گفتگفتم داستان
Ir al canal en Telegram
کانال گفتگفتم:اخبارداستان ،تاتر،سینما،معرفی کتاب ،تاریخ بازتاب اخبارنشست های ادبی شروع به کارکانال12/12/1394 ارتباط باادمین: @S1a2e3
Mostrar más1 233
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
-230 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '260
en 0 canales
agosto '26
+18
en 0 canales
Get PRO
julio '26
+48
en 0 canales
Get PRO
junio '26
+22
en 0 canales
Get PRO
mayo '26
+6
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+1
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+1
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+11
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+9
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+24
en 0 canales
Get PRO
noviembre '25
+16
en 1 canales
Get PRO
octubre '25
+21
en 3 canales
Get PRO
septiembre '25
+18
en 1 canales
Get PRO
agosto '25
+28
en 2 canales
Get PRO
julio '25
+13
en 3 canales
Get PRO
junio '25
+4
en 0 canales
Get PRO
mayo '25
+15
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+1 214
en 2 canales
Get PRO
marzo '25
+16
en 1 canales
Get PRO
febrero '25
+24
en 1 canales
Get PRO
enero '25
+21
en 0 canales
Get PRO
diciembre '24
+46
en 1 canales
Get PRO
noviembre '24
+28
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+35
en 1 canales
Get PRO
septiembre '24
+8
en 0 canales
Get PRO
agosto '24
+9
en 2 canales
Get PRO
julio '24
+11
en 0 canales
Get PRO
junio '24
+10
en 2 canales
Get PRO
mayo '24
+17
en 3 canales
Get PRO
abril '24
+1 144
en 0 canales
Get PRO
marzo '24
+3
en 0 canales
Get PRO
febrero '24
+1 110
en 1 canales
Get PRO
enero '24
+5
en 1 canales
Get PRO
diciembre '23
+9
en 2 canales
Get PRO
noviembre '23
+12
en 1 canales
Get PRO
octubre '23
+13
en 0 canales
Get PRO
septiembre '23
+9
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+1 310
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+11
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+20
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+25
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+10
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+10
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+8
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+21
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+2 068
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+13
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+2 466
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+18
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+16
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+19
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+3 838
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+6
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+11
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+1 840
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+16
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+16
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+12
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+12
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+24
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+19
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+2 022
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+27
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+12
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+5
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+1 902
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+16
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+7
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+1 000
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+2 227
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 02 septiembre | 0 | |||
| 01 septiembre | 0 |
Publicaciones del Canal
Repost from کمپانی سیمرغ
در ادامه اجراهای رایگان تئاتر عروسکی ( پروژه عروسک گرد ) هنرمندان کمپانی سیمرغ پنج شنبه و جمعه در خدمت اهالی محترم روستاهای
" ماخونیک " ،" تاجمیر " ، " چنشت"
در خراسان جنوبی هستند .
اهالی تئاتر عروسکی بیرجند و عموم علاقمندان به تئاتر عروسکی می توانند پنج شنبه ۱۲ شهریور ساعت ۹:۳۰ دقیقه صبح شاهد اجرای پژوهشی موزه سیار عروسک گرد باشند
در اجرهای ویژه بیرجند
هنرمندان کمپانی سیمرغ ؛ آرش مروی ؛ ارنیکا برومند ؛ سمانه محمدیان ؛ جمیله گلستانی ؛ کوروش و اتوسا بانوی تئاتر " بهار میاد " را اجرا خواهند کرد .
نویسنده و کارگردان این اثر ؛ محمد برومند و عروسک ساز ؛ منیره امیر یوسفی است .
| 2 | درگذشت یعقوب حیدری، نویسنده و عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، موجب اندوه و تأسف جامعه ادبی ایران شد.
یعقوب حیدری، متولد ۵ شهریور ۱۳۳۸ در قائمشهر، سالهای بسیاری را صرف نوشتن برای کودکان و نوجوانان کرد. از او آثاری چون «دریانوردی با دوچرخه»، «من سیبزمینی نیستم»، «مارهای زندگی من»، «سکان پنج درجه به چپ» و «دریا و دریانوردی» و نیز «قیصر امینپور در این کتاب گم شده» به جا مانده است. ردپای دریا و زندگی در شمال ایران، تجربههای کودکی و نوجوانی وخاطرات و رنجهای زیسته، در آثار او دیده میشود. حیدری در نوشتههایش کوشید تجربه شخصی را به روایتی برای نوجوانان بدل کند.او با نوشتن «قیصر امینپور در این کتاب گم شده»، بخشی از خاطرات و شناخت خود از قیصر امینپور را با روایتی متفاوت ثبت کرد؛ اثری که حاصل بیش از یک دهه دوستی و همراهی او با این شاعر بود. انجمن نویسندگان کودک و نوجوان درگذشت این نویسنده را به خانواده و بازماندگان ایشان، دوستان و همکاران و جامعه ادبی کشور تسلیت میگوید. یاد و نام یعقوب حیدری در ادبیات کودک و نوجوان ایران ماندگار باد.
🖤
@nevisak | 38 |
| 3 | ❗️چارلی چاپلین و نخستینباری که صدایش در سینما شنیده شد!
▪️چاپلین در فیلم «عصر جدید» Modern Times در ۱۹۳۹ میلادی، یک ترانهی بیمعنی The Nonsense Song که از کلمات نامفهوم و ساختگی درست شده بود را اجرا کرد. متن ترانه معنای مشخصی ندارد، اما بهنظر میرسد که در آن واژههایی از زبانهای فرانسوی و ایتالیایی به کار رفته باشد. استفادهی عمدی از کلمات نیمه قابلفهم برای ایجاد حالت طنز، بعدها راه را برای سخنرانیهای نقش «آدنویید هینکل» با بازی خود چاپلین در فیلم «دیکتاتور بزرگ» باز کرد. وقتی چاپلین این ترانه را در «عصر جدید» خواند، این نخستینبار بود که جهان پس از دو دهه فعالیت او در دوران سینمای صامت، صدای واقعیاش را بر پرده سینما شنید!
@artchanel | 44 |
| 4 | #حکایت✏️
روزی ملا نصرالدين با لباس كهنه ای که به تن داشت به يك مهمانی رفت. صاحبخانه با داد و فرياد او را از خانه بيرون كرد.
او به منزل رفت و از همسايه خود ، لباسی گرانبها به امانت گرفت و آنرا به تن كرد و دوباره به همان ميهمانی برگشت. اينبار صاحبخانه با روی خوش جلو آمد و به او خوش آمد گفت و او را در محلی خوب نشاند و برايش سفره ای از غذاهای رنگين پهن كرد.
ملا از اين رفتار خنده اش گرفت و پيش خود فكرد كرد كه اين همه احترام بابت لباس نوی اوست.آستين لباسش را كشيد و گفت :«آستين نو بخور پلو ، آستين نو بخور پلو .»
صاحبخانه كه از اين رفتار تعجب كرده بود از ملا پرسيد كه چكار می كنی .
ملا گفت : «من همانی هستم كه با لباسی كهنه به ميهمانی تو آمدم و تو مرا راه ندادی و حال كه لباسی نو به تن كرده ام اينقدر احترام می گذاری . پس اين احترام بابت لباس من است نه بخاطر من . پس آستين نو بخور پلو ، آستين نو بخور پلو .»
@goftgoftam 🔺🔻 | 43 |
| 5 | 7 نشانهای که افراد با اعتمادبه نفس بالا دارند:
☘ از مسئولیت فرار نمیکنند. برای مثال، زمانی که با تاخیر به سرکار میرسند، ترافیک را بهانه نمیکنند.
☘ از انجام کارهای ترسناک خودداری نمیکنند و اجازه نمیدهند ترس زندگیشان را دربرگیرد و مانع تجربه کردن امور جدید توسط آنها شود که این امر باعث تقویت و پیشرفت شخصیت آنها خواهد شد.
☘ همواره در راحتی و رفاه به سر نمیبرند. زیرا میدانند ماندن در این وضعیت باعث ناکامی در رسیدن به آرزوهایشان خواهد شد و در صورتی که بخواهند موفق شوند باید راحت طلبی را کنار بگذارند.
☘ هرگز هیچکدام از کارهایشان را به زمان مناسب، شرایط مناسب، هفته بعد، هر زمان که وقت کافی وجود داشت موکول نمیکنند. بلکه بر انجام اقدامات لازم در زمان مناسب تاکید دارند.
☘ تلاش نمیکنند بر دیگران سلطه یابند و به واکنشهای منفی توجه نمیکنند.
☘ درباره مردم قضاوت و پیشداوری نمیکنند. زیرا آنها با خودشان به حدی مهربان هستند که نیازی به این ندارند که برای احساس برتر بودن در غیاب اطرافیانشان به آنها توهین کنند.
☘ خودشان را با هیچکس مقایسه نمیکنند و هرگز با هیچ کسی جز خودشان در گذشته رقابت نمیکنند.
@goftgoftam 🔺🔻 | 51 |
| 6 | 💠 گروه فرهنگ عمومی، هنر و صنایع خلاق دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با همکاری اندیشکدۀ برآ برگزار میکند:
✍️ سلسلهنشستهای تخصصی *واکاوی و تبیین مفهوم «پدافند گفتمانی و زبانی»*
🎙️ *با سخنرانی:*
👤 دکتر احمد رمضانی
_ دانشیار سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی _
با موضوع: پدافند زبانی؛ مقابله با بحران خاموش اختلالات زبانی و ارتباطی
👤 دکتر غلامحسین رضاپور
_ سرپرست گروه برنامهریزی و آموزش مجازی بنیاد سعدی _
با موضوع: امپریالیسم زبانی و پدافند زبانی
دبیر نشست:
مهدی صالحی
کنشگر زبان فارسی
🏢 مکان برگزاری: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، طبقۀ ۳، سالن ابوریحان
🕘 زمان برگزاری: دوشنبه، ۹ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۹ تا ۱۱
🔗 پیوند شرکت مجازی در نشست:
https://skyroom.online/ch/live.rc/d162 | 44 |
| 7 | روزی ملک الشعرای صبا (فتحعلی خان کاشانی)
در خلوت فتحعلیشاه قاجار به حضور نشسته بود ، فتحعلیشاه که گاه شعر می گفت یکی از اشعار خود را در برابر ملک الشعرای صبا با آب و تاب بسیار خواند !
شاه قاجار پس از پایان خواندن شعر خود،از ملک الشعرای دربار پرسید : که ” شعر ما چگونه بود ؟ ”
و صبا که مردی صریح اللهجه و بسیار رک گویی بود در پاسخ گفت : ” شعر بسیار بد و سستی بود ، حضرت خاقان به که شهریاری کند و شاعری را به چاکران بازگذارد ” !!!!!!
ملک الشعرا چون این گفت ، فتحعلیشاه سخت آشفته و متغیر شد و دستور داد که ملک الشعرای صبا در سرطویله محبوس کنند !
مدتی گذشت و شاه قاجار دستور آزادی صبا را صادرکرد.
ملک الشعرای صبا مدتی پس از آزادی روزی به حضور شاه قاجار شرفیاب شده بود و فتحعلیشاه نیز بار دیگر یکی از اشعار خود برای ملک الشعرا بخواند و از صبا نظر خواست ، این بار صبا بدون اینکه پاسخی به نظر خواهی شاه دهد سر به زیر افکند و راه خروج از اتاق را در پیش گرفت !
شاه از ملک الشعرای صبا پرسید ” کجا می روی ؟ من از تو نظر خواستم ” !!
ملک الشعرای صبا لب گشود و فقط به گفتن این جمله بسنده کرد که ” قربان به سرطویله می روم ” !
@goftgoftam 🔺🔻 | 59 |
| 8 | نکات نویسندگی، شماره ۱۴۱۶
🎯داستانهایمان را با قلم بنویسیم یا تایپ کنیم؟
مولوی در وصف نوشتن با دست و قلم گفتهاست:
چون قلم اندر نوشتن میشتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
احتمالاً اینجا مولانا چنان به هیجان آمده و بر قلم فشار آورده که قلم از چاک سرش بر خود شکافته.
اما در بیت زیر فشار چندان قوی بوده که این بار نه فقط قلم که کاغذ نیز از هم دریده:
چون سخن در وصف این حالت رسید
هم قلم بشکست و هم کاغذ درید
حالا صدها سال بعد دانشگاه علوم نروژ آمده و با نصب ۲۵۶ الکترود روی مغز انسان ثابت کرده که نوشتن با دست بخش عظیمی از مغز را فعال میکند — بخشهایی که وقتی تایپ میکنیم بهطور کامل خاموشند.
خدا میداند اگر این الکترودها را در هنگام سرودن مثنوی به مغز مولانا وصل میکردند چه بلایی بر سر همین الکترودها و رایانههای مرتبط میآمد. البته خود مولوی در این خصوص هشدارهای لازم را دادهاست:
تا نیابم آنچه در مغز من است
یک زمانی سر نخارم روز و شب
بههمینخاطر، من همیشه داستانهایم را بهصورت ترکیبی، با قلم و تایپ انجام میدهم تا هر دو نیمکره مغزم فعال بماند.
@goftgoftam 🔺🔻 | 57 |
| 9 | Sin texto... | 68 |
| 10 | کافکا خیلی بیرحمانه یک سؤال ساده مطرح میکنه: اگر دیگر نتوانی برای دیگران مفید باشی، آیا هنوز برایشان ارزشمندی؟ اگر یک روز از خواب بیدار بشی و ببینی دیگه برای خانوادهات همون آدم قبلی نیستی، چی برات دردناکتره؟ تغییر خودت یا اینکه کمکم بقیه هم دیگه تو رو مثل قبل نبینن؟ «مسخ» اثر فرانتس کافکا با یکی از عجیبترین و در عین حال سادهترین اتفاقهای ادبیات شروع میشه: گرگور سامسا یک صبح از خواب بیدار میشه و میبینه به موجودی حشرهمانند تبدیل شده. تنهایی گرگور فقط به این دلیل نیست که در اتاقش حبس شده؛ درد اصلی اینه که حتی وقتی هنوز همان ذهن و احساسات را دارد، دیگران کمکم او را فقط بر اساس ظاهر و کاراییاش میبینند. اگر به ادبیات کلاسیک، داستانهای روانشناختی و آثار فلسفی دربارهی تنهایی، بیگانگی و هویت علاقه داری، «مسخ» یکی از آن کتابهایی است که ارزش خواندن و دوباره فکر کردن دارد!
▫️بازنشر از دیارمدیا
@artchanel | 113 |
| 11 | 🔥اسامی راهیافتگان به مرحله نهایی نخستین دوره جایزه ادبی هشت اعلام شد.
اسامی افراد به ترتیب حروف الفبا و با تفکیک بخش بزرگسال و قلم جوان به شرح بالا است.
●نشانی سایت
www.festival8.net
مراجعه کنید.
آدرس کانال :
🆔 @festival_8
آدرس پیج اینستاگرام:
@Festival.8
#جایزه_ادبی_هشت #جایزه_ادبی_داستان_کوتاه_هشت #فستیوال_هشت #داستان_کوتاه #داستان #جشنواره_داستان | 97 |
| 12 | پرچمدار 🇮🇷
در مشهد به ابتکار چند نفر از دوستان قرار شد یک پرچم ایران را جایی نگه دارند و نگذارند بیفتد. چند نفر داوطلب شدند که یک ساعت پرچم را نگه دارند و بدهند نفر بعدی. اما واقعا چند ساعت و با چند نفر ممکن بود چنین کاری را کردن؟ آن هم با آن سوزوسرما و برفی که در اسفند و فروردین مشهد را درگرفت... بعدش هم کی حاضر بود ساعت مثلا سه تا چهار صبح دستش بگیرد؟ اگر نفر بعدی نیامد چه؟ از همه سختتر، با متلکگویی بعضی رهگذران: از خودشونی؟...چقدر گرفتی؟... حالا که چی؟... دیوانهای چیزی هستی؟...
سخن کوتاه: پرچم نیفتاد... حتی یک دقیقه، استوار ایستاد چون آدمهایی بودند و هستند که حاضرند برای عقیدهشان، برای وطنشان، برای پرچمشان کاری کنند؛ تو بگو در حد یکساعت ایستادن در سرما، تکوتنها. ساعتها و روزها و هفتهها گذشت و یک گوشهای در مشهد همیشه یکی ایستاده بود پای یک پرچم، بیشعار بیبوق، بیپوستر، بیبلندگو، بیبنر.
حالا ششصدهفتصدساعتیست که این پرچم همانجا بالاست. کسانی تکه انداختند و درشت گفتند، بعضی با تعجب نگاه کردند، گروهی پرچمهای دیگری را آوردند جلو و پشت این پرچم گذاشتند... و آدمهایی هم با تحسین نگاه کردند و داوطلب شدند پرچمدار باشند، بیحرف، بیبلندگو، بیشعار، پرشور، باعشق.
به برادرم مجید گفتم تو که خودت پرچم را نگه داشتهای یکبار هم بجای من برو نگهدار. گفت شرمنده خودم دوباره خواستهام نگهدارم گفتهاند تا هفته بعد وقت خالی نیست! بچهها یک بات در اپلیکیشن بله نوشتهاند برو آنجا وقت بگیر. یک کانال هم دارند، امروز دیدم نوشته تا هفته دوم اردیبهشت جا نیست... تازه گویا وقتها را نیمساعته کردهاند بخاطر استقبال زیاد.
از چند نفر که پرچم را نگه داشته بودند شنیدم که چنان حس خوبی از همین کار ساده گرفتهاند که دلشان پر میزند تا نوبت بعدی. گفتم بدانید، شاید بخواهید امتحان کنید. آرامش دل و اشکی جلای روح، گاهی به ایستادن پای چیزیست.
یک چیز دیگر هم بگویم و خلاص: من هم مثل بسیاری دیگر از ایرانیان دوست داشتم پرچم شیروخورشید عوض نشود، هم قدیمیتر بود هم اصیلتر. یک نشان ملی که بسیاری از مذهبیها هم دوستش داشتند چون معتقد بودند —درست یا نادرست— آن شیر نشانی از «شیر خدا، اسدالله الغالب، علی» است. با اینحال و در کمال تاسف پرچم شیروخورشید عزیز ما حالا —عموما به همت گروهی از خارجنشینان و پهالوه— به نمادی از خشونت، وطنفروشی، عربدهکشی، جنگطلبی، اسراییلپرستی، ارتجاع و مجموعهای از رذایلی آشکار بدل شد. این پرچم حالا برای من و بسیاری، «قرآن سر نیزه» است. ارزش پرچم به پرچمدار است وگرنه تکهای پارچه و نخ و رنگست سر چوب یا نیزهای. پرچم من همینی است که این رفقا نگه داشتهاند. و تا ابد بالا.
@goftgoftam 🔺🔻 | 86 |
| 13 | خاطره اخوان ثالث از گلرخسار
🟢قرار این بود که از ایران و تاجیکستان و افغانستان، یعنی فارسی زبانان، برویم شعر بخوانیم. شاعر افغانی نیامد. گویا علت این بود که همزمان با آن دعوت ماموریتی سیاسی و فرهنگی در تاجیکستان داشت که نتوانست بیاید ولی خانم گل رخسار آمد و شعر خواند و کتابی هم به من داد به نام «گهواره سبز» به خط فارسی نستعلیق، من هم یک دوره آثار شعریم را به او دادم و اجازه دادم که همهاش را چاپ کند. بدون اینکه دیناری از او بخواهم. البته تاجیکها برادران ما هستند و در قدیم باهم بودیم و از یک سرزمین هستیم. حالا حوادث روزگار این جوری کرده افغانستان یک طرف و تاجیکستان یک طرف دیگر رفتهاند.
🟢این خانم گلرخسار به لهجه غلیظ قدیم خراسانی چیز با مزهای میگفت که من یکی از ۱۲ زنی هستم که در تمام شوروی انتخاب میشوند و به مسکو میروند برای نمایندگی از جمهوری خودشان . یا چه و چها که من نپرسیدم. خانم گورباچف هم یکی از آنهاست. میگفت وقتی رفتم آنجا نشستم، گفتم خانم گورباچف خیالت نشه زن شاهی یک رای تو داری یک رای مو. من نمیذارم زن شاه بشی! من که مهدی اخوان ثالثم یک بیت برایش گفتم که در یکی از کتابهام تقدیم نومچه نوشتم و به او تقدیم کردم.
با ما باغ غریبان پون شفق گل کرد گلرخسار
فضا را پرشمیم سر و سمبل کرد گلرخسار
📌مصاحبه اخوان ثالث در مجله «دنیای سخن»
FarhikhteganOnline.ir
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang | 73 |
| 14 | طرح| رجبعلی خیاط مشهدیها؛ سیدی که آیتالله بهجت به دیدارش میرفت
سید قرقره فروش مشهدی، فردی ساده و بیآلایش بود که با مراقبت در زندگی شخصی، مورد عنایت خدا قرار گرفته و حکمت الهی بر زبانش جاری بود. او به «سید قرقره فروش» معروف بود. یک دوچرخه قدیمی داشت و کارش فروش نخ، دکمه، سوزن، شانه و وسایل خیاطی بود که در گوشهای از میدان شهدای قدیم مشهد بساط میکرد. این کاسب خدا جوی، عاشق اهل بیت (ع) ، فردی بیآلایش و فارغ از مرید پروری بود. مراجعه کنندهها را بدون آنکه به زیارت امام رضا (ع) رفته باشند نمیپذیرفت. وی در ارشادات عارفانه و توحیدی که داشت، همیشه میگفت: اگر انسان خدا را به عنوان کفیل خود باور داشته باشد و یقین کند خدای مهربان او را خلق کرده و کفالت زندگی او را برعهده گرفته هیچ وقت دست خود را در خانه دیگری دراز نمیکند. او اهل ذکر و روضه و صاحب کرامت بود و در اردیبهشت 1400 در سن 99 سالگی دعوت حق را لبیک گفت.
🇮🇷
@zakeriART 🌿✍️ | 70 |
| 15 | ❗️آدولف آیشمن؛ از افسران نازی که در ارتباط با اخراج و مرگ میلیونها یهودی نقش کلیدیای داشت، در سال ۱۹۶۰، بعد از پانزده سال زندگی مخفیانه در آرژانتین، برای حضور در این دادگاه توسط اسرائیل ربوده شد!
▪️در بین حضار دادگاه یکی از مشهورترین نظریهپردازان سیاسی قرن بیشتم نشسته است.. هانا آرنت، یهودی که در آلمان به دنیا آمد، در فرانسه فرار از اردوگاه را تجربه کرد و در سال ۱۹۴۱ خودش را به آمریکا رساند. او در این دادگاه حضور دارد تا برای نیویورکر گزارشی از این محاکمه بنویسد، گزارش هانا آرنت از این دادگاه که در سال ۱۹۶۳ در کتاب «آیمشن در اورشلیم» چاپ شد، بحثها و جنجالهای زیادی را به همراه داشت. او را متهم به یهودستیزی و طرفداری از نازیها کردند و بسیاری از دوستانش را از دست داد. هانا آرنت در این کتاب به دو مسئلهی اساسی میپردازد: چطور مردی مثل آیشمن که به شکل اسفبار و هولناکی معمولی است، دست به چنین جنایتهایی میزند؟
▫️آیا این دادگاه، دادگاه صالحی برای بررسی جنایتهای آدولف آیشمن هست؟
@artchanel | 63 |
| 16 | یازدهمین کتاب محسن رحیم دل منتشر شد.
لطفا جهت تهیه این کتاب تماس بگیرید و یا در پی وی پیغام بگذارید.
ارسال در مشهد با پیک
شهرستان ها با پست
0937 842 32 21
0993 130 44 04
متشکرم
❤️ | 82 |
| 17 | ❗️مستند «هوشنگ گلشیری»
(بخش دوم)
▪️کارگردان: احمد نیکآذر
@artchanel | 85 |
| 18 | ❗️مستند «هوشنگ گلشیری»
(بخش نخست)
▪️کارگردان: احمد نیکآذر
@artchanel | 82 |
| 19 | یک افسانهی صحرایی، از مردی میگوید که
میخواست به واحهی دیگری مهاجرت کند و شروع کرد به بار کردنِ شترش. فرشهایش، لوازم پخت و پز، صندوقهای لباسش را بار کرد و حیوان همه را پذیرفت. وقتی میخواستند به راه بیفتند، مرد پَرِ آبی زیبایی را به یاد آورد که پدرش به او داده بود. پر را برداشت و بر پشتِ شتر گذاشت؛ اما با این کار، جانور زیر بار تاب نیاورد و جان سپرد. حتما مرد فکر کرده است شتر من حتی نتوانست وزن یک پر را تحمل کند.
گاهی ما هم در مورد دیگران همین طور فکر میکنیم، نمیفهمیم که شوخی کوچک ما شاید همان قطرهای بوده است که جامی پُر از درد و رنج را لبریز کرده.
@goftgoftam 🔻🔺️ | 134 |
| 20 | قصه فقدان
خلبانان رازهایی دارتد .از ارتفاعی به بعد، زمین و آسمان یکی میشوند. انگاری رفتن، همان رسیدن باشد، فقط از مسیری که ما هنوز نمیبینیم. چشمبهراهان این راز را با سکوتشان نگه میدارند. آنها هم رازهایی دارند. قصه حدیث نفس همه ماست این غیاب. یک جیزی سنگین تر از وزن کره زمین روی سبنه افتادن است.
نفس، در جستوجوی غایب، در حقیقت مبدأ خویش را میجوید. داری با او حرف میزنی. مکث می کند. دستی که روی میز بیحرکت مانده، جای خالیِ دستی دیگر را نگه میدارد. آنکه رفته، از جهانِ ما بیرون نرفته؛ در ما نشسته، مثل نوری که از خورشیدی دور همچنان بر دیوار میتابد، حتی وقتی خورشید غروب کرده.
چشمبهراهی یک وضعیت روحی نیست. یک طرز نکاه کردن به دنیای پنهانکارست. یادآوریِ آن یگانگیست که پیش از هر جدایی بوده و بعد از هر جدایی خواهد ماند.#خلبانان | 108 |
