: مریم طهماسبی _

چرا از ازدواجمان احساس رضایت نمیکنیم؟ پاسخ این مسئله بر می گردد به پنجاه هزار سال پیش،یعنی زمانی که پرنسس قصۀ ما برای پوشاندن بدن خودش به جای لباس از پوست خرس استفاده می کرد. یک روز که این پرنسس تازه بالغ شده رفته بود تا مقداری سیب جنگلی بچیند متوجۀ پلنگی شد که قصد داشت به او حمله کند. پرنسس جیغی بس رعد آسا کشید که نزدیک بود پرده ِ گوش شاهزادۀ قصه که دست بر قضا همان نزدیکی مشغول شکار گوزن بود پاره شود! شاهزادۀ قصه که بسیار عصبانی شده بود رفت تا عامل این صدای ناهنجار را بکشد و از شرش راحت شود که با پلنگی بسی درنده و خطرناک روبرو شد. شاهزادۀ عصبانی درنگ نکرد و با تیری پلنگ را کشت و برای رفع کامل عصبانیت لگدی به پهلوی او زد. در همین حال پرنسس را دید که با چشم هایی پر از تحسین و قدردانی او را می نگرد. شاهزاده که سراپا غرور و هیجان شده بود به سوی پرنسس رفت و او را روی دوش اش انداخت و به سوی غاری روانه شد. سپس صحنه شطرنجی شد و فیلم از طرف عزیزان دست اندر کار سانسور شد … حاصل اتفاق مرموزی که بارها در همین غار افتاد چند دختر و پسر کوچک بود که تصویر ازدواج در ذهنشان به صورت نجات زن توسط مرد و مورد حمایت قرار دادن او حک شد. قرن های بسیاری این تصویر راهگشای جوانان بود. مردی از راه می رسید و زنی را از چنگ پلنگ نجات می داد. بعد او را به غار می برد و صحنه شطرنجی می شد. خب باید بگویم که در آن زمانها همه از این وضع راضی و خشنود بودند…به زودی اشعار و داستانهای بسیاری در وصف نجات دادن زن از دست پلنگ که مردانگی نامیده می شد و مظلومیت و قدرشناسی زن که زنانگی نامیده می شد نوشته شد. دیگر همۀ زنان و مردان باور کرده بودند که راه دیگری برای رسیدن به غار و انجام آن صحنه ی شطرنجی دلپذیر وجود ندارد. حتما باید مرد قدرتمند تر از زن باشد و زن به او تکیه کند. .. اما به مرور پلنگها تغییر شکل دادند. آنها به شکل مشکلات مالی و مشکلات فکری و روحی و حتی فلسفی در آمدند. به زودی زنان هم شیوه مقابله با این پلنگها را یاد گرفتند.حتی گاهی بهتر از مردان با پلنگ مسائل مالی و مسائل فکری کنار می آمدند. آنها می توانستند به تنهایی زندگی خود را تامین کنند.از لحاظ مالی و فکری مستقل شدند اما تصویر همچنان پابرجا بود... هنوز هم زنان برای رفتن به غار نیاز به مردی داشتند که آنها را از چنگ پلنگ نجات دهد. اما وقتی مرد می آمد تا آنها را نجات دهد آنها شروع به اظهار نظر می کردند: بهتر نیست با آن یکی تیر پلنگ را بکشی؟ اصلا صبر کن من خودم تیر بیهوش کننده دارم! .. اینطور بود که مردان احساس سرخوردگی کردند. آنها دیگر نمی توانستند زن را نجات بدهند. زن دیگر با چشمهای سرشار از تحسین و قدردانی به آنها نمی نگریست. حتی به نظر می رسید که خودش را صاحب نظر در شکار پلنگ می داند و گویا در بعضی مواقع حتی از آنها هم بهتر عمل می کرد. زن و مرد هر دو غمگین و افسرده شدند.گاهی که طبق غریزه به غار می رفتند تا … افکار ناراحت کننده به ذهنشان هجوم می آورد. مرد با خود می گفت: این زن مرا نجات دهنده خودش نمی داند. مرا قبول ندارد وعصبانی می شد. گاهی حتی به جای انجام امور لذتبخش برای اینکه قدرت و لیاقت خودش را به زن ثابت کند بر سر او فریاد می کشید و از همه تلاش هایش در مبارزه با پلنگ انتقاد می کرد. زن هم با خودش می گفت این مرد اصلا لیاقت نجات دادن مرا ندارد. من خودم بهتر از او بلدم خودم را نجات بدهم. باید بگردم مرد قوی تری پیدا کنم که تواناتر باشد و چون پیدا نمی کرد سرخورده و غمگین می شد.اما هیچیک از زن و مرد نمی دانستند که وقت آن رسیده که تصویر ذهنی خود را عوض كنند. http://telegram.me/ehsasekhooob

یاد بگیرید خودتان را از وضع ناراحت کننده ای که دارید نجات دهید : آهنگهای منفی گوش ندهید؛ فرقی نمیکنه چه مجاز چه غیر مجاز، جملاتی که زندگی برایم مرگ شده و خیلی از جملات مایوس کننده که در بعضی از آهنگهاست، بسیار مخربه چون تک تک این واژه های منفی در ناخودآگاه شما می نشیند. به دنبال سوالات منفی نروید چون ذهنتان نیز به دنبال جوابهای منفی می رود مثلا: چرا من این قدر بدشانسم؟ چرا کارهایم خوب پیش نمیرود ؟ چرا همیشه ترکم میکنند؟ و بسیاری از این سوالات منفی که سودی برایتان نخواهد داشت در عوض سوال های مثبت از خودتان بپرسید تا جواب های مثبت بگیرید بپرسید که چه چیزی خوشحال، موفق وجذابتان  میکند؟ بقیه را به ذهن بسپارید! نیاز نیست که پاسخ دهید ذهن ناخودآگاه به دنبال جواب مثبت میرود وچیزهایی را پیدا میکند که برایتان خوش آیند است. http://telegram.me/ehsasekhooob

رویای من جهانیست که حقیقت در آن پیروز است. و اگر میخواهی حقیقت بر جهان پیروز شود بگذار تا تخست بر تو چیره گردد.
رویای من جهانیست که حقیقت در آن پیروز است. و اگر میخواهی حقیقت بر جهان پیروز شود بگذار تا تخست بر تو چیره گردد.

📌 تنش و تعارض در رابطه وقتي  ما آدمها در رابطه تعارض داريم، راهكارهای متعددی رو ممكنه امتحان كنيم و تلاش كنيم اوضاع رو مديريت  كنيم. ⁉️🔆 اما اگر تلاش های ما برای حل تعارض نتیجه نداد و در یک سیکل تکراری افتادیم، چه کاری باید انجام دهیم؟! 👇👇🙏

📙در روان‌شناسی اصطلاحی هست به نام "birthday blues" یا "غم تولد"، که به حس و حال غم‌انگیز روز تولد اشاره داره. به‌طوری که آدم تو روز تولدش، به جای خنده، دلش گریه میخواد و به‌جای شادی، غم عجیبی تو دلش پنهانه و خیلی تو حس و حال جشن و تولد گرفتن نیست. بررسی کردن دیدن… فارغ از شرایط اجتماعی فرهنگی، "غم تولد" یه پدیده جهانیه و تو یه برهه‌های خاصی از زندگی (مثلا نزدیک دهه‌های 20، 30، 40 و 50 سالگی) بیشتر میاد سراغ آدم‌ها و به ماجرای کاملا جدیه. مثلا تو یه بررسی طولی در ژاپن متوجه شدن احتمال خودکشی تو روز تولد 50 درصد بیشتر از روزهای دیگه‌ست... و تو یه بررسی دیگه متوجه شدن هرچی سن بالاتر میره و گردپیری بیشتر به سر و رومون میشینه و چین و چروک‌ها سر و کله‌شون پیدا میشه، شدت غم ناشی از این پدیده بالاتر میره و به احتمال بیشتری تجربه‌ش می‌کنیم. اما این غم تولد از کجا میاد! و چه دلائلی پشتشه!... دلیل اولِ این حس و حال عجیب، اینه که احساس می‌کنیم؛ همونطور که بچگی نکرده بزرگ شدیم، جوونی نکرده داریم پیر میشیم و "هرچقدر که نفهمیدیم چجوری بزرگ شدیم، قشنگ میفهمیم که چجوری داریم پیر میشیم"... دلیل دوم؛ تراکم نرسیدن‌هاست؛ مواجه شدن با این واقعیت که "هرچی بزرگتر میشی آرزوها کوچیکتر میشن" و "عمریست دویدیم و به مقصد نرسیدیم" با یه حس ناکامی غم‌آلود همراهه... دلیل سوم نزدیک شدن به غروب زندگیه؛ نزدیک شدن به مرگ و ترس از زندگی نزیسته و کلی کار نکرده، در کنار تلاشی سخت برای رسیدن به چیزهایی که بودنشون دیگه اون حس و حال سابق رو نداره...! دلیل چهارم فشارهای اجتماعی؛ اینکه سنت رفته بالا و راه و بیراه باید جواب پس بدی که؛ پس کی قراره ازدواج کنی!، بچه‌دار نشدی هنوز!، چقدر دیگه مونده درست رو تموم کنی!؟، کار چی شد پس! سنت داره میره بالاها!... دلیل پنجم؛ کسی حواسش به من هست اصلا! با نزدیک شدن به روز تولد، عجیب آدم دلش حمایت اجتماعی می‌خواد و فکر اینکه "اصلا کسی رو دارم که تو این روز حواسش به من باشه! خودش غم‌انگیزه... و در نهایت اینکه؛ از کجا آمده‌ام!، آمدنم بهر چه بود!... هرچی سنت میره بالا، بیشتر از دست میدی و وقتی از دست میدی بحران معناها یقه‌ت رو می‌گیرن که؛ آخرش که چی!، این بود زندگی!. اونجاست که غم دنیا تو دلت آوار میشه. ◾️مخلص کلام اینکه؛ من در تولد خود نقشی نداشتم. و در مرگ خود نیز نقشی ندارم. نقش من فقط در زندگی من است! 🔰 گوته

خواب شبانه می‌تواند از افراد در برابر #ترس محافظت کند.‌‌‌‎ محققان دریافتند که چگونه خواب شبانه می‌تواند از افراد در برابر ترس محافظت کند. نتایج تحقیقات جدید محققان آمریکایی نشان داده است که الگوی خواب با کیفیت بهتر می‌تواند با کاهش فعالیت در ناحیه مغزی مرتبط با ترس همراه باشد. نتایج نشان می‌دهد که کیفیت خواب ممکن است برای پیش‌بینی مستعد بودن ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مفید باشد. اختلالات خواب معمولا با کیفیت پایین زندگی ارتباط دارند و اغلب با طیف وسیعی از مسائل روانی، از جمله افسردگی و اضطراب همراه هستند. خواب REM(خواب همراه با حرکات سریع چشم)، سطح نوراپینفرین(norepinephrine) در مغز را کاهش می‌دهد و ممکن است حساسیت فرد به محرک‌های ترس را تعدیل کند. این بررسی در مجله Neuroscience منتشر شده است. خواب شبانه می‌تواند از افراد در برابر #ترس محافظت کند.‌‌‌‎ محققان دریافتند که چگونه خواب شبانه می‌تواند از افراد در برابر ترس محافظت کند. نتایج تحقیقات جدید محققان آمریکایی نشان داده است که الگوی خواب با کیفیت بهتر می‌تواند با کاهش فعالیت در ناحیه مغزی مرتبط با ترس همراه باشد. نتایج نشان می‌دهد که کیفیت خواب ممکن است برای پیش‌بینی مستعد بودن ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مفید باشد. اختلالات خواب معمولا با کیفیت پایین زندگی ارتباط دارند و اغلب با طیف وسیعی از مسائل روانی، از جمله افسردگی و اضطراب همراه هستند. خواب REM(خواب همراه با حرکات سریع چشم)، سطح نوراپینفرین(norepinephrine) در مغز را کاهش می‌دهد و ممکن است حساسیت فرد به محرک‌های ترس را تعدیل کند. این بررسی در مجله Neuroscience منتشر شده است.

رشد مغز در سنین مختلف : كودك تا یک سالگی فقط با احساس و هوش خود زندگی می کند . از یک تا هفت سالگی كودك با هوش، احساس و تخيل خود زندگی می کند . از حدود هفت سالگی قسمت جلوی مغز كه مركز تفكر، تصميم گيري، منطق، عقل و استدلال است "شروع" به رشد می کند . حدود چهارده سالگی رشد مغز به نوجوان اجازه می دهد منطقي فكر كند و منطقی بحث كند . البته نوجوان هنگام عمل كردن هنوز احساسی رفتار می کند . رشد مغز بين هجده تا بيست و یک سالگی كامل می شود . از کودکان و نوجوانان متناسب با توان شان انتظار داشته باشیم . http://telegram.me/ehsasekhooob

وقتي بي هيچ دليل خاصي دچار اندوه ميشي، يكي از احتمالات اينه كه بر سر تقاطع مهمي در سفر زندگيت هستي. بايد تصميم بگيري و مسيري رو انتخاب كني و دل از گذشته بكني و به ساحتي نو دل بدي 💥💥💥💥

💥💥💥💥💥
💥💥💥💥💥

Mohsen Chavoshi - Motasel128 (UpMusic).mp33.46 MB

اقایون گروه روزتون مبارک

🔺پدرم بهترین پدر دنیاست اما.... تقدیم به همه پدران مهربان و زحمتکش🌹 پیشاپیش روز پدر مبارک💐 #پدر 💥💥💥💥