هفتهنامه تجارتفردا
کانال رسمی هفته نامه تجارت فردا صاحب امتیاز: شرکت دنیای اقتصاد تابان مدیر مسئول: علیرضا بختیاری سردبیر: محمد طاهری سایت: Www.Tejaratefarda.com
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram هفتهنامه تجارتفردا
El canal هفتهنامه تجارتفردا (@tejaratefarda) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 14 292 suscriptores, ocupando la posición 8 515 en la categoría Economía y Finanzas y el puesto 22 614 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 14 292 suscriptores.
Según los últimos datos del 12 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 75, y en las últimas 24 horas de 1, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 14.22%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 11.02% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 2 032 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 575 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 7.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como اقتصاد, نظام, اقتصاددان, تجارت, ارزی.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“کانال رسمی هفته نامه تجارت فردا
صاحب امتیاز: شرکت دنیای اقتصاد تابان
مدیر مسئول: علیرضا بختیاری
سردبیر: محمد طاهری
سایت:
Www.Tejaratefarda.com”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 13 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Economía y Finanzas.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 13 julio | +3 | |||
| 12 julio | +5 | |||
| 11 julio | +3 | |||
| 10 julio | +14 | |||
| 09 julio | +15 | |||
| 08 julio | 0 | |||
| 07 julio | 0 | |||
| 06 julio | +4 | |||
| 05 julio | 0 | |||
| 04 julio | +3 | |||
| 03 julio | 0 | |||
| 02 julio | 0 | |||
| 01 julio | +3 |
| 2 | ⭕️ دومینوی فقر
فقر چگونه مانع توسعه پایدار میشود؟
✍🏻 آزاده خرمیمقدم/ نویسنده نشریه
🔹در دنیایی که هر روز خبرهایی از پیشرفت هوش مصنوعی، سفرهای فضایی و فناوریهای نوین میشنویم، هنوز صدها میلیون نفر برای تامین ابتداییترین نیازهای زندگی میجنگند. همین تناقض، پرسشی اساسی را پیشروی سیاستگذاران قرار داده است: آیا میتوان از توسعه پایدار سخن گفت، درحالیکه بخش بزرگی از جمعیت همچنان در دام فقر گرفتار ماندهاند؟ پژوهش «فقر؛ مانعی مرکزی بر سر راه اجرای اهداف توسعه پایدار سازمان ملل» که والتر لیل فیلو و همکارانش در سال 2021 در نشریه Environmental Science and Policy منتشر کردند، پاسخی روشن به این پرسش میدهد. نویسندگان با بررسی دیدگاه متخصصان توسعه پایدار در 36 کشور جهان به این نتیجه رسیدهاند که فقر فقط یکی از چالشهای توسعه نیست، بلکه مهمترین مانعی است که میتواند تحقق بسیاری از اهداف توسعه پایدار را با شکست روبهرو کند.
🔹نویسندگان مقاله بهجای آنکه پاسخ این پرسشها را در میان جدولهای آماری یا گزارشهای رسمی جستوجو کنند، سراغ کسانی رفتند که هر روز با واقعیت توسعه و فقر سروکار دارند؛ استادانی که سالها درباره نابرابری پژوهش کردهاند، پژوهشگرانی که اثرات تغییرات اقلیمی را بر زندگی جوامع فقیر مطالعه کردهاند و کارشناسانی که در سازمانهای بینالمللی، از نزدیک با چالشهای توسعه پایدار مواجه هستند. آنها از چهار گوشه جهان، از کشورهای توسعهیافته تا اقتصادهای نوظهور و کشورهای کمدرآمد، یک پرسش مشترک را مطرح کردند: بزرگترین مانع تحقق اهداف توسعه پایدار چیست و فقر چه نقشی در این میان ایفا میکند؟
🔹اگرچه فقر در نگاه نخست یک مسئله اقتصادی بهنظر میرسد، اما نتایج این پژوهش نشان میدهد که ریشههای آن بسیار عمیقتر و پیچیدهتر از کمبود درآمد یا منابع مالی است. کارشناسان شرکتکننده در این مطالعه، مجموعهای از موانع ساختاری و نهادی را شناسایی کردهاند که همچون دیوارهای نامرئی، مسیر دستیابی به هدف «فقر صفر» را دشوار میکنند. در میان این موانع، یک عامل با فاصلهای چشمگیر در صدر قرار گرفته است: حکمرانی ضعیف. از نگاه پاسخدهندگان، کیفیت حکمرانی مهمترین تعیینکننده موفقیت یا شکست سیاستهای مقابله با فقر است. حکمرانی ضعیف در این پژوهش، مفهومی چندلایه دارد؛ از فساد اداری و نبود شفافیت گرفته تا ناکارآمدی سیاستگذاری، ضعف هماهنگی میان نهادهای دولتی و فقدان سازوکارهای پاسخگویی.
🔹فقر هرگز بهتنهایی حرکت نمیکند. درست زمانی که جامعهای تلاش میکند خود را از دام محرومیت بیرون بکشد، بحرانی دیگر از راه میرسد و تمام دستاوردها را به عقب میراند. یکی از مهمترین یافتههای این پژوهش، تاکید بر همین پیوند پیچیده میان فقر و بحرانهای جهانی، بهویژه تغییرات اقلیمی است. تغییر اقلیم دیگر یک هشدار برای آینده نیست؛ واقعیتی است که امروز زندگی میلیونها نفر را تحت تاثیر قرار داده است. خشکسالیهای طولانی، سیلابهای ویرانگر، طوفانهای شدید و افزایش دمای زمین، بیش از همه به سراغ کسانی میروند که کمترین توانایی را برای مقابله با آنها دارند.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل مقاله را اینجا مطالعه کنید. | 488 |
| 3 | 📹 بازار ۳۶۰ | همه انچه برای تصمیمگیری نیاز دارید؛ پیش از آغاز معاملات
▫️پیش از آغاز هر روز معاملاتی، فرصت تصمیمگیری کوتاه است؛ اما آنچه این تصمیم را میسازد، تنها یک خبر یا یک نمودار نیست.
▫️بازار، حاصل کنار هم قرار گرفتن دهها داده، گزارش، متغیر و رویداد است؛ از تحولات اقتصاد و بازارهای جهانی گرفته تا بورس کالا، گزارشهای کدال، جریان نقدینگی و مهمترین اخبار اثرگذار بر بازار سرمایه.
▫️«بازار ۳۶۰» با همین نگاه شکل گرفته است؛ برنامهای زنده که هر صبح، پیش از آغاز معاملات، مهمترین تحولات بازار را مرور میکند، دادهها را در کنار یکدیگر قرار میدهد و با حضور کارشناسان، به تحلیل موضوعات و چشمانداز روز معاملاتی میپردازد.
▫️روایتی از آنچه بازار را میسازد؛ پیش از آنکه زنگ آغاز معاملات به صدا درآید.
بهزودی از اکوایران
#بازار۳۶۰
📺 @ecoiran_webtv | 345 |
| 4 | 📹 طعم شیرین میوه مداخله زیر دندان دولت
▫️در یک دورهای نقدی که به کینز وارد شد آن بود که با سیاست مداخله دولت، یک میوه شیرین در دست دولت داده است و زمانی که دولت این طعم را بچشد، دیگر آن را رها نمیکند.
▫️تیمور رحمانی، اقتصاددان توضیح میدهد که عامل سیاست همواره علاقه دارد از نظریهها و ایدههای جدید، به دنبال کسب منفعت برای خود باشد.
▫️وی بیان کرد که الزاما از عالم سیاست نتیجه نهایی و مثبت اجتماعی و اقتصادی خارج نمیشود.
▫️رحمانی یادآور ش که کینز امیدوار بود که مسیر آزادی رسانه و رقابت احزاب خود یک ترمزی در فضای سیاسی نظامها باشد.
📍لینک این برنامه در آپارات
📺 @ecoiran_webtv | 414 |
| 5 | ⭕️قلب متورم
اقتصاد بیماریهای قلبی در گفتوگو با دکتر الهام هوشمند
✍🏻صبا نوبری/ نویسنده نشریه
🔹وضعیت فعلی بیماریهای قلبی-عروقی در ایران زنگ خطری است که نمیتوان بهسادگی از کنار آن عبور کرد. ما در شرایطی هستیم که میتوان گفت ایران، در مسیری مشابه با بسیاری از کشورهای صنعتی و توسعهیافته، شاهد روند روبهرشد و تصاعدی شیوع بیماریهای قلبی است. این موضوع به هیچوجه یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه ارتباطی بسیار مستقیم و معنادار با تغییرات عمیق و بنیادین در شیوه زندگی مردم دارد. وقتی از شیوه زندگی صحبت میکنیم، مجموعهای از مولفهها مدنظر است که در کنار هم، تابآوری سیستم قلبی-عروقی جامعه را بهشدت کاهش دادهاند.
🔹مسئله هزینههای بیماریهای قلبی یک واقعیت تلخ و انکارناپذیر است. این بیماریها نهتنها سلامت جسمی بیمار، بلکه ثبات و معیشت کل خانواده را درگیر میکنند. بار این بیماریها بهشکلی است که هم هزینههای مستقیم درمان را به خانواده تحمیل میکند و هم هزینههای غیرمستقیم ناشی از عدم توانایی فرد برای انجام کار و تامین معیشت را. باید صادقانه بگویم که در حال حاضر، با افزایش مداوم قیمت درمانها روبهرو هستیم. این درمانها گران هستند و هزینههای تستهای تشخیصی هم بهشکل سرسامآوری افزایش یافته است. هزینههای درمانی در ایران همچنان بسیار کمتر است، اما وقتی این اعداد را در ترازوی «درآمدهای مردم» و «سبد معیشتی خانوار» قرار میدهیم، میبینیم که همین هزینهها نیز برای اقشار بزرگی از جامعه، بسیار زیاد و گاهی کمرشکن است.
🔹مسئله دارو یک نقطه بحرانی است. تا سال گذشته، ما در مورد تهیه داروهایی که برای بیماران نسخه میکردیم، واقعاً مشکل جدی و حادی نداشتیم. یعنی نسخه به داروخانه میرفت و بیمار دارو را دریافت میکرد. اما متاسفانه از ابتدای امسال و در همین چند ماه اخیر، با توجه به شرایط جدیدی که برای کشور پیش آمده، شاهد تغییرات بسیار بدی در وضعیت دسترسی به داروها هستیم. امروز میبینیم که بسیاری از داروهای کاملاً معمولی که قبلاً بیماران بهراحتی تهیه میکردند -نه داروهای خاص یا داروهای تکنسخهای، بلکه داروهای بسیار روتین قلبی- در دسترس نیستند و تهیه آنها برای بیمار به یک کابوس تبدیل شده است.
🔹وقتی فرد درآمدش کاهش مییابد یا به دلیل تورم از لحاظ اقتصادی ضعیف میشود، اولین چیزی که از سبد زندگیاش حذف میشود، «توجه به سلامت» است. کسی که قبلاً برای سلامت خودش هزینه میکرد، مثلاً باشگاه میرفت، یا تغذیه سالمتری داشت، الان هزینه باشگاه را ندارد. اصلاً نمیتواند به سلامت خودش فکر کند، چون مجبور است تمام تمرکزش را روی نیازهای بسیار پایه و حیاتی بقا بگذارد. وقتی افراد بهجای رسیدگی به سلامت، فقط درگیر این هستند که چطور روزگار بگذرانند، دیگر فرصتی برای توجه به اصول پیشگیرانه باقی نمیماند. این اضطراب دائمی که در جامعه وجود دارد، خود باعث افزایش فشار خون و ضربان قلب میشود.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
📌 متن کامل گفتو گو را اینجا مطالعه کنید. | 614 |
| 6 | نسل معلق
Not in Education,Employment or Training
#تجارت_فردا
@tejaratefarda | 854 |
| 7 | ⭕️عصر معلمان راهبر
فرشاد فاطمی از پیامدهای ورود فناوریهای هوشمند به حوزه آموزش میگوید
✍🏻مینا علیزاده/ نویسنده نشریه
🔹در پارادایمهای کلاسیک و صنعتی آموزش، معلم بهعنوان مرجع انحصاری دانش شناخته میشد؛ کسی که اطلاعات را از مخزن ذهنی یا کتابهای درسی به دانشآموز منتقل میکرد. با ظهور هوش مصنوعی، این انتقال دانش که وظیفه اصلی معلم در نظام سنتی بود، به ماشینها واگذار میشود، زیرا هوش مصنوعی در سرعت، دقت و دسترسی به اطلاعات، قابلیتهای بینظیری دارد. اما این بهمعنای پایان عصر معلمی نیست، بلکه سرآغاز دوران «معلمِ راهبر» است. جایگاه معلم اکنون از متکلم وحده به معمار و ناظر یادگیری تغییر پیدا کرده است. معلم در این ساختار جدید، مسئولیتهای پیشین را کنار نمیگذارد، بلکه آنها را ارتقا میدهد. او اکنون باید بر مهارتهای نرم، پرورش تفکر انتقادی، هدایت هیجانی و مدیریت تعاملات اجتماعی متمرکز شود؛ حوزههایی که هوش مصنوعی در آنها ناتوان است.
🔹رویای آموزش اختصاصی که دههها بهعنوان یک هدف دستنیافتنی در ادبیات تعلیم و تربیت مطرح بود، اکنون با هوش مصنوعی در آستانه تحقق است. در مدل سنتی، کلاس درس بر پایه «یک اندازه برای همه» اداره میشد؛ یعنی معلم مجبور بود با سرعت متوسط کلاس پیش برود، که نتیجه آن، خستگی دانشآموزان قوی و جا ماندن دانشآموزان ضعیف بود. هوش مصنوعی این محدودیت ساختاری را در هم میشکند. این فناوری با تحلیل دادههای بزرگ از رفتار آموزشی، سرعت یادگیری، نقاط قوت و ضعف هر فرد، برنامهای اختصاصی طراحی میکند. این یعنی «شخصیسازی آموزش».
🔹مشکل جدی اینجاست که دانشآموزان امروز، بومیان دیجیتال هستند. آنها بسیار سریعتر از معلمان و کادر آموزشی با ابزارهای هوشمند خو گرفتهاند. این سرعت انطباق، شکافی ایجاد کرده است که دانشآموزان از آن برای دور زدن فرآیندهای یادگیری استفاده میکنند. برای مدیریت این بحران، کادر آموزشی باید بهجای ایستادن در موضع تدافعی، در موضع فعال قرار گیرند. معلم باید بداند هوش مصنوعی چیست و چگونه دانشآموز را به بیراهه میبرد، تا بتواند دقیقاً همانجا مداخله کند. هوش مصنوعی میتواند به معلم کمک کند تا مطمئن شود یادگیری چقدر عمیق است. معلم باید از خود هوش مصنوعی برای طراحی تمرینهای تعاملی و پرسشهای چالشی استفاده کند که بهجای بازتولید محتوا، نیاز به تحلیل و درک دارند.
🔹حتی اگر هوش مصنوعی به قلههای پیشرفت خود برسد، باز هم تعامل انسانی در ساحت آموزش جایگزینناپذیر باقی میماند. یادگیری فقط انتقال داده نیست؛ یادگیری یک تجربه زیسته است. مفاهیمی مثل روابط اجتماعی، آموزش مهارتهای نرم، هوش هیجانی، تفکر اخلاقی و توسعه شخصیت، از آن دست مقولاتی هستند که هوش مصنوعی، بهرغم تمام توانمندیهایش، در آنها ناتوان است. ماشین میتواند محتوا تولید کند، اما نمیتواند «الهامبخش» باشد؛ نمیتواند با دانشآموز همدلی کند، نمیتواند به او یاد بدهد که در میان تضادهای اجتماعی چگونه انسانی اخلاقمدار باقی بماند.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل گفتگو را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید. | 953 |
| 8 | ⭕️ فرصت تغییر
گفتوگو با محسن جلالپور درباره بزرگترین تهدید اقتصاد در پس از جنگ
✍🏻سردار خالدی/ نویسنده نشریه
🔹اگر بخواهیم به ریشههای عمیق مسائل امروز اقتصاد ایران بپردازیم، باید به سالهای پس از پایان جنگ تحمیلی هشتساله بازگردیم. در آن مقطع، کشورمان فرصت آن را داشت که مسیر ادغام در اقتصاد جهانی، توسعه صادرات، جذب سرمایه خارجی و تقویت بخش خصوصی را با پشتکار بیشتری دنبال کند. بخشی از این مسیر طی شد، اما در مقاطع مختلف، ملاحظات سیاسی و امنیتی بر ملاحظات اقتصادی غلبه کرد و فرصتهای مهمی از دست رفت. از نگاه فعال بخش خصوصی، مهمترین نیاز اقتصاد نه یارانه است و نه حتی منابع مالی. بلکه ثبات، قابلیت پیشبینی و ارتباط با جهان است.
🔹هیچ اقتصاددانی جنگ را بهعنوان فرصت اقتصادی نمیبیند. بااینحال، تجربه تاریخی نشان میدهد که گاهی جنگها میتوانند به نقطهای برای بازنگری در سیاستها و اصلاح مسیرهای پیشین تبدیل شوند. از نگاه تاجر، جنگ بیش از هر چیز هزینه دارد. تاجر در دوران جنگ، مشتریاش را از دست میدهد، زنجیره تامین او مختل میشود، هزینه حملونقل و بیمه افزایش مییابد و افق تصمیمگیری او کوتاهتر میشود. بنابراین اگر از فعال اقتصادی بپرسید که آیا جنگ فرصت است، پاسخ او تقریباً همیشه منفی است. اما پرسش مهمتر این است که آیا کشوری میتواند از دل بحران جنگ، فرصتهایی برای اصلاحات و تغییرات مثبت استخراج کند؟ پاسخ به این پرسش مثبت است.
🔹اگر از منظر اقتصاددان و تاجر به این موضوع نگاه کنیم، مهمترین تهدید اقتصاد ایران در دوران پس از جنگ، نه کمبود منابع مالی و نه حتی خرابیهای ناشی از جنگ، بلکه از دست رفتن فرصت اصلاحات است. تجربه حضور در بخش خصوصی به من آموخته است که سرمایه برای ورود به کشوری، بیش از آنکه به وضع امروز آن کشور نگاه کند، به چشمانداز فردای آن نگاه میکند. بسیاری از کشورها پس از جنگ با خرابیهای گستردهتری از آنچه ایران ممکن است تجربه کند روبهرو بودهاند، اما بهدلیل اتخاذ سیاستهای درست توانستهاند سرمایه جذب کنند و مسیر رشد را از سر بگیرند. در مقابل، کشورهایی نیز بودهاند که با وجود پایان جنگ، بهدلیل تداوم نااطمینانی و ناتوانی در اصلاحات، فرصت بازسازی را از دست دادهاند.
🔹اگر سیاستگذاران بخواهند اقتصاد ایران در دوران پس از جنگ مسیر متفاوتی را دنبال کند، نخست باید بپذیرند که بازگشت به وضع پیش از جنگ کافی نیست. هدف نباید صرفاً ترمیم خرابیها یا بازگرداندن شاخصها به نقطه قبل از جنگ باشد. هدف باید تغییر مسیر اقتصاد باشد. نخستین گام، کاهش پایدار نااطمینانیهاست. فعال اقتصادی (تولیدکننده یا تاجر)، زمانی تصمیم به سرمایهگذاری میگیرد که بتواند آینده را تا حدی پیشبینی کند. سیاستگذار باید از تصمیمهای ناگهانی، تغییرات مکرر مقررات، قیمتگذاریهای دستوری و مداخلههای غیرقابلضروری، پرهیز کند. اقتصاد پس از جنگ بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد. مسئله بعدی، بازتعریف رابطه ایران با اقتصاد جهانی است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل گفتوگو را اینجا مطالعه کنید. | 1 364 |
| 9 | 🔻چرا رویای صنعتی شدن ایران محقق نشد؟ | نقطه انحراف ایدرو از فلسفه اولیه تأسیس چه بود؟ | نهادی که قرار بود صنعت بسازد اما ...
محمد طاهری، سردبیر هفته نامه تجارت فردا در یادداشتی نوشت؛
🔹اواسط دهه ۱۳۴۰، زمانی که اقتصاد ایران هنوز بیش از هر چیز به درآمدهای نفتی، تجارت و کشاورزی متکی بود، گروهی از مدیران جوان و تحصیلکرده ایدهای را دنبال کردند که قرار بود مسیر توسعه صنعتی کشور را برای دهههای بعد تغییر دهد. ایده آنها بر یک اصل ساده اما بلندپروازانه استوار بود. ایجاد نهادی تخصصی که بتواند خلأ سرمایهگذاری صنعتی، انتقال فناوری و شکلگیری صنایع بزرگ را جبران کند.
🔹حاصل این ایده، تأسیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) بود
🔹تأسیس این سازمان بیش از آنکه محصول یک تصمیم سیاسی باشد، نتیجه حضور همزمان گروهی از مدیران اجرایی بود که نگاه مشترکی به توسعه داشتند
🔹اما انقلاب ۱۳۵۷ نقطه عطفی در تاریخ این سازمان بود؛ایدرو از یک نهاد توسعهای به هلدینگی عظیم برای اداره شرکتهای دولتی تبدیل شد
⬅️ متن کامل
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com | 838 |
| 10 | ⭕️ تلنگر مصرف
آیا اقتصاد رفتاری میتواند به داد محیط زیست برسد؟
✍🏻 آسیه اسدپور/ نویسنده نشریه
🔹جهان وارد «عصر ورشکستگی آبی» شده است. مخازن آب جهان هر سال خالیتر میشود. رسانهها مستمر درباره خشکسالی هشدار میدهند. کارشناسان از فرونشست زمین، خشکشدن تالابها و افت سفرههای زیرزمینی میگویند. بااینحال، میلیونها نفر هر روز شیر آب را هنگام مسواک زدن باز میگذارند، دوشهای طولانی میگیرند یا به نشتیهای کوچک اهمیت نمیدهند. تناقضی که یکی از معماهای بزرگ بحرانهای زیستمحیطی فعلی است: چرا انسانها حتی زمانی که از خطر آگاه هستند، رفتار خود را تغییر نمیدهند؟
🔹براساس مونوگراف اقتصاد رفتاری، دستیابی به پایداری منابع زیستی، نیازمند اصلاح عادتهای هدررفت در کنار مداخلههای ساختاری و سیاستگذاری است. بحران و تنش آبی، گاهی نه از کمبود آگاهی، بلکه از خطاهای ادراکی روزمره آغاز میشود. کافی است از افراد بپرسید هنگام مسواکزدن، اگر شیر آب را به مدت دو دقیقه باز بگذارند، چه مقدار آب هدر میرود که پاسخ بیشتر آنها معمولاً بسیار کمتر از واقعیت است. طبق برآوردهای انجمن بینالمللی آب (IWA)، تنها با یکبار مسواکزدن دودقیقهای و بازگذاشتن شیر آب، حدود ۸ تا ۱۵ لیتر آب هدر میرود؛ رقمی که اگر دو بار در روز تکرار شود، در طول یک سال به هزاران لیتر میرسد.
🔹حفاظت از آب یا دیگر منابع حیاتی زیستی، به سوگیریهای برآمده از میانبرهای ذهنی خودکار، عادتها یا واکنشهای احساسی بستگی دارد که صرفاً تابع آگاهی یا منطق اقتصادی نیست؛ سوگیریهایی که میتوان آنها را در ۱۰ سازه اصلی روانشناختی طبقهبندی کرد. سوگیری «حفظ وضع موجود» که افراد را به ادامه الگوهای مصرف فعلی در شرایط کمآبی ترغیب میکند. سوگیری «خوشبینی» که موجب میشود مردم خطر بحران آب را بیشتر متوجه دیگران بدانند تا خودشان. سوگیری «حالگراییِ» منافع فوری که براساس آن، راحتی بر صرفهجویی بلندمدت ترجیح داده میشود. «اکتشاف ذهنی دسترسپذیری» که دامنه ارزیابی افراد از شدت بحران را در مناطقی با تجربه محدود از کمآبی، کوچک میکند.
🔹مونوگراف تحلیلی بانک توسعه بینآمریکایی (IDB)، ترکیب سیاستهای قیمتگذاری با ابزارهای رفتاری را بهخصوص حالا که جهان در برخی کشورها به «روز صفر» رسیده است، راهبردی جامعتر میداند. طبق بررسیهای این بانک، موثرترین «تلنگرهای سبز»، ترکیب «پیشفرضها + بازخورد لحظهای + هنجار اجتماعی» است که به کاهشهای دورقمی پایدار (۱۰ تا ۳۰ درصد) در مصرف خانگی آب منجر میشود و اگر عنصر چهارم یعنی بازطراحی فرهنگی (زیباییشناسی مصرف آب) به آن اضافه شود، اثر را میتواند به کاهشهای بسیار عمیقتر (تا ۷۰ درصد) برساند.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
📌 متن کامل گزارش را اینجا بخوانید. | 1 102 |
| 11 | 📌دیانای اقتصاد
20 مقاله اقتصادی پرارجاع
#تجارت_فردا
@tejaratefarda | 1 007 |
| 12 | 📌 DNA اقتصاد
20 مقاله اقتصادی پرارجاع
#تجارت_فردا
@tejaratefarda | 1 |
| 13 | چرا سازمان گسترش و نوسازی صنایع به اهداف خود نرسید؟
🔹اواسط دهه ۱۳۴۰، زمانی که اقتصاد ایران هنوز بیش از هر چیز به درآمدهای نفتی، تجارت و کشاورزی متکی بود، گروهی از مدیران جوان و تحصیلکرده ایدهای را دنبال کردند که قرار بود مسیر توسعه صنعتی کشور را برای دهههای بعد تغییر دهد. ایده آنها بر یک اصل ساده اما بلندپروازانه استوار بود. ایجاد نهادی تخصصی که بتواند خلأ سرمایهگذاری صنعتی، انتقال فناوری و شکلگیری صنایع بزرگ را جبران کند. حاصل این ایده، تأسیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) بود. قانون تشکیل این سازمان در ۱۸ تیر ۱۳۴۶ در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و چند ماه بعد فعالیت رسمی آن آغاز شد.
🔹رضا نیازمند، معاون علینقی عالیخانی در وزارت اقتصاد، مأمور تأسیس این سازمان شد و در مرداد ۱۳۴۶ به عنوان نخستین مدیرعامل ایدرو کار خود را آغاز کرد. مأموریت سازمان تازهتأسیس روشن بود. دولت باید در صنایع مادر و سنگین سرمایهگذاری کند، فناوری و سرمایه را به کشور انتقال دهد، بنگاههای بزرگ صنعتی را پایهگذاری کند و پس از رسیدن این بنگاهها به مرحله بلوغ، آنها را به بخش خصوصی واگذار کند. به بیان دیگر، ایدرو قرار نبود یک بنگاهدار دائمی باشد، بلکه باید نقش یک نهاد توسعهای و تسهیلگر را ایفا میکرد.
در سالهای نخست، این الگو تا حد زیادی موفق بود. شکلگیری یا توسعه بسیاری از صنایع بزرگ کشور، از جمله ماشینسازی اراک، ماشینسازی تبریز، تراکتورسازی تبریز، آلومینیوم ایران، هپکو، واگنسازی پارس، موتوژن و پمپیران و بسیاری بنگاه کوچک و بزرگ دیگر، با نقشآفرینی مستقیم یا غیرمستقیم ایدرو انجام شد. همزمان شهرکهای صنعتی و زیرساختهای لازم برای توسعه تولید نیز گسترش یافت و ایدرو به یکی از مهمترین بازوهای صنعتی دولت تبدیل شد.
🔹تأسیس این سازمان بیش از آنکه محصول یک تصمیم سیاسی باشد، نتیجه حضور همزمان گروهی از مدیران اجرایی بود که نگاه مشترکی به توسعه داشتند. آنها نه سیاستمدار بودند و نه خود را وابسته به جریانهای سیاسی میدانستند. دغدغه اصلیشان افزایش بهرهوری، توسعه صنعت و ایجاد زیرساختهای تولید بود. بعدها برای توصیف چنین مدیرانی از عنوان تکنوکرات استفاده شد، اما در آن زمان خود آنان بیش از هر چیز مدیرانی اجرایی بودند که میخواستند مسائل واقعی اقتصاد ایران را حل کنند.
ایدرو برای آنکه از پیچیدگیهای بروکراسی سنتی دولت فاصله بگیرد، با اختیارات و قوانین اختصاصی شکل گرفت و از بسیاری از مقررات عمومی دستگاههای دولتی مستثنا شد. همین استقلال، به سرعت به نقطه اصطکاک میان مدیران توسعهگرا و بدنه سنتی دولت تبدیل شد. وزارتخانهها و دستگاههای اجرایی به تدریج در برابر اختیارات این سازمان مقاومت کردند و بخشی از استقلال آن در عمل محدود شد. با وجود این، ایدرو تا سالهای پایانی حکومت پهلوی همچنان توانست بخش مهمی از مأموریت توسعهای خود را پیش ببرد.
🔹 اما انقلاب ۱۳۵۷ نقطه عطفی در تاریخ این سازمان بود. با تصویب قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران، دهها کارخانه و بنگاه خصوصی که ملی یا مصادره شده بودند، به ایدرو واگذار شدند. این تصمیم اگرچه با هدف حفظ تولید و جلوگیری از تعطیلی واحدهای صنعتی اتخاذ شد، اما ماهیت سازمان را به طور اساسی تغییر داد. ایدرو از یک نهاد توسعهای به هلدینگی عظیم برای اداره شرکتهای دولتی تبدیل شد. از آن پس، بخش عمده ظرفیت مدیریتی سازمان صرف پرداخت حقوق کارکنان، تأمین نقدینگی کارخانهها، تهیه مواد اولیه، مدیریت بحرانهای کارگری و جلوگیری از توقف تولید شد. در نتیجه، وظایفی مانند انتقال فناوری، سرمایهگذاری در صنایع پیشرو، ایجاد بنگاههای جدید و واگذاری آنها به بخش خصوصی به تدریج به حاشیه رانده شد. بسیاری از پژوهشگران همین تغییر مأموریت را نقطه انحراف ایدرو از فلسفه اولیه تأسیس آن میدانند. این تغییر رویکرد، در سیاست صنعتی کشور نیز بازتاب یافت. به جای آنکه هدف، ایجاد مزیت رقابتی و حضور در زنجیره ارزش جهانی باشد، سیاست خودکفایی جایگزین توسعه صنعتی شد. یکی از نمادهای این رویکرد، سیاست «مهر عدم ساخت داخل» در دهه ۱۳۶۰ بود که بر اساس آن، واردات هر کالا تنها زمانی مجاز بود که تولید مشابهی در داخل وجود نداشته باشد. نتیجه چنین نگرشی، شکلگیری صنایع حمایتشده و غیررقابتی بود. صنایعی که به جای رقابت در کیفیت و بهرهوری، به حمایتهای تعرفهای و محدودیت واردات وابسته شدند. صنعت خودرو شاید شناختهشدهترین نمونه این تجربه باشد که پس از چند دهه حمایت، همچنان با چالش کیفیت پایین، هزینه تولید بالا و ناتوانی در رقابت بینالمللی روبهرو است.
اکنون نزدیک به شش دهه از تأسیس ایدرو میگذرد و اقتصاد ایران همچنان با همان پرسش بنیادین روبهروست. اینکه دولت در فرآیند صنعتی شدن چه نقشی باید ایفا کند؟
@tejaratefarda | 11 693 |
| 14 | چرا رویای صنعتی شدن ایران محقق نشد؟
شش دهه پیش، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران با الگوبرداری از تجربه ایتالیا تاسیس شد تا موتور محرک توسعه صنعتی کشور باشد.
بسیاری از صنایع بزرگ با نقشآفرینی این سازمان شکل گرفتند، اما نتیجه نهایی، گسترش بنگاههای دولتی، شکلگیری انحصار و دور ماندن بخش خصوصی از تولید صنعتی بود.
چرا نهادی که قرار بود صنعت بسازد، به گسترش بنگاهداری دولتی انجامید؟ | 17 060 |
| 15 | پانزده سالگی تجارتفردا
هفتهنامه تجارتفردا با انتشار شماره ۶۳۸، وارد پانزدهمین سال فعالیت خود میشود.
این هفتهنامه از زمان انتشار نخستین شماره در ۱۷ تیر ۱۳۹۱، بدون وقفه و بهصورت منظم هر هفته منتشر شده و به یکی از ماندگارترین نشریات اقتصادی ایران تبدیل شده است.
از ابتدای امسال نیز تجارتفردا علاوه بر انتشار مستقل در بازار مطبوعات، روزهای شنبه بهعنوان ضمیمه روزنامه دنیای اقتصاد در اختیار مخاطبان قرار میگیرد.
این مناسبت را به آقای علیرضا بختیاری، مدیرمسئول هفتهنامه و همکاران ایشان تبریک میگوییم.
@journalistsclub1 | 1 350 |
| 16 | ⭕️بلیت بختآزمایی
چرا درک متعارف از موفقیت گمراهکننده است؟
✍🏻 ایما موسیزاده/ نویسنده نشریه
🔹در تاریخ اندیشه اقتصادی و اجتماعی، شمار اندکی از پرسشها به اندازه این سوال که چه کسی سزاوار موفقیت است، و اینکه آیا سازوکارهای جوامع مدرن پاداشها را برمبنای شایستگی توزیع میکنند؟، پرسیده شده و مناقشههای نظری و سیاسیِ دامنهداری در طول تاریخ برانگیخته است. پاسخ به این پرسش، فراتر از یک بحث آکادمیک محض، ساختار نظامهای مالیاتی، خطمشیهای آموزشی، سیاستهای بازار کار و حتی مشروعیت نظم اجتماعی موجود را تعیین میکند. کتاب «پلههای موفقیت یا بلیت بختآزمایی» به قلم گری هوور، جامعهشناس اقتصادی برجسته از دانشگاه نورث وسترن، یکی از جسورانهترین تلاشهای نظری-تجربی در دو دهه اخیر است که تلاش میکند این پرسشها را مجدداً صورتبندی و طرح کند و به آن پاسخ دهد.
🔹هوور که کتابش را در فوریه سال جاری میلادی انتشارات دانشگاه کالیفرنیا به بازار کتاب عرضه کرده است با بهرهگیری از دو استعاره بصری و درعینحال دقیق «نردبان» بهمثابه نماد کوشش مرحله به مرحله و بر اساس شایستگی، و «بختآزمایی» بهمثابه نماد شانس محض و عوامل تصادفی، نشان میدهد که فهم متعارف از موفقیت در جوامع سرمایهداری پیشرفته نهفقط ناقص، بلکه به شکلی نظاممند و عمدی، گمراهکننده است.
🔹پس از طرح دوگانه «پلههای موفقیت یا بلیت بختآزمایی» بهمثابه چهارچوبی مفهومی برای فهم نحوه و سازکار توزیع موفقیت، هوور پرسش روششناختی و محوری کتاب را مطرح میکند. اینکه چگونه میتوان «شانس» را، که ذاتاً گریزان و ناملموس است، به متغیری عملیاتی و قابلسنجش در پژوهش تجربی تبدیل کرد؟ این پرسش ازآنرو اهمیت مضاعف پیدا میکند که بسیاری از مدافعان روند فعلی شایستهسالاری، از یک سو، و مدافعان سرسخت نقش شانس، از سوی دیگر، غالباً در سطح کلیگویی متوقف میمانند. هوور اما با اتکا بر سنت کمّیِ جامعهشناسی اقتصادی و بهرهگیری از چهارچوبهای اقتصاد رفتاری، گامی فراتر مینهد و نشان میدهد که «شانس» نه یک مقوله فلسفی مبهم، بلکه پدیدهای قابلبررسی با روشهای علمی متعارف است، مشروط بر آنکه حدود و تعریف عملیاتی آن بهدقت مشخص شود.
🔹هوور این ایده را مطرح میکند که نقش شانس باید بهعنوان یک ویژگی ساختاری جوامع مدرن به رسمیت شناخته شود و سپس نهادهایی طراحی شوند که پیامدهای ناعادلانه آن را تعدیل کنند، بیآنکه انگیزه تلاش و نوآوری را از بین ببرند. پیشنهاد هوور برای این موضوع سه بخش دارد؛ بیمه اجتماعی در برابر شانس بد، مالیات بر شانس خوب و افزایش راههایی که از طریق آن همه افراد جامعه میتوانند به فرصتها دست پیدا کنند. البته هوور از چالشهای موجود بر سر راه عملی شدن این موارد آگاه است و آنها را به سه دسته چالشهای اطلاعاتی (چگونه شانس را از انتخاب تفکیک کنیم)، چالشهای انگیزشی (آیا مالیات بر شانس خوب درنهایت انگیزه تلاش را کاهش نمیدهد؟) و چالشهای سیاسی (دولت تا چه حدی میتواند در توزیع نتایج بازار دخالت کند) تقسیم میکند.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل مقاله را میتوانید اینجا بخوانید. | 1 613 |
| 17 | چگونه نگاه جهان به فقر در ۱۵۰ سال اخیر تغییر کرد؟
فرهاد نیلی، اقتصاددان در سومین قسمت از ویژه برنامه اکوسینما به تفضیل به مسئله فقر از دو لنز متفاوت پرداخت و هرکدام را به اختصار توضیح داد.
او بیان کرد که در پنج هزار سال تمدن بشر، همواره فقر وجود داشته و قالب بوده. اگر قلههای ثروت وجود دارد، اولا فردی بودند و ثانیا با قدرت نظامی و سیاسی همبسته بودند و ثالثا کنار درههای عمیق فقر بودند ه از کنار آن دره هیچکس نمیتوانست به قله ثروت برسد.
نیلی تاکید کرد که در طول تاریخ این فقیر یا تسلیم میشد یا قیام میکرد. اگر تسلیم میشد حداکثر استفاده از آن میشد و اگر قیام میکرد نیز سرکوب میشد.
وی در ادامه به بررسی مسئله لنز جنگ فقر و غنا در طول تاریخ و تغییر رویکرد و رویه فقر در 150 سال اخیر پرداخت.
📍لینک این برنامه در آپارات
📺 @ecoiran_webtv | 1 184 |
| 18 | ⭕ کابوس فومو
ترس از جاماندن چه خطرات اقتصادی دارد؟
✍ زهرا تهرانی/ نویسنده نشریه
🔹در سالهای اخیر همه ما حداقل برای یک بار ایستادن در صف را تجربه کردهایم؛ از صفهای مجازی مثل صف ثبتنام خودرو تا صفهای واقعی مثل صف گوشت و مرغ و حتی صفکشیدن مقابل مغازهها در بلک فرایدی. میدانید دلیل تشکیل این صفها چیست؟ ترس از دستدادن. ترس از دستدادن (FOMO)به اضطراب یا نگرانی از این موضوع اشاره میکند که دیگران ممکن است فرصتهایی ارزشمند را تجربه کنند درحالیکه شما از آنها عقب افتادهاید. اگرچه این مفهوم ابتدا در روانشناسی و رفتار اجتماعی موردمطالعه قرار گرفت، اما به دلیل نقش پررنگ آن بر تصمیمگیریهای مالی و اقتصادی، بهطرزی فزاینده در میان اقتصاددانان محبوب شد.
یکی از مهمترین پیامدهای اقتصادی ترس از دستدادن، اثر آن بر رفتار مصرفکننده است. افرادی که این ترس را تجربه میکنند، اغلب احساس میکنند که مجبور به خرید محصولات، خدمات یا تجربیات هستند تا از احساس طردشدن از روندهای اجتماعی اجتناب کنند. در جوامع مصرفی مدرن، مالکیت کالاهای خاص اغلب با جایگاه اجتماعی، هویت و احساس تعلق مرتبط است. درنتیجه، مصرفکنندگان ممکن است محصولاتی را نه به این دلیل که واقعاً به آنها نیاز دارند، بلکه به این دلیل که فکر میکنند دیگران از آنها سود میبرند، خریداری کنند. اقتصاددانان رفتاری استدلال میکنند که تصمیمات مصرفکننده همیشه منطقی نیست و اغلب با احساسات و مقایسههای اجتماعی شکل میگیرد.
ترس از دستدادن یکی از تاثیرگذارترین عواملروانشناختی در رفتار سرمایهگذار در بازارهای سهام مدرن و مبحثی ضروری برایمطالعه اقتصاددانان بهشمار میآید. در چهارچوب رفتارهای مالی، این ترس اینگونه توصیف میشود که سایر سرمایهگذاران از فرصتهای سودآور بازار بهرهمند میشوند، درحالیکه خود فرد درگیر آن بخش از بازار نیست. درنتیجه، سرمایهگذاران ممکن است برای خرید سهمهایی که قبلاً افزایش قیمت چشمگیری را تجربه کردهاند، عجله کنند،نه به دلیل تحلیل دقیق ارزش ذاتی آنها، بلکه به این علت که از، از دستدادن سودهای بالقوه واهمه دارند. وقتی سرمایهگذاران مشاهده میکنند که دیگران از یک روند خاص سهام یا بازار سود زیادی میبرند، اغلب از آن تصمیمات سرمایهگذاری تقلید میکنند.سرمایهگذاران بهجای تکیهبر تحقیقات مستقل و تحلیل بنیادی، از اقدامات جمعی پیرویمیکنند.
یکی از راهها برای تعدیلکردن فومو رشد سوادمالی است. افرادی که درک قوی از بازارهای مالی، اصول سرمایهگذاری و مدیریت ریسک دارند، کمتر احتمال دارد که فقط براساس احساسات یا فشار اجتماعی تصمیمگیری کنند.سواد مالی به سرمایهگذاران کمک میکند تا فرصتها را بهطور عینی ارزیابی کنند و بین ظرفیت سرمایهگذاری واقعی و تبلیغات سوداگرانه تمایز قائل شوند. پژوهشها درامور مالی رفتاری نشان میدهد که سرمایهگذاران آگاه هنگام تصمیمگیریهای مالی، بیشتربه تحلیل بنیادی تکیه میکنند تا احساسات بازار.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل یادداشت را اینجا مطالعه کنید. | 1 486 |
| 19 | بازار سرمایه 📌
در انتشارات دنیای اقتصاد
#تجارت_فردا
@tejaratefarda | 4 579 |
| 20 | تابآوری مطلوب⭕
اقتصادها در شرایط بحرانی چگونه دوام میآورند؟
سعید ابوالقاسمی /نویسنده نشریه ✍
🔹نخستین تیرهایی که در جنگ شلیک میشوند، فقط ارتش و نیروهای رزمی کشورها را درگیر نمیکنند، بلکه پای بودجه،بازار، ارز و سفره مردم را هم به رویارویی نظامی و تنشهای بینالمللی باز میکنند.جنگ فقط ابعاد نظامی ندارد. صفی که برای خرید نان شکل میگیرد، جهشی که در نرخ ارز اتفاق میافتد، بازارهای مختلفی که تحت تاثیر قرار میگیرند، و هر تصمیمی که ازنظر اقتصادی گرفته میشود، بخشی از میدان محسوب میشود. در چنین شرایطی است که فرضیههای اقتصاددانان دستخوش تغییر میشوند و حالا «تابآوری اقتصادها» حرف اول و آخر را میزنندجنگ سبب میشود کشورها دیگر نپرسند نرخ رشد چند درصد خواهد بود، یا سرمایهگذاری خارجی چه میزان افزایش مییابد؟پس از وقوع جنگ، جامعه میپرسد آیا نظام پرداخت کار میکند؟آیا کالاهای اساسی بهدست مردم میرسد؟ آیا دولت میتواند بدون اینکه اقتصاد درمارپیچ تورمی گرفتار شود، هزینههای خود را تامین کند؟
🔹بانک جهانی در قالب گزارش«تابآوری در برابر شکنندگی، تعارض و خشونت»، بر یک تغییر الگوی مهم تاکید میکند.به باور تهیهکنندگان این گزارش، زمانی که کشوری وارد جنگ، تعارض یا بحرانهای شدیدامنیتی میشود، منطق سیاستگذاری اقتصادی آن کشور بهصورت بنیادین تغییر میکند.در زمانهای عادی، دولتها اقتصاد را با هدف افزایش رشد، ارتقای بهرهوری، جذب سرمایهگذاری و بهبود رفاه عمومی مدیریت میکنند. اما در شرایط بحران، این اهداف بلندمدت جای خود را به اولویتی بسیار مهمتر و ضروریتر میدهند. در اولویتبندی جدید، پرسش اصلی این نیست که اقتصاد تا چه اندازه رشد خواهد کرد، بلکه این است که آیا اقتصاد میتواند به کار خود ادامه دهد؟ به گفته بانک جهانی، در محیطهای سرشاراز شکنندگی و خشونت، نخستین وظیفه سیاستگذاران اقتصادی، حفظ ظرفیتهای اساسی نظام اجتماعی و اقتصادی است.
🔹ادبیات سیاسی، تابآوری را فضیلت میداند و آن را در توانایی یک سیستم برای بازگشت به حالت اولیه پس از یک شوک بزرگ خلاصه میکند. گزارش تابآوری بانک جهانی این توصیف را با چالشی جدی روبهرومیکند. بر اساس این گزارش، تابآوری فقط یک صفت مثبت یا مطلوب نیست. بانک جهانی برای توضیح بیشتر، مرز بسیار باریکی میان توانمندی و فرسودگی پس از تابآوری ترسیم میکند. آنچه نویسندگان گزارش تابآوری بانک جهانی مدنظر قرار دادهاند این است که مفهوم تابآوری نباید به ابزاری برای نادیده گرفتن رنج مردم تبدیل شود. زمانی که در جنگ یا بحران از تابآوری اقتصادی صحبت میکنیم، باید این پرسش مطرح شود که «چه کسی و با چه قیمتی قرار است این تابآوری را داشته باشد؟»
🔹خط قرمز گزارش بانک جهانی،مخاطرههای اخلاقی استفاده از برچسب تابآوری است. زمانی که یک جامعه در برابربحرانهای مداوم، کمبودها و فشارهای معیشتی از خود مقاومت نشان میدهد، این خطروجود دارد که سیاستگذاران یا ناظران بیرونی، این انطباق اجباری را نشانهای از سلامت سیستم در نظر بگیرند. درحالیکه این تابآوری ممکن است فقط بهمعنای تحمل وضعیت غیرقابلقبول باشد. در اقتصادهایی که با جنگ و بحران روبهرو میشوند، این پدیده بهصورت فرسایش پنهان ظاهر میشود. گزارش بانک جهانی اشاره میکند که تابآوری در بیشتر مواقع موضوعی نامرئی است. زمانی که یک سیستم بانکی در اوج بحران سقوط نمیکند، یا هنگامیکه بازارها با وجود تورمهای سهرقمی همچنان به عرضه کالا ادامه میدهند، در ظاهر یک موفقیت تکنیکی برای آن اقتصاد ایجاد میشود، اما این ثبات ظاهری در لایههای زیرین به قیمت فروش داراییهای مولد خانوار، حذف مواد مغذی از سفرهها یا ترک تحصیل کودکان و نوجوانان تمام میشود. این نوع تابآوری «تابآوری کاهنده» نامیده میشود.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل گزارش را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید. | 1 787 |
