es
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Ir al canal en Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Mostrar más
7 250
Suscriptores
-124 horas
-107 días
-5530 días
Archivo de publicaciones
  اگزیستانسیالیسم چیست؟ ‏ #فلسفه #اگزیستانسیالیسم ❤️☘ @filsofak

  اگزیستانسیالیسم چیست؟ ‏ #فلسفه #اگزیستانسیالیسم 🆔@Ticketlessfilm

مستند کوتاه «سوررئالیسم» چیست؟ ویدیویی درباره‌‌ی مفاهیم «مکتبِ سوررئالیسم» و چگونگی پیدایش آن توسط «آندره برتون» شاعر و نویسنده‌‌ی فرانسوی و بنیانگذار جنبش «فراواقع‌گرایی» #تاریخ_هنر #سبک_شناسی #سوررئالیسم 🆔@Ticketlessfilm

▪️مکتب اگزیستانسیالیسم بر این باور است که انسان با اعمال خود تعریف می‌شود و فرد با انتخاب‌هایی که انجام می‌دهد، معنای زندگی خود را شکل می‌بخشد: «تاکید بر سوبژکتیویته، آزادی انتخاب و ایجاد معنا توسط خود فرد». هر شخص کاملاً مسئول اعمال، ارزش‌ها و معانی یافتهٔ خود است و از این مسئولیت آگاه است. این رویکرد ممکن است منجر به غم و اندوه شود، چراکه هیچ قدرتِ تعیین کننده یا مجموعهٔ اخلاقی بالاتری برای توجیه اعمال ما وجود ندارد. تنها و بی‌هیچ مسیر و راهنمایی رها شده‌ایم. با توجه به این تعریف موجز، فیلم اگزیستانسیالیستی چه ویژگی‌ها می‌تواند داشته باشد؟ تاحدودی معیارهای زیر شاید مبین یک فیلم اگزیستانسیالیستی باشد: «فیلم روایتی ساختگی و تخیلی داشته باشد. دست کم یک شخصیت انسانی داشته باشد که روایت به طور کلی یا از منظر او یا با داستانی که حول کنش‌ها و اطراف او می‌چرخد، روایت شود. فیلم‌ساز از طریق عناصر ضروری فیلم‌سازی (مانند تدوین، دیالوگ، میزانسن و غیره) شخصیت محوری را در دنیایی نامشخص با انتخاب‌های متعدد به تصویر بکشد. شخصیت اقداماتی انجام دهد که پیامدهایی داشته باشد و آگاه باشد که هیچ قدرتی سوای از خود او نیست که اعمال یا شرایط او را تعیین کند. شخصیت(ها) دچار بحران وجودی شوند. به این معنا که در برابر وجودی پوچ و نامعین، باید به یک درجه‌ای از درد و اندوه، بر اثر اعمال خود برسند.» در اینجا به ده فیلمی اشاره شده است که می‌توان گفت معیارهای فوق را برآورده می‌کنند و بارقه‌هایی از فلسفه و رویکرد اگزیستانسیالیستی را دارا هستند: 1. The 400 Blows (Francois Truffaut, 1959) 2. The Bicycle Thieves (Vittorio De Sica, 1948) 3. Solaris (Andrei Tarkovsky, 1972) 4. Anomalisa (Charlie Kaufman & Duke Johnson, 2015) 5. Wild Strawberries (Ingmar Bergman, 1957) 6. The Big Lebowski (Joel and Ethan Coen, 1998) 7. Things to Come (Mia Hansen-Løve, 2016) 8. The Seventh Seal (Ingmar Bergman, 1957) 9. The Tree of Life (Terrence Malick, 2001) 10. 2001: A Space Odyssey (Stanley Kubrick, 1968) #مکتب_اگزیستانسیالیسم #معرفی_فیلم ❤️☘ @filsofak

تنهایی همیشه هم بد نیست؛ می‌تواند سودمند باشد و مولد خلاقیت. تنهایی را می‌توان نوعی موهبت دانست، لحظه‌ای که فرد خود طالب آن است، به دستش می‌آورد و از آن محافظت می‌کند تا بتواند طی آن به تامل و تفکر بپردازد. تنهایی می‌تواند راهی برای شناخت خود و دیگران باشد. در حقیقت، نوشته‌های زیادی وجود دارند که هم انزوای خودخواسته و هم تنهایی را، به‌ویژه در ارتباط با خلاقیت و هنر، نعمتی بزرگ توصیف می‌کنند. تنهایی برای نویسنده و هنرمند ممکن است نیرویی شفابخش باشد و حتی خلاقیت او را شکوفا کند. اصل تعیین‌کننده این است که تنهایی تحمیلی است یا خودخواسته، چه مدت طول می‌کشد و تمایلی برای تجربه آن وجود دارد یا نه. از ویژگی‌های مهم انزوا و حتی تنهایی به‌عنوان وسیله‌ای برای پرورش خلاقیت، موقتی بودن آن است. فِی باوند آلبرتی، از کتاب سرگذشت تنهایی تاریخچه یک احساس، ترجمه اکرم رضایی بایندر Edward Hopper, Compartment C Car, 1938

. 🎥 درباره افسردگی! ♦️من سگ سیاهی داشتم که نامش #افسردگی بود. @tahlilvarasad

. یادت باشه چیزی که باعث غرق شدنت میشه، افتادن توی آب نیست؛ موندن زیر آب و بالا نیومدنه... بهتره مراقب باشیم تو اشتباهات خودمون نمونیم و ازشون درس بگیریم... @tahlilvarasad

مهربان من، آدم‌هایی که خاطره می‌سازند و مدام خاطره‌ها را ثبت و ضبط می‌کنند، شکننده‌تر می‌شوند؛ مثل دریاچهٔ یخ‌زده‌ای که سنگینی وزن آدم‌ها آن را پر از تَرَک‌های ریز و درشت می‌کند و درنهایت فرومی‌ریزد. خاطره‌ها مثل دخانیات هستند... مثل افیون. آدم‌های خاطره‌باز می‌دانند که لحظه‌های ناب‌ِ زندگی‌شان برنمی‌گردد. آن‌ها خطرِ نیستی و مرگ و جدایی را حس کرده‌اند؛ برای همین تا می‌توانند یادگاری جمع می‌کنند برای روز‌های دوری، روزهای دلتنگی، روزهای خماریِ بعد از لحظه‌های خوب... ثبت هر خاطره مثل کار گذاشتن یک فشنگ در سلاحی‌ست که قرار است به طرف خودمان شلیک شود و ما آدم‌های خاطره‌باز چقدر عاشق خودزنی هستیم! من دارم با سرعت زیاد به قلب خودم شلیک می‌کنم. از ترسِ از دست ندادنِ لحظه‌های عزیز، دیوانه‌وار خاطره جمع می‌کنم. دارم آماده می‌شوم برای روزهای خماری. حالا کلی فشنگ دارم برای شلیک به قلبم و احساس می‌کنم باز هم کم است... 🔸فئودور داستایفسکی به ناستنکا ❤️☘ @filsofak

Fausto Mesolella & Toni Servillo - Anema e Core ‌ بالای سر هر داستان عاشقانه‌ای، این تفکر، هر چند وحشتناک و نادانسته، آویزان است که چگونه پایان می‌یابد. درست به این می‌ماند که در عین سلامت و نیرو، بکوشیم به مرگمان فکر کنیم. تنها تفاوت میان پایان عشق و پایان زندگی این است که: حداقل در مورد دوم، خیالمان راحت است، این آسایش خاطر را داریم که بعد از مُردن چیزی حس نخواهیم کرد. در مورد عشق چنین آسایشی وجود ندارد، چه کسی می‌داند که پایان یک رابطه؛ لزوما پایان عشق و قطعا پایان زندگی نیست... جستارهایی در باب عشق  - آلن دوباتن | #دوشنبه #دلباختگی

مغز ما نمی‌پرسد، اگر نپرسیم تجسم کنید در مهمانی پرسروصدایی قرار دارید. سرتان به‌کار خودتان گرم است و به‌جز همهمه صدای دیگری نیست که بشنوید. ناگهان گوش‌تان تیز می‌شود. به‌نظر می‌آید شخصی نام شما را به‌زبان آورد. شک دارید که درست شنیدید یا نه. بااین حال سرتان را برمی‌گردانید تا در میان جمعیت صاحب صدا را شناسایی کنید. از این لحظه شروع کرده‌اید به توجه‌کردن و از این به بعد، آن همهمه پرسروصدا و نامفهوم در چشم‌برهم‌زدنی مفهوم پیدا کرده است. وقتی از میان کلی صدا، یکی را انتخاب و از مابقی چشم‌پوشی می‌کنیم، مغز ما به‌گونه‌ای شگرف، اطلاعات زاید دیگر را دور می‌ریزد. این قاعده‌ی کلی همیشه و همه‌جا بر توجه ما حکم‌فرمایی می‌کند. ما به چیزهایی که برای‌مان اهمیت دارد گوش می‌دهیم. بنابراین در دریافت دیگر داده‌های اطراف‌مان خوب عمل نمی‌کنیم. البته این پدیده طبیعی در مورد سایر حس‌های ما هم وجود دارد. مثلا زنان باردار در رفت‌وآمدهای روزانه خود متوجه تمام زنان باردار اطراف‌شان می‌شوند، درحالی‌که تا پیش از این به‌ندرت شاهد آن بودند. یا مثلا رویاهایی که بعدها تاحدودی به‌ حقیقت می‌پیوندند را از میان هزاران رویای فراموش‌شده به یاد می‌آوریم. حواس ما به‌شدت انتخابی عمل می‌کند. مغز ما در هر لحظه با ملیون‌ها داده بمباران می‌شود و از این تعداد تنها قادر به پرداش آگاهانه حدود ۴۰‌تای آن هست. حواس ما براساس چندین مولفه به‌صورت انتخابی، فیلتر شده است: حالت ذهنی، گرایش‌های ذهنی، حوصله، افکار، انگیزه و هدف‌های ما. پس ممکن است ما تصور کنیم که توجه می‌کنیم، ولی آیا واقعا می‌دانیم به چه چیزی توجه کرده‌ایم؟ مغز ما بدون این‌که از ما بپرسد و یا نظری از ما بخواهد، هرچه به‌نظرش جذاب باشد، یعنی پرزرق‌وبرق، قشنگ و خوش‌مزه، به آن توجه خواهد کرد. ما باید یاد بگیریم که فرمان توجه‌ی مغزمان را در دست بگیریم. کلید تغییر توجه ذهن ما به یک موضوع، پرسیدن سوال است. بنابراین اگر می‌خواهید داده‌های کلیدی را با اختیار به مغز خود دعوت کنید، باید مهارت پرسیدن سوال‌های کلیدی از خود را فراگیرید. اگر می‌خواهید کارمندان، همکاران و مدیران شما استراتژیک بیاندیشند و به رقبا، مشتریان و زیردستان استراتژیک نگاه کنند، پرسش‌های استراتژیک یا کلیدی را در ذهن آن‌ها ایجاد کنید. پرسش‌های اکتشافی، انتقادی و ارزیابی. 🔸|برداشت از کتاب هنر رقصیدن با استراتژی، دکتر مجتبی لشکربلوکی| ❤️☘ @filsofak

کجا قرار است بمیرم بخش مهمی از یک زندگی خوب، بیشتر از این‌که در گرو تلاش برای رسیدن به سعادت مطلق باشد، به دوری جستن از حماقت، بی‌فکری و گرایش‌های عامه‌پسند مربوط است. آن‌چه زندگی شما را غنی‌تر می‌کند، چیزهایی نیستند که به آن اضافه می‌کنید، بلکه آن چیزهایی هستند که از آن حذف می‌کنید. چارلی مانگر می‌گوید: تنها چیزی که می‌خواهم بدانم این است که کجا قرار است بمیرم، در این صورت هرگز پایم را آن‌جا نمی‌گذارم. اعتیاد به الکل، اعتیاد به مواد مخدر، استرس مزمن، سروصدا، رفت‌وآمدهای طولانی روزمره، شغلی که از آن نفرت دارید، بی‌کاری، ازدواج ناموفق، انتظاراتی که دست نیافتنی‌اند، فقر، بدهکاری و وابستگی مالی، تنهایی، معاشرت بیش‌از حد با افراد غرغرو و خاله‌زنک، وابستگی بیش از حد به تاییدشدن توسط دیگران، مقایسه دائم خود با دیگران، حس تنفر از خود، کم‌خوابی مزمن، افسردگی، اضطراب، خشم و حسادت؛ همان‌جاهایی هستند که قرار است ما را بکشند. تمام تلاش‌تان را بکنید که به‌طور منظم ریسک‌های نامطلوب زندگی‌تان را از بین ببرید، در این‌صورت شانس زیادی برای رسیدن به زندگی خوب دارید. البته تقدیر ممکن است هرلحظه از راه برسد، اما ماهیت تقدیر این است که از چیزی تاثیر نمی‌پذیرد. بنابراین فکرتان را زیاد مشغول آن نکنید. کافی‌ست کار اشتباهی انجام ندهید، اتفاقات درست خودشان رخ خواهند داد. شما نمی‌توانید بگویید زندگی خوب، چه مزیت‌هایی دارد، فقط می‌توانید با اطمینان بگویید زندگی خوب جلو چه چیزی را می‌گیرد. 🔸|هنر خوب‌زندگی‌کردن، رولف دوبلی| ❤️☘ @filsofak

اگر به افراد اجازه صحبت‌کردن و شروع تغییر را ندهیم، آنان به‌زودی تغییر را بدون ما شروع خواهند کرد. 🔸|هنر رقصیدن با استراتژی، دکتر مجتبی لشکربلوکی| ❤️☘ @filsofak

با تگزاس در نیفتید در و دیوار شهر را با نصیحت پر نکنید در و دیوار شهر پر است از بیلبوردها و پوسترهایی که شهروندان را به اخلاق، فروتنی، بخشش یا بقیه فضیلت‌های اخلاقی دعوت می‌کنند. سال‌هاست من واقعا نمی‌دانم در جامعه‌ای کم‌اعتماد که هر فردش از زوال اخلاق سخن می‌گوید و آدم‌ها با سرعت‌های بالا در بزرگ‌راه‌ها می‌رانند، چه کسی وقت و حوصله برای خواندن این پیام‌ها دارد؟ چه نتیجه‌ای از این‌ها گرفته‌اید؟ می‌شود راه‌های دیگری هم رفت. مقامات ایالت تگزاس با هزینه‌های تبلیغاتی سرسام‌آور تلاش می‌کردند مردم را به این باور برسانند که نریختن زباله در شهر وظیفه شهروندی است. جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله بیشترین زباله را می‌ریختند، کسانی که حاضر به پذیرفتن حرف مقامات پشت‌میزنشین نیستند. مقامات احساس کردند به شعاری به اندازه کافی خشن و جدی، منطبق بر روحیه مغرور تگزاسی احتیاج دارند که افراد بی‌مسئولیت را خطاب قرار دهد. بازیکنان تیم مشهور دالاس کابوی برای تبلیغ تلویزیونی دعوت شدند. بازیکنان در این آگهی زباله‌ها را جمع می‌کردند و به قوطی‌های مچاله‌شده نوشابه می‌گفتند "با تگزاس در نیفتید!" اکنون تمام محصولات با تگزاس درنیفتید! - از عکس‌برگردان گرفته تا لیوان قهوه و بلوز – در دسترس مردم است. بیش از ۹۵ درصد تگزاسی‌ها با این شعار آشنا هستند. این شعار در سال ۲۰۰۶ به‌عنوان شعار محبوب آمریکا انتخاب شد و در گرامی‌داشت آن رژه‌ای در خیابان مدیسون نیویورک برگزار شد. میزان زباله ریخته‌شده در سال اول تا حد چشم‌گیر ۲۶ درصد کاهش یافت و در ۶ سال اول کاهش ۷۶ درصدی در زباله‌های کنار بزرگراه‌ها مشاهده شد. این اتفاق نه با تهدید و زور بلکه با سُقُلمه‌ای خلاقانه محقق شد. این مثال را از کتاب سُقُلمِه نوشته ریچارد تیلر و کاس سانستین  انتخاب کرده‌ام. این مثال – در کنار ده‌ها مثال دیگری که تیلر و سانستین در کتاب آورده‌اند – نشان می‌دهد می‌توان با اقداماتی بسیار کم‌هزینه‌تر از آن‌چه اکنون در بسیاری از روابط عمومی‌ها و فعالیت‌های تبلیغاتی دولتی و عمومی انجام می‌شود، مردم را نسبت به انجام برخی مسئولیت‌ها تشویق کرد. کمپین نریختن زباله در شهر ایالت تگزاس نشان می‌دهد: ۱. درباره چیزی با مردم سخن بگویید که مسأله‌شان باشد. تلاش نکنید درباره آن‌ چیزهایی که مسأله زندگی واقعی‌شان نیست با آن‌ها صحبت کنید. مردم به‌راحتی شما را نادیده می‌گیرند. آن‌ها دوست ندارند یک نهاد دولتی یا عمومی پول‌شان را صرف دعوت مردم به اخلاق از طریق بیلبورد کند. ۲. توجه کنید که چه کسی پیام را ارسال می‌کند. مردم دوست ندارند پیام اخلاق را از سوی کسانی بشنوند که نتوانسته‌اند فکری به حال فساد در سازمان تحت امرشان کنند. گاهی لازم است حرف‌ را دیگرانی بگویند که شما شاید اصلا آن‌ها را دوست ندارید. ۳. روحیه مردم را در نظر بگیرید. اگر تگزاسی‌ها روحیه خشن و مغرور را دوست دارند و شعارشان متناسب با همین روحیه تنظیم شده است، شما هم درباره مسأله واقعی مردم، مبتنی بر روحیه‌شان کمپین تنظیم کنید. ۴. روی یک شعار متمرکز شوید نه آن‌که به هر گوشه شهر چیزی آویزان کنید و روی آن چیزی بنویسید. شعارها باید متمرکز باشند، متمرکز بر زندگی واقعی (نه نصیحت اخلاقی از زبان کسانی که متهم به بی‌اخلاقی هستند)، متناسب و متمرکز بر روحیه مردم و هم تمرکز بر شعاری واحد و به اندازه کافی برانگیزاننده. ۵. درست است که کسب‌وکار شرکت‌های تبلیغاتی و قراردادهای آن‌ها مهم است و بر سیاست تبلیغات تأثیر می‌گذارد، ولی حتی آن‌ها هم می‌توانند با مدل‌های خلاقانه‌تر و راه‌گشاتری به همان قراردادها و پول‌ها برسند. پول درآوردن هم که نباید همیشه با روش‌های کهنه و بی‌اثر صورت گیرد. ۶. روی مسائلی متمرکز شوید که واقعا دغدغه مردم است و به‌کار بهبود زندگی ایشان می‌آید. مردم به اندازه کافی نصیحت اخلاقی شنیده‌اند. در و دیوارهای شهر را با هر چیزی شلوغ نکنید. تابستان است و خشک‌سالی و وقت سازگاری با کم‌آبی، زباله‌ها برای شهر مشکل درست کرده‌اند، مردم عوارض شهری را درست نمی‌پردازند، رانندگی شهروندان خوب نیست، ایمنی در مقابل آتش بسیار کم است. اگر در و دیواری برای شهر هست و اگر پولی دارید که خرج تبلیغات کنید، مسائلی مهم‌تر از نصایح اخلاقی وجود دارد. آن‌که باید نصیحت و توصیه به فضایل اخلاقی شود شمایید، مقام مسئولا! در و دیوار شهر ظرفیت پیام‌های مهم‌تری دارند. 🔸|دکتر محمد فاضلی| ❤️☘ @filsofak

کُمل آموزش آگاهی از آزارجنسی @JameahiBehtarBesazim

پاپ منکر جهنم شد! رهبر کاتولیک‌های جهان اعلام کرد: کلیسا دیگر به جهنمی که انسانها در آن زجر بکشند اعتقادی ندارد! پاپ فرانسیس در خطبه‌ای که در آن تعجب همگان را برانگیخت. اعلام کرد: کلیسای کاتولیک دیگر به جهنم معتقد نیست، زیرا این موضوع با عشق خداوندی تعارض دارد و آدم و حوا و طوفان نوح و یا طبقات هفتگانه آسمان و .... که در انجیل قران تورات وبسیاری از کتب مقدس ادیان دیگر امده داستانی بیش نیستند که علم امروزه بشر و تمام دانشمندان بزرگ دنیا با هزاران دلایل صددرصد علمی آنها را قاطعانه مردود و دروغ میدانند پاپ در آخرین خطاب خود تاکید کرد: ما با تفکر و دعا فهم جدیدی از برخی عقاید به دست آوردیم؛ کلیسا دیگر به جهنم اعتقادی ندارد، زیرا اعتقاد به این موضوع، عشق الهی را زیر سؤال می‌برد. همچنین خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است. وی در ادامه تصریح کرد: خداوند قصد محکومیت کسی را ندارد، علاوه بر آن داستان آدم وحوا تنها یک اسطوره است و جهنم تنها کنایه‌ای از روح تنها است. پاپ فرانسوا با بیان اینکه تمام ادیان در ذهن افراد صحت دارند زیرا از قلب تمام افرادی سرچشمه گرفته‌اند که به وجود خداوند ایمان دارند، تصریح کرد: کلیسا و   روحانیون ادیان دیگر در گذشته در مورد اکثر مسایل با علوم و کشفیات جدید علمی شدیدا دشمنی و مخالفت میورزیدند. ولی امروزه در کشورهای اروپایی و دیگر کشورهای پیشرفته  هر جوان دبیرستانی و دانشگاهی میداند که ادم و حوا افسانه ایی بیش نیست  که علم زیست شناسی انرا مردود میداند و یا داستان نوح که علم زمین شناسی و نجوم که چگونگی پیدایش زمین و همه کاینات را تا چهارده میلیارد سال پیش (بیگ بنگ)بطور کامل کشف کرده اند داستانی کودکانه تلقی میکنند. ما و روحانیون دیگر ادیان هنوز هم میتوانیم درصد زیادی از مردم جهان را در جهل و خرافات معتقد و متدین نگهداریم  اما امروز به نقش خود به عنوان قاضی پایان داده و آغوش خود را به روی تمام علوم میگشایم. وی در ادامه تاکید کرد: وقت آن رسیده است که تعصب را کنار بگذاریم و اعلام کنیم که حقیقت دین قابلیت تغییر و پیشرفت دارد، به طوری که حتی بی‌دینان و کافران نیز با دیدن محبت الهی؛ وجود خداوند را به رسمیت بشناسند. پاپ فرانسیس با اشاره به این که انجیل کتاب مقدس مسیحیان است؛ بیان کرد: با وجود آن‌که انجیل کتاب زیبایی است، اما در آن کلمات و عباراتی وجود دارد که همگان را به تعصب و محاکمه دعوت می‌کند، در حالی که زمان آن رسیده است تا این بخش‌ها مورد بازبینی قرار گیرند!وی در ادامه اظهار امیدواری کرد در آینده یک زن به مقام پاپی برسد. https://www.lifesitenews.com/blogs/about-that-pope-francis-interview-where-he-denied-the-existence-of-hell ❤️☘ @filsofak

اگر بخواهیم از این گرداب ننگ و فلاکتی که در آن غوطه‌وریم نجات بیابیم، اگر بخواهیم در آتیه حق زندگی داشته باشیم و در عقب کاروان دنیای آینده درجا نزنیم بایست تقلا و کوششی کنیم و عملاً ثابت نماییم که حق زندگی داریم. باید بدانیم که اگر به خودمان رحم نکنیم دیگران به ما رحم نخواهند کرد! #صادق_هدایت #اشک_تمساح ❤️☘ @filsofak

سقراط درست گفته بود که پذیرش نادانی، آغاز خردورزی است. انسان فقط زمانی خواهد توانست با استفاده از توانایی ذاتی خود خلاقانه عمل کند و از محدودیت‌های خود فراتر برود که محدودیت‌های خود را بشناسد و فروتنانه و صادقانه آن را بپذیرد. وقتی ماهیگیران نروژی قایق خود را در طوفان و در جهت گرداب می بینند سعی می کنند پیش برانند و در چرخش گرداب پارو بزنند؛ اگر چنین کنند طوفان فرو می نشیند و آنها به سلامت از آن می گذرند. این حرف درباره آدمهایی که دارای قدرت و استقامت ذاتی و درونی هستند نیز صادق است. آنان می توانند در اشخاصی که دچار اضطراب و دلهره هستند تاثیر آرام کننده داشته باشند. جامعه ما به چنین افرادی نیاز دارد نه به فکر و ابتکار تازه یا آدمهای نابغه و ابرمرد، هر چند اینها هر کدام می توانند دارای ارزش و فایده بسیار باشند. جامعه ما به آدمهایی نیاز دارد که باید خودشان باشند، یعنی کسانی باشند که در رویارویی با دنیای بیرون متکی به نیروی شخصی و درونی خود باشند.   #رولو_می #انسان_در_جستجوی_خویشتن ❤️☘ @filsofak

تفکر جعبه‌سیاهی در زندگی روزانه ما انسان‌ها با اغلب ناتوانی‌ها، شکست‌ها و باخت‌ها روبرو می‌شویم که بیشتر آن‌ها گریزناپذیر و یک واقعیت آشکار هستند. برتراند راسل می‌گوید: هیچ‌چیز خسته‌کننده‌تر و در بلندمدت زجرآورتر از تلاش روزانه برای باور به چیزهایی نیست که هرروز غیرقابل باورتر می‌شوند. دست‌کشیدن از این تلاش، یک شرط ناگزیر خوشبختی پایدار و قطعی است. البته این اغراق‌آمیز است چون خوش‌بختی قطعی و پایدار وجود ندارد. با این همه راسل درست می‌گوید که خودفریبی با زندگی خوب، ناسازگار است. وقتی آن‌چه را که می‌بینید باب میل‌تان باشد، پذیرفتن حقیقت آسان است. ولی وقتی حقیقت برخلاف میل‌مان هست، پذیرش آن دشوار است. پذیرش بی‌قید و شرط شکست‌ها، کمبودها و باخت‌ها چگونه امکان‌پذیر است؟ اگر بخواهید روی پای خودتان بایستید به مشکل بر می‌خورید. معمولا دیگران را بسیار واضح‌تر از خودتان می‌بینید. بنابراین بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید، یافتن یک دوست یا شریک قابل اعتماد است که تمام معایب‌تان را همان‌طور که هست، نشان‌تان دهد. حتا در این‌صورت هم مغز شما تمام تلاشش را می‌کند تا حقایقی را که دوست‌شان ندارد، نادیده بگیرد. اما با گذشت زمان، یاد می‌گیرید که قضاوت‌‌های دیگران درباره‌ی خودتان را جدی بگیرید. درکنار پذیرش بی‌قید و شرط، به یک جعبه سیاه هم احتیاج دارید. جعبه‌سیاه یک دستگاه تقریبا خراب‌نشدنی ثبت اطلاعات حرکت در هواپیما یا کشتی‌ها است که در هر ثانیه هزاران داده، شامل مکالمات خلبان یا ناخدا را در کابین ضبط می‌کند و بدین ترتیب علت دقیق وقوع حادثه راحت‌تر تشخیص داده می‌شود. باید بتوانید جعبه‌ی سیاه خودتان را بسازید. هروقت که تصمیم بزرگی می‌گیرید، آن‌چه را که در فکرتان می‌گذرد یادداشت کنید، فرضیات، سلسله افکار، برنامه‌ها، اسباب، روش‌ها و نتیجه‌گیری‌هایتان. اگر تصمیم‌تان در نهایت به‌دردنخور از آب درآمد، به اطلاعات ثبت‌شده‌ی جعبه‌سیاه‌تان نگاه کنید. البته یک دفترچه ساده برای ساخت جعبه‌سیاه‌تان کفایت می‌کند. باید تمرین کنید که بتوانید داده‌های جعبه‌سیاه‌تان را به‌درستی و دقیق تحلیل کنید و پیدا کنید که چه چیزی باعث اشتباه هدف شما شده است. پذیرش بی‌قید و شرط جعبه‌سیاهی، به‌خودی‌خود کافی نیست. باید اشکالات خود را شناسایی و اصلاح کنید. چارلی مانگرو، شریک تجاری وارن بافت، می‌گوید: اگر مادامی‌که یک مشکل قابل‌حل است به آن حمله نکنید و معطل کنید تا دیگر غیرقابل حل شود، در واقع این‌قدر ابله هستید که حق‌تان است با چنین مشکلی مواجه شوید. اگر تکلیف‌تان را با واقعیت‌ها روشن نکنید، به‌زودی واقعیت تکلیفش را با شما روشن خواهد کرد. 🔸|برگرفته از کتاب هنر خوب‌زندگی‌کردن، رولف دوبلی| ❤️☘ @filsofak

پارسی‌گویی اگر به نگارش زبان پارسی تعلق‌خاطر دارید، پیشنهاد چند واژه یا ترکیب پارسی که می‌توانیم در نوشته‌ها و گفتارمان از آن‌ها هم بهره بگیریم، می‌شود. ننویسیم بنویسیم بلاتکلیف سرگردان به‌زعم به باور به‌علاوه افزون‌بر به‌قول به‌گفته بی‌حد و حصر بی‌اندازه به‌کرات بارها بین‌المللی جهانی تاکید پافشاری تامل درنگ بی‌اعتبار بی‌ارزش ❤️☘ @filsofak

🎙️ در دومین اپیزود از اولین فصل رادیو موژ، از دوستی حرف زدیم. 🪴 هرگاه دو نفر در یک رابطه بتوانند آن‌چنان با یکدیگر بیامیزند که گویی خودشان را در پوست هم فرو برده‌اند و از دریچه چشم همدیگر به جهان نگاه می‌کنند، می‌توانند ادعا کنند که با یکدیگر همدلند و باورها، احساسات، عواطف و خواسته‌هایشان را مانند هم شکل می‌دهند. و مضاف بر این، اگر از آن‌چه دیگری را رنج می‌دهد، به همان میزان درد نیز بکشند، پس با او همدرد هم هستند. شدت و حدت دوستیِ این‌چنینی، متناسب با میزان همدلی و همدردی‌ای است که دو طرف نسبت به هم دارند. #مصطفی_سلیمانی 🔸«از دوستی» را از رادیو موژ بشنوید 🔻موژ در: تلگرام کست‌باکس اینستاگرام #رادیو_موژ #دوستی #از_دوستی #پادکست_فارسی 🎙️@radiomozh