es
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Ir al canal en Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Mostrar más
7 250
Suscriptores
-124 horas
-107 días
-5530 días
Archivo de publicaciones
Repost from رادیو موژ
رادیو موژ را بشنوید. فصل ۱ اپیزود ۲ 🔸 با موضوع: دوستی 📻 پادکست رادیو موژ 🎚 فصل ‌اول_اپیزود ۲ «از دوستی» 🔻موژ در: تلگرام ک
رادیو موژ را بشنوید. فصل ۱ اپیزود ۲
🔸 با موضوع: دوستی
📻 پادکست رادیو موژ 🎚 فصل ‌اول_اپیزود ۲ «از دوستی» 🔻موژ در: تلگرام کست‌باکس اینستاگرام #رادیو_موژ #دوستی #از_دوستی #پادکست_فارسی 🎙️@radiomozh

#معرفی_فیلم رادیکال زیرنویس چسبیده/بدون سانسور 🔥دانلود فیلم Radical 2023 نسخه دوبله فارسی 🎭ژانر: #درام 👤کارگردان: Christopher Zalla 👥ستارگان: Eugenio Derbez, Daniel Haddad, Gilberto Barraza 💢سال: 2023 🌍محصول کشور: مکزیک ⏰مدت زمان: 2 ساعت و 5 دقیقه خلاصه داستان: در یکی از شهرهای مرزی مکزیک که پر از محرومیت، خشونت و فساد است، یک معلم ناامیدانه تلاش می‌کند تا با استفاده از روش‌های مدرن, دانش‌آموزان خود را از حالت بی‌تفاوتی خارج کرده تا استعدادهای پنهان‌شان را شکوفا و آن‌ها را به سمت موفقیت هدایت کند و... برداشت: فیلم رادیکال، یک کتاب تربیتی عملی‌ست و به خوبی به ما می‌آموزد که گاهی می‌بایست برای خروج از منطقه‌ی امن و پروتکل‌های مرسوم، پشت کرد تا بتوان خلاقیت و استعدادها را کشف کرد. چقدر سیستم معیوبِ آموزشی، نبوغ خفته و چگالیِ وجودیِ افراد را در نطفه خفه می‌کند. روایتِ فیلم مثل معلمِ فیلم، بیش‌فعالانه‌ست که شما را وامی‌دارد که با بچه‌ها هورا بکشید. _ فیلمی که باید دیدنش را به والدین و معلمان توصیه کرد. #مصطفی_سلیمانی ❤️☘ @filsofak

✔️تنهایی و تاثیر آن در اخلاقی زیستن ✍️ مصطفی ملکیان 🔹نظریه ای در  روانشناسی هست که می گوید انسانها در حاق واقع تنها هستند و وقتی احساس تنهایی نمی کنند دستخوش توهم اند. بحثهای جالبی در اینجا هست چه از سوی کسانی که در عالم هنر بوده اند و چه از سوی فیلسوفان و  روانشناسان.این نظریه معتقد است که اگر انسان در همه حالات زندگی خود به تنهایی اش وقوف داشت همواره اخلاقی زندگی می کرد.بنابراین راه اخلاقی شدن غور هر چه  بیشتر در تنهایی عمیق و برطرف نشدنی انسانی است.این مساله موضوع کتاب خیلی معروف رایزمن،روانشناس معروف اجتماعی،با عنوان ازدحام تنهایان است.از قدیم نیز بعضی از فیلسوفان اخلاق معتقد بودند که اگر انسان در خود غور کند می یابد که به این دلیل کار غیر اخلاقی مرتکب شده است که احساس می کرده است کس یا کسانی هستند که از اوحمایت  کنند. ❇️روانشناسی اخلاق | صفحه 95 ❤️☘ @filsofak

. استبدادزدگی و مستبدمحوری، از  نهاد خانواده آغاز می‌شود... کودک سرکوب می‌شود و سپس سرکوب می‌کند! کودک تبدیل به موجودی مطیع؛ ذیلِ اتوریته‌ی دیگری می‌شود و سپس خود برای کودکی دیگر استبداد به خرج می‌دهد و بر او استیلا پیدا می‌کند. 🎥مشق شب #عباس_کیارستمی ❤️☘ @filsofak

روز دیدار تمام‌قدِ من با تو #مصطفی_سلیمانی 🔸به من بگو نام آشناترِ مرگ چیست؟ قطع امید از هر آنچه که دوست می‌دارم؟ غریبه شدن با هر آنچه که بدان پیوسته‌ام؟ یا دو دست که می‌خواهند بعدِ افتادنم بغلم بگیرند؟  با من از مرگ بگو. بگو اینکه دارد مرا توی کام خودش می‌کشد یک جلاد است با آرواره‌هایی بی‌رحم، یا یک جانِ تازه به ابعادِ تو؟ به من بگو که من دارم شوقِ نزیسته‌ی سالیانِ طولانیِ زندگی‌ام را به حضور که می‌برم؟ بگو آدمیزاد بی‌چاره نیست. بگو قرار نیست غم، خورشِ شب و روزش باشد. بگو قرار نیست هی بدود و نرسد. بگو از یک جایی به بعد، که اسمش مرگ است، قرار است بهشت و جهنمی برپا بشود. بگو قرار نیست آدمیزاد دست‌خالی برود و بعد بی‌دست بشود. بگو مرگ چیز قشنگی است. بگو یک پل است که آدم را یک‌راست از زندان می‌برد به آن جایی که باید. بگو که هر آدمی بعد از مردن، با آن‌که دوستش دارد محشور می‌شود. بگو بعد از مرگ همه پرده‌ها می‌افتند. بگو همه نسبت‌ها از هم می‌پاشند. بگو روز مرگ، روز دیدار تمام‌قدِ من است با تو. با من از مرگ بگو. از مردنم به دست‌هات. و از زندگی جاودانه‌ی بعد از مرگ. بگو همه چیز درست می‌شود. بگو مرگ ترس ندارد. بگو اصلاً نگران نباش. بگو از مردنم به دست‌هات. بگو نامِ آشناترِ مرگ، زندگی است. بگو. من دارم شوقِ نزیسته‌ی سالیانِ طولانیِ زندگی‌ام را به حضور تو می‌آورم. #اخلاق_درمانی ۱۲ #مرگ ❤️☘ @filsofak

دختران شهر به روستا فکر می کنند دختران روستا در آرزوی شهر می میرند مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند کدام پل در کجای جهان  شکسته است که هیچ کس به خانه اش نمی رسد 🔸شاعر: گروس عبدالملکیان ❤️☘ @filsofak

عذرخواهی همه می‌دانیم عذرخواهی، بابت دسته‌گلی که به آب داده‌ایم، چقدر سخت است. چون در بیشتر موارد، معذرت‌خواهیِ صِرف و نصف‌ونیمه چندان دردی دوا نمی‌کند و چه‌بسا کار را خراب‌تر هم بکند. ازاین‌رو، باید قلق عذرخواهی صحیح را بشناسیم و هنر ابراز پشیمانی را یاد بگیریم. معذرت‌خواهی مسئولانه و همدلانه چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ به‌هرحال، عذرخواهی‌کردن قلق دارد. برای این کار به قدرت فردی، گوش شنوا و مهارت‌های روان‌شناسی نیاز داریم؛ برای همین است که خیلی از عذرخواهی‌ها ناموفق‌اند. از دیدگاه عصب‌شناختی، عذرخواهی خیلی پیچیده است و حداقل سه فرایند جداگانه را در بر می‌گیرد: اولی کنترل شناختی است، چراکه شما انتخاب می‌کنید که عذرخواهی کنید، هرچقدر هم که این کار سخت و عذاب‌آور باشد. اینجا قشر پیش‌پیشانی جانبی مغز درگیر می‌شود. دومی دیدگاه‌گیری (Perspective taking) است، یعنی به این فکر کنیم که حرف یا عمل ما چه حسی در دیگری ایجاد می‌کند و خود را جای دیگری بگذاریم. در این فرایند، اتصال آهیانه‌ی گیجگاهی مغز درگیر می‌شود. آخرین فرایند ارزش‌گذاری اجتماعی است. شما برآورد می‌کنید که عذرخواهی‌ شما چقدر به درد دیگران، و نه فقط خودتان، می‌خورد. این فرایند قشر شکمی داخلی پیش‌پیشانی را درگیر می‌کند. برای عذرخواهی صادقانه باید تا حدودی گشوده بود و خطر کرد. محققان به این نتیجه رسیده‌اند که شرکا -از جمله شرکای عاطفی، شخصی و کاری- در سه موقعیت با میل و رغبت از هم عذرخواهی می‌کنند: ۱. در روابط طولانی‌مدت؛ بین شرکایی که با هم جور هستند و به هم اعتماد زیادی دارند ۲. در آغاز رابطه، وقتی حل مشکلات برای خراب‌نشدن رابطه‌ی جدید بسیار اهمیت دارد. دانشمندان نشان داده‌اند افرادی که از گشودگی معذب می‌شوند -ویژگی‌های دلبستگی اجتنابی- نسبت به دیگران کمتر و بدتر عذرخواهی می‌کنند. ۳. مورد آخر می‌تواند برای کسانی که تازه وارد رابطه شد‌ه‌اند مفید باشد؛ یک راه مطمئن برای تشخیص افراد اجتنابی این است که آن‌ها نمی‌توانند عذرخواهی کنند. عذرخواهی ممکن است کاملاً از روی پشیمانی باشد. هرچند، به گفته‌ی روان‌شناسان تکاملی، بسیاری از عذرخواهی‌ها برای این است که مبادا فرد آسیب‌دیده قصد انتقام یا تلافی داشته باشد. نحوه‌ی عذرخواهی تأثیر زیادی بر پذیرفته شدن آن دارد‌. اول از همه، عذرخواهی‌ باید مفصل باشد. معذرت‌خواهی خشک‌وخالی بدتر از این است که اصلاً هیچ کاری نکنید. قبول مسئولیت مهم‌ترین مؤلفه‌ی یک عذرخواهی درست است‌. در درجه‌ی بعد، تلاش برای جبران و سپس ارائه‌ی توضیح اهمیت دارد. هر سه مؤلفه‌ی گفته‌شده از راه‌حل‌های انتزاعی مثل ابراز پشیمانی و اظهار ندامت و درخواست بخشش مؤثرترند. عذرخواهی از آنچه فکر می‌کنید هزینه کمتر و سود بیشتری دارد. وقتی افراد عذرخواهی می‌کنند، گاهی اوقات دچار خطا در پیش‌بینی می‌شوند. مثلا، مردم فکر می‌کنند اگر اشتباهشان را بپذیرند، بی‌عرضه و ضعیف به نظر خواهند رسید و درنتیجه دیگر مورد اعتماد نخواهند بود یا آبرویشان می‌رود. تحقیقات نشان می‌دهند که ما غالبا هزینه عذرخواهی را بیش‌ازحد برآورد می‌کنیم و سودش را دست‌کم می‌گیریم. البته همیشه هستند افرادی که اقرار به اشتباه و ضعف برایشان تحسین‌برانگیز نیست. اما چنین افرادی معمولا شریک‌های عاطفی وحشتناک، شرکای کاری بد و کاربرهایی سمی در شبکه‌های اجتماعی هستند. در وهله اول اصلا نباید به دنبال تأییدگرفتن از چنین افرادی بود. مسئولیت کارتان را تمام‌وکمال بپذیرید. وقتی کسی را رنجانده‌اید، نگویید "ببخشید اگر ناراحت شدی"؛ به‌جایش بگویید "می‌دانم که ناراحتت کردم و از این بابت متأسفم". به پشیمانی به چشم یک تمرین رشد شخصی نگاه کنید. برخی معتقدند که ویژگی‌های انسانی قابل‌تغییرند و لذا به دنبال اصلاح خودشان از طریق اعتراف به اشتباهات و ابراز پشیمانی هستند. بنابراین از عذرخواهی به‌عنوان راهی برای افزایش شهامت و فضایل فردی استفاده کنید. 🔸|آرتور بروکس، ترجمه آمنه محبوبی‌نیا| ❤️☘ @filsofak

عذرخواهی همه می‌دانیم عذرخواهی، بابت دسته‌گلی که به آب داده‌ایم، چقدر سخت است. چون در بیشتر موارد، معذرت‌خواهیِ صِرف و نصف‌ونیمه چندان دردی دوا نمی‌کند و چه‌بسا کار را خراب‌تر هم بکند. ازاین‌رو، باید قلق عذرخواهی صحیح را بشناسیم و هنر ابراز پشیمانی را یاد بگیریم. معذرت‌خواهی مسئولانه و همدلانه چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ به‌هرحال، عذرخواهی‌کردن قلق دارد. برای این کار به قدرت فردی، گوش شنوا و مهارت‌های روان‌شناسی نیاز داریم؛ برای همین است که خیلی از عذرخواهی‌ها ناموفق‌اند. از دیدگاه عصب‌شناختی، عذرخواهی خیلی پیچیده است و حداقل سه فرایند جداگانه را در بر می‌گیرد: اولی کنترل شناختی است، چراکه شما انتخاب می‌کنید که عذرخواهی کنید، هرچقدر هم که این کار سخت و عذاب‌آور باشد. اینجا قشر پیش‌پیشانی جانبی مغز درگیر می‌شود. دومی دیدگاه‌گیری (Perspective taking) است، یعنی به این فکر کنیم که حرف یا عمل ما چه حسی در دیگری ایجاد می‌کند و خود را جای دیگری بگذاریم. در این فرایند، اتصال آهیانه‌ی گیجگاهی مغز درگیر می‌شود. آخرین فرایند ارزش‌گذاری اجتماعی است. شما برآورد می‌کنید که عذرخواهی‌ شما چقدر به درد دیگران، و نه فقط خودتان، می‌خورد. این فرایند قشر شکمی داخلی پیش‌پیشانی را درگیر می‌کند. برای عذرخواهی صادقانه باید تا حدودی گشوده بود و خطر کرد. محققان به این نتیجه رسیده‌اند که شرکا -از جمله شرکای عاطفی، شخصی و کاری- در سه موقعیت با میل و رغبت از هم عذرخواهی می‌کنند: ۱. در روابط طولانی‌مدت؛ بین شرکایی که با هم جور هستند و به هم اعتماد زیادی دارند ۲. در آغاز رابطه، وقتی حل مشکلات برای خراب‌نشدن رابطه‌ی جدید بسیار اهمیت دارد. دانشمندان نشان داده‌اند افرادی که از گشودگی معذب می‌شوند -ویژگی‌های دلبستگی اجتنابی- نسبت به دیگران کمتر و بدتر عذرخواهی می‌کنند. ۳. مورد آخر می‌تواند برای کسانی که تازه وارد رابطه شد‌ه‌اند مفید باشد؛ یک راه مطمئن برای تشخیص افراد اجتنابی این است که آن‌ها نمی‌توانند عذرخواهی کنند. عذرخواهی ممکن است کاملاً از روی پشیمانی باشد. هرچند، به گفته‌ی روان‌شناسان تکاملی، بسیاری از عذرخواهی‌ها برای این است که مبادا فرد آسیب‌دیده قصد انتقام یا تلافی داشته باشد. نحوه‌ی عذرخواهی تأثیر زیادی بر پذیرفته شدن آن دارد‌. اول از همه، عذرخواهی‌ باید مفصل باشد. معذرت‌خواهی خشک‌وخالی بدتر از این است که اصلاً هیچ کاری نکنید. قبول مسئولیت مهم‌ترین مؤلفه‌ی یک عذرخواهی درست است‌. در درجه‌ی بعد، تلاش برای جبران و سپس ارائه‌ی توضیح اهمیت دارد. هر سه مؤلفه‌ی گفته‌شده از راه‌حل‌های انتزاعی مثل ابراز پشیمانی و اظهار ندامت و درخواست بخشش مؤثرترند. عذرخواهی از آنچه فکر می‌کنید هزینه کمتر و سود بیشتری دارد. وقتی افراد عذرخواهی می‌کنند، گاهی اوقات دچار خطا در پیش‌بینی می‌شوند. مثلا، مردم فکر می‌کنند اگر اشتباهشان را بپذیرند، بی‌عرضه و ضعیف به نظر خواهند رسید و درنتیجه دیگر مورد اعتماد نخواهند بود یا آبرویشان می‌رود. تحقیقات نشان می‌دهند که ما غالبا هزینه عذرخواهی را بیش‌ازحد برآورد می‌کنیم و سودش را دست‌کم می‌گیریم. البته همیشه هستند افرادی که اقرار به اشتباه و ضعف برایشان تحسین‌برانگیز نیست. اما چنین افرادی معمولا شریک‌های عاطفی وحشتناک، شرکای کاری بد و کاربرهایی سمی در شبکه‌های اجتماعی هستند. در وهله اول اصلا نباید به دنبال تأییدگرفتن از چنین افرادی بود. مسئولیت کارتان را تمام‌وکمال بپذیرید. وقتی کسی را رنجانده‌اید، نگویید "ببخشید اگر ناراحت شدی"؛ به‌جایش بگویید "می‌دانم که ناراحتت کردم و از این بابت متأسفم". به پشیمانی به چشم یک تمرین رشد شخصی نگاه کنید. برخی معتقدند که ویژگی‌های انسانی قابل‌تغییرند و لذا به دنبال اصلاح خودشان از طریق اعتراف به اشتباهات و ابراز پشیمانی هستند. بنابراین از عذرخواهی به‌عنوان راهی برای افزایش شهامت و فضایل فردی استفاده کنید. 🔸|آرتور بروکس، ترجمه آمنه محبوبی‌نیا| ❤️☘ @filsofak

. 🎬سکانس جذاب و دلنشینی از فیلم "زندگی زیباست" Life Is Beautiful (محصول ۱۹۹۷) در این فیلم تراژدی و کمدی به قدری خوب و خورَند یکدیگر تلفیق شده‌اند که نمی‌شود آن‌ها را از هم جدایشان کرد. «زندگی زیباست» جایزهٔ اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان، اسکار بهترین موسیقی متن و همچنین اسکار بهترین بازیگر مرد (روبرتو بنینی) رو کسب کرد. خلاصه داستان: نیمهٔ اول این فیلم دربارهٔ یک یهودی است که تازه به شهر آمده و درگیر ماجرای عاشقانه می‌شود.. نیمهٔ دوم فیلم به مسئلهٔ یهودی‌ستیزی در زمان جنگ جهانی دوم اشاره دارد. @tahlilvarasad

♦️دین راستین را از میوه‌اش باید شناخت، نه از سخنان بزرگان و مدعیانش! 🍥 دین درست را باید از میوه‌اش شناخت، نه از استدلال‌های کلامی. دین صحیح باید به مردم خدمات دهد، راه را نشان دهد. وقتی که دین میوه‌ای داد، مثلا انسان‌های بی‌سواد باسواد شدند، افراد بی‌نظم، با نظم شدند، فقر کم شد،بی‌اخلاقی کم شد، بداخلاقی حذف شد و... آن وقت می‌گوییم دین این جامعه درست است. چرا که آدم درست تربیت می‌کند. حرف امام موسی صدر این است که می‌گوید احتیاجی به استدلال نداریم، باید دین را در خدمت جامعه بگذاریم و بقیه را‌‌ رها کنیم. و مهم‌ترین وجه دین خدمت اجتماعی است که انجام می‌دهد و نه وجه کلامی آن. دین به معنای درستش پیروان خود را منزوی نمی‌کند و آنان را به‌‌ رها کردن فعالیت اجتماعی و خدمات عمومی فرا نمی‌خواند. زیرا تقرب به خدا در منطق دین از راه خدمت به خلق است. هدف ما ارتقای سطح زندگی شیعیان، تحقق آرزو‌هایشان، تحقق طرح‌های شکوفایی و غلبه بر عقب ماندگی است. 📝 دکتر داوود فیرحی ❤️☘ @filsofak

احساس می‌کند مجبور است! #مصطفی_سلیمانی احساس می‌کند «مجبور» است. و کسی که معلوم نمی‌شود کیست، از جایی که معلوم نمی‌شود کجاست، هی زورش می‌کند که به بعضی چیزها فکر کند یا بعضی کارها را مدام تکرار کند. مدام اضطراب دارد و ذهنش انگار از حرف زدن و دستور دادن خسته نمی‌شود. تا می‌آید سر و کله زدن با یک فکر مزاحم را تمام کند، سر و کله مزاحم بعدی پیدا می‌شود. نمی‌تواند در برابرشان مقاومت کند. احساساتِ مزاحم، اندیشه‌های ملال‌آور و تصویرهای ذهنی آزاردهنده. دلش می‌خواهد این قدرت را داشته باشد که همه‌شان را ندیده بگیرد و کار خودش را بکند. پس سرکوب را آغاز می‌کند. یک‌بار، دوبار، سه‌بار ندیده گرفتن، و یکهو مثل غده سرطانی‌ای که متاستاز داده باشد، همه آن آزاردهنده‌ها از یک جای دیگر بیرون می‌زنند. احساس می‌کند اراده‌اش را به کل از دست داده و یکی غیر از خودش، پشت فرمان مغزش نشسته است. پریشان می‌شود. درماندگی تمام وجودش را می‌گیرد. مطمئن است تمام فکرهای تکرارشونده‌ای که توی سرش می‌چرخند نامعقولند، اما باز به همه‌شان فکر می‌کند. از اول تا آخر. یک‌باره دوباره و چندباره. می‌داند دارد وقتش را پای یک مشت فکر غیر منطقی تلف می‌کند. می‌داند اگر بگذارد وضع همین‌طور پیش برود، از کار و بار و زندگی‌اش می‌افتد. اما نمی‌تواند خودش را خلاص کند. فکرها آن‌قدر لجبازانه توی سرش تکرار می‌شوند که باورش نمی‌شود از  خودش باشند؟ مگر می‌شود که نخواهد این‌ فکرهای مزاحمِ بی‌در و پیکر توی سرش باشند اما نتواند متوقف‌شان کند؟ مطمئن است فکرها از توی سر خودش می‌آیند. مطمئن است رئیس و برده خودش است، اما باز احساس می‌کند «مجبور» است و کسی که معلوم نمی‌شود کیست، از جایی که معلوم نمی‌شود کجاست، هی زورش می‌کند که به بعضی چیزها فکر کند یا بعضی کارها را مدام تکرار کند. #اخلاق_درمانی ۱۱ #وسواس ❤️☘ @The_meaningoflife

سنگ روی سنگ! #مصطفی_سلیمانی آدمی‌زاد حواسش به خودش نیست. به داشته‌هایش. مخصوصاً به آن‌ها که اسم‌های بدی دارند. و هدرشان می‌دهد. مثلاً حواسش نیست که «حرص» چیز خوبی است. و اگر نبود، آدمی‌زاد چیزی از آدمی‌زادگی کم داشت. مدام به این فکر می‌کند که حرص بیچاره‌اش کرده و از بهشت خدا بیرونش انداخته. مدام به این فکر می‌کند که حرص یعنی زیاده‌خواهی‌، و یادش می‌رود که زیاده‌خواهی همیشه چیز بدی نیست. حواسش نیست که بعضی چیزها را باید زیاد بخواهد تا به دست‌شان بیاورد و اصلاً اگر زیاده‌خواهی‌ نبود، آدمی‌زاد حتی سنگ را هم‌ روی سنگ نمی‌گذاشت. و همین‌طوری هم‌ شده که حواسش از داد و بی‌داد توی سرش پرت شده. اسم صداهای توی سرش را گذاشته «خشم» و وقتی از دهانش بیرون می‌آیند اسم‌شان را می‌گذارد «پرخاشگری». یادش رفته که اگر همین داد و بیدادها نبود توی همان یک‌روزگیِ بعد از تولدش می‌مرد، چون بلد نبود به دور و بری‌هاش حالی کند که گرسنه‌اش است و به بی‌غذایی اعتراض دارد. و از وقتی اسم همان داد و بیدادهای درست، شد «نق‌نق»، شد «غُر غُر» و شد «وحشی‌گری»، آدمی‌زاد «سالم داد و بیداد کردن» را یادش رفت. اسم‌اش را گذاشت پرخاشگری و عصبیت؛ و تلاش کرد تا از خودش یک مجسمه بزک شده بسازد که همیشه یک لبخند پرنشاط گوشه لبش هست و هيچ‌وقت پرخاش نمی‌کند و عصبانی نمی‌شود. نشد. نتوانست. آدمی‌زاد نمی‌تواند داشته‌های خوب خودش را که فقط اسم‌های بدی دارند توی خودش بکُشد. هيچ‌وقت نمی‌تواند. داشته‌ها قوی‌تر از آن‌اند که بمیرند، و به این خاطر است که از یک‌جای دیگر می‌زنند بیرون. بی‌ریخت می‌زنند بیرون. و واقعاً می‌شوند پرخاشگری و عصبیت. می‌آیند بیرون که آدم باهاشان زیاده‌خواهی‌ کند. که باهاشان برای به چنگ آوردن چیزهایی که نیازش نیستند اعتراض کند و به زور به دور و بری‌هاش حالی کند که نیازش هستند. آدمی‌زاد حواسش به خودش نیست، وگرنه داد و بیداد توی سرش هم‌ حتماً باید می‌بوده، که حالا هست. باید می‌بوده بی‌این‌که اسم بدی داشته باشد. #اخلاق_درمانی ۱۰ #غضب ❤️☘ @The_meaningoflife

💠 اثبات کنید خودتان مسلمانید، نه اینکه اسلام کامل‌ترین دین است. این مثل این است که ما از زیباترین خانه صحبت کنیم ولی آن خانه
💠 اثبات کنید خودتان مسلمانید، نه اینکه اسلام کامل‌ترین دین است. این مثل این است که ما از زیباترین خانه صحبت کنیم ولی آن خانه مال ما نباشد. 🖌مصطفی ملکیان @Karkhanedar_Mag

🔻خدا علی را نیامرزد! ✍🏼 مجتبی لشکربلوکی 🔹زنی مراجعه کرد به معاویه و با او بر سر موضوعی بحث و جدل کرد. معاویه از این گستاخی و جسارت زن در گفتگوی بی محابایش ناراحت شد و به او گفت «خدا علی را نیامرزد که او این رسم را فراگیر کرد!». منظور او چه بود؟ رسم هم‌ترازی حاکم و شهروند، پارادایم نقد پذیری حاکمان، آیین اعتراض بدون لکنت به حاکم، و رسم بدهکاری حاکم و طلبکاری شهروند. 🔸این روایت را که در یک سخنرانی شنیدم و به فکر فرورفتم. آیا علی(ع) فقط همین هنجارشکنی را انجام داد؟ جواب این بود: هنجار شکنی‌های او بیش از اینهاست! به ۷ نمونه اشاره می کنم. 1️⃣ به روایت محققان تاریخ، در دوران حکومت ایشان زندانی سیاسی گزارش نشده است. آن هم آن زمانی که امیر مالک جان و مال و ناموس مردم بود و زندانی سیاسی امری رایج. 2️⃣ امروزه می‌شنویم که مدیران ارشد کشورها شامل نخست‌وزیران و روسای جمهور، به خاطر تخلفات مالی در زمان مسوولیت یا بعدش محاکمه می‌شوند و این را نشانه آزادی و عدالت می.دانیم. ایشان به دادگاه فراخوانده شد. از طرف یک جایگاه والا؟ نه! به شکایت یک فرد عادی! یک مسلمان؟ نه یک اقلیت! و جالب اینجاست محکوم شد. و جالب تر اینکه پذیرفت! 3️⃣ خود را بدهکار مردم می‌دانست نه طلبکار. حتما شنیده‌اید در خانه زنی که همسرش را در یکی از جنگ‌ها از دست داده بود به صورت ناشناس رفته بود و برایشان نان می‌پخت و با بچه‌ها بازی می‌کرد و آن زن هم پیاپی علی را نفرین می‌کرد. و در انتها که متوجه شد که او همان علی است حاکم سرزمین‌های پهناور. علی خاضعانه گفت: شما ببخشید که تا کنون مشکلات شما را حل نکرده بودم، از درگاه خدا بخواهید که على را ببخشد. 4️⃣ به گواهی تاریخ، مخالفینش در مسجد علیه او و رو در روی سخن می‌گفتند و چند ساعت بعد برای گرفتن حق خود از بیت‌المال می‌آمدند. هنوز هم باور کردنش سخت است. 5️⃣ زمانی که در جنگ‌های عرب، مثله کردن (بریدن گوش یا بینی و اعضا) امری رایج بود او دستور نظامی شدید می‌داد (و نه اینکه صرفا توصیه اخلاقی نرم کند) که کشتگان را مثله نکنید، فراریان را تعقیب نکنید و مجروحان را نکشید و ... 6️⃣ کافیست امروز در گوگل جستجو کنید تصویر حضرت علی. تصویری که می‌‌آید فردی جدی و مقتدر در کنار شیر و شمشیر (ذوالفقار). این تصویر سال‌هاست در ذهن من و شما نشسته. اما به ما نگفتند که در یکی از جنگ‌ها، ۱۲ هزار نفر از متعصب‌ترین افراد اعلام جنگ کردند. صبورانه با آن‌ها گفت‌وگو کرد و آن قدر مدارا و نرمش و تعامل کرد که ۱۲ هزار نفر به ۴ هزار نفر رسید سپس به ۱۵۰۰ نفر. هنر استراتژیست‌های جنگی آن است که در جنگ با کمترین خونریزی فاتح شوند و علی اینگونه بود. منتهی برای من و شما ذوالفقار علی بیش از گفتگوی علی تبلیغ و ترویج شده. زمانی که او برای گفتگو، تعامل، مکاتبه، محاجه، توافق، مذاکره گذاشت بسیار بسیار بیشتر از جنگ بوده است اما ... 7️⃣ او با زندانیان مانند یک انسان برخورد کرد. گفته می‌شود تا قبل از او زندانیان در چاه‌های عمیق و به شیوه‌ای غیرانسانی نگه داری می‌شدند. او برای اولین بار برای زندانیان، فضای مناسبی برای طی کردن دوران محکومیت فراهم کرد و برای حقوق زندانیان مانند یک انسان، ارزش قائل شد. هنجارشکنی‌های او بسیار بیشتر از این حرف هاست!  🔹شاید بد نباشد که امسال فقط برای فرق شکافته علی گریه نکنیم.. عجیب است ما برای کسی گریه می‌کنیم که هیچ شباهتی به او نداریم. بیش از شمشیر علی، به منطق علی (ایجاد توافق از طریق مفاهمه) و بیش از عدالت اقتصادی علی به عدالت سیاسی (برابری حاکم و شهروندان فارغ از جنسیت و نژاد و مذهب) و بیش از جنگ علی به آشتی او تمرکز کنیم. باشد که به برکت آن حضرت آمرزیده شویم. ❤️☘ @filsofak

مثل یک پیچک! #مصطفی_سلیمانی 🔸آدمی‌زاد ساکن نیست، هر چند که ایستاده باشد، هر چند که نشسته باشد، هر چند که به پهلو خفته باشد. در آدمی همیشه چیزی هست که می‌رود، چیزی که نمی‌توان جلوی راهش را گرفت یا به جایی میخکوبش کرد. گاهی نامش توهم است و مثل اراجیفی که سر و ته ندارند، بی‌بُته و بی‌بار است؛  گاهی نامش خیال است و مثل یک پیچک می‌پیچد به دور هر چه که سر راهش سبز شده و بالا رفته است؛ و گاهی نامش فکر می‌شود و آن‌وقت است که آرام و سر به زیر به پیش می‌آید و دست صاحبِ خودش را می‌گیرد و خرامان خرامان به پیش می‌بردش. آدمی ساکن نیست. هيچ‌وقت ساکن نبوده. هيچ‌وقت نبوده که یک‌جا مانده باشد. هيچ‌وقت نبوده که حتی برای لحظه‌ای توقف کرده باشد. هيچ‌وقت نبوده که به یک حال مانده باشد و باز به همان حال مانده باشد و باز به همان حال مانده باشد، تا آن‌جا که از حال برود.  آدمی مدام احوالش حالی به حالی می‌شود. و هر چه زور می‌زند خوشحالی‌اش را فریز کند و لب خندانش را تافت بزند نمی‌تواند. و می‌بیند که نمی‌تواند، اما باز زور می‌زند. زور می‌زند که خوشحالی‌اش را فریز کند و آن را که دارد توی سرش می‌رود و می‌رود و می‌رود یک‌جا ساکن کند. میخکوب کند. اما نمی‌تواند.  آدمی‌زاد یک رونده است و آن چیزی که توی سرش راه می‌رود هيچ‌وقت بنا ندارد از رفتن دست بکشد. اصلاً چرا رونده باید از رفتن درد بکشد؟ آیا وزیدن، باد را خسته می‌کند یا باریدن، باران را؟  خورشید از تابیدن خسته است یا دریا از موج برداشتن؟ نه حرف این نیست. درد آدمی از برگشتن است. نمی‌رود. دارد برمی‌گردد که درد می‌کشد. وگرنه رفتن برای رونده که کاری ندارد.  #اخلاق_درمانی ۹ #تفکر ❤️☘ @The_meaningoflife

درخت تلخ به نویسندگی آلبا دسس پدس: نظر شخصی: داستان‌ها خیلی خوب! معرفی کتاب: کتاب درخت تلخ اثر آلبا دسس پدس، یکی از مشهورترین نویسندگان ادبیات ایتالیا است که دوازده داستان کوتاه را دربرمی‌گیرد. این مجموعه داستان یکی از پرمخاطب‌ترین و محبوب‌ترین آثار خالقش است و به مفاهیم و احساساتی مانند نفرت، ترس و عشق می‌پردازد. @Ketabatun

حتماً حکمتی توی کار هست! #مصطفی_سلیمانی نوشته بود «یک‌چیزهایی برای همان وقت است که آرزوش می‌کنم، ده سال بعد برایم هیچ طعمی ندارد. بعضی چیزها را آدم باید همان‌موقع که دلش خواسته داشته باشد، وگرنه بعداً بی‌مزه می‌شود. توپ پلاستیکی چهل تکه الان به چه دردم می‌خورد؟ یا الآن برای من چه فرقی می‌کند که سنگم می‌افتد توی خانه شش، یا پام می‌رود روی خط یا نه؛ من که دیگر لی‌لی بازی نمی‌کنم.» فکر کردم حرف‌هاش را دارم با گوشت و پوست و استخوانم لمس می‌کنم. آن‌قدر چیز خواسته‌ام که نشده، که شماره‌اش از دستم دررفته. که برای همه‌شان یک نسخه پیچیده‌ام که «لابد قسمت نبوده و حتماً حکمتی توی کار هست.» فکر کردم چرا حکمت همیشه توی ناامید شدنِ امید است. چرا توی شعله‌ور شدنِ کورسوی امید نیست؟ به این فکر کردم که شاید بد امید می‌بندم. یعنی بد می‌خواهم. مثلاً می‌خواهم بچه وقتی که دندان ندارد آدامس بجود، یا سنگ موم شود یا باران تند ببارد، وقتی که قرار نیست حتی تا سه ماه آینده هم یک لکه ابر ساده توی آسمان باشد. به این فکر کردم که باید راه تمام بهانه‌هایی که باعث می‌شوند امیدم ناامید شود را ببندم. تمام بهانه‌هایی که خدا می‌توانست عَلَمشان کند برای این‌که بگوید «امیدت ناامید شد به این دلیل.» رفتم دست گذاشتم روی چیزی که نمی‌تواند بگوید چیز بدی است یا به دردم نمی‌خورد یا اگر نداشته باشمش، باز هم امورم می‌گذرد. دست گذاشتم روی چیزی که اگر خطش بزند خودم را خط زده باشد. به این فکر کردم که اصلاً همه آن ناامیدی‌ها برای این بوده که من یاد بگیرم زیر بار ناامیدی نروم. که طعم نرسیدن برود زیر زبانم و بدانم چقدر تلخ است و نگذارم دوباره مزه‌اش توی دهانم تکرار شود. به امیدی فکر کردم که پیش از آن‌که بمیرد، خودم را می‌کشد و خلاص. قرار نیست یک‌چیزهایی را بخواهیم و نداشته باشیم. چیزهایی هستند که اگر نباشند، که اگر آدم نداشته باشدشان، بمیرد بهتر است. چیزهایی که نمی‌شود گفت چیز بدی است یا به دردمان نمی‌خورد یا اگر نداشته باشیمشان، باز هم امورمان می‌گذرد. #اخلاق_درمانی ۸ #امید ❤️☘ @filsofak

نیچه اغلب از «دوست داشتن سرنوشت» سخن می‌گفت. منظورش این بود که بشر می‌تواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد. با اینكه براى ما «ارباب سرنوشت خویشیم» جمله‌ای متکبرانه‌ست ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن محافظت می‌کند. ما حقیقتا در آفرینش سرنوشت‌مان دخیلیم. 🔸رولو می، از کتاب عشق و اراده، ترجمه سپیده حبیب ❤️☘ @filsofak

بی‌صبری آدم را ریشه‌کن می‌کند! #مصطفی_سلیمانی برای خواستن یک چیز با تمام وجود، تنها یک راه وجود دارد و آن خواستنش با تمام وجود است. و این یعنی بی‌صبری تعطیل. غر تعطیل. نق تعطیل. بی‌صبر شدن همان لحظه‌ یأسی است‌ که‌ آوار می‌شود روی سر یک لوبیای سحرآمیزِ تنها، توی عمق دو سانتیِ مشتی خاک ساده و سبک. لوبیاهای سحرآمیز، بی‌صبر که می‌شوند خيلی فراموشکار می‌شوند. یادشان می‌رود که توی خاکند، یعنی همان‌جایی که باید باشند. یادشان می‌رود که اگر آب بخواهند هست و اگر جایی برای نفس کشیدن هم می‌خواهند هست. یادشان می‌رود که دارند توی تختی از سنگ‌های ریز پادشاهی می‌کنند و هر چقدر هم جولان بدهند هیچ‌کس هیچ‌کاریشان ندارد. و فقط این یادشان می‌آید که آخ، همه‌جا تاریک است. و من، بی‌دفاع و تنها، زیر یک مشت خاک که آوار شده روی سرم گیر افتاده‌ام. و دست و پا زدن را از سر می‌گیرد. زور می‌زند که ریشه‌های نازکش را به ضرب و زور هم که شده از لای ذره‌های خاک بکشد بیرون و سرش را هم هر طور شده بکشد بالا، اما نمی‌تواند. یادش می‌افتد که هزار جان شیرین داده‌ تا جوانه بزند. زجر دو عالم را کشیده وقتی تمام تنش توی غربت خاک، دو شقه شده، تا از لابه‌لای پیکر پرپرش جوانه امیدی سر برآورده است. شروع به دست و پا زدن می‌کند. هی ریشه‌اش را می‌کشد. هی سر شقه شده‌اش را به سقف خاک می‌کوبد. و هی خودش را به سنگریزه‌ها می‌مالد. بی‌صبر شده و یادش رفته که سحرآمیز است. یادش رفته که چیزی نمانده تا قدش بلند شود و سرش از خاک بیاید بیرون. یادش رفته خاک دشمنش نیست. و لوبیاها زیر خاک خفه نمی‌شوند. بی‌صبری همه‌چیز را از یاد آدم می‌برد. حتی این‌که سحرآمیز است را. حتی این‌که سنگریزه‌ها دشمنش نیستند را. توی بی‌صبری آدم فقط دست و پا می‌زند و می‌خواهد ریشه‌اش را بیرون بکشد. بی‌صبری آدم را ریشه‌کن می‌کند. بی‌صبری آدم را با مخ می‌کوبد به زمین. حتی وقتی زمین دشمنت نیست. #اخلاق_درمانی ۷ #صبر ❤️☘ @filsofak

🔲⭕️کتاب کوچک زیستن در شرایط دشوار ۱۰ توصیه برای آن ها که می‌مانند تهیه و تنظیم: مجتبی لشکربلوکی این کتاب کوچک مکتوب شده و تکمیل شده پادکست گفتگوی بین محمد فاضلی و مجتبی لشکربلوکی است که در کانال دغدغه ایران منتشر شده است. در ایران کتاب کوچک ۱۰ توصیه ارایه شده است برای کسانی که می خواهند در ایران بمانند و زندگی پایدار داشته باشند. ❤️☘ @filsofak