روانشناسی-احساس خوب
Ir al canal en Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Mostrar más428
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-130 días
Archivo de publicaciones
🇮🇷 گرفتاری جمعی در سوگ پیچیده Complicated / Prolonged Grief
در سوگی که امروز تجربه میشود، مسئله صرفا از دست دادن عزیزی یا فقدان دوستان و افراد نیست؛ بلکه اختلالی عمیق در احساس امنیت، عدالت و انسجام معنایی زندگی است.
چنین فقدانهایی—بهویژه زمانی که ناگهانی، خشونتبار و ناعادلانهاند— زمینهساز شکلگیری سوگ پیچیده میشوند.
در سوگ پیچیده، روان نهتنها با غیاب عزیزان، بلکه با ناتوانی در معناپردازی، احساس خشم پایدار، درماندگی، و توقف فرآیند طبیعی سازگاری مواجه است.
ذهن انسان بهسختی میتواند بپذیرد که زندگی برای برخی ادامه دارد، در حالی که برای برخی دیگر، به شکلی غیرقابل تصور، خشونتآمیز و بیمعنا قطع میشود.
از منظر بالینی، این واکنشها نشانه آسیبشناسی فردی نیستند؛ بلکه پاسخی قابل انتظار به فقدانهای جمعی، بیعدالتی ساختاری و تداوم تهدید هستند. در چنین شرایطی، سوگ از سطح فردی عبور کرده و به تجربهای جمعی و بیننسلی تبدیل میشود.
من بارها از خودم پرسیده ام که در مواجهه با سوگ پیچیده و جمعی، رواندرمانی تا چه اندازه میتواند بدون پرداختن به بسترهای اجتماعی، اخلاقی و سیاسی رنج، مداخلهای مؤثر و صادقانه داشته باشد؟ و انزمان مرز میان "درمان" و "عادیسازی رنج" کجاست؟ این یک چالش نه جدید اما واقعیست.
دکتر موریس ستودگان
ژانویه ۲۰۲۶
#هلوکاست_ایران
✨ ذهنیت کمبود از نگاه مغز و نوروساینس: چه اتفاقی میافتد؟
وقتی فشار جنگ، انقلاب، اقتصاد نامعلوم، ناامنی اجتماعی یا تهدید روانی مزمن میشود، مغز وارد حالت "هشدار طولانیمدت" میشود. در این وضعیت، توازن بین سه سامانهی اصلی مغز بههم میریزد:
✔️ آمیگدالا Amygdala --> با بزرگنمایی تهدید
آمیگدالا مرکز تشخیص خطر است. در شرایط ناامن، بیشفعال میشود و محرکهای خنثی را هم حتی تهدیدآمیز تفسیر میکند. در نتیجه:
👈زودرنجی
👈خشم ناگهانی
👈اضطراب
زمینهای برای واکنشهایی مثل "حمله یا فرار" میشود.
🌇 مثال:
کسی که قبلاً با یک خبر انقلاب یا جنگ فقط نگران میشد، حالا با دیدن یک تیتر یا پیام، دچار تپش قلب و عصبانیت میشود.
این "حساس شدن بیشازحد" اخلاقی نیست؛ عصبی–زیستی است.
✔️ قشر پیشپیشانی Prefrontal Cortex --> خاموشی تدریجی
این بخش مسئول: تصمیمگیری منطقی، کنترل تکانه، آیندهنگری
معنا و ارزشهاست.
در استرس مزمن: جریان خون و کارکردش کاهش مییابد. مغز میگوید: "فعلاً فلسفه و آینده تعطیل؛ زنده بمان:
🌇 پیامدها:
👈تصمیمهای کوتاه مدت
👈کاهش تمرکز
👈ناتوانی در برنامهریزی
👈احساس "ذهنم کار نمیکند"
🌇 مثال:
دانشآموز یا دانشجویی که قبلاً تحلیل میکرد، حالا فقط میخواهد «امتحان بگذرد».
این افت توان ذهنی نیست؛ جابجایی اولویت عصبی است.
✔️ محور استرس
HPA Axis و کورتیزول --> فرسودگی
در فشار مزمن کورتیزول برای مدت طولانی بالا میماند و بدن وارد حالت فرسایش میشود.
🏛 نتیجه:
👈خستگی عمیق حتی بعد از خواب
👈بیحوصلگی
👈کرختی هیجانی یا انفجار احساسی
👈تضعیف سیستم ایمنی
🏛 مثال:
کسی که میگوید: "دیگه حتی انرژی ناراحت شدن هم ندارم."
این نشانهی بیتفاوتی اخلاقی نیست؛ خستگی عصبی است.
🏛 از دید نوروساینتیفیک
ذهنیت کمبود یعنی: مغز منابع محدودش را از "رشد و معنا" برمیدارد
و همه را خرج "زنده ماندن" میکند.
پس:
کاهش همدلی = کمبود ظرفیت عصبی
عصبانیت = فعال بودن سیستم تهدید
ناامیدی = خاموشی مدار آینده
همه این هنوز ضعف شخصیت نیست.
🌱 چرا دانستن این از نظر نوروساینتیفیک مهم است؟
چون احساس شرم را کم میکند و خودسرزنشی را متوقف میکند و به ما یاد میدهد قبل از نصیحت، ظرفیت عصبی را ترمیم کنیم. و باید بدانیم که تا وقتی مغز در وضعیت بقاست، دعوت به آرامش، اخلاق، صبر و منطق مثل صحبت از هنر در اتاق در حال آتشسوزی است.
🤴قسمت دوم
دکتر موریس ستودگان +Think
👑
✨ذهنیت کمبود
وقتی احساس ناامنی، بحران انقلابی، جنگ و فشارهای اقتصادی–اجتماعی طولانیمدت میشوند، ذهن ما "ضعیف" نمیشود؛ کمظرفیت یا کم توان یا حتی به گونهای تنگ میشود.
در روانشناسی شناختی به این حالت "ذهنیت کمبود" یا Scarcity Mindset میگویند؛ وضعیتی که در آن مغز، بهطور ناخواسته، منابع شناختی خود را از معنا، رشد، برنامهریزی و آیندهنگری پس میکشد و تقریباً تمام انرژی، توان و توجهش را صرف "بقا در لحظه" میکند.
در این حالت عمدتا آستانهی تحمل پایین میآید، عصبانیت زودتر فعال میشود، تصمیمگیری کوتاهمدت و تکانهای افزایش مییابد، و خستگی روانی عمیق و مداوم شکل میگیرد.
اینها نشانهی ضعف شخصیت، کمصبری یا ناپختگی ما نیستند؛
واکنشهای طبیعی مغز انسان به فشار مزمن، ناامنی، عدم اطمینان و تهدید مداوماند.
مثلاً:
فردی که هر روز قیمت دلار و طلا را چک میکند، صرفاً دنبال «خبر» نیست؛
مغز او در حال اسکن مداوم خطر است، مثل کسی که در منطقهی جنگی گوشبهزنگ صداهاست.
یا والدینی که زودتر از قبل عصبانی میشوند، الزاماً والدین بدتری نشدهاند؛ ظرفیت تنظیم هیجانشان زیر بار نگرانیهای اقتصادی تحلیل رفته است.
یا دانشآموزی که تمرکز ندارد، لزوماً تنبل نیست؛ ذهنی که درگیر بقاست، برای یادگیری عمیق توان و فضای کافی ندارد.
به همین دلیل است که در شرایط بیثبات طولانی مانند انقلاب و جنگ و سوگ: اخلاق، خلاقیت، همدلی و آیندهنگری آسیب میبینند — نه بهخاطر سقوط ارزشهای انسانی، بلکه بهخاطر محدود شدن منابع ذهنی.
فهمیدن مفهوم ذهنیت کمبود کمک میکند که کمتر خودمان را سرزنش کنیم، و رفتارهای این روزها را شخصیسازی نکنیم،
و درد جمعی را نه بهعنوان "ضعف فردی"، بلکه بهعنوان پاسخ انسانی به فشار غیرانسانی ببینیم.
گاهی مسئله این نیست که ما کوچک شدهایم؛ بلکه ذهنمان مدتهاست در فضایی زندگی میکند که برای نفس کشیدن جا ندارد. امروز بسیاری از ما در ایران به این نقطه رسیدهایم.
🤴قسمت اول
دکتر موریس ستودگان +Think
👑
به بهانه سوگ و داغدیدگی این روزها
و آشنا شدن کودکان با این موضوع
کتاب داستانی با محتوای داغدیدگی را روخوانی کردم
صدا: محمد ترکمان - روانشناس
@sepidarclinic
Repost from روان شناسی فردی آلفرد آدلر
☀️ افسانه سیزیف
یکی از افسانه های یونان باستان در مورد پادشاهی به نام سیزیف است که برای حیله گری ها و فریبکاری هایش معروف بود. او دوبار مرگ را فریب داد، اما خدایان او را به خاطر این فریبکاری مجازات کردند. حالا، او باید تکلیفی بیهوده را تا ابد انجام بدهد. او باید سنگی بزرگ را از کوهی بالا می برد، اما هربار که به قله می رسید، آن سنگ به پایین می غلتید و او نمی توانست تکلیف خود را به پایان برساند.
افسانه سیزیف همواره به شکل های مختلفی تفسیر شده است. در دوران معاصر، آن را استعاره ای برای زندگی انسان می دانند، نمادی از چالش های بی پایان و البته بیهوده انسان در زندگی روزمره.
آلبر کامو این افسانه را در کتاب خود مورد استفاده قرار داد تا با آن ماهیت ظاهرا پوچ زندگی انسان را نشان بدهد. کامو سیزیف را "قهرمان پوچی" می نامد زیرا هنگامی که سنگ به پایین می غلتد او لحظه ای درنگ می کند و سپس بازمیگردد. سیزیف به پوچ بودن کار خود آگاه است و این آگاهی لذت بخش است.
درس هایی که می توان از این افسانه گرفت:
۱. سیزیف نماد انسان است و زندگی معنایی ندارد، بلکه ما به آن معنا می دهیم. تنها با آگاهی است که می توان تاب آور و باپشتکار بود.
۲. نکته مهم آن است که باید "زندگی" را خوب زندگی کرد.
۳. لذت های زندگی همان چالش های زندگی هستند.
۴. رنج های انسان همیشگی هستند.
۵. در واقع، این سیزیف نبود که طلسم شده بود، بلکه سنگ طلسم شده بود تا به پایین بغلتد.
۶ حرکت و بالا رفتن انگیزه بزرگ زندگی است.
۷. سیزیف سرنوشت خود را شناخت، آن را پذیرفت ولی تسلیم نشد. اراده او بر سرنوشت چیره شد.
دکتر حميد علیزاده
استاد روان شناسی
دانشگاه علامه طباطبایی
@AdlerPsychology
✨ دینگ
از خودت بپرس:
🌱هدیهی امروز من به دنیا چیست؟
در همین لحظه
چه فکرها، احساسها و گفتوگوهای ذهنی سراغت آمدند؟
ما هرگز چیزی را که درونمان نیست به دنیا هدیه نمیدهیم.
جهان فقط همان چیزی را از ما میگیرد که از آن لبریزیم.
🌱امروز درونت از چه چیزی پُر است؟
خشم؟عشق؟محبت؟حسادت؟ ترس؟
یا احساسی بی نام ، اما سنگین؟
اگر مثلاً لبریز از خشم هستی، از خودت بپرس:
آیا ممکن است از مسیر خشم، به رسالتم نزدیک شوم؟
آیا این لبریزی از خشم میتواند معنایی از حضور من در این دنیا را آشکار کند؟
آیا ممکنه من شفا دهنده این احساس در دنیا باشم؟
نه برای توجیه خشم،
نه برای سرکوبش،
فقط برای شنیدن آن.
اگر همین حالا حسهای ناخوشایند داری،
میتوانی مشاهده کنی ، بدون قضاوت روی آنها تعمق کنی و چند لحظه در سکوت بنشینی.
و دوباره از خودت بپرسی:
آیا ممکن است همین احساسی که از آن فرار میکنم،
دروازهای باشد به فهم عمیقتر رسالت من؟
ذهن خود را باز و آزاد بگذار برای دریافت پاسخ..🙏
این روزها برای مراقبت از روانمون چیکار کنیم؟🌱
▪️مهمترین قدم اینه که به احساساتمون اعتبار بدیم.
احساسات نیاز به اصلاح ندارن؛
نیاز دارن دیده و شنیده بشن.
ازشون بنویسین، بدون سانسور، بدون قضاوت.
▪️با آدمهای امن حرف بزنین.
تو جمعهایی که قضاوتی در کار نیست،
دربارهی احساساتتون بگین و گوش بدین.
اگه نیاز دارین همدیگه رو بغل کنین؛
ما این روزها بیشتر از همیشه به حمایت هم نیاز داریم.
▪️اخبار رو آگاهانه و در زمانهای مشخص دنبال کنین.
میدونم نگرانی اجازه نمیده
و ناخودآگاه مدام در حال اسکرولکردنیم،
اما برای اینکه بتونیم ادامه بدیم،
لازمه از خودمون مراقبت کنیم.
▪️به اینجا و اکنون برگردین.
چند نفس عمیق، کشوقوس ساده،
شمردن اعداد
یا توجه به صداها و چیزهایی که اطرافتونه،
میتونه شما رو به لحظه برگردونه.
▪️اگه با خبرهای دردناک مواجه شدین،
بعدش آگاهانه از خودتون مراقبت کنین:
تماس با یه آدم امن. فاصله گرفتن و نفس کشیدن، نوشیدن یه لیوان آب.
▪️خشم و اندوه رو تو خودتون حبس نکنین.
بنویسین، راه برین، گریه کنین،
یا هرجور سالمی که بلدید ابرازش کنین.
Repost from آشنایی با فرزندم
ادامه بده
حتی اگر هیچکس حواسش به زانوهای خسته و ابرهای گرفتهی آسمان تو نبود. حتی اگر هیچکس نفهمید که چقدر کم آوردهای و داری لابلای لبخندهات، چه اندوه عظیمی را حمل میکنی. حتی اگر خودت را تنها و آسیبپذیر حس میکردی و دیگران فقط نگاه میکردند. ادامه بده، چون این مسیر توست و در انتها؛ این تویی که طعم رضایت و خوشبختی را میچشی و دیگران فقط نگاه میکنند...
👤 نرگس صرافیان طوفان
☘
Repost from کاپلانخوانی
سلام دوستان عزیزم
این چند روز، حال و هوای دلهامون عجیب سنگینه.🥀
🖤 نبودن آدمهایی که تا همین دیروز کنارمون بودن، دردیه که به این راحتیها التیام پیدا نمیکنه
غم جمعی، بیسروصدا، وارد زندگیمون شده و فقط داریم باهاش دست و پنجه نرم میکنیم .
تا اطلاع ثانوی فعالیت خاصی توی کانال ندارم…
شاید نه حال حرف زدن باشه
نه انرژی تولید محتوا
نه حوصلهی قبل…
🌱 فقط یادمون باشه:
هیچ شب بلندی موندگار نیست.
ما هنوز ایستادهایم،
و همین یعنی امید هنوز زنده است
برای دلهای داغدار آرامش،
و برای همهمون روزهای روشنتر آرزو میکنم 🕊️🙂❤️
امروز ۱۸ روز است که اینترنت قطع است.
ما ۸۵ میلیون نفر، در سکوت دیجیتال محبوس شدهایم.
پیامهایمان بیپاسخ ماندهاند، شبکههای اجتماعی خالی و سردند، ایمیلهایمان بدون پاسخ
جهان بیرون ادامه دارد، اما ما در حبابی بسته، جدا از زمان و زندگی، گرفتاریم.
برای بسیاری، این فقط یک مشکل فنی است.
برای برخی، شاید فقط از دست رفتن فرصتهای شغلی یا کسبوکارهاست.
اما حقیقت، عمیقتر و انسانیتر است
این قطعی، ضربهای مستقیم به روان جمعی ماست.
اعتماد، امنیت، حس تعلق و آرامش ماهمه در معرض تهدیدند.
این سکوت، یک دستکاری روانی است، عملی که نظام دیکتاتوری با برنامهای حسابشده انجام میدهد.
ما تنها از اطلاعات محروم نمیشویم.
ما از ارتباط انسانی، از رشد و یادگیری، از تعامل با جهان محروم میشویم.
هر روز بدون اینترنت، اضطراب ما افزایش مییابد، سردرگمیمان گستردهتر میشود، بیاعتمادی ریشه میگیرد.
تابآوری جمعی تحلیل میرود.
حس تعلق و امنیت ما آرام آرام فرو میریزد.
نظام دیکتاتوری شاید فکر کند اعتراضها کاهش مییابد.
شاید تصور کنند با قطع اینترنت، کنترل آسانتر میشود.
اما در واقع، آنها روح جمعی ما را هدف گرفتهاند.
هر تصمیمشان، هر محدودیت دیجیتال، روان ما را به بازی میگیرد.
آنها نه فقط اطلاعات، بلکه احساس و اعتماد ما را مسدود میکنند.
تصور کنید دستکاری روانی یک نفر چه اثراتی دارد.
حالا تصور کنید همین دستکاری بر ۸۵ میلیون نفر اعمال شود.
این، یک بحران روانی ملی است.
اضطراب جمعی، بیاعتمادی عمیق و فرسایش تابآوری اجتماعی، پیامدهایی هستند که سالها ادامه مییابند.
قطع اینترنت، دیگر ابزار فنی نیست.
این یک دستکاری انسانی است، یک محدودیت روانی، یک بحران اجتماعی.
هر روزی که اینترنت قطع است، آرامش و تابآوری ما آسیب میبیند.
هر روز، حس تعلق و اعتماد ما کمرنگتر میشود.
این تجربه، عدد و آماری ندارد که عمقش را نشان دهد باید حسش کنیم، باید در آن نفس بکشیم، باید با آن زندگی کنیم.
در یک جامعه تحت فشار دیکتاتوری، این قطع ارتباط یک ابزار سرکوب نیست یک دستکاری روانی جمعی است.
حاکمیت با قطع اینترنت، فضای عمومی را از اطلاعات آزاد تهی میکند.
ما در چرخهای از اضطراب و بیقدرتی گرفتار میشویم.
و پیامد این دستکاری، فراتر از تصور حاکمان، عمیق، انسانی و وحشتناک است.
ما امروز در این دنیای قطع ارتباط زندگی میکنیم.
و هر روز که میگذرد، میفهمیم اینترنت دیگر تنها یک ابزار نیست
بلکه ستون روان جمعی، حافظ امنیت اجتماعی و عصاره هویت انسانی ماست.
مهدی ب ✨
Repost from روان درمانی تحلیلی
.
▫️ما سوگوارانِ متفاوتی هستیم
ما سوگواریم. ما سوگوار و خشمگینیم. ما سوگوار و بیاعتمادیم. ما سوگوار و شرمگینیم. ما سوگوار و نگرانیم. ما سوگوار و سرگردانیم. ما سوگواریم و باید به زندگی بر گردیم، امّا کدام زندگی؟ ما حتی اگر خودمان عزیزی را از دست نداده باشیم، خانوادهای سوگواریم. ما بخشی از یک فقدان بزرگیم در لایههای مختلف. ما سوگواریم و همچنان داریم از دست میدهیم. ما عمیقاً سوگواریم امّا در فرهنگی که چای چندانی برای سوگهای پیچیده، سوگواریهای متفاوت و پذیرش فردیت در سوگ ندارد. نتیجهاش میشود دنیایی احساس تنهایی، جدا افتادگی، فشار و شرم.
نمیخواهم حرف کلّی بزنم. امّا این سالهای کار با سوگ در اتاق درمان، به من آموخته است که خیلی چیزها در مورد سوگ جایش در فرهنگ ما خالی است و باید آنها را یاد بگیریم. مهمترینشان شاید همین پذیرش تکثّر در سوگواری است. ما آدمها متفاوتیم و به فقدانها و فاجعهها پاسخهای متفاوتی نشان میدهیم. یکی بیشتر روبرو میشود، یکی بیشتر انکار میکند و تنها پس از زمانی طولانی توان مواجهه پیدا میکند، یکی سِر میشود و ارتباطش را با واقعیت از دست میدهد، یکی فقدانش را با انجام کاری در بیرون هضم میکند، یکی به درونش پناه میبرد ، یکی زودتر به زندگی بر میگردد، یکی دیرتر توانِ انجام کارهایش را پیدا میکند و ... . باید این تفاوتها را به رسمیت بشناسیم و زیر بار این فشار، بیش از این یکدیگر را به محنت نیندازیم.
حالا این تفاوت در مواجهه با فقدان را ضمیمه کنید به اینکه اینجا با سوگی سیاسی مواجهیم و تفاوت آدمها گاه موضوعِ داوری و سرزنش اخلاقی هم قرار میگیرد. بیایید قبول کنیم که در اغلبِ مواجهههای ما مردم عادی با هم، مسئله تفاوت در انواع سوگواری است و نه وجدان داشتن یا نداشتن، ترسو بودن یا نبودن و خودخواه بودن یا نبودن. باید بتوانیم خشمِ این فقدان را نه به خودمان برگردانیم و زیر فشارِ شرم از پا در بیاییم و نه به دیگرانی که دنیای روانی متفاوتی دارند و نمیدانیم پیش از این فاجعه چه جنگهایی در درونشان داشتهاند و با چه توانی باید بارِ این فقدان جمعی را بر دوش بکشند.
@TheWorldasISee
Repost from مرکز روانکاوی آینه ترمیم
ارتباط قطع بود،
اما تجربهها نه.
تو این مدت، با قطعی اینترنت، بیخبری، نگرانی و اضطراب،
خیلیهامون سردرگم شدیم، نگران همدیگه موندیم و بارِ سنگینی رو تنهایی به دوش کشیدیم.
غم، خشم، ترس یا حتی بیحسی، برای خیلیها تجربهی مشترک این روزها بوده.
ما مدتی از هم دور بودیم،
اما به فکرتون بودیم و دلمون براتون تنگ شده.
امیدواریم سالم و در امان باشید.
اگه حال و حوصلهش رو دارید،
میتونید از حالوهوای این روزهاتون،
از چیزی که بیشتر از همه اذیتتون کرده
یا حتی از حس سردرگمی و بیکلامیتون برامون بنویسید.
همین نوشتن، خودش میتونه کمی سبککننده باشه.
چرا کودکان به حرف والدین بی اعتنایی می کنند و به اصطلاح "کر" می شوند؟
🔻عوامل سبب ساز:
۱. والدینی که زیاد حرف می زنند! والدینی که مرتب به فرزندانشان امر ونهی می کنند، و بکن! نکن! های مکرر دارند.
👈 برای کاهش این وضعیت تمرین کنید و حرف های خود را در طول روز بشمارید. چند حرف غیرضروری میان شما با فرزندتان رد و بدل می شود؟!
۲. والدینی که حرف می زنند، ولی اگر کودک بی اعتنایی کرد پیامد طبیعی یا منطقی خاصی برای آن وجود ندارد. (منظور تنبیه نیست.)
۳. کودک می داند که والدینش تکرار خواهند کرد، پس لازم نیست او به حرف آنها گوش کند. به یاد داشته باشید: اگر حرف اول مفید نبود، حرف دوم مضر است!
❓بین تغذیه و استرس یا اضطراب کودک چه رابطهای وجود داره؟
✅تغذیه نقش مهمی در سلامت جسمی و روانی کودکان داره. کمبود برخی از مواد غذایی میتواند منجر به استرس و اضطراب شود.
❓این مواد غذایی چیا هستن؟
🔹ویتامین های گروه B:
این ویتامین ها برای عملکرد سیستم عصبی ضروری هستند. کمبود ویتامین های گروه B می تواند منجر به تحریک پذیری، خستگی و مشکل در تمرکز شود.
🔹اسیدهای چرب امگا 3:
این اسیدهای چرب برای سلامت مغز و چشم ضروری هستند. کمبود اسیدهای چرب امگا 3 می تواند منجر به افزایش اضطراب، افسردگی و پرخاشگری شود.
🔹منیزیم:
این ماده معدنی به آرامش عضلات و اعصاب کمک می کند. کمبود منیزیم می تواند منجر به اضطراب، تحریک پذیری و مشکل در خواب شود.
🔹تریپتوفان:
این اسید آمینه پیش ماده سروتونین است که یک انتقال دهنده عصبی است که به تنظیم خلق و خو کمک می کند. کمبود تریپتوفان می تواند منجر به افسردگی و اضطراب شود.
🍃
🧠 مغز چگونه به استرس واکنش نشان میدهد؟
در شرایط استرس، مغز وارد حالت بقا میشود.
هورمونهایی مثل کورتیزول ترشح میشوند تا بدن را آماده واکنش کنند، اما اگر این وضعیت طولانی شود، تمرکز، حافظه و تنظیم هیجانی آسیب میبیند.
استرس مزمن میتواند باعث خستگی ذهن، تحریکپذیری و کاهش توان تصمیمگیری شود.
